سکس با جنده میانسال

0 views
0%

سلام خدمت دوستان این خاطره مربوط میشه به یک هفته پیش سر ظهر بود که مسعود رفیقم زنگ زد و گفت که یه جنده جور کردم بکنیم من زیاد اهمیت ندادم چون فکر میکردم داره شوخی میکنه و منو سوژه خنده کنه بخاطر همین قبول نکردم یه دو سه باری دیگه زنگ زد و گفت بیا وگرنه از دستت میپره کلی با خودم کلنجار رفتم که بلاخره زنگ زدم به رفیقم که منم برم و ی حالی کنم اما مسعود گفت که دور گفتی و این حرفا و منم دیگه بیخیالش شدم چند وقتی از ماجرا گذشت و یه روز مسعود زنگ زد و گفت که بریم تو شهر یه دوری بزنیم منم لباسامو پوشیدم و رفتم تو کوچه تا مسعود بیاد یه چند دقیقه منتظر موندم تا اینکه مسعود اومد و رفتیم تو شهر منم صحبت و از ماجرای اون جنده ای که آوورده بود شروع کردم و بش گفتم خیال کردی من خرم میخوای منو سوژه خنده خودت کنی دیدی خودت کیر شدی مسعود گفت باع چه دروغی اصن میخوای بش زنگ بزنم و امروز بیارم بکنیش منم گفتم باشه مسعود هم گفت فقط یه خورد خرج داره گفتم چقدر گفت پنجاه تومن گفتم قیافه و هیکلش چه جوریه گفت ۴۳ سالشه یه خورده چاقه ولی قیافش خوبه بیوه هم هست حالا اگه میخوای بش زنگ بزنم من گفتم جا ندارم و فلان که مسعود گفت خیالت تخت خونه ما امروز خالی میشه میخوایم بریم خونه بابا بزرگم فقط خواهشا گند نزنی تو خونه منم خوشحال شدم و گفتم بش زنگ بزن زد بغل و زنگ زد بهش یه چند دقیقه با تلفن حرف زد و قطع کرد گفتم چی شد مسعود _ باش هماهنگ کردم که ساعت هشت بیاد ساعت هشت خیلی دوره ۸ _خونه ما هفت و نیم خالی میشه اگه نمیتونی بش زنگ بزنم نیاد نه خوبه ولش کن _خب پس بریم یه دوری بزنیم و از اون ور برم خونه سراغ بابام اینا یه نیم ساعتی تو شهر دور زدیم و مسعود منو رسوند در خونه مون و کلید خونه شون و بمن داد و گفت هر وقت خونه مون خالی شد بت زنگ میزنم تو ده دیقه بعدش برو خونه مون گفتم پس اون طرف چی _اون خودش آژانس میگیره میاد در خونه آدرس رو هم بلده همه چیزو بش گفتم فقط پول یادت نره گفتم باشه حله برو به سلامت رفتم داخل خونه و یه خورد عطر و ادکلن به خودم زدم و منتظر زنگ مسعود شدم داشت حوصله م سر میرفت از خونه زدم بیرون و رفتم یه دوری تو خیابون بزنم تو خیابون که داشتم میرفتم رسیدم به یه داروخونه با خودم گفتم برم یه اسپری تاخیری بگیرم که سکسم طول بکشه و بیشتر حال کنم اما روم نشد خلاصه یه ده دیقه ای تو خیابون دور زدم و رفتم خونه دم در خونه بودم که مسعود زنگ زد و گفت خونه مون خالی شده فاصله ی زیادی بین خونه ما تا خونه مسعود نبود سریع خودمو رسوندم خونه مسعود اینا و یه آماری گرفتم که کسی نگاه نکنه کلید و انداختم به در و رفتم تو یه بیست دیقه گذشت و مسعود دوباره زنگ زد و گفت اعظم همون جنده ده دیقه دیگه میرسه در و باز بذار تا بیاد تو گفتم حله _فقط ناموسن خونه رو بهم نریزیا بابام کونمو پاره میکنه دمت گرم گفتم باشه باووو نترس و تلفن و قط کردم رفتم آیفونو زدم تا در باز بشه از لب پنجره منتظر موندم تا اعظم بیاد بعد یه ربع دیدم یه زن چاق چادری از ماشین پیاده شد و اومد طرف در خونه و زنگ آیفونو زد و اومد بالا سریع رفتم تو حیات دیدم به به چه کوسیه اومد جلوتر و منم داشتم هیکلشو بر انداز میکردم که گفت سلام بلد نیستی مگه گفتم سلام خلاصه رفتیم تو چادرشو در اوورد و گفت چطورم می پسندی هیکلش یه کمی چاق بود اما من عاشق کون چاقم گفتم عالیه لخت شد و نشست رو کاناپه منم داشتم شلوارمو در می آووردم کیرم داشت میترکید سریع رفتم سمتش و گفتم بخور گفت اه اه نه نمیخورم فقط تف میزنم و میمالم گفت بخور حالا جای دوری نمیره هر کاری کردم قبول نکرد بعد از چند دقیقه ک کیرمو تف مالی کرد و مالید بش گفتم من می خوابم کف زمین تو بشین سرش بالا پایین کن خوابیدم کف اتاق و اونم نشست سر کیرم و شروع کرد بالا پایین دو دقیقه داشت بالا پایین میکرد که دیدم داره تخمامو میترکونه سریع بلندش کردم و تو حالت سگی شروع کردم به کردنش کم کم اه و ناله ش شروع شد ازش معلوم بود خیلی حشریه میگفت بکن بکن تند تر تند تر جررررش بده با این حرفا من بیشتر حشری میشدم همینطور که داشتم میکردمش انگشتمو خیس کردم و گذاشتم در سوراخ کونش و شروع کردم به مالیدن صدای اخ و اوخش بیشتر شد کیرمو کشیدم بیرون وگفت چته پس بکن دیگه لامصب گفتم میخوام از کون بکنم گفت نه خیلی درد داره از جلو بکن فقط گفتم فقط سرشو میکنم که دردت نیاد که بلاخره قبول کرد با دستش سوراخ کونش و باز کرد و گفت فقط سرشو بکنیا گفتم باشه سوراخش نه زیاد تنگ بود نه زیاد گشاد سر کیرمو تو سوراخ کونش جا دادم چه کون نرم و داغی داشت همینجور که داشتم سر کیرمو تو کونش بازی میدادم با خودم گفتم بذار تا ته بکنم بهش یه فشاری دادم کیرم تا نصفه رفت تو کونش که یهو داد زد توله سگ کونی در بیار دارم پاره میشم گفتم هیچی نگو اولش یه کم درد داره وقتی دید فایده نداره و منم دارم کیرمو فرو میکنم گفت اصن ولم کن میخوام برم پولم نمیخوام من گوه بخورم بیام طرف تو من فقط عقب جلو میکردم یه فشار محکم دیگه دادم کیرم تا ته رفت تو کونش و اونم شروع کرد به جیغ زدن چند باری تلمبه زدم و دیدم که داره کم کم آبم میاد اونم داشت جیغ میزد و فحش میداد کیرمو کشیدم بیرون که یهو بلند شد گفت ای پاره شدم ای تف تو ذاتت عوضی اصن من رفتم سریع بلند شدم خودمو چسبوندم بهشو کیرمو از پشت کردم تو کوسش اولش میخواست که خودشو جدا کنه اما وقتی شروع به گاییدن کوس تپلش کردم هیچ کاری نکرد و شروع کرد به ناله های حشری اااااه بکن توش یه جوری بکن که آبم بیاد داشتم تلمبه میزدم که فهمیدم آبم داره میاد سریع کیرمو کشیدم بیرون و آبمو ریختم رو کمرش اونم نشست رو زمین و گفت بکن بکن تا آب منم بیاد تا آبم و نیاری ول کنت نیستم من که دیگه میل کردن نداشتم دستمو خیس کردم و شروع کردم به مالیدن کوسش اه و ناله هاش باز کیر منو راست کرد تو همون حالت سگی کیرمو کردم تو کسش و شروع به تلمبه زدن کردم اونم طبق معمول آه و ناله میکرد و میگفت جرررم بده همینجور که داشتم میکردمش یهو ی آه بلند کشید و پهن شد رو زمین کیرمو کشیدم بیرون و فهمیدم که آبش اومده رفتم دستمال کاغذی اووردم تا کوسشو تمیز کنه کوسش و تمیز کرد و دستشو آوورد سمت کیرم و شروع کرد به تف مالی کردن کیرم و یهو کرد تو دهنش شروع کرد به ساک زدن با نوک زبونش سر کیرمو و لیس میزد و من رو دیوونه میکرد بعد از دو دقیقه ساک زدن کیرمو کشیدم بیرون و گذاشتم لای سینه هاش و شروع کردم به لا سینه ای زدن سینه هاشو با دستاش بغل هم جفت کرده بود و من داشتم عقب جلو میکردم که یهو آبم ریخت زیر گلوش دیگه کمری واسم نمونده بود اعظم هم داشت با دستمال کاغذی اب کیرای منو از رو بدنش پاک میکرد دستمال کاغذی رو داد دست من و گفت پشتمو پاک کن بعد از اینکه خودمونو تمیز کردیم لباسامونو پوشیدیم اعظم اومد طرف منو گفت کیف کردی یا نه گفتم خیلی حال داد و یه دستی مالیدم رو لپای کونشو گفتم واقعا خوب کونی داری یه تراول پنجاهی از تو کیف پولم در اووردم و دادم بش اونم تو کونش عروسی شد انگار دنیا رو داده بودن بهش پایان نوشته

Date: September 21, 2019





Leave a Reply

Your email address will not be published.