سکس من و دوست دخترم

0 بازدید
0%

سلام من پارسام 16 سالمه از کرج و دوست دخترم هم اسمش ترانه است و ما با هم همسنیم و حدود یک سالی از دوستی ما میگذشت ما تو یه محله ای هستیم که بچه های اون محل همدیگه رو میشناسن حتی خیلی راحت تو بعضی اپلیکیشن های مجازی مثل تلگرام با هم در ارتباطیم و خیلی برایمان سادست داستان از اینجا شروع شد که یه روز تو گروهی که تلگرام داشتیم چت میکردیم یه پسری که تقریبا 17 یا 18 سالش بود برای ما پسرا تعریف میکرد که دوست دخترش رو برده و پردشو زده و مجبور به ازدواج با دختره بوده و چون تو تلگرام بوده بعضی از دخترا و همچنین ترانه این داستانو تو تلگرام دیده بودند طوری بود که بعد از یک هفته همه میدونستند که مینا همون دختره که پردشو زده بودند دیگه دختر نیست و بلکه زن شده ولی با این حال که نامزدش که رفیق ما بود از این داستان نامزد بازی خوشش نمی اومد میگفت من مینا رو فقط برای عشق و حال میخواستم که بدبخت شدم و میگفت اصلا دوسش نداشتم و غیره ما هم برای اینکه بهش یه دلگرمی بدیم بهش میگفتم خوب شد حالا ابتو نریختی تو و اونم دوباره داستانشو برامون تعریف میکرد و ما هم مجبور میشدیم بریم مکان و جق بزنیم و واقعا بهمون میچسبید بعد چند هفته فهمیدم که همونطور که ما با داستان مجید رفیق ما حال میکردیم از اونطرف دخترا هم با داستان مینا حال میکردن و بعد اینکه اینو فهمیدم به ترانه زنگ زدم و او را بازخواست کردم بابت کاری که انجام میداد ترانه به من گفتش که من معذرت میخوام باید حضوری برات توضیح بدم که چی شد منم چون عصبی بودم بهش گفتم که فردا ساعت 6 بیا کوچه بغل مدرسه اونم بی چون و چرا قبول کرد رفتم خونه تا فردا یکم عصبانیتم فرو کش کرد و ساعت 6 رسید رفتم تو کوچه و دیدم که ترانه ته کوچه واستاده و بود من با عصبانیت رفتم پیشش که تا رسیدم سمتش ترانه دستای منو گرفت و خودشو انداخت تو بغلم و سریع اومد جلو و ازم لب گرفت و بعد اینکه لبمون تموم شد یاد داستانی افتادم که مجید برام تعریف کرد که منم عصبانیتم بیشتر شد که نکنه مثل اون خودمو بدبخت و شروع کردم تو کوچه دادو بیداد کردن سر ترانه اون اومد خودشو انداخت بغل منو زار زار گریه میکرد و فقط میگفت منو ببخش بهت نیاز دارمو نمیتونم جلو خودمد بگیرم و غیره بعد چند روز که جلو رفیقام جواب تلفناشو نمیدادم و رفیقام ازم پرسیدن که چی شد منم داستانو براشون تعریف کردم و مجید گفت خاک تو سرت میبردی میکردیش دیگه بعدش گفت سوراخ باشه دیوار باشه و منم بهش گفتم مگه کسخلم خودمو عین خودت بدبخت کنم با کسی که دوسش ندارم ازدواج کنم و بعدش بقیه رفیقام خندیدن و من رفتم دستشویی که گوشیمو دادم دست رفیقم که ترانه به گوشی من زنگ زدو رفیقم جواب دادو گفت پارسا به یه شرط گوشیو جواب میده اونم اینه که بیایی مکان و ترانه هم مثل اینکه قبول نمیکنه و چون من رفته بودم دستشویی رفیقام فقط اینو برام گفتن دیگع چیزه دیگه ای نگفتن به من و وقتی برگشتم دیدم که مجید داره ترانرو راضی میکنه که بیاد مکانو تا من این صحنه رو دیدم سریع دویدمو به مجید گفتم حرومزاده ی اشغال زید خودتو جنده کردی به زید مردم چیکار داری و غیره که دیدم ترانه اومد جلو و گفتش که به تو چه و من میخوام نیازامو برطرف کنمو به تو هیچ ربطی نداره وقتی که ترانه اینو به من گفت من اعصابم کیری شد و بهش گفتم که جنده خانم اگه کیر میخوای بیا خودم فردا میدم دستت باهاش بازی کنه و بهش گفتم فردا بیا مکان ترانه هم قبول کردو گفت مگه بدم میاد با کیر دوست پسر خودم حال کنم و بهش گفتم فردا ساعت 6 بیا مکان و ترانه رفت خونشون و مجید بهم میگفت فردا حواست باشه که از کص نکنیو حتما از کون بکنی فردای اونروز ساعت 5 رفتم مکان مکانی که ما داریم زیر زمین یه خونه ویلایی که حدودا زیر زمینش 12 متر و فقط یه موکت و با یخچال و یه سری وسایل اضافه خونه و راستی خونم برای مجید بود که ارث مادریش بود تا یه ذره اونجارو مرتب کنم که دیدم همه ی وسایل خیلی منظم چیده شده بودندو یادم اومد که مجید هفته ی پیش زیدشو کرده بود من ساعت 5 10 زدم بیرون از خونه و رفتم تو پار ک با رفیقام که از قصد ساعت 6 20 رفتم اونجا چون میخواستم مطمئن بشم که ترانه اومده باشه و وقتی رسیدن دیدم که ترانه فقط بایه شورت به پشتی که تو زیر زمین بود تکیه داده بود و تا منو دید اومد بغلم شروع کرد ازمن لب کرفتن و منم همراهیش میکردم تا اینکه خسته شد و انداختمش رو موکت و شروع کردم به لیس زدن گردنشو پستوناشو هرچندم که پستون زیاد مالی نبودو تقریبا حدود 30 الی 35 اینا بود و اومدم پایین سمت کصش و و یه ذره مالیدم وپاشدم و ترانه رو بلند کردم و بهش گفتم که ساک بزن و میگفت بدم میاد از این حرفا بهش گفتم عشقم فقط سرشو میک بزن انگار داری اب نبات میخوری و قبول کرد و تا سر کیرمو کرد تو دهنش سریع کلشو گرفتم و رو کیرم عقب جلو میکردم و دو سه بار سعی کرد که کیرمو گاز بگیره و هر دفعه گاز میگرفت بهش میگفتم اگه گاز بگیری خودت ضرر میکنی و هر چقدر هم بیشتر خیسش کنی کمتر درد میکشی و از این حرفا بعد 5 دقیق که احساس کردم داره ابم میاد بلندش کردم و تو حالت داگی استایل خوابوندمشو بهش گفتم میخوای بلایی که سر مینا اومد و سرتو بیارم که دیدم شروع کرد به گریه کردن و منم الکی برای اینکه بترسونمش کیرمو رو کصش بالا پایین میکردمو الکی تف میزدم به کصشو و یه تفمو انداختم رو کونش و کیرمو گذاشتم دم سوراخ کونش و به زور سرشو کردم تو و ترانه گریش بیشتر شدو گفت پارسا توروخدا دربیار غلط کردم و گوه خورم و از این حرفا میزد که منم چون از دستش عصبی بودم بیشتر فشار اوردمو گریه ترانه شد برام جیغ و داد که بعد چند دقیقه تلمبه که کیرم به کونش روون شده بود دردش اروم شده بود دیگه فقط اه و ناله میکرد و خیلی کم گریه میکرد و منم بلند شدمو بهش گفتم ساک بزن که هیچ اقدامی نکرد و منم با حالت عصبانیت بهش گفتم بیا دیگه ترانه و بعد ده بیست ثانیه دیدم اومد خودش کیرمو گرفت و عقب جلو میکرد و منم فقط حال میکردم که یهو حس کردم ابم داره میاد و کلشو گرفتم و سرعتشو رو کیرم بیشتر کردم که تا ابم بیاد کیرمو تا حد ممکن میفرستادم تو که ترانه اوقش دراومده بود و بش گفت چند ثانیه صبر کنی تموم میشه و وقتی کیرمو کشیدم بیرون فقط میخواست بالا بیاره و خوابوندمش رو زمی و با کصش ور میرفتمو هی لیس میزدم و چون بلد نبودم ارضاش کنم بعد 15 20 دقیقه دیدم کیرم دوباره قد علم کرده لین دفعه دلم به حال ترانه سوخت و رفت وازلین اوردم یه کم به کیرم زدمو یکمم به کونش زدم و دوباره شروع کردم به تلنبه زدن و دوباره اه و ناله های ترانه شروع شده بودو هر چی بیشتر اه و ناله میکرد من بیشتر حشری میشدم و تند تر تلنبه میزدم و ابمو خالی کردم تو کونش و خود ترانه تو این 5 دقیقه ای که داشتم تلنبه میزدم خودشو ارضا کرده بود و هر دومون بیحال شده بود و بعد سی دقیقه بلند شدیمو دیدم که ترانه راه رفتم یه کوچولو براش سخته و دستشو گرفتم بردمش با هم یه ویتامینه خوردیمو سر حال که شدیم برگشتیم و از اون روز هفته ای یک بار با هم سکس داریم و حتی یک بار جلو مجید هم ترانرو کردمش و بعد دو سه بار سکس هنوز نتونستم ارضاش کنم و خودش خودشو ارضا میکنه نوشته

Date: July 14, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.