سکس در آزمایشگاه

0 views
0%

با سلام این خاطره مال چند سال پیشه اون موقع در داروخانه کار میکردم بلاخره تو داروخانه همه جوره دختر و زنهای توپی میمومدن ولی از بین اونا یه نفر بود که تو آزمایشگاه کار میکرد اندام خوبی داشت ولی چشمهاش ادمو محشری میکرد یه حالت خاصی داشتن تو خیابون که راه میرفت خیلی ها دنبالش میرفتن اما سر و سنگین بود و جلف بازی در نمیاورد زیاد میومد داروخانه هر موقع میومد اعصابم بهم میریخت چون جرات پیشنهاد دادن بش رو نداشتم اما یه روز زدم به سیم آخر مثل زمان قدیم حرفهای دلمو براش نوشتم و دادم به همکارم که بهش بده گفتم هرچی میخواد بشه بشه نهایتا گفت نه دیگه پیک سرش نمیشدم همکارم نامه رو بهش داد هنوز نیم ساعت نگذشته بود که بهم زنگ زد یخ کردم گفتم الانه که کلی حرف بخورم بهم گفت خجالت نمیکشی چرا بهم پیشنهاد دادی منم هزارتا حرف عاشقانه و مفت بهش گفتم از اینجا دوستی ما شروع شد بعد از چند روز رفتم ازمایشگاه آخر وقت رفتم همه رفته بودن میخواست تعطیل کنه کلید ازمایشگاه دست خودش بود نشستم روی تخت نفسم بالا نمیومد گفتم اگر بهش دست بزنم حتما یه بلایی سرم میاره تو همین فکرها بودم که اومد و نشست پیشم دیگه دست خودم نبود یواش یواش لبامو روی لبهاش گذاشتم دیگه روی ابرها بودم تا میتونستم لباشو میخوردم بعد لرزید گفت بذار برم در آزمایشگاه رو ببندم تا یه بار کسی داخل نیاد تشک تخت بیمار رو درآوردم و گذاشتم رو زمین دوباره شروع کردیم به لب گرفتن دیگه صدای اه و نالش در اومد تمام لباسهاشو در اوردم وای چه سینه هایی داشت همون اندازه ای بود که دوست داشتم شروع کردم به خوردن سینه هاش همینطور میومد پایین که رسیدم به کسه تپلش از حشر بالا هی میخوردمش دیگه تحمل نیاورد صداش بالا تر میرفت میگفت دیگه بسه دارم میمیرم منم کیرمو تا ته کردم تو داخل کسش گرم بود بعد از چند بار تلمبه زدن ارضا شد دیگه شل شده بود ولی من قبلش که میخواستم برم پیشش یه قرص تاخیری خوردم که اگر میخواستم بکنم زود ارضا نشم بگذریم بعد بهش گفتم رو شکم بخواب گفت میخواهی چکار کنی گفتم میخوام از پشت بکنمت گفت درد داره نمخوام ولی تا میتونستم رو سوراخ کونش وازلین و ژل لیز کننده ریختم و سوراخش رو ماساژ میدادم اول با یه انگشت و بعدش با دو انگشت آروم کردم داخل تا جا باز کنه خیلی حال میکرد وقتی جا باز کرد و ترم شد کیرمو گذاشتم روی سوراخش و آروم فشار دادم اولش یه آخی گفت ولی وقتی شروع کردم به تلمبه زدن آروم شد اون موقع 2دو بار دیگه ارضا شد همون موقع باور نمی شد که دارم میکنمش توی ابرها بودم سرعت کردنمو بیشتر کردم دیگه داشتم ارضا میشدم گفت بریز تو منم ابمو ریختم داخل وقتی تموم شد کنار هم دراز کشیدیم دیگه نای ه حرف زدن نداشتیم دوباره لباشو بوسیدم بلند شدم کسشو که دیدم ابش تمام تخت رو پر کرده بود اینگار اون ازمن محشری تر بود بعد از اون چند بار دیگه سکس داشتیم بعدشم محل کارش عوض شد و از اونجا رفت اگر بد نوشتم ببخشید این داستان کاملا واقعی بود مثل بعضی ها از روی توهم ننوشتم موفق باشید بای نوشته

Date: April 6, 2021

Leave a Reply

Your email address will not be published.