داستان سکسی ارسالی چهارشنبه – ۲۵ مهر ۱۳۹۷:وقتی ۱۸ سالم بود منو بزور کردن

0 views
0%

&: سلام من تیام هستم 18 سالمه اندام زیبایی دارم. قدم164وزنم 57 ویه کس وکون تپل دارم وسینه های سایز75که دخترخاله هام میگن تیام بمیری خوش بحال شوهرت خلاصه سرتونودردنیارم من یه پسردایی دارم که ازخوشگلی رودست نداره هیکلم همین طورعالییی چشاش خاکستری خیلی خوش رنگ ولبای قلوه ای ونازیه بینی قلمی ومتوسط و… یه روزباخونواده رفتیم خونشون که ویلاست بعداینکه رسیدیم زنگوزدیمورفتیم توبعدحال واحوال پرسی من رفتم تواتاق رادوین(پسرداییم)بخوابم چون خیلی باهاش گرمم ازخواب که بیدارشدم دیدم رادوین سرش تولپ تابشه یه لحظه چشمم خوردجلویه شلوارش که کیرش سیخ شده بودزدم توسرشوگفتم رادوین چیکارمیکنی بالاسرمن یه دفعه مث برق گرفته هاسه متررفت هوا که غش کردم ازخنده گفت روآب بخندی تیام قلبم رفت توخشتکم هردوخندیدیم یعنی غش کردیم گفت بیا ببین رفتم دیدم بعلهههه آقاپسرفیلمای سوپرنگاه میکرده منم که ازینابدم میومدگفتم خاککککک توسرت ابروشوانداخت بالاوخندیدکه دوتاچال روگونش افتادومن انگشت کردم توشون گفت یه سورپریزدارم واست بعدازظهرشدومن سوارماشینش که بوگاتی بود(ازخارج آورده بود)شدم ورفتیم گفتم حالاکجامیری گوزوگفت گوزوامیره(برادرم)گفت آپارتمانم جدیدخریدم ده طبقه است رسیدیم رفتیم توآسانسورزدطبقه شش درخونه روبازکردتابازکردمن کف کردم ازدم درتانزدیک کاناپه هارزقرمزبودوشمع سفیدپرده هاروکشیده بود رفت تووگفت بیا رفتم داخل یه دفعه یکی ازرزاروبرداشت وبه سمت بینیم گرفت وجلوم زانوزدوگفت عشقم بامن ازدواج میکنی شوکه شدم وسکوت کردم گفت سکوتت چیه (آخه من آرزوم بودباهاش ازدواج کنم )گفتم علامت رضاست چشاش برق زدگفت حاضری زنم شی گفتم بلههههه گفت رسمیامنم گفتم باشه چاره ندارم گفت غلط کردی عقشمممم رفت سمت یه اتاقی که تختش دونفره بودخونش عالی بودمخصوصااتاقش خابوندم روتختولباساشودرآوردبه غیرشرت هیکلشوکه دیدم رسماکفففف کردم لباسامودرآوردوافتادبه جون کسم من که حشرم زدبالاسرشوکردم توکسم واون چوچولموگازمیگرفت ولبای کسمومیخوردومیگفت قربون خانومم برم بااین کس خوردنیش ومنم آبم هی میومدگفت جوووووووونننن جررررررتتت میدم تیامم نفسم دیگه داشتم دیوونه میشدم شرتشودرآوردچشمم که به کیرشقش افتادپس افتادم گفت ساااااااکک منم گفتم چشم وکیرشوخوردم یه مزه ای میدادکه نگوچشای عشقم خمارشده بودگفت بکنم گفتم آروم دردم میادچون گنده است کیرت گفت چششششم کیرشوعقب جلوکردتوکسم تا با آبش خیس شه بعدآروم آروم کردتوکسم که لبموهی گازمیگرفتم جیغم درنیادتویه حرکت تمام کیرشوکردتوکسم این دفعه دیگه جیغم دراومد امابعدچندتاتلمبه جابازکردومن هی میگفتم بکن بعدبه حالت سگی دراومدم که اونم مث کون اول آروم آروم بعدتندگفتم محکم بکننننننننن وازپشتم چندبارتوکسم تلمبه زدکه خیلی کیفففف کردم وآبم میومدواونم چندبارآبش اومدتاچهارساعت ماسکس داشتیم رادوین هی کسمولیس میزدچوچولمم همین طورمن کمرمومیدادم بالاومیکوبوندم روتخت کیررادوین28سانت وبه کلفتیه 7 سانت که حسابی جرم داداین داستان واقعی بودبعدازاون من با رادوین نامزدکردم والان عقدم خیلی سکس داریم وتوهرسکس حشری تریم عاشقتونم بوس بوس. سلام من تیام هستم 18 سالمه اندام زیبایی دارم. قدم164وزنم 57 ویه کس وکون تپل دارم وسینه های سایز75که دخترخاله هام میگن تیام بمیری خوش بحال شوهرت خلاصه سرتونودردنیارم من یه پسردایی دارم که ازخوشگلی رودست نداره هیکلم همین طورعالییی چشاش خاکستری خیلی خوش رنگ ولبای قلوه ای ونازیه بینی قلمی ومتوسط و… یه روزباخونواده رفتیم خونشون که ویلاست بعداینکه رسیدیم زنگوزدیمورفتیم توبعدحال واحوال پرسی من رفتم تواتاق رادوین(پسرداییم)بخوابم چون خیلی باهاش گرمم ازخواب که بیدارشدم دیدم رادوین سرش تولپ تابشه یه لحظه چشمم خوردجلویه شلوارش که کیرش سیخ شده بودزدم توسرشوگفتم رادوین چیکارمیکنی بالاسرمن یه دفعه مث برق گرفته هاسه متررفت هوا که غش کردم ازخنده گفت روآب بخندی تیام قلبم رفت توخشتکم هردوخندیدیم یعنی غش کردیم گفت بیا ببین رفتم دیدم بعلهههه آقاپسرفیلمای سوپرنگاه میکرده منم که ازینابدم میومدگفتم خاککککک توسرت ابروشوانداخت بالاوخندیدکه دوتاچال روگونش افتادومن انگشت کردم توشون گفت یه سورپریزدارم واست بعدازظهرشدومن سوارماشینش که بوگاتی بود(ازخارج آورده بود)شدم ورفتیم گفتم حالاکجامیری گوزوگفت گوزوامیره(برادرم)گفت آپارتمانم جدیدخریدم ده طبقه است رسیدیم رفتیم توآسانسورزدطبقه شش درخونه روبازکردتابازکردمن کف کردم ازدم درتانزدیک کاناپه هارزقرمزبودوشمع سفیدپرده هاروکشیده بود رفت تووگفت بیا رفتم داخل یه دفعه یکی ازرزاروبرداشت وبه سمت بینیم گرفت وجلوم زانوزدوگفت عشقم بامن ازدواج میکنی شوکه شدم وسکوت کردم گفت سکوتت چیه (آخه من آرزوم بودباهاش ازدواج کنم )گفتم علامت رضاست چشاش برق زدگفت حاضری زنم شی گفتم بلههههه گفت رسمیامنم گفتم باشه چاره ندارم گفت غلط کردی عقشمممم رفت سمت یه اتاقی که تختش دون فره بودخونش عالی بودمخصوصااتاقش خابوندم روتختولباساشودرآوردبه غیرشرت هیکلشوکه دیدم رسماکفففف کردم لباسامودرآوردوافتادبه جون کسم من که حشرم زدبالاسرشوکردم توکسم واون چوچولموگازمیگرفت ولبای کسمومیخوردومیگفت قربون خانومم برم بااین کس خوردنیش ومنم آبم هی میومدگفت جوووووووونننن جررررررتتت میدم تیامم نفسم دیگه داشتم دیوونه میشدم شرتشودرآوردچشمم که به کیرشقش افتادپس افتادم گفت ساااااااکک منم گفتم چشم وکیرشوخوردم یه مزه ای میدادکه نگوچشای عشقم خمارشده بودگفت بکنم گفتم آروم دردم میادچون گنده است کیرت گفت چششششم کیرشوعقب جلوکردتوکسم تا با آبش خیس شه بعدآروم آروم کردتوکسم که لبموهی گازمیگرفتم جیغم درنیادتویه حرکت تمام کیرشوکردتوکسم این دفعه دیگه جیغم دراومد امابعدچندتاتلمبه جابازکردومن هی میگفتم بکن بعدبه حالت سگی دراومدم که اونم مث کون اول آروم آروم بعدتندگفتم محکم بکننننننننن وازپشتم چندبارتوکسم تلمبه زدکه خیلی کیفففف کردم وآبم میومدواونم چندبارآبش اومدتاچهارساعت ماسکس داشتیم رادوین هی کسمولیس میزدچوچولمم همین طورمن کمرمومیدادم بالاومیکوبوندم روتخت کیررادوین28سانت وبه کلفتیه 7 سانت که حسابی جرم داد

 

 

نام مستعار
فرصاد بزرگ
ایمیل
Date: October 17, 2018

8 thoughts on “داستان سکسی ارسالی چهارشنبه – ۲۵ مهر ۱۳۹۷:وقتی ۱۸ سالم بود منو بزور کردن

    1. امیر ۲۲ ساله از تبریز پوستم سفید موهام مشگی یه دنبال یه دختر برای دوستی و رابطه سایز کیرمم۲۵ سانته کلفت زنگ بزن یا اس بده09146852833

    2. سلام من معراج هستم ۲۴ تهران زن یا دختر بیاد قصدی ازدیواج هم دارم ۰۹۱۷۵۴۹۴۲۱۳ says:

      سلام من معراج هستم ۲۴ تهران زن یا دختر بیاد قصدی ازدیواج دارم

Leave a Reply

Your email address will not be published.