سه خواهرون

0 بازدید
0%

سلام به همگي اول به خاطر هر چي غلط املايي شرمنده ام من تك فرزندم ساكن يكي از شهر هاي جنوبي ايران هستم ولي از قضا سفيد و بور هستم قدم 170 و هيكلم به نظر همه پسرا خوبه هيكل تو پري دارم يه قضيه اي رو مي خواستم براتون تعريف كنم كه واقعا در زندگي خودم اتفاق افتاده تابستون سال 81 من 16 سالم بود كه پدرم منو به اصرار فرستاد پيش يكي از دوستاش برق كشي ياد بگيرم اين دوستشم 3 تا دختر داشت يه دونه پسر كه پسره ازمن يه3 4سالی از من بزرگتر بود پسرش وسط بود يه خاهرش بزرگتر از او بود و دو تا كوچيكتر و يكي هم سنم بود كه كوچيكه ازمن يه 1 5 سالي كوچكتر بود من تا اون زمون هنوز فرق دختر وپسرم نمي دونستم چه برسه به سكس اين رفيق بابام نقل مجلسش فحش خواهر مادر طرف بود اين قدر فحاشي مي كرد كه منم ياد گرفتم لفظايي كه من هيچ وقت بلد نبودم يه وقتايي 5 روز يه بار مي رفتم خونه چون كارم زياد بود بيشتر سر كار مي خابيدم تا يه روز پسرش با اعصاب خراب اومد سر كارو با پدره زدن به هم كتك كاري شروع شد ما اين وسط بي نصيب نبوديم تا يه روز استاد گفتن شب به جاي محل كار بيا خونه ما بخواب ما از همه جا بي خبر اومديم اولي كه وارد خونه شدم يه خونه قديمي بود با يه حياط بزرگ چهار طرفشم اتاق اون تهشم اوتاق بچه ها بود ما رو با پسره كردن توي يه اتاق دخترا رفتن توي يه اتاق وسطاي شب يه دفعه ديدم كونم سرد شد گفتم حتما روكش از روم رفته كنار توتاريكي دست كردم روكشو بكشم بالا ديدم يه چيز كلفت خورد رو كونم دوباره خورد ديدم نه بايد چشو باز كنم ببينم چي هست يه دفعه چيزي ديدم كه تا اون روز نديده بودم اقا پسر استاد دست به كير بالا سر كون ما نشسته بودن اومدم يه جيغ بزنم دستشو كرد تودهنم با يه صداي مهربون گفت ببين من كاريت ندارم ولي اگه صدات دربياد همين جا خفت ميكنم من ترسيده بودم مثل سگ صدامو خوردم گفتم ميخاي چيكار كني گفت نترس شايد يه ذره درد داشته باشه و يه دفعه حمله كرد طرف من پاهامو گذاشت سر شونه كيرشو در كونم ميزون كرد يه تف انداخت روش شروع كرد در مالي كردن من فقط گريه مي كردم بعد با يه فشار نصف اون كير 25 سانتيشو فرستاد تو منم نميتونستم جلوي خودم بگيرم اومد جيغ بزنم انگشتشو گذاشت جلوي بينيش واروم گفت هيس بعد اون یکی دستشو گرفت جلو دهنم بلاخره شروع كردن به تلمبه زدن تا ابشون اومد ومن ول كردن بعدشم منو تحديد كرد كه اگه به پدرش بگم ديگه زنده نخواهم بود منم ترسيده خوابيدم فردا صبح خودمو جمع وجور كردم با استاد رفتم سركار ديگه با هر بهانه اي بود خونشون نمي رفتم تا زد پسرو بردن خدمت افتاد لب مرز من خلاص شدم چندين روز بعد از خدمت رفتن اقا بعد يك سري اتفاق معمولي ديگه استاد اسرار كه از سر كار بريم خونه ما ابگرمكن خونمون خرابه بیا كمك هم درستش كنيم منم گفتم چشم رفتيم خونشون رفتيم نشستيم به درست كردن ابگرمكن تا يه مدت گذشت ديدم يكي داره ميگه بابا اين ابگرمكنو درست كن لرز كردم من از استاد عباس آقا پرسيدم عباس اقا كي توي حمومه ما كه تنهاييم گفت دختر كوچكست مادرش اينا خونه بغلي عروسي هستن من يه لحظه داشت قند تو دلم اب ميشد ديدم عباس اقا سرگرمه اينا دستشويي وحموشون بغل هم بود منم تا حالا دختر نديدم ميرم به خودم گفتم به بهونه دست شويي ميرم تو هم فال هم تماشا من دل رو زدم به دريا اجازه گرفتم رفتم رفتمو در يهو باز كردم ديدم اي كير شانسي در حمومه بستس گفتم حداقل برم دستتمو بشورم رفتم دستمو شستم اومدم برم ديدم يه نفر داره پيس پيس ميكنه نگاه كردم ديدم لاي درز در حموم بازه يه نفر داره يواش ميگه سعيد سعيد منم نگاه كردم ديدم تا چشم دخترش بيرونه ميگه اگه ميشه زودتر درستش كنين من بيام بيرون گفتم تا 2 ساعت ديگه درست نميشه كمك ميخاي گفت اره گفتم چي گفت برو تو اتاق ما لباسامو بيار خومو اب بكشم بيام بيرون گفتم چشم سه سوت رفتم ديدم استاد اومد گفت من ميرم وسيله بگيرم بيام تو باش من از خدا خواسته گفتم چشم رفتم تو اتاق دخترا اتاق برزگي بود كلي عكس پسر دختر خوشگل به در ديوار خورده بود ديدم رو تخت يكيشون يه عا لمه لباس تا شده هست منم برداشتمشون رفتم طرف حموم ديدم در بازه گفتم جان الان ميرم ديد ميزنم رفتم يه نگاه انداختم انگار نبود يه دفعه ديدم يه كسي با سر انگشت داره به من ميزنه نگاهم رو برگردوندم گفت دنبال چيزي مي گردي داشتم سكته مي كردم يه دختر سبزه سفيد يه كم تپل قدش كوتاهتر از من بود كه يه لنگ جلوي سينه تا زانوش گرفته بود از پشت لنگ بدن كمي پيدا بود منم اب دهنم قورت دادم گفتم هيچي دنبال شما ساغر خانوم گفت خوبه حالا لباسامو ميدي گفتم يه شرط داره گفت چيه زود باش الان عروسي تموم ميشه گفتم بذاري خودم لباساتو تنت كنم وفورا چشمو بستم پيش خودم گفتم الان ميزنه زير گوشم ديدم نزد چشمو باز كردم ديدم گفت قول ميدي نگاه نكني منم خندم گرفت گفتم چطوري اونوقت تنت كنم اونم خندش گرفت گفت باشه ولي خيلي زودا منم داشتم داغ مي كردم گفتم چشم يه دفعه روشو بر گردوند واي يه كون داشت كه جنيفر نداره گرد خوشگل بدون كمترين مويي يه دفعه لنگ رو برداشت گذاشت گوشه رخت كن منم تا حالا هيچ دختري رو لخت نديده بودم داشت قلبم بيرون مي افتاد يه دفعه چرخيد داشتم از تعجب شاخ در مي اوردم تا حالا من كس نديده بودم كه ديدم گفتم چرا مال شما اين جوري هست گفت اخه پسر خوب دخترم ديگه هنوز سينه ان چناني نداشت گفتم ميشه بهش دست بزنم اونم يه نگاهي تو صورتم كرد فهميد اسگلم گفت باشه ولي شرط داره منم تا حالا پسرلخت نديدم بيا توام لخت شو با هم مال همو ببينيم من گفتم چشم اول لباسم در اوردم بعد زير پيراهنم بعد شلوارمو منم موندمو يه شرت اونم كه يهو ساغر پريد در اورد اون وسطا كير من داشت تاب مي خورد هيچ وقتم موهشو نزده بودم ساغر همين كه كير منو ديد اب دهنشو قورت داد گفت با موهاشو برات بزنم گفتم چشم همراهش رفتم اونم من بر با يه تيغ افتاد به جون پشم كير ما قشنگ صاف وسوفش كرد بعدم شستش بعد گفت با اجازه خم شد كيرمو بوسيد منو ميگي تو پوست خودم نمي گنجيدم منم خم شدم كسشو ديدم يه چاك صورتي يه كوچولو بيرون زده بود منم دست ماليش مي كردم بعد اون گفت ميخاي يه كاري كنيم هر جفتمون خوش به حالمون بشه گفت چي منو كشون كشون برد لب رخت كن نشست اونجا پاهاشو برد بالا وباز كرد ديگه قشنگ كسشو مي شد ديد گفت برام مي خوريش گفتم بلد نيستم گفت اين بستني از پايين به بالا ليس بزن منم خابيدم پهلوش به شكم خابيدم بين پاش شروع كردم خوردن اونم صداش در اومده بود يه اخ اوخي مي كرد بيا وببين بعد يخورده وقت اون لرزيد گفت بسه گرفت نشست يه دست زد تو سينه من خابوندم گفت حالا نوبت منه يخورده پستونامو خورد دور نافو ليسيد تا رسيد به كير مبارك دورشو تخمو اينا رو ليس زد اومد شروع كرد به ساك زدن منم تو عالم خودم نبودم همش فكر مي كردم خوابم بعد يه خورده وقت ديدم كيرم عين تير برق راست واستيده اونم داره ميخنده گفتم چرا ميخندي گفت كير به اين سفيدي وخوش فورمي نديده بودم منم تعجب كردم گفتم مگه تو به من نگفتي هيچ پسري رو لخت نديدي اون گفت اره ولي بابامو داداشمو تو حموم ديد زدم منم گفت خوب چيكار كنيم گفت من ميگم بريم اتاق من تا ادامه بديم گفتم مگه نمي خاستي بري عروسي گفت خودمون عروسي مي كنيم من هنگ كردم ورفتيم همراه هم تو اتاق اون درو بست وگفت بريم براي عروسي منم موندم چي ميگه رفت تلوزيون و ويديو رو روشن كرد بعد رفت تو كمد خواهر بزرگش يه سي دي اورد گفت بيا باهم ببينيم من نشستم قضيه فيلم اين بود يه دختره از مدرسه مياد از پشت درب سكس مامانشو مي بينه اونم ميره از مغازه دار سر كوچشون ميخاد باهاش سكس كنه من كه تا حالا فيلم سوپر نديده بودم رفته بودم تو تلوزيون ديدم ناخود اگاه دوباره كيرم داره سبز ميشه منم لخت بغل ساغر ناخود اگاه يه دفعه همو بوس كرديم تا اومد لبامو بوسيد برق از كلم بريد يه دفعه كيرم شد دوبرابر اونم رفت پايين دوباره كيرمو خورد اومد رفت طاق باز رو تخت خوابيد گفت بيا عروس داماد شيم من گفتم چطور گفت دباره كسمو بخور تا بگم منم خوردم زود گفتم چطور اونم گفت بيا كيرمو گرفت گذاشت رو سوراخ كسش منم ناشي گفتم چيكار كنم گفت بكن توش منم ياد اون روزي كه برادرش منو كرد اول درمالي كردم البته كير من اون زمان 13 سانت بود بعد هم يه دفعه نصف كيرمو كردم تو داشتم از خوشي مي مردم كه يه دفعه اون جيغ زد گفتم چيزي شد گفت نه تو بكن منم كارو ادامه دادم تا اين كه يه دفعه حس كردم يه جوري دارم ميشم يه دفعه ابم اومد همش ريخت تو افتادم روش كيرم تو كسش بود كم كم داش كوچيك ميشد منم از پرسيدم چي شد اونم منو بوس كرد گفت هيچي الان من وتو عروس داماد هستيم ولي نبايد به كس ديگه اي بگي بين خودمون باشه بلند شدم ديد بلاي كير خودم ورتختي ورونها ساغر خوني هست اين قدر ترسيده بودم گفت چرا خوني شده گفت چيزي نيست نترس از منه دختر شب اول عروسي اين جور ميشن من خيالم راحت شد بعد دوباره رفتيم حموم همو شستيم اونم با آب سرد لباسامونو پوشيديم اون رفت عروسي من موند خونه تا اوس عباس بياد لطفا و خواهشا فحش ندین ولی نظر بدین ادامه دارد نوشته

Date: September 1, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.