شروع دوران بلوغ و کونکونک

0 بازدید
0%

سلام به تمامی دوستان من خیلی وقته که با سایت شهوانی آشنا شدم خیلی از داستانها رو خوندم تا حالا قصد نوشتم داستان خودم رو نداشتم به دلایلی این داستان که مربوط به یه دورانی از زندگی منه رو میزارم قضاوتم میزارم با خود شما اگه تو داستان از عبارتهای بچگانه استفاده کردم بزارید به حساب همون دوران داستان از زمانی شروع میشه که من تو سن 11 تا 12 سالگی که تازه شیطنت ها شروع میشه با بعضی بچه های مدرسه و محل یه کارهای دو بدو میکردم حس خاصی توش نبود جز چیزهای که از دیگران میشنیدیم یا عکس ها یا فیلمهای که میدیم اینا گذشت تا چند سال بعدش که من با یکی دوستام خیلی صمیمی شده بودیم تو اون زمان زیاد فاز دختر بازی اینا نبود که بری رفیق شی یه موقیت بیاد سکس داشته باشی اون روزهای ما با ردو بدل کردن فیلم و عکس میگذشت تا اینکه یه رو که خونه مکان شد به رامین گفتم که بیاد خونه فیلم نگاه کنیم اونم اومدو فیلم گذاشتیم نگاه کردیم بعد که تموم شد قرار شد دوبدو همدیگو رو بکونیم رامین خیلی وارد نبود اول نوبت اون شد من یکم توپل بودم خوابید رو منو کیرشو گذاشت لای کونم عقب و جلو میکرد البته نه تو سوراخم بعد چند دقه دیدم یه حالی شدم و یه لحضه رفتم فضا خودمو نتونستم کنترل کنم دیدم یه آب سفید مایل به زرد از کیرم خارج شد بعدش فهمیدم آب بوده الان چقدر به اون موقع میخندم رامین میدونست چیه گفت برا اولین بار آب درومده فوران زده بعدش رامین گذاشت دوباره تو کونم بعدش یکم کیرشو نم دار کردو گذاشت دم سوراخم یه فشار داد سرش که رفتم دادم رفت رو هوا بعدش آبش دراومد نوبت ما که شد دیگه حس از بین رفته بود دیگه سکس هامون معمولا یه طرفه شده بود تا 1 سال نیم بعدشم ادامه داشت و من روز به روز کف دستی زدنم بیشتر میشد این گذشت تا دو سال بعد که من اون زمون یه دختر عمه همسن خودم داشم سر گوشش بدجوری مجبید ما هم که حشری دیگه هیچی چند بار در حد بچگی به کیر من دست زده بود من به کونش کیر من کوچک بود و بخاطر همین زیاد ربقت نمیکردم طرفش دختر عمه برم تا خودش با پای خودش اومد جلو یه روز اومده بودن خونه ما یه خواهر داشت از خودش کوچیکتر اهل خونه همه رفتن بیرون خردید منو خودشو خواهرش تنها موندیم گفت بیا با هم بازی کنیم گفتم چی گفت فکر کنیم منو تو زنو شهریم همون کارای که اونا میکنن ما هم بکنیم منم دوزاری افتاد گفتم باشه خواهرشم که که بچه بود گفت اینم بچمون اومد خوابید بقلم خواهرشم مثلا دک کردیم بره مدرسه رفت دنبال نخود سیاه دستشو مثل همیشه گذاشت رو کیرم قبلنا که میذاشت چون بچه بودیم هیچ حسی نداشتم ولی ایندفعه کیر کوچیکم راست شد تعجب کرد منم دستمو گذاشتم رو کسش انگار برق از سرش پرید گفت چرا دستو گذاشتی گفتم من که از شلوار دست زدم حالا اینطوری میکنی گفت چرا کیرت یدفعه راست شد گفتم میخوای ببینی گفت آره دراوردم یه نگاه کرد گفت تموم شد گفتم چی تموم شد تازه شروع شده یدونه از اون فیلم سکسی ها رو گذاشتم قرار شد حرکاتشنو انجام بدیم کیرمو نخورد لخت نمیشد ولی وقتی یه لب گرفتم پستوناشو مالدیم راضی شد تیشرتشو درآورد چه پستونای کوچیکی شروع کردم به خوردن باورم نمیشد بعد یواش یواش شلوارشو درآوردم که یدفعه خواهرش اومد گفتیم برو حموم مامان بابا کارد دارن بازم رفت دنبال نخود سیاه کسش خیلی کوچیک از ترسم که تو فیلما دیده بودم دست نزدم کیر کوچیکم رو یکم تف زدمو گذاشم لاپاش من که داشتم دیونه میشدم اونم نمیدونست چیکار کنه فقط میگفتم یجوری شدم یدفعه آبم دراومد گفت چرا رومن دستشویی کردی گفتم این آبه دیگه بقیش بماند که چیجوری توجیهش کردم بعد گذاشم لای کونش با اینکه بچه بود گنده بود کیرم منم کوچیک با یه بدبختی رسوندیم دم سورخ یه فشار دادم خیلی راحت رفت فقط یکم دردش گرفت که هیچی نگفت یه بار اونجا آبم دروامد که که کشیدم بیرون ریختم باسنش که یه مکافاتی اونجا داشتیم بعد شروع کردن مثل فیلما خوردن کسش 1و2و3 یهو یه لیوان آب ریخت تو دهنم حالم بهم خورد آخر نفهمیدم ابشو بود یا شاشش خلاصه خیلی حال داد دیگه باهاش رابطه ای نداشتم ولی با رامین چند دفعه سکس داشیتم خیلی حال میداد الان که بزرگ شدم از اون موقع به بعد دیگه با هیچ پسر یا دختری سکس نداشتم اینم داستان من این جور به بلوغ رسیدن ها که همراه با جلق و سکس های بچگی باشه دنباله ای جز جلقی شدن نداره درس عبرتی برای دیگران نوشته

Date: August 22, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.