من و پریا ۲

0 بازدید
0%

9 85 9 86 9 88 9 8 1 8 8 7 قسمت قبل ادامه داستان رواز ادامه ی همون روز مینویسم همونطوری که روش ولو شده بودم داشت صورتم و گردنمو بوس میکرد و میگفت که خیلی دوستتدارم حدود یک دقیقه توی اون حال بودم بعد به خودم اومدمو از روش بلند شدم شلوارمو کشیدم بالا و لباسامو مرتب کردمو اومدم از داشبورد ماشین سیگارموبرداشتمو یکی رو روشن کردم دیدم از پشت شیشه داره نگام میکنه نگاهش یجوری بود نه دور دور بود نه نزدیک لبخند شیرینی روی لباش بودن برگشتم من سیگارمو کشیدم و اون هم لباساشو میپوشید تموم که شدیم سوار ماشین شدم اونم اومد جلو ورفتیم رسوندمش یجایی داخل شهر که راحت بتونه برگرده خونشون خودمم رفتم خونه عصر موقعی که هوا تازه تاریک شده بود دیدم که گوشیم زنگ خورد برداشتمو دیدم که پریاست سلامو احوال پرسی کردیم گفتم چه خبر حالت خوبه اذیت نشدی که گفت که خوبه ولی یکمی سوراخش میسوزه ولی خوشاینده پرسیدم فردا کلاس داری گفت بله بعد از ظهر ساعت دو تا چهار پرسیدم با چی میری دانشگاه گفت تا یجایی رو مامانم با ماشین میبره بقیشم بااتوبوس میرم پرسیدم میخوای موقع برگشتن من بیام دنبالت بدون یه لحظه تاخیر زود جواب داد باشه ممنون میشم بهش گفتم دلت میخواد شب موقع خواب یکمی پشت تلفن باهم حال کنیم گفت نه بابا ماکه ظهر واقعیشو کردیم دیدم راست میگه حال نمیده گفتم فردا که میام دنبالت میخوای بازم بریم بیرون گفت آخه یکمی درد دارم میترسم بازم شلوغی کنیم و زخمی بشم گفتم نترس بابا نمیشی اگه دیدیم اذیت میشی توش نمیکنم میمالمش روی کصت و اونطوری هر دوتامونم ارضا میشیم چیزی نگفت بعد چند لحظه گفت که حالا ببینیم چی میشه وسط حرفمون بود که مامانم واسه شام صدام کرد خداحافظی کردیمو اونشب گذشت از خواب بیدار شدمو رفتم کارای بیرونمو انجام دادم و اومدم خونه تا خودمو واسه قرارمون حاضر کنم دوش گرفتمو باز هم موهای اطراف کیرم و دورو بر خایه هامو با تیغ زدم بیرون اومدم و بدنمو کامل خشک کردم و یکمی ژل بعداز اصلاح به صورتم و دور و اطراف کیرم و خایه هام و روی شکمم زدم و لباسامو پوشیدمو موهامو یه مدل خوشگل درست کردمو یه ادکلن شیکِ سکسی زدمو نگاهی به ساعت انداختم که سه و بیست دقیقه شده بود و وقت رفتن بود از مامانم خداحافظی کردم گفت پسرم ناهار که نخوردی عزیزم گفتم بیرون یه چیزی خورده بودم گشنم نیست عزیزم سوار ماشین شدمو یه دستی به داخلش کشیدمو تر تمیزو شیکش کردم مثل ماشین عروسا رسیدم دم در دانشگاه جای زیاد بزرگی نبود بیست سی تاهم بیشتر ماشین جلو پارکینگشم نداشت نگاهی به ساعتم کردم و دیدم که پنج دقیقه مونده به چهار یکمی موزیک گوش دادم دیدم که دوسه تا دانشجو دارن از داخل ساختمان میان بیرون بادقت بیشتری نگاه کردم و دیدم که پریا جلوی درب ساختمان داره با یکی حرف میزنه باهمون لبخند خوشگلش ولی اون نفر اونطرف درب بود و ندیدمش اومد بیرون نگاهی به دورو بر انداخت و ماشینو دید و خیلی صمیمی و خودمانی اومد سوار ماشین شد و سلام کرد دست دادیمو خسته نباشید بهش گفتم و ازش پرسیدم عزیزم ناهار خوردی یا بریم یجایی باهم ناهارمونو بخوریمو بعد بریم گفت خورده و ازم تشکر کرد ازش پرسیدم که کجا دوست داری بریم عزیزم گفت نمیدونم هرجا که دوست داری برو حرکت کردمو باز هم بردمش همونجای دیروزی تو راه دستمو گذاشته بودم روی دنده ماشین اونم دستش رو دست من بود حس خوبی بهم میداد ازش درباره دیروز پرسیدم گفت که کار بدی کردیم اما من اصلا دربارش احساس گناه نمیکنم رسیدیم من پیاده شدم تا یه سیگار بکشم پشت سرم پریا هم پیاده شد و اومد سمتم دستمو گرفت تو دستاش و با یه حس قریبی خیلی نزدیک نگام میکرد خودشو چسبوند بهم و صورتمو بوس کردو گفت خیلی دوستتدارم مهران با دستام دو طرف صورتشو ناز کردمو لبامو بردم سمت لبای خوشگل و شیرینش و همو بوسیدیم دست راستمو گذاشتم رو سینه نرم و گِردش وخیلی آروم سینه نازشو فشار دادم و شرو کردم به بوسیدن و مکیدن لباش واقعاً خوشمزه و شیرین بود بهش گفتم که بریم داخل ماشین تا بیشتر سینه هاشو بمالمو لباشو ببوسم رفتیم و صندلیارو کامل زدم جلو و تا میشد تاشون کردم تا جامون بزرگ و راحت باشه نشستم کنارش و لبامو چسبوندم رو لباش و دستمو گذاشتم رو سینش و میمالوندمش یکی یکی دکمه های مانتو شو باز کردم و پیرهنشواز زیر شلوارش اوردم بیرون و دستمو کردم زیرش و از شکمش شرو کردم به ناز کردن دکمه شلوارشو باز کردمو کامل دادم پایین کصش عطر خیلی ناز و خوشایندی داشت دستمو بردم لای پاهاش کصش خیس خیس بود خوابوندمش روی صندلی و خودمم رفتم روش و لبامو گذاشتم روی سینش و شرو کردم به مکیدن نوک سینش با دندونم خیلی آروم نوک سینشو میگرفتمو میکشیدمش دستمم لای پاهاش بودو کصشو ناز میکردم اونم باصدای خیلی کم آه و ناله میکرد بهش گفتم میخوام کصشو واسش بخورمو بهش حال بدم اولش قبول نکرد و گفت نمیشه و خجالت میکشه با کلی حرف راضیش کردم و گفتم که اینطوری خیلی بیشتر بهت حال میده و موقع ارضا شدن هم حسش بهتره وعالیه وهم دلم نمیاد که فقط من ارضابشمو تموم بشم به پشت خوابوندمشو کفشاش و شلوارشو از پاش در آوردمو پاهاشو باز کردمو بردم بالا سرمو بردم لای پاهاش و زبونمو کشوندم روی کصش با زبونم دور سوراخش و چچولشو میلیسیدمو بهش حال میدادم صدای آه و ناله هاش بیشتر شده بود و دستمو توی دستش فشار میداد چچولشو با لبام میگرفتمو میمکیدمش خیلی بهش حال میداد و فقط تکون تکون میخوردو آهو اوه میکرد با زبونم زیر چچولشو میلیسیدم که دستاشو گذاشت پشت سرم و فشار داد سمت خودش و کصشو بیشتر چسبوند بهم و گفت که دارم تموم میشم کم موندم ارضا بشم منم بیشتر و تند تر لیسیدم تا ارضا بشه که دیدم خودشو جدا کرد ازم و تموم شد داشت تند تند وبا صدای بلند نفس نفس میزد سرمو بلند کردم و دستمو گذاشتم روی کصش خیلی بهش حال داده بود صورتش کاملاً سرخ شده بود و خیس عرق بود رفتم روش و بغلش کردمو بوسیدمش محکم بغلش کرده بودم تا بهش خوش بگذره وکامل آروم بشه بیشتر از چند دقیقه همونطوری موندیم وقتی دیدم که حالش جا اومده بهش گفتم تو هم میتونی اینجوری منو ارضا کنی جا خورد و با یه قیافه مضطربی بهم نگاه کرد و گفت آخه من که نمیتونم بلد نیستم که گفتم بابا بلد بودن نمیخواد میذاریش توی دهنت و لای لبات بازیش میدی و میمکیش فقط باید مواظب باشی که دندونات بهش نخوره اگه هم خورد آروم بخوره که زخمیش نکنه هرچقدر اصرار کردم قبول نکردو بهونه آوُرد بهش گفتم باشه قبول ولی تو اصلا دلت نمیخواد من هم ارضا بشم خلاصه به زور راضیش کردم که با دستاش کیرمو بماله و بازیش بده کف دستشو خیس میکردو دستشو حلقه میکرد دور کیرم و میمالوندش بهش گفتم که بیشتر خیسش بکنه و دستاشو دورش محکمتر حلقه کنه و بالا و پایین ببره تا زودتر ارضا بشم دستاش خیلی نرمو لطیف بودن و خیلی بهم حال میدادن هر جوری که ازش میخواستم کیرمو واسم میمالوند و بازیش میداد بهش گفتم بازم به پشت بخوابه و پاهاشو بذاره روی شونم و منم کیرمو بذارم لای پاهاش و بمالمش روی چکصش قبول کرد وقتی میخواستم کیرمو بذارم روی کصش بهم گفت مهران تو رو خدا مواظب باشیا من خودمو سپردم دست تو بهش گفتم نترس عزیز دلم کنارشو میذارم روی کصت و بالا و پایینش میکنم اینطوری هم به تو حال میده و هم به من کیرمو باآب دهنم خیس کردمو چسبوندمش روی کص صورتی رنگ خوشگلش و شروع کردم به بالا و پایین کردن کیرم لای لبای خیس کصش خیلی بهم حال میداد اینقدر گرم و نرمو لیز بود که انگار کیرمو کردم توی کصش و دارم عقبو جلوش میکنم کیرمو تند تند ویا آروم آروم لای لبای کصش بالا و پایین میکردم خیلی بهم حال میداد پاهاشو بردم بالاتر و چسبوندمشون به هم و کیرمو روی کصش بالا و پایین میکردمش واا ی خیلی بهم حال میده آیّی دارم تموم میشم پاهاشو محکم بغل کردمو کیرمو تا میشد دارم جلوتر تا یوقت آبم نریزه لای کصش و همه آبمو ریختم روی شکمش اونم خیلی حال کرده بود و قیافش بازم سرخ سرخ شده بود گفت گرمه و خیلیم بهم حال میده انگار ریختی توی کصم دستمال کاغذی اوردم و روی شکمشو کاملاً تمیز کردم نوشته

Date: February 27, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.