هات داگ به همراه پنیر و قارچ و سس سفید

0 بازدید
0%

سام علیکوم اسمم کامرانه و همه توو محل کار کامی صدام می کنن محل کارم یه رستورانه توی شرق تهران که همیشه شلوغ پر از کس و کون پسر و دختره پنجشنبه جمعه ها سیل عظیمی از پسرآی خوشگل این داستان نیست گی و دخترای سکسی میان و غذا می خورن یه ذره از خودم بگم با اجازه بنده بدن خوبی دارم چون بوکس می رم و قدم هم صد و هفتاده و قیافمم معمولیه ابرو ها و لبای نازکی دارم و دماغم هم نوک عقابیه ولی به صورتم میاد و پوست صورت و بدنم سبزس موهام هم ساهه ولی بلندش کردم و دم اسبی بستمش که دختر کُش باشه این خاطره سکس منه ماجرا برمیگرده به عید پارسال عید ها همیشه اوج شلوغیه و انقد شلوغ میشه که خیلیا فشارشون بالا پایین میشه و میرن بیرون رستوران و آبقند می خورن و خلاصه اوضاع گند میشه یادمه آدمای جورواجوری اومده بودن و هر کدوم با سلیقه خودشون غذا های خودشون رو سفارش می دادن ساعته چهار بعداز ظهر که اوج شلوغی بوود یه دختر خانم خوشگل با یه زن مسنتر از خودش اومد و توی میز شماره چهارده نشست من رفتم تا سفارش بگیرم زنه و دختره تو میز چهار ده که با دو صندلیه نشسته بودن و با هم صحبت می کردن زنه یه آرایش حال بهم زن کردهبود البته شاید من این سلیقه رو دارم دختره بدون آرایش بود و یه مانتو جلوباز با شلوار جین چسبی پوشیده بود خیلی جوون بود این جزییات رو بعدا از دختره دیدم که می خام وآستون بگم تقریبا هم قدیم موهاش مشکیه و چشاش سیاهه و دماغش هم قوس داره یعنی انگار یه نصفه تقریبا بیضی رو صورتشه و لباش و ابروهاش نازکه و پوست بدنش سفیده خلاصه ما رفتیم سفارش بگیریم با هر قدمی که به میز نزدیک تر می شدم قلبم تندتر می زد و حس می کردم که داره میاد تو دهنم اولین بار اینجوری شده بودم مثل اولین باری که وارد این کار شدم نزدیک میز شدم و هر دو تاشون بهم نگا کردن منم شوکه بودم چون نمی دونستم چرا اینجوری شدم یه چن ثانیه مکث کردم اونا هم بهم نگا می کردن دختره خندش گرفته بود که چرا من لال شدم مادرش هم خونسرد به من نگا می کرد با صدای آروم و با گلو گرفتگی گفتم چی سفارش می دید دختره خندید و با تمسخر گفت چییی یه اههم کردم و گفتم چی سفارش می دید زنه گفت دخترم چی سفارش میدی دختره گفت هآت دآگ ولی یه جوری ه رو کشید که دلم قنج رفت توو دلم گفتم هات داگ می خای ها الان یه هات داگی واست بیارم که حال کنی جوون هات داگ آره مادرش هم لباشو غنچه کرد و گفت منم همینو می خام آقا پسر من که داشتم بر می گشتم هر دو تا شون داشتن می خندیدن رفتم آشپز خونه تا سفارش رو بدم که به مجید مسعول پخت پیتزا گفتم مجید اونجا دو تا جنده نشستن باو بیا بریم کارشون رو بسازیم مجید با یه لحن لاتی گفت بیبین اونا حروم زادن بیخیالشون شو دردسر میشه وآست من یه دختر خوب سراغ دارم ولی باید باهاش ازدواج کنی گفتم کسخل آخه من تو این سن بیست و دو برم زن بگیرم و چن تا بچه قد و نیم قد داشته باشم گفتش کس پت کاندوم وآس چی گزاشتن فهمیدم داشت دستم مینداخت بهش گفتم سیک کن برو کس کش کلا محل کار همه اینجوری حرف می زنیم رفتم سفارش رو دادم آشپزخونه و پشت میز سفارش نشستم رو صندلی و همش داشتم به میز چهارده و به دختر بیست ساله نگا می کردم یه آهنگی هم از مایکل جکسون پخش می شد که اسمش تو تنها نیستی بود یعنی حسابی به دختره نگا می کردم و اهنگ مایکل هم اینور داشت روحم رو می خراشید مثل کسخلا می خاستم گریه کنم چون حسابی احساساتی شده بودم مایکل روم حسابی اثر گزاشته بود همش به این فک می کردم با دختره ام و بغلش کردم و دارم می بوسمش و بهش گل می دم و تو همین تخیلات بودم که مشتری میز پنج اومد و گفت آقا پسر حساب ما چن میشه گفتم ها گفت عاشق شدی بگو حساب ما چن میشه کلی کار دارم گفتم صد هزار تومن گفتش چه خبره یه چک بکن چه قد سفارش دادم بعد بگو چه قد شده نگا کردم دیدم یه و همبرگر با نوشابه و سالاد فقط گرفته گفتم آها ببخشید یعنی منظورم این بود که میشه بیست و سه تومن آقا گفت تو چته عاشقی معمولا مشتری ها به من تیکه میندازم یادمه یکی می خاست منو بگاعه یه مرد خپلو بود که بوی گوه می داد و هی بمن نگا می کرد و بعد از اینکه غذاشو خورد و رفت بیرون رستوران کمین کرد تا کارمو بسازه یادمه شب سردی بود داشتم می رفتم خونه که یهو پرایدی اومد کنارم وایستاد گفت آقا پسر می خای برسونمت خونه گفتم ممنون نه خودم میرم دیدم یهو جلوم ترمز کرد از ماشین اومد بیرون گفت بیا برسونمت خونت با جدیت گفتم نمی خام اومد گردنمو بگیره که چن تا چپ و راست بهش زدم در جا ول شد رو زمین منم با خونسردی رامو کشیدم و رفتم خونه اونم توی شب سرد رو پیاده رو داشت به من نگا می کرد فقط این نبود درواقع همه می خاستن منو بگان نمی دونم چرا من نه تپلم نه سکسیم ولی رفتارم رو اعصابه چون خیلی سر زبون دار و فرضم برای همین همه موقع حرف زدن با من رفتارای عجیب می کنن مثلا متلک میندازن یا پوزخند می زنن اونایی ام که زورشون فک کنن برسه میان تا منو بگان ولی همشونو گاییدم توی محل کار اولا که اومده بودم همه انگشتم می کردن و دیگه دیدم اوضاع خطرناک شده برای همین یه بار کونمو قنبل کردم تا مجید بیاد و انگشت کنه تا این کارو خواست بکنه یه چک زدم زیر گوشش و بعد دعوا کردیم و حسابی کتکش زدم از فردا هر کی می خاست انگشتم کنه مجید می گفت انگشتش نکنین چک می زنه یهویی خخخ زیادی پرت شدیم از خاطره برگردیم سر اصل مطلب اون آقاهه که رفت من همش داشتم میز چهارده رو نگا می کردم اون دختر و مادره جوری ساندویچ هات داگ رو می خوردن که انگار دو تا جنده دارن کیر ساک می زنن آهنگ مایکل هم توو دور تکرار بود و که استاپ زدم و آهنگ سیاه در سیاه ای سی دی سی رو گزاشتم و تخیلاتم سکسی شد دختررو می دیدم تو حالت داگی استایل دارم می گایمش و اونم آه آه می کنه تو همین فازا بودم که یهو دیدم مادر دختر اون طرف میز سفارش ایستاده با صدا بلند گفت این آهنگ چیه گزاشتی گوشم رفت گفتم ببخشید الان عوض می کنم گفت دیگه فرقی نمی کنه چون می خام حساب کنم گفتم یعنی من خطایی کردم که شما رو اذیت کرده لطفا منو ببخشید واقعا حواسم نبود گفت با پوزخند ریزی گفت عاشقی آقا پسر غذامون تموم شده یه اهمم کردم گفتم آها پس تموم شد و خوردید حالا خوشمزه بود دیدم دختره داره از میز چههارده میاد مادرش هم داشت همش از مزه غذا حرف می زد ولی من محو قدم زدن دختره بودم که داشت می اومد نزدیک قدم های سکسی داشت و عضلات کونش و باسنش داشت شلوارشو پاره می کرد عصلاتش انگار می گفت آی مردم من کپک زدم بیان بخوریدم اوووف داشتم دختررو تماشا می کردم که زنه رو میز آروم با انگشت زد گفت آقا پسر چرا اینجوریه چرا هزینرو نمی گی چه قد شد با دسپاچگی گفتم آها هزینه خب هزینه باید پرداخت بشه و همه هزینه ها رو من می گیرم و می زارم تو صندوق و بعد میدم به اوستامون اونم صرف رستوران می کنه مادر و دختر داشتن بهم نگا می کردن دقیقا میشد از چشاشون فهمید که می گفت این کسخله داره چی میگه ولی من انقد دستاپچه بودم که کسشر می گفتم دختره با صدای سکسیش وسط حرفام پرید و با یه مقدار خجالت گفت عاشقی چرا صورت حسابو نمیدی مادرش یه نچ به دختره کرد منم صورت حسابو دادم و اونا پرداخت کردن موقع رفتن محو پشت دختره بودم وقتی از رستوران خارج شدن دختره از در شیشه ای یه نگا بهم کرد سرمو عقب چرخوندم دیدم مجید هم داش اونارو تماشا می کرد گفتم هوی بی ناموس چی رو نیگا می کردی گفت نترس باو مادره واسه من دختره واسه تو گفتم کس پت اینا رفتن دیگه شاید نیان خلاصه اون دختره رفت ولی برگشت کی زمستون پارسال ساعت پنج بود و هوا ابری و تاریک شده بود یهو دیدم دختره تنها اومد توو با یه کاپشن و شلوار جین سکسی اومد نشست تو میز سیزده بعد که مشتریه میز چهارده رفت اومد نشست توو میز چهارده سرم که خلوت شد رفتم ازش سفارش بگیرم آروم آروم رفتم و با صدای محکم گفتم خانوم سفارشتون رو بدید گفت اه منو خانم صدا نکن مگه چن سالمه گفتم ببخشید سفارشتون رو بدید گفت مثل همیشه یه هات داگ داغ می خام به شوخی گفتم همه هات داگا داغن اونم خندید من رفتم سفارشش رو دادم یهو یه فکری به سرم زد شماره موبایلمو رو به همراه یه شارژ پنج تومنی موقع بردن هات داگ انداختم توو فویل ساندویچش رفتم پشت میز سفارش نشستم تا ببینم عکس العملش چیه ولی هیچچی غذا رو خورد و حساب کرد و رفت منم فک کردم که نکنه شارژو خورده اگه مریض شه چی چه بلایی سر عشقم میاد نه فهمیدم دختر باهوشیه و حتما بهم محل نداده برای همین سریع تریپ شکست عشقی رو گرفتم و دوباره آهنگ مایکل رو گزاشتم و کلمو گزاشتم رو میز خلاصه حسابی تریپ افسرده گرفته بودم همکارا هم از خدا خواسته هی پیشنهاد کراک و کوکایین می دادن تا نجات پیدا کنم ولی من به بهمن قناعت کردم سه ماه بعد توی خونه بودم و رو تختم دراز کشیده بودم دیدم یه پیام تو تلگرام اومد متنش این بود اگه می تونی منو بگیر منم فک کردم از این کس مغزاس یارو آخه نه کس داشت نه اسم واسش اینو فرستادم گمشو کونده تا ندادم کونتد جر بدن بعد پیام داد بی شعور خودت بهم شماره دادی چرا فحش می دی گفتم سیک کن کونتو جر میدما بعد دوهزاریم افتاد وای ننه این همون دخترس دختره استیکر ناراحت رو فرستاد گفت بای منم رفتم آهنگ مایکل رو گزاشتم و سرم گزاشتم رو تختم و الکی گریه کردم که به خودم ثابت کنم شکست عشقی خوردم ولی هم من و هم خودم هر دو تا می دونستیم که اینقد را هم اوضاع بد نیس آهنگ مایکل داشت پخش میشد که دیدم موبایلم زنگ می خوره آهنگ رو قطع کردم دیدم دخترس و دختره گفت سلام چرا فحش دادی گفتم ببخش حواسم نبود فک کردم مجید بود گفت مجید مجید کیه گفتم هیشکی چه خبر گفت چیو چه خبر گفتم میای با هم دوس بشیم تا این جمله رو گفتم قطع کرد و تو تلگرام واسم استیکر خنده فرستاد گفت خاک بر سرت که نمی تونی با یه دختر صحبت کنی بای منم افسرده شدم آهنگ مایکل رو گزاشتم و شروع کردم به شکست عشقی فک کردن از اون روز سر کار نرفتم مثلا شکست عشقی خوردم روزی بیست بار مجید و سعید و حمید زنگ می زدن منم یه بار جواب دادم نه ولی همش زنگ می زدن و تلگرام می گفتن ببخشید کونتو انگشت کردیم اگه بیای دیگه نمی کنیمو منم استیکر ناراحت می فرستادم یه روز داداش کوچیکم اومد توو اتاقم گفت چرا تا می خواست بگه چرا حرفشو قطع کردم گفتم چرا چی چرا سر کار نمی رم چونکه عشقمو گم کردم آه دادشم گفت چرا همش این آهنگ رو گوش میدی دیگه کل محل این آهنگو حفظن گفتم بچه برو دخالت نکن تو چه می دونی این چیزارو ولی راس می گفت باید آهنگم رو عوض می کردم آهنگ مرتضی رو گزاشتم وآی گریه می کردم و خودمو به درو دیوار می کوبیدم می گفتم عشقم رفت عشقم عشقم البته آروم اینکارو می کردم تا کسی نفهمه آروم می گفتم عشقم عشقم رفت بعد دوهفته شب ساعت دو دختره زنگ زد از خواب پریدم با صدای خش دار گفتم چیه باو گفت کامران چرا سرکار نمیای سریع خودمو جمع و جور کردم و رو تخت نشستم و گفتم ببخشید شوما کی باشین گفت منم دیگه گفتم این من اسم نداره گفت همون دختره گفتم کدوم دختره خواستم اذیتش کنم گفت بی شعور خیانت کار قطع کرد و من هم دوباره گریه کردم و اسپیکر رو روشن کردم و آهنگ مرتضی رو گزاشتم و آروم شروع کردم بگم عشقم عشقم رفت ولی یهو تو آینه که اونور اتاقم بود به خودم نگا کردم توی تاریکی شب یه جسمی اونجا می دیدم به اسم من از خودم پرسیدم من کیم و اسپیکرو خاموش کردم و به آینه گفتم من منم آینه گفت چی فازت چیه گفتم کس نگو وگرنه میشکونمت آینه گفت کونی یهو از خواب پاشدم و دیدم داره تلفنم زنگ می زنه ورداشتم دیدم دخترس گفت سلام منم ببخشید بیدارت کردم گفتم نه بگو گفت چرا دیگه سر کار نمیای گفتم افسرده شدم گفت وآسه چی یهو بغضم گرفت و به زور گفتم به هاطر تو خاطر واقعا هاطر گفتم اونم سکوت کرده بود بهش گفتم ده لم پیشت گیر کردهه خیلی حرف ه رو با نفس می گفتم چون واقعا برای اولین بار گفتنش سخته تلفن رو قطع کرد ولی من دیگه آهنگ رو پخش نکردم و تا صبح بهش فک کردم و حتی بیشتر تا موقع ناهار ولی موقع ناهار فقط به ناهار فک کردم یه هفته گذشت وارد تابستون شده بودیم و من همچنان بیکار توو خونه بودم و به انتظار تماس ولی یهو به خودم گفتم کسخل چرا بهس زنگ نمی زنی در اتاقم رو بستم گوشیمو ورداشتم بهش زنگ زدم چن تا بوق زد قلبم تند تند می زد تا برداشت گفت سلام گفتم سلام با کمی مکث گفتم حالت چطوره گفت خوبم تو چی گفتم منم خوبم ولی دروغ گفتم چون قلبم تو دهنم بود گفت آره اگه خوبی چرا صدات می لرزه گفتم به خاطر آنتن ضعیفه گفت الان واس چی بهم زنگ زدی گفتم دوههست من میهشی باز این ه لعنتی مسخرم کرد و با صدای تمسخر آمیز گفت مهلومه نح بعد قطع کرد آخ بازم گند زدم آخه لعنتی چرا اعتماد به نفست رو از دس می دی مثل آدم حرف دلت رو بزن دیگه تصمیم گرفتم برم پیش یه متخصص آرش دوست دبیرستانیم یه پسر خوشتیپ و خوش مشرب تنها کسی بود که میشد روش حساب کرد به آرش زنگ زدم و بعد حال احوال و اینا بهش گفتم می خام بیام پیشت رفتم پیش آرش توی پارک قرار گزاشتیم بهش گفتم آرش من یه دوس دختر دارم که نمی تونم باهاش صحبت کنم چیکا کنم اون گوشیش رو در آورد و لیست مخاطبینش رو نشون داد لیست مخاطبین آرش نازنین ۱ نازنین ۲ نازنین جنده مهناز کس طلا عسل بابا مریم عشقم سحر عشق دیگم فاطی کاماندو فاطی سرباز فاطی کس خل کس میخ بابا عسلی چش شهلا کف کرده بودم اینقد دوس دختر وآسه یه نفر زیاده آرش گفت الان به یکیشون زنگ میزنم یاد بگیر در حال تماس با فاطی کاماندو گزاشت رو اسپیکر فاطی ها باز چیه آرش چطوری عسلی فاطی عسل نخور ضرر داره آرش کس نگو امروز بیا حال کنیم فاطی امروز دستم بنده فردا آرش باش جنده خدافظ بعدش آرش بهم گفت حالا تو بیا به نازنین ۲ زنگ بزن نازنین ۲ ها من چطوری عشقم نازنین باز چی شده عشقم عشقم می کنی صدات چرا عوض شده من سرما خوردم نازنین اووف عافیت لاشه ر به ل من دوهست دارم نازنین خخخخ چی میگی چرا مثل منگلا حرف می زنی بووووق نازنین قطع کرد آرش یه چک زد تو گردنم گفت کسخل اینجوری کس پیزنم گیرت نمیاد گفتم آخه چیکار کنم اعتماد به نفس ندارم گفت اعتماد به نفس مال سوسولاست بیا بزنگ به نازنین ۱ نازنین۱ ها چیه من چطورری عشقم نازنین اووف خوبم من امروز می خام ببنیمت بیا بریم غذا بخوریم به حساب من نازنین اووف چی شدهدس به جیب شدی یهو آرش زد تو گردنم گفت کسخل پول مفت گیر آوردی بعدش قطع کرد آرش با تمسخر بهم گفت تو کسخل ترین آدمی هستی که تا حالا دیدم گوش کن اگه می خای دلبر باشی باید یه سری اصول رو رعایت کنی اول اینکه نباید ضعف نشون بدی دوم اینکه نباید ابله باشی تا بچاپنت سوم اینکه باید بچه پرو باشی منم با تعجب بهش نگا می کردم انگار که دام با معلمم حرف می زنم خلاصه شب شد و رفتم خونه و توو تختم دراز کشیدم یه نفس عمیق کشیدم و گوشیم رو برداشتم و به دختره زنگ زدم اون بازم تویی من من کامرانم اسمت چیه اون به تو چه من عشقم اسمتو بگو اون مینا من مینا می خام ببینمت رودرو اون باشه الان نه بعدا من کی اون فردا بهت میگم از همون لحظه تا فردا چشم رو هم نزاشتم تا زنگ بزنه حسابی اذیت شدم اولین بار بود که صبر می کردم فرداش ساعت چهار بعد از ظهر بهم زنگ زد و گفت بیا به این آدرسی که میگم رفتم به اون آدرس در واقع رستورانی بود که توش کار می کردم رفتم دیدم تو میز چهار ده نشسته و منتظره دیگه قلبم تند نمی زد خیلی شیک و مجلسی رفتم توو و بهش سلام کردم و نشستم یهو مجید اومد بهم گفت چی سفارش می دید با نگاه مغرورانه به مجید گفتم ما هرو دوتا هات داگ می خوریم هات داگ رو جوری گفتم تا مجید بفهمه که بره تو کونش اونم با عصبانیت گفت الان حاضره شاید می خاست بگه الان میاد توکونت مینا بهم گفت چرا صب نکردی من خودم واسه خودم سفارش بدم گفتم چی می خاستی سفارش بدی گفت هات داگ بعد هر دوتا خندیدیم بهش گفتم مینا من عاشقتم ولی آروم بهش گفتم تا مشتریای دیگه نشنون اونم آروم با لحن پچ پچ کردن گفت مودونم گفتم دوستم میشی اون با یه لبخند خیلی زیبا سرشو تکون داد دل تو دلم نبود با بهترین آدم زندگیم روبرو شده بودم و تونسته بودم باهاش دوست بشم جای آهنگ مایکل خالی بود اونجا سر میز گپ زدیم و درباره هم چیزای زیادی فهمیدیم و کلی هم خندیدیم شیرین ترین خنده های زندگیم رو اون موقع کردم غذامون تموم شد و من رفتم تا حساب کنم مجید نشسته بود اونجا بهش با غرور بهش گفتم چه قد شد بعد حساب کردیم و گفتم باقیش مال خودت تا کونش بسوزه خخخ من که ماشین نداشتم ولی یه آژانس واسه اون گرفتم تا راحت و بدون مزاحمت شما دوستان به خونش بره جوری عاشقش شده بودم که کل زندگیم شده بود اون تو همه برنامه های زندگیم حضور پیدا کرده بود سکس منو اون باو خسته شدم دیگه اینقد نوشتم حتما شما هم خسته شدید الان یه کاری می کنم خستگیتون در بره خلاصه من و اون رابطه خوبی پیدا کردیم تا اینکه هر دوتا حشری شدیم و تصمیم به بکن بکن گرفتیم یه روز ساعت پنج بود بهش زنگ زدم و به زور بهش فهموندم که امروز بیا باهم سکس کنیم اونم گفت ساعت هشت شب بیا جلو خونمون سه ساعت بعد جلو خونشون بودم طولانی ترین ساعات عمرم بود پنجره اتاقش از خونشون معلوم بود خونشون یه طبقه بود بهش زنگ زدم گفت جلوی درتونم پنجره اتاقش روشن شد و جواب داد الان درو وا می کنم بیا تو یهو صدای دمپایی آروم آروم از اونور در می اومد صدای پای خوشگل عشقم بود اومد آروم درو وا کرد و آروم اشاره کرد با انگشتش بهم که کلمو بیارم نزدیک دهنش بعد تو گوشم پچ پچ کرد که الان آروم میریم جوری که هیشکی صدامونو نفهمه وای چه حس آزار دهنده ای داری حتما شما هم تجربه کردید وقتی یکی تو گوشتون پچ پچ می کنه چه حسی پیدا می کنید آروم دستشو گرفتمو و یواش یواش داشتیم از حیات می رفتیم داخل خونه دستشو محکم گرفته بودمو فشار می دادم ولی نمی تونستم بدنشو ببینم چون هوا تتریک بود رفتیم تو خونه خونه تاریک بود وارد خونه شدیم و بعد دروبست چراغارو روشن کرد بهم گفت این خونه مجردیشه و چون دانشجوعه مجبوره رعایت کنه تا آبروش تو محل نره گفتم تنها تو این خونه چیکار می کنی عشقم گفت من حالا دیگه تورو دارم پس تنها نیستم اینو که گفت تو همین حال رفتم بغلش کردم و فشارش می دادم اون با صدای کسی که انگار داره خفه میشه گفت بسه دیگه یه غافل گیری برات دارم ولش کردم و اون کنترل تلویزیون رو که اون ور بود رو برداشت و کلیلک کرد بعد آهنگ مایکل تو تنها نیستی پخش شد وآی خدای من منو مایکل و عشقم یهویی خدآ مگه میشه رفتم تو چشاش زل زدم بهش گفتم خیلی دوست دارم خیلی بیشتر از خیلی اونم بغضش گرفت و اومد منو بغل کرد شروع کردم لباشو خوردن اونقد اینکارو کردم تا لبای هر دو تا مون قرمز شده بود تو چشاش رنگ لبامو می دیدم گردنش رو می بوسیدم و یواش یواش تی شرت آبیش رو درآوردم و سینه های خوش فرم و نوک قرمزش رو دیدم شروع کردم به خوردن سینه هاش لای سینه هاشو لیس می زدم دور بر سینه هاش اونم کلمو بوس می کرد آروم آروم با بوسیدم اومدن نزدیک کسش و یواش یواش از روی شلوارکش کسش رو لیس می زدم اونم آهش دراومده بود و موهامو با چنگش فشار می داد شلوارک صورتی خوشگلش رو آروم آروم با دو دستام می کشیدم پایین و آروم آروم اون کون خش فرم و سفید و اون کس تپل و آبکیش معلوم میشد شلوارکشو درآوردم و شروع کردم به خوردن کس تپلش چوچوله هاشو رو به دندو گرفته بودم و می کشیدم سوراخش رو با زبونم فشار می دادمو عشقم هم آه و ناله می کرد بالخره نوبت من رسید منو هل داد و افتادم زمین اومد با شورتش رو لباسم زیر کیرم نشست و بالا پایین می پرید وبا دستاش از رو لباس شکمم رو نوازش می کرد و با چشمای خمارش بهم خیره شده بود آروم آروم تی شرت منو دراورد و شروع کرد بوسیدن لبای من و گردنم بوسیدن سینه هام و بوسیدن کل شکمم اومد سمت کیرم و از رو شلوار کیرم رو بوس می کرد با اون لبای قرمز و خوشگلش آروم با دستای خوشگل و سفیدش دکمه شلوارمو باز کرد و با دو دستاش شروع به پایین کشیدن شلوارم کرد کیرم رو تو دستاش گرفت و بوس می کرد سر کیرم رو بوس می کرد و با زبونش بازی می کرد آروم لبای خوشگلش رو چسبوند به کیرم و شروع به مکیدن کیرم کرد و آروم آروم فرو کرد توو دهنش کیرم رو آروم میک می زد و با چشماش به من خیره شده بود منم موهاشو نوازش می کردم و با دستمام گونه هاشو لمس می کردم با دستمام سرشو آرو آوردم بالا بعد اون اومد با کسش بالای کیرم و آروم با دستش کیرمو فرو کرد تو کسش وآی چه حس قشنگی گرمای کسش منو دیوونه کرده بود عشقم چه لذتی به من میداد بالا پایین میرفت و آه و ناله می کرد و من به چشاش خیره بود اونم همش چشماشو باز و بسته می کرد یهو کل وجود یه حسی گرفت و من به عشقم گفتم وقتشه و اون آروم کیرم رو درآورد و با دستش برام جق زد و هر دو به صحنه ی زیبای پاشیدن آبم نگا کردیم بعد از سکس مینا تو چرا پرده نداشتی اون مگه مهمه من آخه میخام درخواست ازدواج کنم ازت اون کپ کرده یعنی الان دیگه درخواست نمی کنی من اگه بخای می کنم اون پس بخا من مینا عشق من با من ازدواج می کنی تا کنار هم باشی وآسه همیشه اون وآسه همیشه من آره اون نه من چرا اون وآسه همیشه همیشه باشیم من پس قبول می کنی اون آه خخخخخخخخخخخخخخخخ نوشته

Date: April 16, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.