داداشم و آبجی بیوه ام

0 بازدید
0%

سلام خاطره سکس واقعی داداشم با ابجیم که با زیرکی تونستم از زیر زبون دادشم بکشم واستون میگم داداشم 38 سالشه وابجیم 41 ساکن یکی از استانهای غربی کشور هستیم اتفاق مربوط به ده سال پیش هست داداشم با یک دختر که همکارخودش بود اشنا شد و قرار شد که بابام ومامانم و ابجیمو ببره واسه پسند وخواستگاری چون داداشم تو شهر دیگه ای سرکار بود و حدود 700و800 کیلومتر با محل زندگیمون فاصله داشت من سه سال از داداشم کوچکترم و این جریانو با استفاده از ایدی دخترونه ک ساختم ووازاین طریق تونستم جریانو از زبون برادرم بکشم عین اونو واستون مینویسم که برادرم قسم خورد که همچی جریانی اتفاق افتاده روزی که رفتن شمال واسه خواستگاری شب داداشم یه سویت میگیره که تو خونه پدر نامزدش نباشن سویت یک خوابه هست و مامان و بابام تو اتاق میخوابن داداشم و ابجیم تو سالنش میخوابن ابجیم ده دوازده سالی هست که شوهرش فوت کرده وواقعا خوشگل هست من خودم دیوانه کونش هستم خیلی نرم وسکسی هست اما اصلا اهل هیچ برنامه ای نیس و ادم مذهبی و معتقدی هست خلاصه داداشم از طریق ایدی باهم چت میکرد و به ضم اینکه من زن هستم کل خاطره رو برام گفت شب موقع خواب کنار هم جا میندازن و میخوابن میگفت که سر شب قبل شام تو اشپزخونه چند بار از پشتش رد شدم وخودمو بهش مالوندم عکس العملی نداشت وهمین باعث تحریکش شده ک شب میتونه کاری کنه ازاین جا به بعد از زبون داداشم میگم دوساعت از خوابیدنش گذشت به پهلو خوابیده بود کونش کامل برجسته بود و حسابی شهوتی شده بودم اروم بعد 5 دقیقه خودمو نزدیکترش کردم نوک پام اروم زدم به کونش واییی خیلی نرم بود کیرم داشت مینرکید دیدم تکون نمیخوره جراتم بیشتر شده و کمی هم عذاب وجدان داشتم یه حال عجیبی که کسی تجربه کرده واقعا میدونه چی میگم نزدیکتر شدم جوری که دیگ تقریبا چسپیده بودم بهش اروم دستمو گزاشتم رو کونششش با مکث کمی کشیدم رو کونش یه تکونی خورد ترسیدم سریع کمی دور شدم و بعد یکی دو دقیقه بلند شدم رفتم دستشویی تو دستشویی از بس شهوت داشتم پاهام میلرزید بزحمت برگشتم سر جام خوابیدم باز عذاب وجدان داشتم رومو کردم اونور بعد چند دقیقه دوباره شهوت داغونم کرد وشق درد اومد سراغم دوباره نزدیکش شدم اینبار سریعتر از سری قبل نزدیکش شدم وبیشتر مالوندم دامن مشکی پاش بود نمیدونستم که فقط دامن پاش هست بدون شلواروقتی که مالیدم متوجه شدم همین باعث شد ک اروم دامنو کنار بزنم وایی خدا چی میدیدم یه کون سفید وبزرگ با کمر باریک ک ب پهلو خوابیده در چند سانتیمتریم اروم کیرمو دراوردم و همزمام دستمو رو کون لختش میمالیدم یه لحضه حس کردم بیدار وخودشو زده بخواب منم بیشتر تحریک شدم ولی میخواسنم واقعا بفهمم که بیدار هست یانه واسه همین جوری وانمود کردم که مثلا خوابم و بحالت خواب الودگی دستمو مثلا پرت کردم سمت کوسش که بخوره بهش دستم یه لحظه زدم که اگ بیدار باشه عکس العملش ببینم نا خورد به لبه کوسش حس کردم خیس دستم انداختم صبر کردم واکنشش ببینم زیرچشمی نگاه نردم دیدم بله یه لحظه روشو برگردوند یه نگاه کوچیک کرد دوباره سرشو گزاشت رو متکا منم بعد یه دقیقه دوباره کونشو مالوندم دیدم تکون نمیخوره جراعتم بیشتر شد و اروم دستمو کشیدم پایینتر و رو کوسش از پشت خیلی اروم نوک انگشتمو زدم لبه کوسش واییی چقد داغ بود داشتم دیونه میشدم فک اینکه این کوس وکون ده دوازده ساله ک بیوه هست چقدر باید تنگ باشه اتیشم میزدبیشتر ماللوندمش دیدم کمی تکون خورد دستمو عقب کشیدم دوباره شروع کردم اب دهنمو از شدت شهوت بسختی قورت میدادم ولی کیرم داشت میترکید الان تقریبا سر کیرم دم کوسش بود ودیگه حالیم نبود بایستی این شق درد و علاج میکردم ارم سر کیرمو گرفتم گزاشتم لای پاش کمی مالوندم بحدی لیز بود با یه اشاره کوچیک شرش رفت تو اروم اروم فشار دادم وای کیرم داشت میسوخت لیز وداغ بیشتر فشار دادم تا نصفه رفت هنوز میترسیدم ولی شدت شهوت به ترسم غلبه میکرد مطمن شده بودم که بیدار چون نفس کشیدنش تند شده بوداروم عقب جلو میکردم بیشتر رفت تو شروع کردم بیشتر جلو عقب کردن اونم به پهلو خوابیده بوئ کونشو داده بود عقب و تکون نمیخورد وایی دو سه دقیقه عقب جلو کردم و ابم اومد سریع کشیدم بیرون ودستمو گرفتم جلو کیرم وابمو که خیلی داغ بود ریختم تو دستم رفتم دستشویی خودمو پاک کردم برگشتم خوابیدم ودامن ابجیمو دوباره به حالت اولش برگردوندم پتو کشیدم رو سرم و بحالت عذاب و بیحال خوابم برد صبح که بیدار شدم دیدم اون زودتر بیدار شده وداره صبحونه رو میاره سر سفره سلام کردم اونم عادی جواب داد و همه نشستیم سر سفره صبحونه خوردیم وراه افتادیم این تمام واقعیت خاطره ای بود که با ایدی دخترونه تونستم از چت با داداشم کش برم سالم و خرم باشین نوشته

Date: August 23, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.