نامادری سکسی چه نعمتیه

0 views
0%

بخش اول قبل از سکس فریدون هستم 22 ساله تک پسرم خوش تیپ خوش هیکل قد بلند به بهداشتم خیلی اهمیت می دم همیشه حموم میرم و تمیزم همیشه به خودم عطر می زنم و خوشبو ام دندونامم همیشه مسواک می زنم و تو دهنم همیشه یه آدامسه قبل تعریف کردن این ماجرا بگم که من خیلی نجیبم تا حالا یک بار هم خود ارضایی نکردم تا حالا هم به جز نا مادریم با هیچ کس دیگه ای هم سکس نکردم این ماجرا از دو سال پیش شروع میشه که مادر و پدرم سر اختلافاتشون از هم جدا میشن من اونجا بیس سالم بود مامانم میره آمریکا منم پیش پدرم میمونم پدرم به یه ماه نکشیده یه روز میاد خونه بهم میگه میخوام زن بگیرم بابام چهل سالش بود و گفت اون زنی که میخواد بگیره 12 سال از خودش کوچک تره یعنی 28 سال یعنی 8 سال از من بزرگ تر منم که چی میگفتم زنشو طلاق داده حالا میخواد زن بگیره مجبور بودم موافقت کنم روزها پیش رفت تا وقتی با بابام رفتیم خواستگاری من برای اولین بار نا مادریمو دیدم همون جا که دیدمش سرخ شدم و رنگ ازم پرید و شروع کردم به عرق ریختن آخه خیلی خوشگل بود و من تا حال انقدر خوشگل ندیده بودم عین یه هلو که میخواستی بخوریش صورت سفید موهای زرد و بور که کمی از زیر شالش بیرون زده بود لبای سرخ خوردنی و چشمای آهوی مشکی هیکلم که دیگه حرفشو نزن عین ماهی لاغر و شکم صاف باسن برامده رونای گوشتی و از همه مهم تر سینه های گنده ی محکم و سفت سر بالای صاف و جلو اومده که با وجود مانتو وقتی دیدم کیرم بیس سانت دراز شد و شرتم خیس شد از سر و وضع بوی عطر و آدامس توی دهنش فهمیدم عین خودم تمیزه تو دلم گفتم کاشکی این خواستگاری برای من بود ولی به خودم گفتم که آخه احمق تو نه خونه داری نه ماشین داری نه کار داری درستم که هنوز تموم نشده انتظار داری یه هم چین دختر هلویی هم بهت بدن خونشون کوچیک بود و وضع مالی خوبی نداشتتن معلوم بود برای پول بابام می خواد باهاش ازدواج کنه خلاصه عروسی فرا رسید برای عروسی با ماشین رفتم دنبال عروس خانم یا همون نامادریم رفتم تو که بهم گفتن مامانت تو اون اتاق داره خودشو اماده میکنه منم تا اون وقت بی حجابشو ندیده بودم با کلی عرق رفتم صداش کنم که با صحنه ای مواجه شدم که اب شدم یعنی اتیش شهوت منو از عرق اب کرد دیدم بی حجاب با شرت و سوتین قرمز میخواد لباس عروس بپوشه سینه هاش از توی سوتینش داشتن منفجر میشدن به زور تو سوتین جا شده بودن و سوتینش داشت پاره میشد خط کسش هم با وجود شرتش نمایون بود باسنش هم تو شرتش همون وضعیت سینه شو تو سوتین داشت هیکلش هم که ماهی لاغر و بی شکم شرتم با دیدن این صحنه خیس شد سریع خودم و اونور بردم و وانمود کردم چیزی ندیدم وقتی اومد بیرون من و دید گفت فرید چرا رنگ ازت پریده چرا عرق کردی منم خودمو زدم به اون راه و گفتم اخه خیلی دیر شده استرس دارم با این ترافیک دیر برسیم خودش که خوشگل بود تو ارایش عروس هم محشر شده بود خلاصه عروسی هم گذشت تو خونه من باهاش رو در واسی داشتم و نمیتونستم نگاش کنم ازش خجالت میکشیدم خلاصه 5 ماه گذشت که یه روز بابام اومد گفت که برای ماموریت میخواد سه روز بره بندر عباس بابام رفت بندر عباس و من لاله همون نامادریم تو خونه تنها شدیم بابام فکر نمی کرد که یه روزی من به نامادریم چشم سکسی داشته باشم ولی خبر نداشت که من از همون روز خواستگاری به نامادریم چشم سکسی داشتم خب من و لاله تنها توی یه خونه داشت منو واقعا اب می کرد شب داشتم تو کامپیوتر فیلم سوپر می دیدم که یهو لاله در رو باز کرد که بهم بگه شام حاضره که یهو صفحه کامپیوتر رو دید کل وجودم اتیش گرفت کل وجودم عرق میخواستم زمین دهن با کنه برم توش لیلا اومد بغلم گفت ادامشو بزار منم ببینم منم تعجب کردم و با ات پت گفتم ببین لاله جون من نیاز جنسی دارم ولی نه خود ارضایی می کنم نه با کسی سکس دارم این فیلما من ارضای روحی میکنه تو که شوهر داری چرا میخوای اینارو ببینی بهم گفت فرید جون میدونی چرا مامانت از بابات طلاق گرفت به خاطر این که بابات نمیتونه تو سکس زنشو از لحاظ جنسی ارضا کنه فقط خودشو ارضا میکنه تو این 5 ماه هم 3 دفعه بیش تر با من سکس نداشته پس وضعیت منم مثل توئه بزار منم باهات ببینم منم پلی و زدم لاله برام از اون فیلما سکسی تر بود دیگه تو اون وضعیت نمی تونستم تحمل کنم من با لاله فیلم سکسی من بهش گفتم لاله جون تو ادامه ی فیلمو ببین منم رفتم شام بخورم گفت باشه وقتی رفتم شام بخورم اونم بعد از چند دقیقه کامپیوتر رو خاموش کرد و اومد با من شام بخوره تو شام بهم گفت علی تو چرا با من انقدر رودرواسی داری چرا انقدر ازم خجالت می کشی تو دلم گفتم از بس خوشگلی جیگر از موقعیت سو استفاده کردم و گفتم لاله جون به خاطر اینه که تو با من راحت نیستی مثلا خجالت می کشی با شرت و سوتین جلوی من باشی خب پس منم نمیتونم باهات راحت باشم و مثلا با شرت جلوت ظاهر شم لاله کمی فکر کرد و گفت من تا حالا فکر میکردم اگه جلوت پوشیده تر باشم تو راحت تری حالا که اینو میگی باشه من از این به بعد جلوت راحت تر لباس می پوشم بعد منم بهش گفتم لاله جون میشه امشب برام مثل یه مادر شی و من بیام در آغوش گرمت بخوابم لاله گفت باشه میتونی امشب بیای پیش من بخوابی بیچاره نمی دونست که من داشتم مقدمات سکس رو فراهم می کردم بعد از شام رفتم لباسام و در اوردم و تنگ ترین شرتم و پام کردم و رفتم تو اتاق خواب لاله در و باز کردم با صحنه ای مواجه شدم که اب شدم بخش دوم سکس یعنی اتیش شهوت منو از عرق اب کرد دیدم با شرت و سوتین قرمزه سینه هاش از توی سوتینش داشتن منفجر میشدن به زور تو سوتین جا شده بودن و سوتینش داشت پاره میشد خط کسش هم با وجود شرتش نمایون بود باسنش هم تو شرتش همون وضعیت سینه شو تو سوتین داشت هیکلش هم که ماهی لاغر و بی شکم شرتم با دیدن این صحنه خیس شد روی تخت دو نفره پرده ی پنجره هم کشیده بود و چراغ هم روشن گفت بیا فرید جون بیا بپر بغل مامان آغوششو باز کرد و منم پریدم بغلشو تو بغلش خودمو جمع کردمو خودمو چسبوندم بهش زیر بغلشو بو کردم کلا زیر بغل و تنش بوی عطر میداد عین خودم قشنگ سینه هاشو حس کردم دس تمو دور سینه هاش حلقه کردم و انداختم رو سینه هاش اونم روم پتو انداخت و گفت بخواب فرید جون شرتمو که انگار انداخته بودن تو لگن اب خیس خیس کیرمم که شرتمو پاره کرده بود اروم اروم کیرمو زدم به روناش اونم به روی خودش نیاورد رفتم اروم در گوشش گفتم میخوای امشب ارضات کنم اونم یهو چپ چپ منو نگاه کرد و پرتم کرد اونور گفت گمشو اشغال خجالت بکش واسه همین بود بهم میگفتی باهام راحت باش جلوم شرت و سوتین بپوش شب بیام پیشت بخوابم بعد با شرت تنگ اومدی کیرتو بهم می زنی میخواستی باهام سکس کنی برو با یکی دیگه سکس کن انقدر بی حیایی که به نامادریت چش داری واسه همین ازم خجالت میکشیدی وقتی منو میدی رنگت می پرید من خرم میگم بیا باهم فیلم سوپر ببینیم من خر شدم به حرفت گوش دادم بزار بابات بیاد بهش میگم رفت در کمد و با کنه که لباس بپوشه دستشو گرفتم بهش گفتم روز خواستگاری یادته من از اون موقع عاشقت شدم تو دلم می گفتم کاشکی این خواستگاری برای من بود و به خودم می گفتم که آخه احمق تو نه خونه داری نه ماشین داری نه کار داری درستم که هنوز تموم نشده انتظار داری یه هم چین دختر هلویی هم بهت بدن من به بابام حسودی می کردم دلم میخواست تو مال من بودی روز عروسی که دیدمت دل تو دلم نبود میگفتم کاشکی این عروسی من بود فاصله سنیت هم که با من کم تره تا بابا اونم که ارضات نمی کنه منم که به شدت نیاز جنسی و اتیش شهوت دارم بیا یه شب خودتو به در اختیار من قرار بده پشیمون نمیشی اگه امشب خودتو به من بسپاری تا اخر عمر نوکریتو می کنم کمی مردد شد و فکر کرد گفت تو واقعا از اون اول عاشقم بودی گفتم به جون خودم اره گفت پس فقط امشب به باباتم چیزی نمی گی به روی خودتم نمیاری گفتم مطمئن باش رفتم بعد به چشای همدیگه نگاه خیلی شهوتناکی کردیم و محکم بغلش کردم سینشو چسبوندم به خودم کیرمم چسبوندم بهش دستمو دورش حلقه کردم اونم دستشو دورم حلقه کرد و به شدت همو فشار دادیم بعد شروع کردیم از هم دیگه با شدت لب گرفتن از شدت خوردن و مکیدن لبش مزه ی خون لبشو تو دهنم حس کردم بعد تو همون حال خودمونو پرت کردیم روی تخت بدنش خیلی داغ شده بود فهمیدم اونم از شدت شهوت راضی به سکس با من شد از همون موقع تا اخر سکس در حال عرق کردن و داغ شدن بودم و صدای تاپ تاپ قلبمو می شنیدم من از پشت بند سوتینشو باز کردم سوتینه انقدر برای اون سینه تنگ بود که وقتی باز کردم خودش پرت شد به بیرون تا نیم ساعت فقط به سینه هاش زل زده بودم و اونارو با دستم آنالیز می کردم به به چه سینه هایی سفید گنده محکم و سفت سر بالای صاف و جلو اومده تو فیلم سکسی ها اکثر سینه های زنا هر کدوم یه وریو نگاه می کردن ولی این یکی با تمام سینه ها فرق داشت صاف و رو به جلو زل می زد تو چشای ادم می گفت بیا منو بخور سرشم که یه دایره ی بزرگ به رنگ صورتی قهوه ای با کلی دون دون و چروک و با نوک خیلی دراز با خنده گفت چقدر زل میزنی حق داری چون تا حالا ندیدی منم که تو همون حال اتیشی شهوتم منفجر شد یهو از خود بی خود شدم و عین وحشی ها افتادم به جون دوتا سینه هاش اول دماغمو چسبوندم به سینه هاشو شروع کردم به بوکردن بوی سینه ش اب دهنمو در اورد بعد شروع کردم به مالوندن سینه هاش تو دستم با نوک انگشتام با نوک سینه اش بازی می کردم و با سینه هاش ور می رفتم سینه هاشو عین ساندویج تو دستام گرفتم و با شدت تموم شروع کردم از همه طرف به خوردن این اولین سکسم بود و تا حالا از نزدیک لخت یه زن و سینه ی یه زنو ندیده بودم به نوک سینه ش که میرسیدم از تو دهن بهش زبون می زدم و بعدش جوری میمکدیم که میخواستم نوکش کنده شه قورتش بدم تا جا تا داشت سینه هاشو تو دهنم جا می کردم و با قدرت تموم اونا رو میمکیدم از شدت خوردن و مکیدن نوک سینه ش مزه ی خون سینشو تو دهنم حس کردم بعد که سیر شدم سینشو نگاه کردم از شدت خوردنم سینه هاش سرخ و سفید شده بود بهم گفت چه خبره مگه شام نخورده بودی که انقدر گشنت بود گفت سینه دیگه بسه حالا نوبت کسه قبلش بگم که کس زنا برام یه چیز خیلی عجیب و شگفت انگیز و جالب بود چون ندیده بودم دلم میخواست بدونم چه جوریه چه ساختاری داره وقتی تو فیلم سکسیا کس می دیدم خیلی واسم هیجان انگیز بود که کس زنا چه شکل عجیبی داره و ارزو داشتم اونو از نزدیک انالیز کنم و کلی مجهولات ذهنی مو از کس بر طرف کنم وقتی داشتم شرتشو در می اوردم خیلی هیجان داشتم وقتی شرتشو دراوردم پاهاشو باز کرد منم تا یه ساعت فقط به کسش زل زده بودم و اونارو با دستم آنالیز می کردم و بلاخره اون معمای چندین ساله از کس برام حل شد کسش عین کیر من خیس خیس شده بود خیلی کسش داغ بود کسشو تیغ زده بود و تمیز کرده بود و مویی روش نبود سفید سفید اولش یه خط به نظر می اومد ولی وقتی بازش می کردی می دیدی دو پره ی ارتجاعی نرم بهم چسبیده است که توش دوتا سوراخه پره هاش خیلی با حال بود اولش مشغول به بازی و ور رفتن با اون پره ها شدم دو تا نقطه ی حساسیت زا تو کسشش وجود داشت یه نقطه تو بالاترین نقطه ی اون خط و اون یکی هم توی اون سوراخ بزرگه کسشو بو کردم بوش برای من یکی لذت بخش بود و اب دهنمو در اورد با خنده گفت چقدر ندید پدیدی شروع کن دیگه منم که تو همون حال اتیشی شهوتم منفجر شد یهو از خود بی خود شدم و عین وحشی ها افتادم به جون کسش شروع کردم با شدت تموم شروع کردم از همه طرف به خوردن کس و ابای ترشح شده ازش اب کسش لزج بود و مزش هم شور بود تقریبا شبیه همون ابی که شرتمو خیس کرده بود خوردن پره ها یا به قول خودش لبای کسش برای خودم خیلی لذت داشت لبمو میذاشتم روی سوراخ کسشو با قدرت اونو میمکیدم عین این که میخوام از استخون قلم گوسفند اون مواد توشو بخورم اونم شروع میکرد به بلند ناله کردن و ناله هاش منو ارضا می کرد به نقطه ی بالای کسش که میرسیدم از تو دهن بهش زبون می زدم و بعدش جوری میمکدیم که میخواستم دو سر لبای کسش کنده شه قورتش بدم با قدرت تموم کسش رو میمکیدم از شدت خوردن و مکیدن کسش لاله با صدای بلند ناله می کرد اخر سری لرزید فریاد زد بسه دیگه فرید بسه ارضا شدم کامل ارضا شدم ولی من دست بردار نبودم که یهو گفت تورو خدا بسه التماس می کنم ضعف کردم ضعف بعد که سیر شدم کسشو نگاه کردم از شدت خوردنم کسش سرخ سرخ شده بود بهم گفت چه خبره مگه با خوردن اون همه شام و اون همه ممه بازم انقدر گشنت بود بعد شروع کردم به مالوندن کسش با نوک انگشتام با نقطه ی بالای کسش بازی می کردم و با کسش ور می رفتم ولی به سوراخاش دست نزدم که گشاد نشه که وقتی کیرمو کنم توش لذت بیش تری ببرم گفت برو سراغ باسن از باسن زیاد خوشم نمی اومد ولی برای این که اون لذت تمومو ببره باسنش هم کمی خوردم و مقعدشو لیس می زدم بعد شروع کردم رو کل تنش دست کشیدن بعد لاله گفت حال دیگه نوبت منه تا تلافی کنم شروع کرد عین خودم وحشیانه نوک سینه هامو خوردن و مکیدن با هاشون ور رفتنو سرخ و سفید کردنشون بعد رفت سراغ کیرم و شرتمو در اورد گفت چه خبره چه خیسه بهش گفتم نه این که واسه خودت خیلی خشک بود اونم خنده ای کرد او کل کیرمو بو کرد و بعد تمام مایعات ترشح شده از کیرمو خورد اتیش شهوتش منفجر شد یهو از خود بی خود شد و عین وحشی ها افتاد به جون کیرم شروع کردم به مالوندن کیرم تو دستاش با دست و انگشتاش با کیرم بازی می کرد و با کیرم ور می رفت بعد شروع کرد به خوردن اول از بیضه ها شروع کرد کیسه بیضه هامو کامل تو دهنش گذاشت و تو دهنش با زبونش اونا رو این ور اون ور می کرد جوری اونا رو میمکید و میخورد که انگار میخواست اونا رو از جا بکنه و قورت بده بعد رفت سراغ قسمت دراز شده ی کیرم زبونشو گذوشت روی گودی سر کیرم و زبونشو رو اون قسمت بالا و پایین کرد سر کیرمو گذوشت تو دهنش و کامل کیرمو تا ته حلقش فرو برد و شروع کرد به ساک زدن و جلو عقب کردن به سر کیرم که می رسید بیش تر او ناحیه رو جلو عقب می کرد در نهایت شروع کرد به مکیدن شدید کیر که احساس کردم کیرم داره کنده میشه بهش گفتم بسه لاله دارم ضعف میکنم ولی اون به تلافی من ول نمی کرد نزدیک بود ابم بیاد بهش گفتم ارضا شدم بسه ولی اون انقدر با شدت ادامه داد که اخر خودش سیر شد و دست از کیر ما برداشت کیر منم که سرخ سرخ باسنم هم کمی خورد و مقعدمم لیس زد بعد شروع کردم رو کل تنم دست کشیدن بعد کیرمو گذاشتم لای سینه هاش اونم سینه های داغشو به کیرم می مالید شروع کردم به جلو عقب کردن کیرم لای سینه های داغش کیرم حسابی گرم شد اونم تو اون وضعیت به سر کیرم زبون میزد مرحله ی بعد من کیرمو به کل تنش مالوندم و اونم سینه هاشو به کل بدنم مالوند بعد تاق باز خوابیدم اونم کسشو رو نافم گذوشت و ریز ریز خودش به سمت کیرم میخزوند تا پایین خط کسشو به سر کیر رسوند بعد کیرمو لای خط کسش گذشت به سمت پایین خزید و کیرمو به سمت پایین خم کرد و خودشو به سمت پایین خز داد تو این راه سینه هاشم به تنم مالونده می شد وقتی این کارو می کرد اوج لذت و داشتم وقتی دهنش به کیرم می رسید کیرمو چندتا ماچ می کرد و دوباره این کارو از او تکرار میکرد بعد این که این کارو چند دور انجام داد کیرم احساس ضعف کرد بهش گفتم بس کنه و اونم بس کرد بعد کیرمو گذوشتم لای روناش و شروع کردم به جلو عقب کردن و بعد رفتیم مرحله ی ماچ کردن سر و بدن این ماچ شامل پنج فراینده بو بوس و لیس خوردن و مکیدنه اول من از سر و صورتش شروع کردم به ماچ کردن رفتم رو لبش بعد ادامه دادم و اومدم رو سینه هاش اونجا رو حسابی ماچ باران کردم مخصوصا نوک سینه شو بعد اومدم پایین تر و اومدم به ماچ کردن کسش و اومدم رو باسن و رون و پاچش و نهایت مقعدشو بعد اون شروع کرد به ماچ کردن سر و بدن من اول از سر و صورتم شروع کرد به ماچ کردن رفت رو لبم بعد ادامه دادم و اومدم رو نوک سینه هام اونجا رو حسابی ماچ باران کرد بعد اومد پایین تر و اومد به ماچ کردن کیر و بیضه م اومدم رو باسن و رون و پاچم و نهایت مقعدم حالا رسیدیم به مرحله اخر و اصلی سکس مرحله ی گاییدن کیرمو کمی با کرم نرم کردم و گذوشتم رو مقعدش اروم اروم فرو کردن توش و شروع کردم به تلمبه زدن اونم جیغش بلند شد اخرش میگفت بس کن دیگه بس کن بعد کیرمو در اوردم و گذوشتم رو سوراخ ادراریش و تا ته فرو کردم توش و شروع کردم به تلمبه میدونید چون بار اول بود که ابم تو بیداری میخواست بیرون بیاد به همین راحتیا بیرون نمیومد در طول سکس حس می کردم میخواد بریزه بیرون ولی بیرون نمی یومد وقتی خواستم برم سوراخ اصلی کسشو بکنم قبلش بهم گفت فرید اگه ابت اومد همون تو خالی کن نیازی به کاندومم نیست بهش گفتم دیونه شدی یا جوگیر شدی میخوای ازم بچه دار شی بهم با خنده گفت اره مگه چیه وقتی هم حامله شدم همون ماه اول با بابات سکس میکنم که فکر کنه بچه خودشه تا اومدم چیزی بگم خندید و گفت شوخی کردم فعلا تو رحمم دستگاه گذوشتن تا بچه دار نشم پس با خیال راحت آبتو کامل تو کسم خالی کن بعد کیرمو گذوشتم توی سوراخ کس اصلی و شروع کردم به تلمبه زدن توی کسش خیلی داغ بود و خیلی حس خوبی بهم میداد دیواره های سوراخ کسش به کیرم کشیده می شد و انقدر لذت داشت که نمیتونم توصیف کنم انقدر تلمبه زدم که یهو فهمیدم ابم داره میاد کیرمو تا ته کردم تو و با فشار خیلی زیاد ابمو تو کسش خالی کردم تا اون موقع انقدر با فشار سابقه نداشت اب کیرم بیرون بیاد بعد بدنم کوفته شد و جفتمون کامل کامل ارضا شدیم بعد بهش گفتم لاله واقعا خیلی دوست د ارم واقعا عاشقتم هر کاری بهم بگی برات انجام میدم تو بهترین و خوشگل ترین و خوش هیکل ترین و سکسی ترین زن دنیایی هم چنین بهترین نا مادری دنیا بعد رو هم ولو شدیمو یه باهم زیر یه پتو رفتیم تا صبح لخت روی هم و بغل هم خوابیدیم بخش سوم بعد از سکس صبح که از خواب بلند شدم بیدارش کردمو باهم دیگه رفتیم حموم با هم توی یه وان پر اب نشستیم توی وان اون اروم با پاش به کیرم می زد منم تو اب رفتم روش و باهاش ور میرفتم و اونم خندید و بهم گفت سینه هامو میگیری حال ببین چیکارت می کنم با دستتش کیرمو گرفت و باهاش بازی کرد دیدم هنوز تنش میخواره از وان اوردمش بیرون و کف حموم دستمو کردم تو کسش انقدر با کسش ور رقتم که کسش جا باز کرد و گشاد شد و دستم تا اخر فرو بردم تو کسش تا جایی بالا بردم که بالا تر از اون دیگه دستم نمی رفت فکر کنم بالاترش رحمش بود بعد دستمو بیرون اوردم بعد رو صندلی حموم نشستم و اونم کیرمو کرد تو کشسو و روش نشست منم ممه هاشو تو اون وضعیت گرفتم و شروع کردم به مالوندن و ور رفتن و بازی با اونا اونم رو کیرم بالا و پایین می رفت بعد که تموم شد هم دیگه رو شستیم بعد که رفتیم بیرون اون رفت و صبحانه رو اماده کرد تو صبحانه که با هم حرف زدیم بهم گفت سکس دیشب بهترین سکس من بود کیر تو بزرگ ترین کیری بود که تا حالا دیده بودم از اون به بعد هر وقت مناسبی گیر می اوردیم سکس می کردیم سکس منو نامادریم خیلی زیاد شده بود اونم چون از من ارضا می شد دیگه تقریبا با بابام سکسی نداشت هر وقت هوس سکس می کردیم به بهونه ی خرید بیرون می رفتیم و یه هتل اجاره می کردیم سکس می کردیم من که دیگه نیازی به ازدواج نداشتم تمام خرج و مخارجم و بابام می داد نیاز جنسی هم زن بابام بر طرف می کرد زن بابام هم علاوه بر سکس دقیقا کارهای یه مادر دلسوزو برام انجام میداد و از من مراقبت و حمایتم می کرد دست پختش هم که حرف نداشت بعد سکس هم علاقش به من از همه بیش تر شد منم تو سکس حسابی ارضاش می کردم حتی وقتی بابام میرفت سرکار تو خونه بعضی وقتا موقع دست شویی رفتن من اون میومد و باسن و کیرمو تمیز می کرد و موقع دست شویی رفتن اون من میومدم و باسن و کسشو تمیز می کردم بعضی وقتا هم ادرارهای همدیگه رو می خوردیم خیلی وقت ها هم سرپایی کیرمو میخورد و اب کیرم که میومد تا ته میخورد و قورت میداد بهم می گفت خیلی کیر خوشمزه ای داری منم میگفتم تو هم سینه و کس خوشمزه ای داری کلا زندگی عاشقانه و رمانتیکی رو با زن بابام داشتم و تا الانم همین جور با زن بابام دارم بهترین زندگی دنیا رو سپری می کنم خوبی زن بابا هم اینه که میتونی بهش حس سکسی داشته باشی نوشته فریدون

Date: August 23, 2018





Leave a Reply

Your email address will not be published.