جنده بازار 1

0 views
0%

سلام من و دوستام خیلی با هم رفیقیم و همیشه با هم هستیم و توی تهران خلافی نیست که نکرده باشیم ولی بیشتر دنبال کس بازی هستیم تا حالا بیشتر از صد تا کس کردیم ما یک تیم 4 نفره هستیم بستگی به نوع جنده ای که به طورمون می خوره از نفری 20 تا 100 هزار دادیم جنده ها هم راضی هستن تو یک شب از 100 تا 1 میلیون گیرشون می اد تازه دعامون هم می کنن که سیر می کنیمشون 2 تا از دوستای که دارم خونه دارن خونه مجردی و هر کسی جنده ای طور کرد بعد هماهنگی خونه بچه های دیگه رو هم خبر می کنه و اول دنگ هر کسی بهش گفته می شه بعلاوه تنقلات و چیزای دیگه البته خیلی از جنده ها رو شمارشون رو دارییم و در نبود کس زنگشون می زنیم اونها هم معطل نمی کنن ولی بیشتر دنبال تنوع هستیم و دنبال کیس های جدید خیلی دوست نداریم یک نفر رو دوبار بکنیم الا رو ناچاری که تو تهرون هم با مشکلی روبرو نیستیم این رو هم بگم برا خودمون هم قانون داریم و اونم این هست که اصلا پیش هم بعد سکس بیرون شوخی های نمی کنیم که کسی از ماجرا پی ببره و دنبال زن متاهل نیستیم و تو مجالسمون از دود فقط قلیونه و کسی حق نداره چیز دیگه بیاره ولی آبکی مشکلی نیست بچه ها ازادن تقریبا همه به هم عادت داریم و بهم احترام می ذاریم تو سکسمون با طرف اگه خودش بخواد سکس چند نفره می کنیم و اگه نخواد یک اتاقی رو آماده می کنیم خودمون مشغول می شیم به قلیون و و هر نفر جداگانه می ره می کنه و می اد بیرون اصل داستان یک روز ساعت 6 بعد از ظهر دوستم زنگ زد که یک موردی پیدا شده 42 ساله ولی توپ خودتو برسون تا بی نصیب نمونی و دنگ تو هم می شه 35000 تومن اگه می خوای بدو طرف باید زودی بره عجله داره من هم کارمو فوری انجام دادم و خودمو رسونم خونه دوستم که جنده رو برده بودن وقتی وارد خونه شدم دیدم دو تا دوستام دارن قلیون می کشه و یکی هم داخله تقریبا سکس هر کدوم از ما ها بین 20 تا 30 دقیقه هست و مستقیم نمیریم سر اصل مطلب و ترتیب رفتنمون تو اتاق هم به این ترتیبه که چقدر زود تر برسیم اگه کسی عجله داشته باشه نوبتمون رو بهش می دیم گفتم عباس چه زمانی تو اتاقه گفتن 10 دقیقه ای می شه گفتن عجب کوسی هست یک کونی داره که ادم ندیده ابش می اد چه برسه بذاری لا دنبش شروع کردیم به قلیون کشیدن و کسشعر گفتن که عباس آقا عرق کرده اومد تو حال و بعد از چند تا تعارف که به هم دادیم دوست بعدیم رفت و گفتیم عباس چ خبر گفت کونشو براتون گشاد کردم که اذیت نشید اصولا نفر اول این نصیبش می شد که کون طرف رو گشاد کنه گفت عجب مالی هست طرف خیلی مسته فقط برا گاییدن افریده شده کونش حرف نداره ولی کس اش گشاده معلومه بچه داره طرف اصولا جنده های که پیدا می کردیم از 20 تا 30 سال داشتن اولا جنده ای بود که 42 سال داشت رو می کردیم همه مون دنبال چنین جنده ای بودیم دباره شروع کردیم به کس شعر گفتن که صدای اخ زنه بیچاره بلند شد حسن گفت داره مادرشو می گایه که تو این سن هوس کیر جوون نکنه دباره کسشعرامون شروع شد بعد 20 دقیقه که حمید اقا از اتاق اومدن بیرون و حسن که کیر ضایش رو شلوار معلوم با با اجازه رفت تو اتاق گفتیم حمید چیمارش کردی جیغ داد گفت چون کونش باز بوده یک دفعه تا خایه کرده تو کونش تو کیرای همه ما حمید از همه مون سر تره گفتم بیچاره رو که جر دادی گفت روش که می خوابی اینقد نرمه که نگو کونش ابکی هست وقتی دنبه هاشو می گیری سوراخش هم همراش می ره قلیون هی دور می چرخید و زمان برا من کند خیلی می خواستم زودی برم تو اتاق با این تعریفای که کرده بودن عباس می گفت دباره هوس کردم تا بالاخره زمان به سر اومد و حسن اقا اومدن بیرون عباس بهم گفت ببین راضی می شه من و حمید جفتمون بکنیمش منم یهش گفتم بذار اول خودم سیر بکنمش بعدش بلند شدم رفتم تو اتاق دیدم دمر خوابیده سرش رو گذاشته رو بالش خیلی خسته شده بود لباسم رو در اوردم زدم به باسنش سرش رو که بلند کرد چشمام سیاهی رفت چی می بینم نمی تونم حسم رو تعربف کنم امیدوارم برا شما اتفاق نیوفته خاله رویام بود زبونم بند اومده بود مثل فرفره کیرم خوابید اونم داشت از این بی ابرویی سکته می کرد سرش رو کرد زیر بالش سکوتی فرا گرفت اتاق رو نمی دونستم چیکار باید بکنم اگه رفیقام می فهمیدن کی رو کردن دیگه نمی تونستم تو چشماشون نگاه کنم تو همین خیال ها غرق بودم که که عباس صدا زد بکن این مادر جنده رو از صداش به خودم اومدم دقیقه های ساعت داشت برام مثل ساعت می گذشت دیدم خالم داره گریه می کنه از خالم بگم از شوهرش طلاق گرفته بود و با بچش تو خونه بابا بزرگم زندگی می کرد واقعا مونده بودم چیکار کنم دوست نداشتم یک لحظه دیگه اونجا باشم خالم داشت گریه می کرد بهش گفتم تابلو نکن نمی خوام دوستام از موضوع بویی ببرن اشکاشو پاک کردم ازش پرسیدم چرا این کارو می کنی گفت از نداری از بدبختی اون از شوهر معتادم و این از پدر پیرم دیدم راست می گه واقعا سخته تنها بدون پشتوانه بودن سخته واقعا تا حالا بهش فکر نکرده بودم چیکار می کنه با این خرج های بالای امروزی تف کردم به این روزگار و متوجه شدم خیلی زنهای که تا حالا گاییده بودم رو شهوت نمی دادن و بیشتر بخاطر مشکلات معیشتی هست بخاطر چندر قاز پول خودشون رو پیش هر کس و ناکسی می دادن تو این حالا و هوا بودیم که یهو عباس زد به در هول کردیم فورا بلند شدم و خوابیدم رو خالم عباس به مسخره گفت یا الله و اومد تو اتاق گفت در چ حالی حاجی کیرم از ترس راست نمی شد با اینکه بین باسن خالم بود گفتم برو الان گارم تموم می شه اومد بالا سر خالم نشست خالم سرش رو بالا نمی اوورد منم ترسیده بودم که اشک خالم رو نبینه یک وقت دست کرد تو موهاش گفن جنده حانم اگه بذاری جفتی بکنیم 70 بهت می دم خالم صداش در نمی امد گفتم عباس برو تا کار من تموم بشه ولی اون ول کن نبود من و عباس زنهای زیادی رو با هم کردیم نه بخاطر اینکه تو فیلم سکس دیدیم یک حس خاصی می ده به ادم از یک طرف می ترسیدم بهش گیر بدم از یک طرف هم ناجور بود مغزم کار نمی کرد موهاشو گرفت کشید بالا شروع کرد کیرش رو به صورتش مالیدن گفتم عباس خستس ولش کن گفت من دباره هوس کردم گفتم فعلا برو بذار من کارم رو بکنم بعد بیا اون هم مونده بود چرا دارم اینکار رو می کنم چون همیشه دوست داشتم با هم بکنیم هر که دو بار می کرد باید دو برابر هم پول داد با اکراه بلند شد و گفت باشه و رفت چ مصیبتی امروز گرفتارش شده بودم مثل خواب بود از رو خالم بلند شدم گفتم چیکار کنیم حالا اصلا حرف نمی زد گفتم برو لباست رو بپوش منم پوشیدم بعد با هم رفتیم بیرون عباس شاکی شد که مگه نگفتم من یک بار دیگه می خوام با اشاره بهش گفتم حالش خوب نیست عباس اومد جلو از دست انداخت رو مانتو و پنجه رو تو کونش و گفت ببین چ کونی داره رنگ خالم مثل گج سفید شده بود من گفتم می رسونمش عباس و حمید مثل اینکه من اهو رو از چنگشون در اوردم بهم نگاه می کردن ولی وقتی حال و هوای خالم رو دیدن پشیمون شدن بچه ها پول هاشون رو دادن من تا بهش بدم و به رسم هر جنده ای همشون زدن به باسن خالمو و ما راهی شدیم ادامه داستان رو در صورتی می گم که فحش ندین نوشته

Date: سپتامبر 2, 2018