مامان عشرت و هم خونه ایم آرش

0 بازدید
0%

من واقعا از کسانیکه واسه مامانشون داستان سرایی می کنند اصلا راستش متنفر میشم ولی این یک خاطره است و واسه من اتفاق اوفتاده و میخواستم برا دوستان هم بگم و اصلا انتظار لایک هم ندارم فقط میخواستم واقعیت را توجه داشته باشید من 23 سال داشتم اسمم رامین هست چون دریک شهر مذهبی دانشجو بودم یک هم خونه ایی هم گرفته بودم هم خونه ایم 3 سالی از من بزرگتر بود کم کم متوجه شدم ارش خیلی دنبال زنه چون بچه جنوب هم بود این اتیشش تند بود انواع و اقسام دختر و زن رو می اورد من بهش هم معترض بودم هم اینکه می گفتم میری پیله می کنی زنا خامت میشن میاریشون ولی اون می گفت نه من تیپم جوری هست زنا خودشون میخوان و به من جذب میشن همیشه سر این بحث داشتیم ارش هم قد بلند حدود 180 و چهره خاصی داشت ولی من که زن نبودم مثلا فک میکردم پسر خوشگل ها فقط میتونن زن تور کنن ولی زنا از حالت سکسی پسر یا مرد خوششون میاد اینو بعدا فهمیدم ارش به من می گفت تو قیافت معمولی هست وکسی جذب نمیشه که بهت فاز بده تو باید دنبالش باشی و کمی سماجت تا دختر یا زن بهت رو بده من یه نگاه تو چشش می کنم اون به به من یه نگاه مثبت می کنه و من دیگه خواستم میرم تو نخش تا بیارمش خونه و خلاصه این وضع بود تا مامان چون شهر مذهبی بود اومد و گفت میخوام خونه شما بیام من گفتم مامان اینجا شاید خوب نباشه برو خونه فامیلتون اونجا زنش هم مثل خودت هست هم مشرب اجتماعی خودته گفت نه از شوهرش خوشم نمی یاد خلاصه اومد خونه فقط به ارش گفتم با تلفن با زیدها صحبت نکن یه مدت هم که مامان هست تاب بیار یا اگر کسی رو گیر اوردی ببر خونه بچه ها گفت باشه اصلا دنبال این قضیه نمی رم مامان اسمش عشرت اندام خیلی درشتی داره و قد بلند 175 وزنشم بالاست حدود 118 اون موقع 44 سالش بود حرف ماله سه سال قبل هست این دوستم گاهی از خانمهای سن بالا می گفت ولی فک می کردم نسبت به مامان دوستش هیچ عکس العملی نداشته باشه و واقعا اولش هم نداشت میومد سر میز حرف میزد و تو چش مامان نگاه میکرد مامان بعدش می گفت عجب دوست خوبی داری مامان توکه خواهر عذب داری چرا تشویق نمی کنی دوستت بیاد تهران تو دلم گفتم یعنی جرف ارش راسته یعنی مامان منو که ریشه مذهبی هم داره به خودش جلب کرده این رابطه صمیمانه فعلا سالم روز به روز بهتر میشد تا اینکه مامان به ارش می گفت تو هم مثل رامینی اگر نبود به من می گفت صب کن تا دوستت بیاد ناهار یا شام بخوریم اگر شریتی درست می کرد خودش میبرد اطاقش هروقت ارش می اومد خونه من نبودم یه عذرمی اورد میومد بیرون تا اینکه یه بار اومده خونه مامان نذاشت بره رو کاناپه کنار ارش نشسته بود به ارش بعدش قر زدم ارش مگه قرار نبود عذر بیاری گفت چرا اوردم حاج خانم خیلی اصرار کرد بعد مامان گفت ارش بچه نجیبی است گفتم مامان تو که نمی دونی جلوی حرفمو گرفت گفت ادامه نده بعد دیدم مامان ارایش می کنه با حالت باز تر میاد جلوی ارش میخواستم بدونم مامان وقتی من نیستم چه رفتاری با ارش داره با یه نفر دوستای برقیم اشنا بودم گفتم اگر بخوام ببینم تو خونمون وقتی نیستم کسیی تردد میکنه یا نه چیکار کنم گفت یو دوربین خیلی کوچک نصب کن کامپیوتر یا هاردشم جایی بزار که متوجه نشه ارش که کم می اومد مامان رو فرستادم با تاکسی به جاهای زیارتی بره خودم موندم و دوربین رو نصب کردم اگر هزینه داشت می ارزید صدا رو خوب صبط می کزد و با صدا و حرکت حساس بود وقتی کسی نبود خاموش میشدیه بار مخصوص دیر رفتم بعد نگاه کردم دیدم رفتارش خیلی مهربونه و گاه به هم دست میدن ولی اتفاقی نمی اوفتاد تا بعد به بار مامان با چادر و نیم لخت جلوی ارش دیوانه اومده بود اومد کنار ارش نشست خودش یه شیرینی دهنش گداشت ارش هم با تعرف شیرینی رو گرفت از اغام سوال کرد گفت اونم مثل همه اغایون سرش تو تجارتشه مامان گفت رامین و ندیدی گفت چرا فک کنم دیر میاد تصویر خوب نبود رزولشن پایین ولی صدا خوب ضبط شده بود مامان بهش نگاه می کرد چیه ساکتی چی بگم رامین همیشه می ترسه منو با تو تنها بزاره ولی من از همون اول فهمیدم تو پسر فهمیده ایی هستی شما لطف دارین رامین هم به خوبی شما فک می کنه مامان گفت بزار ارین شربت بیارم دیدم مامان چادرشو جا گذاشت با بدنه نیه لخت رفت تو اشبز خونه وقتی راه میرفت سنگینی وزنش می لرزوند زمینو پیش خودم گفتم واقعا ارش راست میگه به واقعیت تلخی رسیدم بهضی ها ژن کردن دارن ولی من نه فهمیدم ارش غلو نمی کنه زن خودش فاز میده به کساییکه دوست داره یه دفه ارش رفت پشت سر مامان توو اشپز خونه گفت واقعا اندامتون حرف نداره مامان که فکر میکردم عین ماده شیر طرف و ادب کنه نه ارش جان کجام خوبه هیکلم درشت شده مردا دنباله دخترن دنباله مان کن هستن ارش اونا بی عرضه و بی سلیقه هستن خانمهای هیکلی بهترین هدیه خدا هستن بعد مامان گفت یعنی تو داری عرضه یه دفه ارش دست به شلوارش برد فک کنم جای التشو تو شرت عوض کرد ضایعنشه مامان دید خودشو جمع کرد چادرشو کشوند رو پاش حاج خانم مارو محروم کردی گقت از چی گفت دیدن پاهاتون گفت پررو شدی دیگه ارش طرفش اومد هی پاهاشو می مالوند حاج خانم عجب مامان گفت کلمه حاج خانم رو نگو میخواهی چیکار کنی گفت عشرت خانم نمی دونی گفت میخواهی واقعا منو بکنی گفت از روزی که اومدی شبی نیست واست ابم نیورده باشم تو خیالم 1000 بار این کارو کردم گفت اخه رامین اون نمی یاد حالا برو درو ببند ارش رفت بعد روی کاناپه هی میخورد لای پای مامان رو زنای سنتی هم مثل تو فیلم نیستن به ارش گفت بسه ارش معمولا با کاندوم میکرد رفت کاندوم بیاره مامان گفت نمی خواد بریز توش فقط زود باش قرص میخورم ارش گفت وای حاج خانم گفت حاج خانم و کوفت من عشرت هستم بعد که ارش کیرشو رو کسش حرکت می داد هی از بزرگی کیرش می گفت ارش کیرو فرستاد تو اوووووو دیوونه وحشی نکاه به کیرت بکن بعد دیگه حرفای سکسی بزن توش من زن تو ام همیشه میام پیش تو ارش هم کس به این خوبی نکردم دوسه بار کسشو کرد بعد حالت قمبل نمی دونم کس رو میکرد یا پشت گفت دیوونه فقط یواش چرا کسو نمی مالی بعد از 1 ساعت ابشو همونجا خالی کرد تو دل خودم گفتم دیدی واقعا ارش کس بازه دیگه نه جلوی مامان عکس العمل نشون دادم نه به ارش تازه بزرگی باسن رو حالا مفهمیدم بعد به مامان فهموندم اگه ارش دوست داره نمی خواد ازم پنهون کنه بعد یه 2 3 بارم ماههای بعد جلوی خودم کردش گفتم حالا که اون میخواد تو ارضاش کن کی بهتر از جوون نوشته

Date: August 23, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.