سکس با دوست دختر دومم

0 بازدید
0%

سلام امیر هستم ۱۸ ساله تهران ساکنم داستانیم که مینویسم مربوط به همین هفته گزشتس داستانو کامل از اول رابطه و معرفی میگم تا کاملا براتون جالب و خوندنی و دنباله دار باشه داستان همراه با خاطره سکس خوندنی هم هست همچی از تابستون شروع شد منو رفیقم عرشیا با دوتا دختر تو محلمون اشنا شدیم به نامهای فاطمه و زهرا من با فاطمه دوست شدم دختر خیلی خشگل و زیباییه و کاملا بهش اعتماد دارم خیلی زیاد خیلیم دوستم داره بگزریم زهرا هم اواخر تابستون با عرشیا دوست میشه زهرا دختری بود که زود دلشو میبازه ۱۷ سالشه و بدنش تو سنه خودش خوب و پرستیدنیه عرشیا و زهرا باهم بودن من زیاد از زهرا خوشم نمیومد حتی تو تلگرام هم بلاکش کرده بودم تا اواخر پاییز که انبلاکش کردم و کمی باهاش حرف زدم اون هم باورش نمیشد چون من کلا وقتی میدیدمش به قول خودمون کابل میگرفتمو گاهی زورکی جواب سلامشو میدادم یک ماه گزاشت که عرشیا گفت امیر از زهرا خسته شدم دلیلشم این بود هفته قبلش باهم به پارکی رفتیم وقتی منو عرشیا رفتیم تا برا فاطمه و زهرا و خودمون خوراکی بخریم برگشتیم دیدم زهرا داره به دوتا بچه پرو که بچه های همون محل بودن فش میده ما رفتیم پسرارو دک کردیم عرشیا هم اعصابش خورد بود میگفت اینکارش برا جنده هاس بدم میاد یعنی چی که فش میده به یه پسر اونم تو پارک گفت شاید باهاش کات کنم این مدت زهرا خیلی ناراحت بود عرشیا هم بهش بی محل شده بود من قبول کردم جای پدرش باشم مثلا تا بهش ارامش بدم اینقد حرص نخوره خیلی باهم حرف میزدیم تا اینکه عرشیا بهم گفت برو به زهرا درخاست دوستی بده میخام ببینم باهات دوست میشه یا نه منم قبول کردم و اینکارو کردم اولش فک میکرد الکی میگمو شوخیه ولی من برای اینکه باور کنه دستمو تیغ زدم و نوشتم زد اول اسمش بعد باور کرد منم گفتم عرشیا دی زیاد دوست نداره الکیم گفتم که با فاطمه کات کردم زهرا هم باور کرد و دوست شد باهام قرار شده بود چن روزی باهاش بحرفم عرشیا گفت بهم که بهش درخاست بدم یروز بیاد خونه ی من شیطونی و اینا منم گفتم به زهرا و بعد یکم تعجب قبول کرد ولی بعدش با بهونه گفتم که نمیشه بیای و اینا بعد خاستم ببینم باهام سکس چت میکنه کلا خیلی راحت بودیم درباره همچی حتی حموم رفتانامونم باهم حرف زده بودیم دیگه سکس چت رو قبول کرد و یه سکس چت باهاش کردم و عرشیا در جریان بود عرشیا گفت امیر میخام داغونش کنم برو بهش بگو که ایسگاعه و دوستش نداری منم گفتم زهرا بد جور داغون شد و دستشو تیغ میزد عرشیام برا همین باهاش الکی دوست شد تا دست از دیونه بازیاش ورداره و بعد باز ولش کرد چند وقتی گذشت من باز باهاش دوست شدم یک هفته گزشته بود باهم چندجا گشتو گزارم رفته بودیم من بهش درخاست دادم بیاد خونمون برای رقصو دیونه بازی و اینا یه اشاره هاییم به سکس کردم ولی تمایل نشون میداد و بدش نمیومد هر چند من اینو وقتی باهاش سکس چت کرده بودم فهمیده بودم خلاصه بعد از یکی دو روز که پدرم سرکار بود و مادرم خونه ی خالم برای مراقبت از داییم چون ام اس داره و خالم تنهایی نمیتونه از پسش بر بیادبرای همین رفته بود منم فرصتو خوب دیدمو به زهرا گفتم بیاد و خیالشم راحت کردم که تا اخر شب کسی نمیاد خونمون اونم اومد شلوار لی و ماینتو بلندو جلو بازشو پوشیده بود وقتی کفشاشو در اورد و داخل اومد بقلش کردمو همدیگرو بوسیدیم بعد نشست رو مبل و منم اهنگ از قبل گزاشته بودم صداشو یکم بالاتر بردم و رفتم شیر پسته هایی ک اماده کرده بودمو براش بیارم باهم شیر پسته هارو خوردیم و یکم حرفای دیونه بازی که عادتمون بود زدیم چرتو پرت میگفتیم در اصل بعد بهش گفتم خانومم میخام یه سوپر مشتی بزارم حال کنی گفت عه امیر با خنده منم گفتم تو که بدت نمیاد میزارم ببینیم اونم حین اینکه میخندید قبول کرد فیلم سوپر مورد علاقمو گزاشتم و بقلش کردم رو مبل اولش یکم میخندیدیم ولی وسطش سکوت بینمون بود فقط ناله های شخص زن فیلم سوپر بود ک شنیده میشد اخرای فیلم بود که من چسبیده بودم بهش و کمرشو نوازش میکردم بهش گفتم خب دیگه بسه بریم سراغ شیطونیمون گفت با این فیلمه که دیونم کردی بریم دیونه ی من رفتیم تو اتاق خابم تختم تک نفره بود ولی بهترین جا برای سکس بود رفتیم اونجا تو بقل هم پیچیدیم و بوس و لب میگرفتیم از همدیگه بهش گفتم قصد نداری لباساتو در بیاری گفت خجالت میکشم خب گفتم پس خودم در میارم شرو کردم مانتوش ک دکمه نداشت و بندشم باز کرده بود راحت در اوردم تی شرتشم در اوردم از بالاتنه فقط سوتین داشت گفتم بخاب اونم خابید و شلوارشو ک یک کوچولو هم تنگ بود از پاش در اوردم واقعا فوقلعاده بود شلوارشو پرت کردم اونور و شرو کردم به خوردن کصش از روی شرتش شرته زرد رنگ پاش بود شورتش از اب دهن منو اب کص اون خیس خیس شده بود دیگه زهرا حتی ی کلمه هم حرف نمیزد با جهش رفتم رو شکمش ولی نشستم روش گفتم کمرتو بده بالا داد بالا و سوتینشم در اوردم سینهاش چندان بزرگ نبود ولی منم سینه بزرگ دوست ندارم سینه هاشو خوردم اولش یکم شور بود عرق کرده بود ولی نه زیاد یکم سینه هاشو خوردم اون هم حرفی نمیزد مثل من فقط هر جای بدنم ک دستش میرسید نوازش میکرد رفتم باز سراغ کصش شروتشو در اوردم کصش رو فرم بود خیلی بهتر از فیلم سوپرا یدونه موهم توش نبود تازه زده بود موهاشو شرو کردم خوردن کصش رون پاهاشم میمالیدم زهرا هم همش تیک میزدو یهو میلرزید من که دیگه تحمل نداشتم سریع لخت شدم و گفتم بدت نمیاد ساک بزنی با سر نشون داد که نه نشستو یکم برام ساک زد یکی دوبار دندوناش به کیرم میخورد ولی چیزی بهش نمیگفتم نمیخاستم ناراحت بشه خلاصه کیرم که داشت میترکید از حشریت از دهنش کشیدم بیرون و گفتم که برگرده و بخابه دمر خابید بعد دستمو انداختم زیر شکمش که یعنی شکمشو بده بالا اینکارو کرد دلم نمیخاست که از کص بکنمش چون فاطمرو بیشتر دوست داشتم هر چند تا الانم خیلی بهش خیانت کردم ولی نخاستم بدترم بشه سوراخ کونش تقریبا سفید بود موهم که اصلا نداش مشخص بود تازه زده چندتا تف انداختم رو سوراخ کونش یکمم لیس زدم کونشو انگشتم هی میکردم توش کیرم گزاشتم دم سوراخ کونش اروم نصفشو کردم توش یه اه کشید ولی نه بلند یکم تلمبه زدم ولی اروم اروم کیرمو بیشتر تو میدادم تا یدفه درد نکشه اونم اولش اهو ناله هاش مشخص بود که بیشتر بخاطر حشریته نه درد منم حسابی تلمبه میزدم خیلی حس خوبی بود یکمم خسته شده بودم البته ولی نمیتونستم دست بکشم اه و ناله های زهرا قطع نمیشد حس کردم که وقشته ابم بیادو ارضا شم نخاستم در بیارم از کونش چون واقعا دلم نمیومد دوست داشتم همون تو تخلیه شه و همون تو ابمو ریختم و مثله یه فیلم سوپری که دیده بودم یه دسمال کاغذی گزاشتم در کونش تا ابم بیرون نریزه زهرا ارضا نشده بود و محال بود ولش کنم چون دوست دارم شخص مقابلم بیشتر از خودم حتی لذت ببره برشگردوندمو رفتم لای پاهاش حسابی کصشرو زبون میزدمو میخورم تا ارضا شد و یه نفس عمیق کشید رفتم بالا سرش و تو همون شرایط بوسش کردم چند دیقه و بعد به حموم رفتم و زهرام دستشویی رفته بود تا خودشو تمیز کنه بیرون که اومدم لباساشو پوشیده بود منم حاضر شدم تا باهاش تا دم خونشون برم تو راه کلی باهاش حرف زدمو شوخی کردم و هی اذیتش میکردم ک از سکسمون فیلم گرفتمو اینا و اونم هی میگفت باشه منم باور کردم و مسخره بازیای خودمونو داشتیم امید وارم راضی باشید داستانمم مثله این کصخلایی که میان کصشر مینویسنو جقی بیش نیستن نیست بابت غلط املایی هم اگه وجود داشت عذر میخام موفق باشید نوشته

Date: August 26, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.