شرم و شهوت

0 بازدید
0%

داستان مربوط به سال 84 هست زمانی که 19 ساله بودم بلاخره روز موعود رسیده بود خودم هم باور نداشتم دارم چه کار میکنم فقط یک حس بود باید بهش پاسخ می دادم نمی دانم از خودم خجالت می کشیدم یا پیش خودم شرمنده بودم به هر حال تصمیمم را گرفته بودم ماجرای من و امیر از یک سال قبل شروع شد وقتی که در دانشگاه قبول شدم یک پسر قدبلند و سفید با شخصیتی متکبر که خیلی از دخترا دلشون می خواست باهاش دوست بشن بر حسب یک اتفاق ساده با هم آشنا شدیم همون ماه دوم شروع دانشگاه با هم اتاقیش بحثش شد از همون بحثهایی که معمولا ترم های اول و دوم بین دانشجوهای جدید به وجود میاد اون زمان من خوابگاه نرفتم و با یک نفر همخونه شده بودم که سال آخر بود و اغلب هم می رفت شهرشون و هفته ای یک یا دو روز دانشگاه بود به هر حال امیر مهمان من بود حدود یک ماه از همون اوایل خیال پردازیهای من شروع شد همش خودمو با اون تصور می کردم دلم می خواست تو بغلش باشم براش هر کاری بخواد بکنم تو خیالاتم هر شب قبل از خواب باهاش سکس داشتم و گاهی هم به یاد با اون بودم جق می زدم و ارضا می شدم من آدمی بودم که تو اون روز نه با دختر و نه با پسر هیچ رابطه ای نداشتم و به جز خودارضایی هیچ لذت جنسی را تجربه نکرده بودم شاید همین موضوع هم باعث شده بود به شدت احساس نیاز کنم و امیر اینجوری توی ذهن من لانه کرده بود به هر حال ترم اول گذشت و امیر هم رفت خوابگاه دوباره و بعد از مدتی با دختری به نام ساغر دوست شد این که با هم سکس داشتن یا نه هرگز به من نگفت و راستش برای من چندان اهمیت نداشت اما یک مساله مهم بود که من تصور میکردم با این دوستی امیر و ساغر شاید اینکه روزی واقعا باهام باشیم منتفی بود اما اصل ماجرا از کجا شروع شد که سکس بین ما بالاخره اتفاق افتاد بیشتر اوقات چون من تنها بودم شبهای امتحان یا اگر کار کلاسی داشتیم امیر میومد خونه من بدون اینکه چیزی بینمون باشه و اتفاقی بیوفته ناگفته نماند که خیالپردازیهای من و جقهام به یاد امیر همچنان پابرجا بود یک شب بعد از این درس خوندیم رفتیم که بخوابیم امیر رفت تو اتاق خوابید و من همونجا روی مبل دراز کشیدم حدود یک ربع بعد چون به شدت تحریک شده بود تصمیم گرفتم طبق معمول جق بزنم و بعد بخوابم شروع کردم با خودم ور رفتم و مالیدم و از این داستانها چشمام بسته بود و مشغول بودم و در اوج لذت به سر می بردم که یک دفعه صدای پا شنیدم سریع خودم رو جمع و جور کردم ولی ظاهرا کار از کار گذشته بود و امیر که اومده بود آب بخوره یک لحظه منو تو اون حالت دید خجالت کشیدم وبلند شدم نمی دونستم چی بگم امیر لبخندی زد و خودش و به اون راه زد ولی شرمندگی و خجالت من باقی مونده بود نمی دونستم دارم چی میگم و چه کار میکنم بی اختیار گفتم ببخشید امیر گفت چی رو ببخشم اشکالی نداره همه این کارو می کنن اومد روی مبل جلوی من نشست گفت عادت داری به این کار گفتم آره بدجور هم معتادشم امیر گفت من هم تا قبل از اینکه برم دنبال دوست دحتر و از این ماجراها روزی یک بار حتما میزدم تمامدخترای فامیل و همسایه رو تو جق گاییده بودم و زد زیر خنده بعدش گفت حالا بگو ببینم به یاد کی مشغول بودی و یه چشمک زد و اسم دو سه تا از دخترای ناب کلاس رو برد نمی دونستن بهش بگم یا نه نگرانی تمایل شهوت نیاز و همه چیز اون لحطه با هم ادغام شده بود عقلم کار نمی کرد گفتم نه هیچ کدوم گفت نکنه شیطون به یاد الهه م نازترین دختر رشته زبان بود میزدی یه آن مغزم قفل شد احمق شدم بدون فکر گفتم نه نه نه به یاد تو میزنم خیال پردازی میکنم که زن تو شدم بلند شد گفت بی خیال بابا تو چت شده امشب بگیر بخواب و بلند شد و رفت عصبانی شد یا اینکه دلخور شد نفهمیدم ولی دیگه همه چیز رو تمام شده دیدم و بغضم ترکید مثل یک آدم شکست خورده و ناامید از خودم متنفر شدم با صدای بلند گریه کردم امیر برگشت گفت چرا اینجوری می کنی بغلم کرد با گریه بهش گفتم دست خودم نیست ببخشید امیر جان حرفمو نشنیده بگیر معذرت می خوام روی حساب صمصمیتی که بینمون بود واقعیت رو گفتم حالا هم حرفمو پس میگیریم من گی نستم ولی نمودونم چرا فقط به تو این حس رو پیدا کردم حالا هم حرفمو پس میگیریم به دوستیمون قسم ازت خواهش می کنم به کسی حرفی نزن گفت درکت میکنم منم جای تو همش سرم تو درس و کتاب بود بالاخره یه جایی کم میآوردم اشکالی نداره اصلا ناراحت نباش خیالت راحت سیگارشو روشن کرد و نشست روبروی من 5 دقیقه سکوت کردیم بی اختیار و بی برنامه نشسته بودیم اون سیگار می کشید من به گلهای قالی نگاه می کردم سکوت شکست صدام زد از جا پریدم گفتم بله گفت با این حرفت هوس چهارده پونزده سالگی رو انداختی تو دلم نفهمیدم منظورش چی بود هنوز گیج و ناراحت بودم ادامه داد من گی نیستم و می دونی که دختر باز قهاری هتم ولی تو دوران راهنمایی و دبیرستان کارایی کردم از همون شیطنتهای پسرونه شاید بشه کمی تکرارش کرد دهنم باز مونده بود خوشحال بودم یا متعجب نمی دونم فقط لبخند زدم گفت بزار از پس این امتحان لعنتی فردا بربیایم فردا شب میریم حجله دیگه بقیه حرفاشو نشنیدم آتیشم زد داشتم از شدت هیجان میسوختم باور کردنی نبود فردا شب ساعت 9 رفته بودم حمام تا حالا تجربه سکس نداشتم با موبر تمام موهای زائدم رو زدم یک اسپری زنونه خریدم نمی دونم خوش بو بود یا نه ولی بالاخره زنونه بود چون می دونستم امیر همجنسباز نیست خواستم تحریک بشه کونم فابریک بود فقط گاهی انگشت کرده بودم تا جایی که تونستم تمیز کردم کونمو تو اتاق دو تا دوشک انداختم رو زمین کنار هم یک عود وانیل هم روشن کردم و نشستم منتظرش زنگ زد درو باز کردم خجالت می کشیدم نگاهش کنم مثل دختری بودم که میخواد بره حجله دستمو گرفت اومد نشستیم کنار هم هر دومون ساکت بودیم داشتم آب میشدم قلبم میزد و دستام یخ کرده بود سرمو انداخته پایین بدون کلامی دست در دست هم بلندش کردم رفتیم تو اتاق تا وارد اتاق شدیم رفتم تو بغلش همونجوری ایستاده لب تو لب شدیم نفسم بند اومده بود چه لبی خورد ازم حرفه ای بود مثل یه دختر باهام رفتار میکرد دست می کشید رو موهام و لبمو میخورد هنوز ایستاده بوذیم لبامون جدا شد تی شرتمو درآرود و مال خودشو هم بالاتنمون لخت بود چسبیده بهش چه لذتی اوففففف داغ بود داغ داغ با لب تو لب شدیم کمربندشو همینجوری که ازم لب می گرفت باز کردم و دکمه شلوارشو هم باز کردم زازش جدا شدیم هنوز یک کلام حرفی نزده بودیم زانو زدم جلوش و شرتشو کشیدم پایین چه کیر خوش فرمی همونی که همیشه تصورش کرده بودم نوکش یکم خیس بود همون خیسی برای شروع لیسیدن عالی بود نوکشو زبون زدم عاشق مزه این آب اولیه هستم دور سر کیرشو می لیسیدم بعد از یک دو دقیقه سرانجام کلامی شنیده شد امیر گفت عزیزم عزیزم ای جانم هرچند بلد نبودم و جز کیر خودم هم تا حالا کیری ندیده بودم ولی تلاش می کردم هم خودم نهایت لذت رو ببرم هم امیر حال کنه 5 دقیقه ای خوردم براش البته راستشو بگم بیشتر لیس زدم تا خوردن بلندم کرد گفت کافیه عزیزم دیگه رومون باز شده بود بهش گفت راضی بودی لبخند زد همون لبخندی که همیشه دیوونم می کرد و دوباره با فشار لب تو لب شدیم گفت اگر دوست داری با اسم دخترونه صدات کنم که حس زن بودنت کامل بشه وای چه پیشنهاد محشری داد فکرشو نکرده بود جانممممم گفتم عالیه آره می خوام مهسا صدام کن خوابیدم رو تشک شلوارمو کشید پایین تو بغلش بودم آرزوم برآورده شده بود دست کرد شورتم خیس و داغ کیرم کاملا خیس و لزج شده بود یک کم مالید توقع نداشتم برام بخوره یا کاری کنه همینکه بود کفایت می کرد و خودشو می خواستم امیر هم اون لحظه جز مالیدن کار دیگه ای نکرد شورتمو درآورد اومد روم کیرشوم می مالید به کیرم وای چه لذتی از این بالاتر روانیم کرد با این کار گفت برگرد رو شکم بخواب مهسا جونم تا اصل داستانو شروع کنیم گفتم امیر جان مواظب با لطفا من من تا حالا هیچ تجربه ای نداشتم می دونی که راستش ترسیدم ولی سعی کردم نگرانیمو کنترل کنم اگه امیرو از دست می دادم دیگه محال بود تو کل عمرم این تجربه تکرار بشه به شکم خوابید تا امیر کونم دید گفت عجب مالی هستی عزیزم جان کون دختر شونزده ساله به این ملوسی نیست مهسا تو چه سفیدی عروس خانومم انقدر تعریف کرد از کون و پرو پاچه ام که دیگه کامل حس کردم دخترم و شروع کردم خودمو لوس کردن خوابید روم و گردنمو لیسید کیرشو می مالید لای کونم بالا و پایین می کرد کمی به همین وضع گذشت منم تو اوج لذت و ناز کردن برای امیر بودم بلند شد رفت از تو جبیش چیزی برداشت اول متوجه نشدم چیه بعد دیدم یک شیشه کوچیکه روغن یا یه چیزی مثل روغن بود رو ریخت لای کونمو شروع کرد به ماساژ و مالیدن انگشتم کرد خیلی حال کردم انگشتشو تو سوراخم تکون می داد تا ته فرو کرد عقب و جلو می کرد انگشتشو بعد اسحاس کردم دو انگشتی رفت تو خیلی دردم گرفت گفتم امیر جان خواهش می کنم حواست باشه کفت وای چه دختر لوسی پس تو چطوری میخوای این کیر کلفتو تحمل کنی عزی دلم از حرفشم هم شهوتم زد بالاتر هم ترسیدم دو انگشتی یکم بازم کرد ولی درد داشت حسابیمن همینجور به پشت خوابیده بودم خودمو لوس می کردم براش اونم انگشت میکرد و با حرفاش نازمو می کشید انگشتشو در آورد وقتش بود گفت یکم قنبل کن مهسای من کونم قنبل کردم سر کیرش گذاشت آروم می مالید به سوراخم بعد یک فشار داد تو نمی رفت بیشتر فشار داد یک جیغ کوتاه دختروونه کشیدم با ناز گفتم آی امیر درد میگیره آقایی آیی آقایی یواش اشتباهم همین بود مثل دیوونه ها تحریک شد و فشار داددنیا جلوی چشمام تاریک شد احساس کردم پاهای فلج شد وای از درد تزریق همزمان دو تا آمپول پنیسیلی هم بیشتر بود مردم از درد عجب غلطی کردم داد زدم امیر نه نمی تونم امیر جان بکش بیرون غلط کردم امیر انگار که حرفامو نشنیده باشه فشار می داد با صدایی پر از شهوت گفت عروس خانوم دارم پردتو می زنم صبور باش عزیزم حدود پنج شش دقیقه درد و فریاد و التماس کارساز نبود تا بالاخره کارشو کرد و کیرشو تا ته فرستاد تو ولی تکون نمی داد هنوز درد داشت افتاده بود روم و گردنمو می خورد ناخود آگاه گریه کرده بودم فکرشم نمی کردم اینقدر درد داشته باشه آروم آروم داشت دردش کم می شد شروع کرد خیلی آهسته عقب و جلو کردن دوباره درد اومد سراغم بالشو گاز می گرفتم کمی بعد دردم آروم تر شد تازه داغی کیرشو حس کردم داشت خوشم میومد یعنی من واقعا دارم کون میدم به امیر ای جاااانم با کم شدن درد یواش یواش یه حس خوب اومد سراغم داشت حال میداد کیر امیر داشت تو کونم عقب و جلو میرفت حس زن بودن داشتم حس اینکه مردت داره از تو لذت میبره باید چه کار می کردم که اسن حس تقویت بشه آره رفتارهای دختروونه ناز کردن جیغهای کوتاه نفس نفس زدن تمام حواسمو دادم به کونم تا بیشترین لذت رو ببرم دوباره نازو اداهام شروع شد آیییی امیر عزیزم زنتو بکن عشقم آه آه امیر بیشتر تحریک شد تلنبه میزد مثل یک جنده زیر دستش بود کمی بعد بلندم کرد برگشتم بعد از کردنم اولین بار بود چشم تو چشم شدیم خجالت کشیدم دوباره و زود چشممو از نگاهش دزدیم به پشت خوابوندم و پاها داد بالا وا یدرست مثل وقتی یه دختر میخواهد کس یده گذاشت دم سوراخمو فشار داد تو چشم تو چشم هم داشتیم می کردیم از خجالت لبمو گاز گرفتم بازم تصمیم گرفتم براش عشوه بایم امیر جونی بکن خانومتو عزیزم آییی کیرتو میخوام آقای من مرد من بکن امیر تند تند می کرد صدای نفساش بهم حال میداد همزمان با کردن شذوع کرد به مالیدن کیرم میکر و میمالید طولی نکشید که کل بدنم شروع به لرزیدن کرد و آبم اومد ریخت تو دست امیر و رو شکمم امیر داشت تلنبه میزد مثل یک جنده داشتم می دادم بهش حس تسلط یک مرد روی تن و بدنم لذت بخش بود یک تجربه تازه که دوست داشتم بارها بارها تکرار بشه هنوز توی اتاق بوی عود وانیلی پیچیده بود آمیخته با بوی عطر زنانه من بوی سکس صدای سکس نفس نفس شهوت همه چیز مهیا بود برای اینکه این خاطره تا ابد توی ذهنم ثبت بشه صدای ناله های امیر داشت بلند تر میشد تند تر ضربه میزد داشت میومد داشت آبششش میومد و اتفاق افتاد پاشید روی شکمم با آبم مخلوط شد امیر ارضا شد حالا بوی آب منی ما با عطر سکسی فضای اتاق در هم آمخیته بود و سفره لذت کامل شده بود به آرامش رسیدم باز هم لب در لب امیر بعد از یک ماراتن لذت بخش شاد باشید نوشته خفن

Date: February 6, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.