سکسی با پریسا چاق

0 views
0%

سلام من فردینم 20 سالمه کیرمم حدود 14سانتی و 83کیلویی هم میشم خاطره ی ک تعریف میکنم مال 1 سال پیشه من یه دوست داشتم ب اسم پوریا اگه دختر بود جور میکردم براش اونم اگه دختر بود جور میکرد برام برایه هم کسکشی میکردیم بعدش یه روز زنگ زد گفت فردین یه دختر جور کردم برات شمارتو بدم بهش گفتم اره بعدش دختره تو تلگرام اس داد عکس همدیگرو فرستادیمو و اینا و از هم گفتن بعدش قرار گذاشتیم رفتیم بیرون اولش دوس نداشتم از سکس و اینا میشش بگم گفتم هنوز زوده بعدش ک یه کم دور زدیم گفت میشه بری یه جایه امن کسی نباشه باهم حرف بزنیم گفتم باشه منم بردم خارج شهر کنار یه باغ ایستادم دختره اسمش پریسا بود خیلی تپل بود اونم 80 کیلویی میشد ولی صورتش جوش بود منم زیاد از جوش خوشم نمیومد بعدش گفت دوس داری الان چیکار کنی منم گفتم هیچی یه دستی اورد رو کیرم کیرم شق شد بعدش اومد لب بگیره صورتش جوش بود حالم بهم میخورد گفتم تا حالا لب نگرفتم لب دوس ندارم گفت باشه بعدش کیرمو دراوردم شروع ب کیر خوردن کرد کم کم لباساشو دراوردن گفت بیا کسمو بخور منم حالم بهم میخورد هرچی صورتشو میدیدم میگفتم تو دلم الان کسشم مثله صورتشه شلوارشو کشیدم پایین دیدم یه کون بزرگ و سفیده بعدش هوس زیاد کل بدنمو گرفت تو عقب ماشین خابوندمش ب سختی جا شد قد بلند و چاق بود ران هاشو باز کرد منم شروع ب کس خوردن کردم حدوده 5 دقیقه خوردم بعدش حالت سگی ایستاد خواستم از پشت بکنم با دست کونشو باز کرد کون چی تونل بود اینقد داده بود منم یه تفی زدم ب کیرم یواش یواش راحت انداختم تو کونش کونش از داخل خیلی داغ بود حدود 25دقیقه ی تلمبه زدم دوبرابر کونشو باز کردم بعدش ابم اومد ریختم داخله کونش یه اخلاقی دارم کیرم رفت داخل بیرون نمیاد تا پره اب نکنم بعدش گفت ارضا شدی گفتم اره دعواش شد واسه این ک اب کردم داخلش یهو یه موتور سوار پیدا شد 2 نفر بودن شلوارمو پام کردم و دختره لخت بود کفت اینجا چیکار میکنین گفتم دارم میکنمش و اینا گفت زنگ میزنم ب 110 بیان یخه لباسمو گرفته بود اون یکی هم زور زده بود ب ماشین بره دختره رو بیاره بیرون منم نگم نترسیده بودم دروغ میگم ترسیده بودم تبر و اینا دستشون بود باغدار بودن من یه هولی زدم ب اون یکی ک پشتش گیاه بالا اومده بود فک کنم گندم بود افتاد داخلش سریع سوار ماشین بودم روشن کردم جاده خاکی بود حدود 90 تا سرعتی داشتم یه چند سنگی پرتاب کردن ماشین بابامو گاییدن بعدش دختره رو رسوندم جلویه خونه گفت ممنون اکه هرکسه دیگه ی بود منو اونجا ول میکرد پیش اون مردا وین چیزا بعدشم مانتوش پاره شده بود گفت یکی برام بخر گفتم باشه شمارشو دادم لیست رد از ترس اینکه مانتوشو براش نخرم و تاالان ازش خبرم ندارم کس ننتون و دستم درد گرفت اینقد نوشتم براتون و الانم متاهلم و هیچوقت زن نگیرین چون خاک میره تو سرتون خدافظ بعدشم این داستان مال جق نیس خاطره ی بود کیری نوشته فردین

Date: June 28, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.