من و زن عمو در غیاب عمو

0 views
0%

سلام من محمدم از بوشهر 20 سالمه و بلند قد و لاغر و از نظر قیافه هم خیلی به خودم میرسم ولی مث این پسرای دختر نما نیستم ک هر کاری برای بقول خودشون زیبایی انجام بدن کوچیک بودم اول دبستان ک زن عمو وارد فامیل ما شد و با عمو عقد کرد و دوم دبستان بودم ک عروسی کردن از همون کوچیکی چون بچه ی با نمک و خیلی سر به زیر و ساکتی بودم همه دوستم داشتن و همه باهام خوب بودن از جمله زن عموم خیلی با من راحت بود و همیشه منو میبوسید موقع سلام کردن گذشت و رفتیم راهنمایی و فیلم سوپر و بلوغ و شر و لات بازی شروع شد کارای خلافمو دور از چشم همه انجام میدادم بخاطر همین کسی نمیفهمید تو دوران بلوغ اولا جق میزدم بعد دیدم جق بدردم نمیخوره باید یه کار اساسی کنم یکی از بچه های فامیل بود ک تو یه مهمونی تو یه اتاق دور از حال خونه کنارم نشسته بود اتفاقی مالوندمش و بعد دستمو بردم تو کونش و مالیدم و یبار ک با موتور سوارش کردم بردمش بیابون های اطراف شهر بدلیل نبود خونه خالی و ترتیبشو دادم کل دوران راهنمایی اینو میکردم و مث برده تو دستام بود و همه جور بلایی سرش در میووردم گذشت تا رفتم دبیرستان و همچنان ک اون بچه اقواممون رو میکردم دو سه تا از دوس دخترامو کردم دیگه اینقد حشری بودم ک به همه فامیل نظر داشتم برای اولین بار جنده کردم یادمه 17 سالم بود سوم دبیرستان بودم ک با ترامادول تونستم دو ساعت بکنمش اونم فقط یه دست اخرش میگفت پولو نمیخام فقط ولم کن برم البته اینم بگم ک کیرم بلند و کلفت بود و بخاطر اینکه جق نمیزدم و از همون راهنمایی کون میکردم کمرم سفت بود مزه ی کس رو ک چشیدم فهمیدم کس یه چیز دیگه ایه گرچه کون تنگ تره ولی دوتا چیز متفاوت هستن ماهی یک بار کس پولی میکردم و بقیه روزا کون پسره میزاشتم البته پسره هم واقعا خوشگل بود کون عالی سفید و بدون مو بود تا گذشت و رفتیم تو 18 سالگی عموم ک سالها معتاد بود بدلیل کش رفتن پول تو ادارشون دستگیر شد و به 6 ماه حبس محکوم شد واقعا خانمان سوزه این اعتیاد و بابام رفت دنبال کاراش و به منم گفت برو خونه عموت اینا تا هم از دستت راحت بشم هم اونا تنها نباشن من ک مدرسه تموم کرده بودم با وسایل رفتم اونجا و زن عمو بهم خوش امد گفت و باهام روبوسی کرد و پسر عموم ک 8 سالش بود مث پروانه دورم میچرخید چون باهام خیلی جور بود زن عموم یه زن با قد متوسط و اندام تو پر و سن 36 ساله ک کون و ممش تو فامیل معروف بود و صورتا هم زن خوشگلی بود همیشه میگفتن اکبر عموم خیلی خرشانس بوده اینو گیرش اومده با اینکه معتاده گفت وسایلتو بزار تو اتاق خودم و منم ک تعجب کرده بودم چیزی نگفتم و ساکمو گذاشتم تو اتاقش و گذشت تو طول روز زن عموم با تاپ شلوارک بود و سوتین هم نبسته بود منم ک دائما دیدش میزدم تا شب شد و موقع خواب فرا رسید زن عمو گفت بیا پیش خودم بخواب چون اتاق علی پسر عموم جا نداره و تو حال هم گرمه و بدون کولر نمیشه خوابید منم ک از خدام بود رفتم دستشویی و بعد رفتم زیر پتوی دونفره ای ک رو تخت زن عموم بود بلند شد ک بره دستشو کرم بزنه یدفعه دیدم ک شرت و کرست پوشیده و یه لباس خواب نازک سیاه کیرم مثل فنر پرید و دائم نگاش میکردم رونای صاف و بدون مو و بدون چربی داشت چون باشگاه میرفت بعد لامپ و خاموش کرد و اومد کنارم خوابید اول یه صداهایی میشنیدم بعد کمکم چشمم عادت کرد و فهمیدم کرستشو در اورده کمکم فهمیدم ک تنش میخاره صبح بود ک بیدار شدم دیدم ساعت 9 هست و پسر عموم رفته مدرسه و زن عموم باز اومده خوابیده و بلند شدم و اون ممه های گنده شو میدیدم ک اویزون بود و نوکشون صورتی بود همونجا باز شق کردم ولی رفتم بیرون اتاق ساعت 10 بود اومد بیرون و صبح بخیر گفت و بعد از صبحونه گفت میتونی امروز کمکم کنی قالی رو تمیز کنیم گفتم اره بعد قالی رو بلند کردیم گذاشتیم تو حیاط یه شلوارک و یه تی شرت نازک پوشیده بود پمپ خاموش بود و اب فشار نداشت گفت پمپ رو روشن کن روشنش کردم یدفعه اب با فشار ریخت رو سینش و خیس شد گفت تا من برم لباسمو عوض کنم تو قالی رو کامل خیس کن گفتم لباست ک خوبه تازه هوا گرمه باعث میشه خنک بشی گفت باشه و شروع به شستن کرد سینش ک خیس شده بود نوک ممش کامل معلوم بود و ین منو خوشحال میکرد بعد از شستن قالی گفت من میرم حموم گفتم باشه برو رفت چن دقیقه بعد گفت بیا در حموم رفتم گفت یه شرت و سوتین برام بیار گفتم کدومو گفت هرکدوم ک خودت خاستی رفتم بهش دادم گفت تو نمیخای حموم کنی گفتم چرا ولی بعد از تو میام گفت هم بیا حموم کن هم پشت منو کیسه بکش من ک از تعجب دهنم باز مونده بود رفتم ت و حموم با کیر شق شده و دیدم فقط یه شرت و کرست توری ک براش اورده بودمو پوشیده و پشتش به منه گفتم کرستتو در بیار مگه نمیخای پشتتو کیسه بکشم گفت باشه درش اورد و و انداختش رو چوب لباسی و من شروع به کیسه شیدن و از طرف دیگه حال کردن کردم بعد از کمرش یواش یواش رفتم اطراف رونش و بعد کل پاشو کیسه کشیدم بعد روبروم ایستاد و کل بدنشو به استثنای کسش کیسه کشیدم دیگه حشرم داشت میزد بالا رفتیم زیر دوش ک شرتمو در آوردم و شورت اونم یدفعه کشیدم پایین ک گفت چیکار میکنی محمد لبامو گذاشتم رو لباش و مث وحشیا لباشو میخوردم منو زد کنار و گفت زشته خجالت بکش گفتم ادا تنگارو در نیارو بزور نشوندمش و کیرمو ک اندازه چماق شده بود رو گذاشتم تو دهنش و شروع کرد با ولع ساک زدن زد ک ابم مث فنر پرید بیرون گفت همین گفتم نیم ساعته دارم بدنتو لمس میکنم بعد حالت داگی کردمش و شروع به لیسیدن کسش کردم و با انگشت تو کسش میکردم ک یدفعه به ارگاسم رسید بعد کیرم ک دوباره شق شده بودو گذاشتم در کسش و مث خر شروع به تلمبه زدن کردم و بعد از ده دقیقه رو کمر خوابوندمش و باز کردم تو کسش ناله کل حموم رو برداشته بود صدای قربون صدقه رفتن و منو جر بده هنوز تو گوشمه یدفعه ابم اومد و کیرمو در اوردم و تو بغلش خوابیدم و رو شکمش ریختمش و باهاش لب میگرفتم و بوسش میکردم بعد بلند شدیم و رفتیم تو اتاق خواب و خودمون رو خشک کردیم گفت از اول زندگیم با عموت اولین باره ارضا میشم با کیر عموت جون کردن نداشت ابش سر سه سوت میومد و من میموندم و یه حس لذتی ک هیچ وقت بهش نرسیدم ولی حالا تلافی کل این سالها رو الان در اوردم دلم میخاد همیشه باهات باشم همیشه به فکر خیانت بودم ولی اهل هرزگی نبودم ولی از دیروز تا حالا تشنه کیرت بودم مرسی ک بهم حاال دادی من گفتم همیشه باهاتم و تا 6 ماه ک خونشون بودم هفته ای سه بار سکس داشتیم ولی با کاندوم ک ی وقت بی احتیاطی نکنیم الانم بعضی صبحا میرم و باهاش میخوابم همیشه میگه بچه میخاد ولی من میگم ریسکش بالاست و نمیخام حرومزاده بدنیا بیاد دوستان داستان واقعی بود و تا الانم باهاش رابطه عاطفی و جنسی دارم امیدوارم سکستون به راه باشه همیشه ولی یه چیزی رو فراموش نکنید کاندوم تا نه خطر اچ ای وی باشه نه حرومزاده ای بدنیا بیاد ک مثل اینایی ک داخل بهزیستی هستن و از ترس حرومزاده بودن اسم پیامبر و اماما رو روشون نمیزارن نشه نوشته

Date: December 3, 2020





Leave a Reply

Your email address will not be published.