هوش لحظه ای

0 بازدید
0%

سلام به دوستان محترم آرش هستم 28 ساله و ساکن تهران کار من جوش دادن بازاره یعنی شخصی که کالایی میخواد رو به شخصی که اون کالا رو داره وصل میکنم و از همین رو از صفر شروع کردم و الان تعداد زیادی برای من کار میکنن از اونجایی که خانواده ما بسیار مذهبی بودن برقراری رابطه با جنس مخالف برای من کمی تا قسمتی سخت بود اما میدونستم برای قوی شدن تو یه کار باید مدام اون کار رو انجام داد میرم سر اصل مطلب اول بگم که این داستان واقعیه و هر کسی میتونه این کارها رو انجام بده من کارم پخش ادکلن بود و همیشه برای جلب رضایت مشتری از ادکلنی استفاده میکردم که مردم از بپرسن اوه چه ادکلن خوبی و این منو ارضا میکرد منتهی مراتب چون ترس از برقراری ارتباط با دختر ها رو داشتم عموما دور و اطراف زن ها پیدام میشد همین امر علاقه منو به زن ها بیشتر جلب میکرد و خوب دوست داشتم یکی از همین زن ها رو انتخاب کنم اما توانم به میزان جلبشون نبود از خودم اگر بگم خیلی عادی هستم و جذابیت های زیادی ندارم اما الان زبون خوبی دارم که بهتون میگم چطور من بعد از مدتها کار تو پخش ادکلن و موفقیت دوستم پیشنهاد پخش قطره تحرک بانوان رو بهم داد از آلمان وارد میکرد و پخش میکرد و بهم گفت کنار پخش ادکلن این قطره ها هم بفروش و منم قبول کردم چون زیاد خود ارضایی میکردم و میدونستم خیلی از پسرا هم همین کارو میکنن دینگی تو مغزم خورد که خیلی بازار خوبی داره برای تست به من 5 تا قطره داد و گفت برو روی دوست دخترات تست کن بیچاره فکر میکردم من دوست دختر دارم ازش گرفتم و کلی هیجان داشتم در حدی که تو خیابون راه میرفتم به زنا نیشخندی میزدم که یعنی آرررره خلاصه رفتم تو محلمون که فرنگیس رو دیدم فرنگیس دختر زیبایی بود که دوست دختر رفیقم بود یه زمانی و خیلی هم تقلا میکرد که دوستش رو با من رفیق کنه و منم از روی ترس از ریدن تو رابطه جا میزدم بگذریم به محض اینکه دیدمش گفتم خوبی فرنگیس چه خبر و کمی حرف زدیم که تو ذهنم رد شد که یطوری تو نوشیدنی این قطره رو بدم بهش بهش گفتم فرن یس من میخوام برم کافه جلدی برگردم میای بریم یه قهوه بخوریم که منم تنها نرم گفت بریم من تو راه کافه تو فکر این بودم که خب چطوری بریزم تو قهوه سریعا تصویر سازی میکردم که فلانو فلان و فلان رسیدیم و قهوه رو سفارش دادم قهوه که رسید به فرنگیس گفتم چرا لب بالاییت رو رژ زدی پایینی رو نزدی و زدم زیر خنده و دت بردم تو موهاشو گفتم موهات هم که بهم ریخته برو تو سرویس درستشون کن و بلند میخندیدم پا شد و رفت سرویس و من یه قطره کامل رو ریختم تو قهوه بعدهاش فهمیدم با یک سوم قطره هم طرف آماده سکسه خلاصه تا برگشت گفت که رژم که درست بود ولی موهامو درست کردم خیلی خونسرد قهوه خودمو برداشتم و خوردمو گفتم چقدر خوشمزست اونم برداشت که بخوره گفتم قهوه رو بجا باید بخوری مزه مزه نکن اونم خورد و گفت آره خیلی خوبه ده دقیقه داشتیم حرف میزدیم کلا نگاه من به تحریک شدن فرنگیس بود که پس کی نشون میده تو همین فکرا بودم که قطره بده با خوبهو اینا که دیدن داره پاهاشو به هم میمالونه البته نامحسوس منم تا دیدم گفتم راستی الان با کی رفیقی گفت الان با هیچکی گفتم اه مگه میشه خیلی سخته گفت آره سخته تو فکرشم همینطور که میگذشت هی رنگش قرمزتر میشد و بیشتر با خودش ور میرفت و یهو گفت امروز برنامت چیه گفتم چطور گفت داشتم میرفتم خونه دوستم موهام رو درست کنه اگر میای بیا که تنها نباشم منم که فهمیدم زده بالا لم دادم رو صندلی با یه لبخند گفتم باید برم کارام رو انجام بدم اون لحظه احساس کردم این حرکت بیشتر حشریش میکنه از جهتی هم عمری با کسی نخوابیده بودم و داشتم با این حرکت حال میکردم که شخصی میخواد بهم بده و من زیاد راغب نیستم بهم اعتماد به نفس میداد این حرکت گفت تو داشتی تنها میومدی من اومدم تو هم بیا که بریم منم میگفتم حالا که نشستیم خواستیم بریم ببینیم چی میشه دیگه همه تو کافه فهمیدن که اون دختره میخواد به پسره که من باشم بده ولی پسره داره میپیچونش خیلی این حرکت بهم اعتماد به نفس میداد البته شاید هم این قضیه نبود ولی من این فکر رو میکردم که مردم دارن اینو میگن بلند شد با عصبانیت گفت مسخره پاشو بریم دیگه چرا اینجوری میکنی که منم گفتم باشه فقط اول بریم یه بستنی بخوریم که گفت بعد که برگشتیم میخوریم رفتیم خونه دوستش تا رسیدیم دیدم دوستش از اون حرومزاده های فمنیسته که پسرا رو میگاد به هیچکس هم نمیده به خودم گفتم این دیوث رو هم باید قطره خورش کنم و نکنمش که حالش جا بیاد فرض کنید یه شخصی که تو زندگیش وقتی دو نفر جلوش حرف عاشقانه میزدن سیخ میکرد الان دو نفر رو میتونه بکنه فرنگیس گفت که آرش میای تو اتاق کارت دارم منم گفتم بذار برم دشتسویی رفتم دستشویی اما کاری نداشتم فقط میخواستم زمان بگذره تقریبا 40 دقیقه از خوردن قطره میگذشت بعدها فهمیدم کار من از جنایات صدام هم بدتر بوده چون تخمدان های فرنگیس داشتن میترکیدن و من متوجه وخامت داستان نبودم از دستشویی که اومدم بیرون یه نگاه بهش کردم و دلم براش سوخت فرض کنید اگر تو کافه کیرم رو درمیاوردم میپرید روش رفتم تو اتاق اومد کنارم گفت نمیدونم چمه فقط میخوام باهات سکس کنم از لرزش صداش فهمیدم که خیلی از اون چیزی که من تصور میکنم حشری تره فکر کنید یه لحظه میدونید که صد در صد تا 5 دقیقه دیگه سکس میکنید با کسی که عمری میخواستین بکنیدش و چکار میکردید گفتم باشه الان تو لباسات رو دربیار برم آب بخورم بیام رفتم آشپزخونه شیما دوست فرنگیس گفت که فرنگیس خیلی اوسگله که با تو پلشت میچرخه منم گفتم که شاید من خیلی زرنگم و شروع به چایی خوردن کرد سریع به جای سماور نگاه کردم اگر ازش میخواستم برام چایی بریزه باید پشتشو میکرد بهم منم دستم رو بردم تو جیبم و در قطره رو باز کردم و منتظر شدم که لیوانش رو بذاره رو اوپن تا گذاشت با یه لحن خیلی معصومانه گفتم شیما یه چایی هم برای من میریزی گفت آره تا برگشت منم یه قطره کامل ریختم تو چاییش چای رو بهم داد و برگشتم تو اتاق فرنگیس فقط شرت پاش بود به حالت گریه و التماسی گفت دارم میمیرم زود بیا شروع کنیم منم دقیقا مثل حرفه ایی ها با خونسردی تمااااام شرتش رو درآوردم آبش مثل پنیر پیتزا چسبیده بود به شرتش داشتم کسخل میدم تو دلم گفتم اه پسر میخوای کس بکنی لباسمو درآوردم گفتم من عادت دارم اول کس میخورم و لذت میبرم که البته کسشر میگفتم من اولین بار بود کس میدیم گفت بخور عشقم بخور عزیزم فقط شروع کن شروع کردم به خوردن چنان میخوردم که متکا رو تو دهن گذاشته بود و جیغ میزد و هی میلرزید و با صدای حشری گفت بکن تو دارم کسخل میشم کیرم رو درآوردم و فقط کلش رو کردم تو کسش و آروم عقب جلو میکردم منه عقده ایی عمری در پی کردن کس بودم و الان که دستم بود کیری کاری میکردم البته فکرم تو کس بعدی هم بود تو همین تخیلات بودم که منو محکم بغل کرد رو کیرم تا ته رفت تو کسش تازه فهمیدم این همه میگن کس حال میده یعنی چی گرم و نرم و شدیدا لیز سرعتی تلمبه زدم که یه جیغ زد و کیرم رو کشید بیرون و آبش با شدت پرت شدن بیرون خیلی جذاب بود وقتی کیرم تو کسش بود هر کار دیگه که میکردم آبش پرت میشد بیرون اولش گفتم دمم گرم یعنی فرنگیس هم میگفت دمت گرم و در اصل دم صاب قطره گرم من نهایت 5 دقیقه به زور جلوی آبم رو گرفتم و اون تقریبا 2 بار از ته دل ارضا شده بود آبم داشت میومد همیشه تو فیلم پورن دیده بودمو دوست داشتم آبم رو بخورن و منم گفتم آبم داره میاد گفت بریز تو با بریز رو سینه هام گفتم من عادت دارم که طرفم بخوره آبمو کیرم و کشیدم بیرون و کردمش تو دهنش البته که تو دهنش خالی کردم ولی همه رو ریخت رو تخت کنارش دراز کشیدم گفتم خوب بود گفت عالی بود عاااالی گفتم شیما رو هم بکنم گفت گه اون با پسرا مشکل داره البته اگر بتونی ترغیبش کنی منم دوباره میخوام چون هنوز جا دارم گفتم اوکی یک دقیقه فکر کردم گفتم آهان من لخت با عجله از اتاق میرم بیرون بهش میگم زود یه لیوان آب بیار فرنگیس حالش بد شدهو زود میام تو اتاق اون که آب آورد باید ما رو ببینه که داریم با لبخند نگاش میکنیم و تو میری دستش رو میگیری و میاریش رو تخت چندتا سئوال اذیتم میکرد اول این که آیا قطره تو چایی داغ اثر میکرد دوم این که وسط سکس باید فرنگیس و شیما عادتا از هم لب میگرفتن پس باید دهنش رو میشست و اینکه یوقت شیما دوجنسه نباشه به فرنگیس گفتم برو دهنت رو بشور که ازت لب میگیره مسئله نباشه که گفت اوکی بلند شد بره گفتم شیما که دوجنسه نیست گفت حقیقتش من نمیدونم ولی احتمالش رو میدم که باشه گفتم پس برو دهنت رو بشور رفت و اومد و گفت که فکر کنم حشری شده چون با لبخند معصومانه ای منو نگاه کرد تو دلم گفتم بنده خدا خبر نداری که قطره خورده گفتم برام ساک بزن که وقتی میرم بیرون کیرم رو سیخ ببینه که خوشش بیاد ما آماده شدیم و بدو بدو رفتم بیرون و شیما گفتم زود آب بیار فرنگیس حالش بد شده و جلدی پریدم تو اتاق اونم دویید اومد تو اتاق دید منو فرنگیس داریم با لبخند نگاش میکنیم گفت منو مسخره کردین من بلند شدم رفتم در گوشش گفتم که اگر شیما نباشه سکس بهمون نمیچسبه گفت من اصلا دوست ندارم البته خودمونیم داشت با چشمام میگفت که من همین الان به کیر احتیاج دارم بهو فرنگیس اومد کنارش گفت بهت بد نمیگذره که گفت نه راحتم منم دیدم که دارم معامله رو میبازم گفتم که اگر هم دوججنسه باشی بیشتر هم حال میکنیم که به نگاه عمیق بهم کرد و منم آروم لباش رو بوسیدم و دست گذاشتم روی کسش که فهمیدم بعله دوجنسست گفتم که عزیزم این که ایرادی نداره با هم فرمگیس رو میکنیم که فرنگیس با تعجب گفت واقعا دوجنسه ای منم سریع شلوار و شرتش رو با هم کشیدم پایین دیدم کیرش سیخه سیخ افتاد بیرون نشوندمش رو تخت به فرنگیس گفتم براش ساک بزن و خودمم شروع کردم ازش لب گرفتن کیرم رو کردم تو دهنش گفتم بخور فرنگیس که خیلی حشری بود نشست رو کیر شیما و از هم لب میگرفتن من به خودم گفتم عجب اتفاقیه تا دیروز منتظر بودم کارم تمام بشه برم جق بزنم الان دارم دوتا رو میکنم از پشت کیرمو کردم تو کون فرنگیس دیگه داشت عربده میزد شیما هم سینه هاش رو میخورد این موقعیت منو خیلی حشری میکرد و سرعت خیلی زیاد تو کون فرنگیس تلمبه میزدمو زد زیر گریه من آروم کردم ولی گریه فرنگیس شیما رو حشری کرده بود و اون با سرعت بیشتر تو کسش تلمبه میزد و منم تا اینو صحنه رو دیدم کسخل شدمو منم با آخرین زورم میکردم تو کونش که یدفعه به شکلی عجیب ارضا شد به شکلی که افتاد رو تختو تمام شد کیرمو که از کون فرنگیس کردم بیرون گذاشتم دهن شیما البته دروغ نگم ترس داشتم که نکنه منو خلاصه بهش گفتم عزیزم برمیگردی و برگشت من آروم کردم تو کونش معلوم بود تا حالا نداده بود کسخل شدم فشار دادم تو کونش عربده زد عجیب همونطوری ادامه دادم بقدری محکم میکردمش و دستم با کیرش ور میرفتم که روانی شده بود تاق باز خوابوندمش و جنازه فرنگیس رو از تخت بلند کردم و کیر شسما رو کردم تو دهنش فرض کنید من با آخرین زورم داشتم فرو میکردم تو کونش و فرنگیس هم براش ساک میزد از چهرش فهمیدم داره آبش میاد و کله فرنگیس رو گرفتم با سرعت بالا پایینش میکردم و آب شیما اومد و همچنان داشت براش ساک میزد منم آبم داشت میومد که گفتم شیما آبم رو میخوری گفت آره عزیزم منم کیرم رو کشیدم بیرون کردم تو دهنش و شیما وفرنگیس مشغول لب گرفتن از هم شدم من داشتم کسخل میشدم اما هوش لحظه ای یا همون بهم میگفت که خیلی باکلاس باید بری که باز هم بتونی بکنیشون منم خیلی شیک گفتم شیما میتونم از حمامتون استفاده کنم و رفتم حمام و خیلی شیک لباسا رو پوشیدم و رفتم خدا شاهده که با وجود این قطره همه دوستای جقیم هم کس بکنن الان امیدوارم از این خاطره خوشتون اومده باشه نوشته آرش

Date: نوامبر 15, 2018