روزی که از خود بی خود شدم

0 بازدید
0%

سلام اسمم پارسا هستش و اولین باره که داستان مینویسم امیدوارم خوشتون بیاد من یک پسر تپل با قد175 و وزن 92 کیلو هستم و رونام خیلی بزرگن و سینه هامم تقریبا تو دست میان یعنی برا مالیدن خوبن خلاصه ما یک همسایه سر میلانمون داریم که اسمش مصطفی هست این همسایه که سوپر مارک داره و قضیه از اونجا شروع شد که من تقریبا12سالم بود که مامانم صبح ها روضه داشت و من مجبور بودم میرفتم جای مصطفی و اون موقع بدنم هنوز یک لاخ مو نداشت خلاصه من میرفتم پیشش تا کم کم منو هی از رو لباس میمالید و منم چون خوشم میومد هیچی نمیگفتم تا به همین منوال گذشت تا باهم طبیعی شدیم و من براش میخوردمو اونم منو میمالید تا یک روز مامان و بابام رفتن مسافرت من اونروز یک فیلم عالی دیدم و شهوتم بد جور زد بالا ب بعد با خودم فک کردم که امشب برا مصطفی بشم زن و براش سنگ تموم بزارم خلاصه بهش گفتم قضیه رو و اونم قبول کرد که اخر شب میاد منم ناهار که خوردم رفتم حموم و شروع کردم تمیز کاری اول دسته تیغ نو رو برداشتم و تمام بدنمو از صورت تا زانو صاف صاف کردم مثل اینه جوری که وقتی خودم به بدنم دست میزدم از شدت صافی شهوتی میشدم اومدم و دیدم که یک زن لباس میخاد منم فرصت رو غنیمت شمردم و رفتم به دوست دیگم که مامانش تو محلمون مغازه لباس زیر داره قضیه رو گفتم و اونم گفت مشکلی نیس بیا بریم لباس برداریم البته خیلی خواهش کردم تا راضی شد خلاصه شب ساعت 11بود که گفت بیا بریم منم اومدم بیرون رفتیم مغازه مامانش وقتی وارد شدیم من دیوونه شده بودم همه جور لباس بود رفتم یک شورت لامبادا و سوتین ابری ست پلنگی برداشتم یک ساپورت ابی تنگ با یک لباس طرح شنل قرمز برداشتم و اومدم خونه تقریبا ساعت 11نیم بود که مطفی گفت میخام سوراخی بکنم منم که دیوونه قبول کردم رفتم سوراخمو تمیز شستم بعد لباسارو پوشیم و با یکم رژ و سفید کننده ارایش کردم و گفتم بیا اصلا باورم نمیشد اینکارو دارم میکنم وقتی مصطفی اومد تو و منو دید مات و مبهوت مونده بود اخه دفعه اول بود منو میدید خلاصه اومد چسبید بهم و شروع کردیم به لب خوردن و در همون حال کونمم میمالید بعد رفتیم روی تخت و منو لیس میزد داشتم تو اسمونا میچرخیدم که کم کم لباسامو در اود و شروع کرد به خوردن سینه هام و من اینقدر شهوتی شده بودم که مثل جنده ها داشت اهم در میومد خلاصه قشنگ که بهم حال داد من شروع کیردم ساک زدن کیرش از همیشه بزرگتر شده بود یک ساک پر تف براش زدم که گفت برگرد منم برگشتم ودیک بالش گذاشت زیرکون بزرگم و شروعکرد لیسیدن سوراخم دیگه داشتم دیوونه میشدم گه گفتم زود تر بکن اونم کیرشو گذاشت دم سوراخ تنگم و کم کم کرد تو من خیلی خیلی درد داشتم ولی چون بد جور شهوتی بودم خودمو نگه میداشتم خلاصه کیرش رفت تو کم کم تلمبه هاش تند شد و منم چون شهوتم بالا زده بود همه جوره همراهیش میکردم ا مصطفی هر روشی بلد بود رو من انجام داد و منو کرد تا رسیدیم بهقسمتی که من عاشقشم یعنی منی خوری البته بگم من اب رو فقط تو دهنم نگه میدارم و قورت نمیدم خلاصه گفت داره میاد منم گفتم بریم حموم و شروع کردم به خوردن که گفت کجا بریزم گفتم همشو بریز تو دهنم اونم که خیلی وقت بود نزده بود یک عالمه اب رو ریخت دهنم و منم داشتم بیشتر حال میکردم دلم میخاست دوباره بکنتم ولی رفتش چو دیرش شده بود منم که تو حموم بودم تمام ابشو مالیدم رو بدنم اخه عاشق این کهرم بعدشم دوش گرفتم و خابیدم ببخشید اگه داستان خوب نبود اخه دفعه اولم بود شرمنده امیدوارم خوشتون اومده باشه و اگه خوشتون بیا ازین داستانا زیاد دارم و براتون میزارم ممنون ازوقتی که گذاشتین نوشته

Date: June 25, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.