ربایندگان 2

0 views
0%

8 1 8 8 8 7 8 9 86 8 8 7 9 86 1 قسمت قبل جا داره اول از همه تشکر کنم از هم دوستانی که لطف داشتن و توی قسمت قبلی منو مورد لطف خودشون قرار دادن ولی از اونجایی که زیر قسمت قبلی پر بود از کامنت های شعر دوستان نشد جوابشون رو بدم دوم هم اینکه امیدوارم از این قسمت خوشتون بیاد و راجع به داستان نظر بدین بازم ممنونم از همتون و اما ادامه داستان جلوی چشم من یک کس بلوری بدون مو ظاهر میشه از خوشحالی درحال بال درآوردن هستم چند ثانیه در خیالاتم پروازی میکنم با صدای اجوجی مجوجیش به خودم میام دستش رو کیرمه و در حال مالوندنشه میشه شوق و ذوق رو توی چشماش خوند این پری خوشگل که حالا تبدیل به یک هیولا شده کیه قعلا مهم نیست همین که یک سوراخ پیدا کردم تا از شر سوراخ دیوار و کف دستی راحت بشم کافیه حداقل اسمش سوراخ کسه کس زیبایی داره حتی زیباتر از کس اون بدن زیباش دستم رو روی کسش میزارم و شروع به مالوندن میکنم به نظر زیبا جادار و مطمئن میاد سفید و تنگ بعضی اوقات انگشتم روی توی سوراخش میکنم و در میارم و اونم با صدای اجوج مجوجش جوابم رو میده طاقتم تموم میشه روی تخت میخوابونمش کیرم رو با سوراخ کسش تنظیم میکنم و با یک حرکت فوق العاده سریع دخول رو انجام میدم خیلی لذت داره مثل این میمونه که کیرتو توی ژله فرو کنی مخصوصا اگر اون ژله با طعم توت فرنگی باشه تند تند تلمبه میزنم همزمان سینه های سیلیکونیش رو میمالونم لذت غیر قابل توصیفی داره و نهایت لذت رو احساس میکنم تصمیم میگیرم استایل رو عوض کنم داگ استایل به خودش میگیره از پشت کیرم رو توی کسش میکنم و شروع به تلمبه زدن میکنم شروع به صحبت میکنه امونی روتو ژوزی خ و مالو از صحبت کردنش خندم میگیره و میخندم وقتی قصد دارم دوباره شروع به تلمبه زدن کنم دستش رو روی نقطه ای از کونش که کبود شده میزاره و فشار میده اتفاق عجیبی در حال رخ دادنه کیرم رو بیرون میکشم و ترجیح میدم نظاره گر باشم فضای اتاق پر از دود میشه به صورتی که چشمام هیچ جا رو نمیبینه و شروع به سوزش میکنه مجبور میشم چشمام رو ببندم و بعد از چند بار پلک زدن وقتی چشمام رو به صورت کامل باز میکنم با صحنه ای مواجه میشم که همیشه در ذهنم باقی خواهد ماند هفت کون به صورت قمبل شده جلوی من صف آرایی میکنن پاهاش تبدیل به چهارده پا شده وقتی نگاه دقیق تری میکنم متوجه میشم بقیه اجزای بدنش تغییری نداشته واقعا من و این همه خوشبختی محاله ولی چرا باید محال باشه مگه چی من از اون کونده پررو کمتره هفت کس و کون بدون مو جلوی منه و نمیدونم از کدوم شروع کنم از قانون ده بیست سی چهل استفاده میکنم قرعه به کون سوم میفته بی درنگ به جون کونش می افتم و عمل دخول رو انجام میدم بعد از چند دقیقه خسته میشم و کیرم رو بیرون میکشم این موجود عجیب هر چیزی ازش برمیاد چرا من ازش چیزی نخوام اینها افکاریه که توی یک لحظه از ذهنم عبور میکنه تصمیم میگیرم ازش درخواستی بکنم شروع به صحبت میکنم ببخشید لیدی خانوم با اجوج مجوج کردنش بهم میفهمونه که میفهمه چی میگم ادامه میدم و میپرسم امکانش هست آلت بنده حقیر رو کمی بزرگ تر کنید تا بتونم بهتر از خجالتتون در بیام در جوابم لبخند میزنه کیرم رو لای دو تا دستاش قرار میده و بالا پایین میکنه درد عجیبی رو توی کیرم احساس میکنم جیغ بلندی میزنم ناخداگاه چشمام بسته میشه وقتی چشمام رو باز میکنم با یک کیر صد و پنجاه و نه سانتی متری مواجه میشم از تعجب نزدیکه شاخ در بیارم یعنی واقعا این کیر مال منه مال خود خودم برای اینکه اطمینان پیدا کنم سرش رو میگیرم و میکشم با دردی که توی کیرم احساس میکنم مطمئن میشم که این اتفاق واقعا افتاده و این کیر نصیب من شده دوباره به حالت سگی رو به خودش میگیره و زیر لب چیزی میگه متوجه میشم که باید دوباره شروع به کردن بکنم کیرم رو با دو دستم میگیرم وزنش زیاده و به زور بلندش میکنم با سوراخ پنجم کسش هماهنگش میکنم و فرو میکنم کیرم رو تا آخر فرو میکنم و در میارم هر وقت خسته میشم کیرم رو در میارم و به سوراخ دیگه ای از هفت کسش وارد میکنم بعد از حدود دو ساعت احساس میکنم آبم در حال فورانه آبم رو که حدود دو و نیم لیتر میشه رو توی هفت سوراخ کونش به صورت مساوی تقسیم میکنم بدون اینکه یک گرم اصافه یا کم باشه بیهوش میشم و روی تخت می افتم وقتی چشمام رو باز میکنم و به ساعت نگاه میکنم متوجه میشم حدود دوازده ساعت خواب بودم کاش همه این اتفاقاتی که افتاده خواب و رویا باشه ولی وقتی خودم رو بدون لباس روی تخت میبینم متوجه میشم خواب و رویایی در کار نیست و همه این اتفاقات حقیقت داشته تنها و لخت روی تخت افتادم لبه تخت میشینم و نگاهی به کیرم میکنم سرش روی زمین افتاده ناخداگاه خندم میگیره و دوباره افکار شیطانی به سراغم میاد دوست دارم تجربه جلق با این کیر عظیم و الجثه رو بدست بیارم از توی گوشیم فیلمی رو پیدا میکنم که دو مرد سیاه پوست با کیر های بزرگشون که حدودا یک سوم کیر من میشه در حال گایش یک زن سفید پوستن شروع به جلق زدن میکنم دستام به سر کیرم نمیرسه فقط میتونم با نیم متر آخر جلق بزنم برای اینکه کمی روانتر انجام بشه و دردی نداشته باشم از کمی روغن ترمز کمک میگیرم واقعا حالی که جلق با روغن ترمز میده توی هیچ چیز دیگه ای نمیشه تجربش کرد آبم با سرعت قطار سریع السیری که قراره به زودی مسیر تهران به مشهد رو توی سه ساعت بره روی دیوار میپاشه به طرف آشپزخونه میرم تا چیزی بخورم ویتامین کلسیم و بدنم کم شده توی خونه خبری از اون هیولا نیست توی آشپزخونه از خجالت بدنم درمیام و قصد دارم دوباره به اتاقم برگردم روی در اتاقم دوباره با کاغذی مواجه میشم که روی اون نوشته شده پدر و مادرت پیش ما هستن اگر دوستشون داری بیا و تحویلشون بگیر با تشکر شوالیه سیاره گونیخ ز دیدن کاغذ شکه میشم به فکر فرو میرم پدر و مادر من پیش آدم فضایی ها یا همون گونیخی ها چیکار میکنن چرا باید این بلا سر من بیاد اشک توی چشمام جمع میشه دلم برای پدر و مادرم تنگ شده احساس تنهایی شدید میکنم با صدای بلند داد میزنم ددی مامی کجایین روی تختم دراز میکشم و شروع به گریه میکنم نمیفهمم چطوری خوابم میبره وقتی چشمام رو باز میکنم شب شده لبه تخت میشینم و آهنگ مورد علاقم رو از توی گوشیم انتخاب میکنم و پخش میکنم آهنگ دوستت دارم محسن یگانه وقتی به قسمتی از آهنگ که خواننده میخونه دوستت دارم منه بیچاره میرسه جو گیر میشم و شروع به همخوانی میکنم همزمان در اتاقم باز میشه با این که فکر میکردم همون هیولای زیبا باشه ولی با یک مرد هیکل درشت مواجه میشم مردی چهار شونه پیراهن سفید کت و شلوار مشکی و یک کلاه ست کت و شلوار و کفش های مشکی براق وقتی صورتش رو نگاه میکنم وحشت منو فرا میگیره چهره ای وحشتناک که پر شده از بخیه سیبیل هاش منو یاد موهای گیسو کمند میندازه سیبیل های بلند که انقدر صاف هستن که انگار اتو کشیده شدن نگاهم به کیر صد و پنجاه و نه سانتیم میفته که از ترس توی خودش جمع شده ازش میپرسم تو کی هستی وقتی در جوابم میگه لبیس بورووجو میموتا بروسلا شسامیه کمی از ترسم میریزه متوجه میشم از همون دار و دسته کس میخاست یا همون گونیخا اعصابم بهم ریخته توی سرم سوزشی احساس میکنم دیگه هیچی متوجه نمیشم و به خواب میرم وقتی چشمام رو باز میکنم توی یک فضای باز هستم اینجا بیشتر شبیه بهشته دور و برم رو نگاه میکنم همه جا پر شده از درخت هایی پر از میوه های رنگارنگ و گل های زیبایی که رنگهای روشنی دارند رودخونه ای میبینم که آب زلالی در اون جاریه وقتی مسیر رودخونه رو دنبال میکنم چشمم به دو حوری خوشگل میفته دو تا حوری که کنار رودخونه لختن و در حال بازی با کس و سینه هاشون هستن به خودم نگاهی میندازم خودم رو لخت میبینم و کیرم رو میبینم که قد الم کرده از روی زمین بلند میشم به سمت دو تا حوری حرکت میکنم کیرم روی زمین کشیده میشه و درد عجیبی دارم کیرم رو از روی زمین بلند میکنم و با دستام نگه میدارمش تا روی زمین کشیده نشه سنگینی که روی دستام افتاده به زودی دستام رو خسته میکنه وقتی نزدیک دو حوری میشم چشم یکیشون بهم میخوره با لبخند زیباش منو محو تماشای خودش میکنه نگاهش به کیر طویل منه وقتی این صحنه رو میبینم با یک پرش سه متر و چهل و هفت سانتی خودم رو توی بغلش میندازم با یک لب به استقبالم میاد حوری دوم که از دیدن این صحنه شکه شده به خاطر بی نصیب نموندن خودش رو به کیرم میرسونه و شروع به نوازشش میکنه یکی از دستام روی سینه های پری اولیه و در حال مالشش هستم و دست دیگم در حال مالوندن کس حوری دومیه میشه خیلی راحت متوجه شد که خیلی لذت میبرن و لذتشون رو به من هم منتقل میکنن با بشکنی که پری اولی میزنه تختی از جنس گل و با یک عطر بی نظیر کنارمون ساخته میشه من رو روی تخت میخوابونن پری اولی لباش رو روی لبام میزاره و شروع به مکیدن میکنه لباش مزه آدامس خرسی که خیلی وقته به خاطره قیمتش نخوردم میندازه و من رو به کودکیم میبره وقتی به کودکیم میرم یاد ماشین های اون زمان میفتم و نا خداگاه یاد پرایدی میفتم که چند وقت پیش نصف قیمت الانش رد کردم رفت سوزش عجیبی در ماتحتم احساس میکنم سعی میکنم از افکارم خارج بشم و با حوری ها به اوج لذت برسم پری دومی رو میبینم که قصد داره خودش رو به نوک کیرم برسونه با یک سوت کوچیک چهارپایه ای از میوه های رنگارنگ ساخته میشه پری دومی روی چهار پایه میره و با احتیاط روی کیرم میشینه و پاهاش رو روی چهار پایه میزاره سر کیرم یواش یواش توی کسش میره و بیرون میاد لذت عجیبی دارم پاهای حوری دومی از روی چهار پایه در میره و کیرم کامل توی کسش میره خیلی عجیبه کیر به اون درازی چطوری جا شد وقتی بهش نگاه میکنم میبینم نصف کیرم از دهنش در اومده وحشت زده میشم جیغ میکشم و چشمام رو میبندم وقتی چشمام رو باز میکنم خبری از پری ها نیست انگار غیب شدن از روی تخت بلند میشم به اطرافم نگاهی میندازم خط قرمزی که میان درختها به چشم میخوره جلب توجه میکنه انگار اون خط داره مسیری رو نشون میده تصمیم میگیرم برای پیش کرفتن راهم همون مسیر رو انتخاب کنم راهی اون مسیر میشم بدون اینکه بدونم چه چیزهایی در انتظارمه فقط میدونم باید دنبال پدر و مادرم باشم ادامه دارد منظور از کونده پررو کسی است که هم کونده است و هم پررو خوشبختانه قبلا توی سایت معرفی شده و بچه ها میدونن این شخص شخیص کیه با تشکر ویـــــژه از دوستان گلم که وقت گذاشتن و این قسمت رو کامل خوندن منتظر نظراتتون هستم کوچیک همتون سامی

Date: August 20, 2018





Leave a Reply

Your email address will not be published.