تف توی دهن

0 views
0%

درود بر همگی من سینا هستم با موهای خرمایی و قد 176 و استیل تقریبا ورزشکاری خیلی تو کف بودم برا همین به یکی از دوستام که شب و روز دنبال زن و دختر بود و خیلی مخ زن حرفه ای بود گفتم بابا یکی از دوست دختراتو بده منم یه سیخی بزنم نامرد اونم شماره یکی از دوست زنهاشو که طلاق گرفته بود و کارمند بود و اسمش غزاله بود و الان هم میگفت باهاش قهره به من داد و گفت خودت دیگه برو مخشو بزن من اول جدی نگرفتمش ولی چند روز بعدش یه زنگ بهش زدم یه خانومی برداشت الگی گفتم خانم فلانی گفت اشتباه گرفتی و من معذرت خواهی کردم و قطع کردم بعدش دوباره زنگ زدم و گفتم ببخشید میدونید چیه گفت چیه گفتم صداتون خیلی دلنشین بود یهو دیدم خندش گرفت گفتم بعد زنگ زدن نتونستم صداتونو فراموش کنم الانم حوصلم سر رفته میشه یکم با هم حرف بزنیم یکم هم شوخی کردم باهاش دیدم خودش هم بدش نیومده خلاصه بعد از چند روزی زنگ زدن تونستم باهاش قرار بزارم گفت تو مطب دکتر منتظرم برای ویزیت بیا اینجا ولی به روی خودت نیار وقتی دیدمش داشت زبونم بند میومد وای یک خانم تپل و سفید و خوشکل که معلوم بود سینه های درشتی داره رو صندلی نشسته بود فقط خدا خدا میکردم باسنشم درشت باشه که بعدش که بلند شد دیدم فوق العاده بزرگه که از زیر مانتو داشت با آدم حرف میزد اونم از من خوشش اومد و خلاصه قرار شد یک روز با هم بریم بیرون منم قبلش خونه مجردی یکی از دوستام رو ردیف کردم سوار ماشینش کردم و بعد از یکم حرف زدن همینطور که رانندگی میکردم دستمو حلقه کردم دور گردنش به نشانه دوستی اونم لبخند زد کم کم دستم رو بردم از داخل یقه مانتوش روی سینه هاش دیدم یک ناله ای از روی شهوت کرد و شل شد و این ناله ادامه داشت آفتاب از بیرون ماشین افتاده بود روی خط سینه های سفیدش و مثل الماس میدرخشیدن و منم مشتشون میکردم و حسابی دو تایی تو فضا بودیم سینه های درشت با نوک برجسته و ترنگ بهش گفتم نفیسه زیپ شلوارتو باز کن و کستو بنداز بیرون میخوام با دستام بگیرمش اونم گفت وویی ولی زشته ممکنه ببینن مردم از بیرون گفتم این پایینه تو دید نیست وسط اتوبان کی حواسش به ما هست آخه زیپشو باز کرد همراه دکمه شلوارش و لای پاهاشو باز کرد منم دستمو اول از روی شرتش کشیدم روش دیدم تره تره یهو دستمو کردم تو شرتش یکم مو داشت بعدش انگشتامو اول وسطیو کردم تو سوراخ کس تپلش که خودشم شروع کرد به تکون دادن کس آبدارش دیگه همه انگشتای دست راستم تو کسش بود و اون یکی دستم رو فرمون خلاصه با همین فضای شهوت بردمش خونه دوستم از پله ها که میرفتیم بالا دستم رو باسنش بود گاهی هم محکم میزدم رو باسنش آخه کون که نبود شاه کون بود به در که رسیدم آوردمش جلوم و از پشت کیرمو چسبوندم به پشتش وای چقدر نرم بود از روی مانتو هم میشد کردش خودشم کون دیوونه کنندشو تیز میکرد برام و صدای نفساش بلند میشد در همین حالت با کلید درو باز کردم و رفتیم تو خونه همونطور که پشتش به من بود چسبوندمش به دیوار و مانتوشو دادم بالا باسنش و همونطور از روی شلوار نازک پارچه ایش صورتمو از پایین کونش کشیدم روی کون گندش و با دستم قنبلای کونشو چنگ میکردم و از هم بازشون میکردم مثل وحشیا دکمه و زیپشو در همون حالت باز کردم و محکم با شرتش کشیدم پایین وای یکدفعه باسن سرخ و سفیدو خیلی گندش اومد جلوی صورتم من همیشه کون را به کوس ترجیح میدم لای کونشو باز کردم و شروع کردم بازبونم لای کونشو با شدت هر چه تمامتر لیس زدن و خوردن لبهامو وسط کونش میزاشتم و مک میزدم طوری که صداش خیلی زیاد میپیچید لای کونش پر از تف میشد و من میخوردمشون زبونمو تیز کردم و وارد سوراخ قرمز کونش کردم که دیدم دیگه ناله های مریم به جیغ بدل شده بود و غرق شهوت شده بود قنبلاشم با چنان ولعی میخوردم و داخل دهنم میکشیدم و نگه مداشتم و با صدای زیاد رها میکردم دنبالشم محکم میزدم روش و دوباره سرمو لای باسن سفیدش و گوشتیش میکردم و میخوردم مثل ژله تکون میخورد بعد از مدت زیادی که کونشو حسابی خوردم خوابوندم و شروع کردم لباشو خوردن لامصب لباشم گوشتی بود رفتم زیر گردنش و شروع کردم خوردن چون تپل بود گردنش خوشمزه و نرم بود سینه هاشم مثل کونش با صدای بلند مثل این وحشی ها مک میزدم و رفتم سراغ کوسش وای چقدر قرمز و کلوچه ای بود اول روش با زبونم کشیدم و سریع زبونمو تا ته کردن وارد کوسش غزاله هم پاهاشو تا آخرین توان باز کرده بود مزه کوسش با عرق تنش قاطی شده بود و مزه شهوت میداد خیلی آبدار بود بعضی وقتها همه کوسشو وارد دهنم میکردم و محکم فرو میکردن داخل و با صدای زیادی رهاش میکردم اینجا بود که خودش گفت سینا بکن تو کوسم اصل قضیه اینجاش با حال بود نمیدونم چی شد یهو به ذهنم خورد همونطور که میکنمش و لب میگیرم تف بندازم داخل دهنش ولی میترسیدم بدش بیاد هیچی دیگه دلمو زدم به دریا و وقتی کیر کلفتمو وارد کوس نازش کردم و شروع کردم تلمبه زدن گفتم دهنتو باز کن اونم باز کرد و هرچه تف داشتم پرتاب کردم توی دهنش دیدم استقبال کرد و گفت جون منم دوباره و دوباره اینکارو حین تلمبه های تند میکردم بهش گفتم تو هم بکن اون هم از من وحشی تر اینکارو میکردصورتمون و دهنمون پر تف شد میلیسیدیم و دوباره تف میکردیم وای چه جوی بود یهو دیدم پاهای گوشتی و سفیدشو که تا آخرین حد باز کرده بود حلقه کرد دور کمرم و با دستاش منو بغل کرد و ارضا شد منم یه ذره بعدش آبمو که همیشه خیلی زیاده ریختم رو شکمش دو سال با هم بودیم الان ازش بی خبرم ولی سکسای جانانه ای با هم داشتیم نوشته

Date: June 10, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.