خاطره کونی پسر

0 بازدید
0%

من خودم تنها راهی شهرستان شدم و خانواده رفته بودند و من هم با ماشینم راهی شدم و ساعت هشت صبح راه افتادم استان زنجان رو تازه بسمت میانه میرفتم که وسط اتوبان ماشین خاموش شد و هرکاری کردم روشن نشد و کنار بزرگراه توقف کردم و یک ساعتی بعد یک امداد جاده آمد و گفت باید به مکانیکی منتقل بشه و تا مکانیکی منو بکسل کرد و مکانیکی خارج شهر و در جاده ای که روبه کوه و از بزرگراه خارج شد و در جاده ای فرعی و خاکی پراز دست انداز بود و نزدیک یک آبادی مکانیکی دریک باب مغازه ای کنار نهر آب که پراز آب هم بود و پنجاه هزار تومان گرفت و رفت و دو مرد مکانیک مشغول به کار شدند و منم در تراسشون روی تخت یکنفره ای با اجازه ای خودشون نشسته بودم و برای اینکه خوابم نبره یا سرگرمی بیشتر لب تاب خودمو به برق زده بودم و روی تخت مشغول تماشای کلیپ و عکس های سکسی گی بودم و از داخل کیف پایپ شیشه ام را پراز شیشه کردم و بدون صدا و تق تق فندک اتمی کام میگرفتم و دودشو طوری که متوجه نشوند بیرون میدادم ماشین ساعت سه بعدظهر درست شد و منم حدود سه ساعت نیمگرم شیشه را تنهایی کشیده بودم و بادیدن عکس و کلیپ سکسی گی حشری و فاز سکس گرفته بودم و یکی از آندو که دوسه سال از دوستش کمتر بود آخرای کار و کشیدنم و دیدن کلیپ و عکس گی پنهانی و بدون صدا از پلکان آمده بود و منو در حال کام گرفتن و تماشای عکس و کلیپ دیده بود و برگشته بود و به دوستش گفته بود و در حالی که آندو نیز کرکره ای مغازه رو کشیده پایین و تعارف به غذا کردند و من ردکردم تعارفشون رو بدون جلب توجه من قفل کرده بودند و کرکره هم که بسته شد نوری نبود جز لامپ های کم نور و منم مشغول بودم که بوی تریاک به من رسید و پرسیدم کار ماشین چقدر مانده و مرد کم سن و سال تر گفت تماس گرفتیم تا شهر یک قطعه بیارن تا بتونی ماشینو روشن کنی و بروی یه بیست دقیقه ای هم تارسیدنش اگر اهل دود هستی بیا توهم بزن که گفتم نه نوش جونتون و حدود نیم ساعت و نزدیک چهار بود که منم خیلی کشیده بودم و با گشودن کمر و دکمه های شلوار جینم و دستم رو داخل شورت و با کیرم ور میرفتم و کمی هم با کرم سوراخ کونمو چرب کرده بودم و چشمانم رو بسته بودم و تو رویاهای خودم سیر میکردم و یک موقع با تکون سرشونه ام از کنارم مردی که کمی بزرگتر بود رو کنارم دیدم و اونم گفت خفه اش نکنی بعد گردنشو داری فشار میدی کاری نمیشد کرد سوتی داده بودم هم پایپ و فندک و هم دستم رو که کیرمو گرفته بودم بازی میکردم و هم کلیپ فیلم های کوتاه که با صدای کمی درحال نشون دادن بود و اونم گفت خوب حال میکنی و شیشه میزنی و باخودت حال میکنی من فقط فکر میکردم جنده ها موقع دادن شیشه میکشن و ندیده بودم مردش هم بزنه و در حین حرفاش چشمم به جلوی لباس سرهم کارش شدم و فکر میکردم که کیرش باید الان تو حالت نیمه شق و یا شق کامل باشه همچین کمی برامدگی داشت و گفت دوباره ببینم تو کونی هستی آره راستشو بگو هان دوست داری اینجا بکنیمت و حال کنیم باهم دوست داری یا نه و من چیزی نمیگفتم و گفت پاشو و من ایستادم و اون هردو دستش رو از روبرو روی باسنم گذاشت و کمی بازی بازی داد و سمت خودش منو کشید و گفت عینکتو بردار که لبی رو بریم و هم من هم فرشاد دوتایی بکنیمت تا حال بیایی ومن عینکم رو روی کیف لب تاب گذاشتم و لب تو لبی شدیم که بعد اون دکمه های آهن ربایی لباسمو دونه دونه باز کرد و زیرش هیچی نبود و من موهای تنم رو روز قبلش تمیز تیغ زده بودم مثل بدن کس و جنده ها شده بود و لباسمو در آورد و دکمه های شلوارم هم باز بود و دستاشو روی شورتم گذاشت و همراه شلوار جینم کشید و از تنم درآورد و بدن بدون مو و تمیز کیر نیمه راست و بزرگم که نشونه ای از کلفتی رو داشت و حرف مجید خان که راسته والا که کونی ها کیرشون کلفت تر میشه و زیپ لباس کارشو کشید پایین و اونم زیر لباس کار فقط شورت داشت و بدن پراز پشم و مویی که هم دستانش و هم بدن و پاهایش داشت و شورتشو هم همراه لباسکارش درآورد بدنش مثل من لاغر بود و تنها بازوهای بزرگ و قوی داشت کیرشو که تازه داشت سفت مثل سنگ میشد نیمه باریک و قدش هم بیشتر از مال من بود و تخم های گرد و توپ مانند هم داشت دستمو روی کیرش گذاشت و منم کیر گرمشو بازی میدادم و تا حسابی سنگ شد و خودم نشستم جلوی پاهاش و سرشو با زبونم لیس زدم و حسابی حالی به حالی شد و با زبونم لبانمو خیس کردم و سرشو تو دهانم بردم و گذاشتم هرچی میتونم ببرم تو و آسته آسته سرمو عقب میبردم ودوباره جلو میبردم و همین طوری براش داشتم میخوردم و ساک میزدم و کمی تخم هاشو براش خوردم و یا مثل بستنی کیرشو از روی تخم هاش با زبونم لیس میزدم تا نوکش و پرسید ببینم کونت تمیز که هست و منم گفتم آره ولی کرم نباشه نمیشه و اونم گفت فرشاد و من اشاره کردم که خودش بره و کرم بیاره گفتم فرشاد بین سکس دوست دارم بیاد نه همین اولش اینجوری نمیتونم و سرشو تکون داد و همونطور لخت پلکانو رفت پایین و من پایپ رو برداشتم و کام قوی و پر دود گرفتم و بیرون دادم ودوباره کامی دیگر و بار سوم دیگه تراس انگار مه گرفته باشه و از روی قصد هم فرستادمش دنبال کرم که بتونم چند کام قوی بگیرم و پایپ رو داخل کیف گذاشتم و لب تاب رو از برق کشیدم و داخل کیف گذاشتم و پنج عدد کاندوم داشتم که بیرون رویتخت گذاشتم و مجید خان هم بایک کاسه کرم آمد و لامپ روهم خاموش کرد و ازم خواست روتخت دراز بکشم و من روشکم شدم و کمی با دوانگشت به کونم مالید و بدنشو روتخت مثل مدل شصت و نه ولی فقط کونمو با انگشتانش بازی میداد و ازم خواست تا براش ساک بزنم کیرش کمی شل شده بود و برای اینکه همشو تو دهانم ببرم فرصت خوبی بود و دوسه بار اینکارو کردم و مثل سنگ دوباره سفت شد و کاندوم رو باز کرد رو کیرش کشید و با دستش روی کاندوم رو چرب کرد اینوهم بگم موقع مالیدن کرم نمیدونم کمی تا به سوراخ رسید سوزشی داشت و گرم کرد و روی من خودشو آورد و بادستش روی سوراخ گذاشت و فشاری داد و سرشو و کمی بعد هم تانصف و تا جایی که نوک کیرش به ته کونم خورد و من یهو آخی گفتم و تکونی خوردم و اون کمی با گیر میبرد و درمیاورد که تفی روی سوراخ و روی کاندومش مالید و بهتر و سر و لیز شد و تلمبه زدن هاش باعث لذت و حال برایم بود طوری که دلم میخواست از تو دهنم هم یکی بکنه و مقداری بعد فرشاد هم رسید و اونم لخت شد و کیرش کمی باریک تر و قدش مثل دوستش بود و تو دهانم کرده بود و سرمو نگه داشته بود و تند تند دهنمو به فاگ داده بود و هنوز داشت مجید از کونم تلمبه میزد و حسابی رو حال و لذتی بودم که تاکنون اون حال رو نبرده بودم و چند بار جای خودشون ومدل سکس رو عوض میکردن که درست سر بزنگها که داشتند باهم آبشون رو تو دهانم میریختن اوستا کارشون پلکان رو داشت بالا میومد و این دو بسرعت لباس کارشون رو پوشیدن و قبل از رسیدن به تراس مجید و فرشاد ورودی رو به سمت پایین راه افتادن و من نمیتونستم تکان بخورم و تنها شورت و شلوارمو تو پایم کشیدم و پیراهنمو تن کردم و روی تخت به حرفاشون گوش میکردم و اوستا هردوشون رو پی نخود سیاه فرستاد و خودش آمد بالا و من که خودمو بخواب زده بودم زیر چشمی دیدم مرد خیلی هیکلی و چارشونه است و منو تکون داد ومن مثلا از خواب بلند شده باشم چشم هامو باز و بسته میکردم که گفت زود و سریع بکن و لخت شو اولش خوب نفهمیدم ولی تکرار کرد و من گفتم واسه چی و خودمو به کوچه علی چپ زدم ولی خیلی راحت که قلبم یهو ریخت تلوزیون کوچکی روی میز آهنی بود و روی کانالی گذاشت و من سکس خودمو با اون دونفر به وضوح دیدم و گفت اگر میخوای این فیلم پاک شود کاری که گفتم رو بکن وگرنه میدم دست پلیس خود دانی زورم غیر ممکن بود بهش بچربه و تهدیدشو جدی گرفتم و لخت که شدم روشکم خوابیدم و شیرین با کیر کلفتش تا سه ساعت که نزدیک نه شب بود یک کله تلمبه زد و منو کرد تا آبش رو توی کونم ریخت و البته لذت بردم خیلی و همان شب بعد رفتن اوستا کون من از سوراخش سوزشی زیاد و آب اوستا رو هم از کونم تمیز کردم و فرشاد با دوست همسن خودش آمدند و جاتون خالی از یک نصفه شب اول یکی و بعد هم خودم میخواستم دوتا کیر رو امتحانش کنم و گفتم و اون ها اولش نتونستن اما بعد هردوکیرشون باهم تو کونم شد و لذت و حال و درد هم بود و تا نزدیک صبح دوبار کردند و بعد هم تا ظهر هم خوابمون برد و من خیلی برای خودم و ماشین خوشحال شدم چون هردومون شارژ و درست شده بودیم پـــــــــــایــــان

Date: آگوست 5, 2018