کس خواهر زن یه چیز دیگه است

0 views
0%

سلام زنم خیلی خوشکل هست اما خودتون میدونن خواهر زن هم به جای خودش مثل نون زیر کبابه خواهر زنم از زنم چند سال بزرگتره 24 سال داره و 2 تا بچه کوچیک داره که خیلی شیطونن و شوهرش یه هفته در میون شب کاره زنم قد نسبتا کوتاه و کون تپل و عالی داره اما از خواهر زنم براتون بگم صورت خجالتی و جذاب و شیطون و خوش خنده قد متوسط خوش اندام و سینه های متوسط و پوست سفید البته کونش به بزرگی زنم نبود چند سالی میشه که ازدواج کرده بودم خواهر زنم همیشه تو دلم بود و همیشه وقتی دور و برم بود تو خونه راه میرفت و مینشست کیرم بلند میشد اما چون یه کم مذهبی بود و اهل چادر و بود نمیشد زیاد بهش نزدیک شد ولی من همیشه تو فکر کردنش بودم یه چند ماهی بود زنم حامله بود بخاطر وضعیت بچه دکتر گفته بود زیاد با هم سکس نکنین و مخصوصا دو سه ماه اخر اصلا رابطه نداشتیم و من از شهوت داشتم میمردم تا این که یه شب که همه خونه پدر زنم بودیم زنم حالش بد شد و من با مادر زنم و طاهره خانم خواهر زنم که شوهرش اون هفته شب کار بود بردیمش بیمارستان و بچه ها ی طاهره پیش پدر زنم موندن بعد از چند ساعت که اونجا بودیم نزدیک به ساعت 2 نصف شب گفتن زنم باید بستری بشه یه نفر پیشش بمونه که قرار شد مادر زنم بمونه و ما برگردیم خونه خلاصه ما برگشتیم تو راه به طاهره گفتم الان دیگه دیر وقته بچه ها خوابن شوهرت هم که شرکت هست بیا بریم خونه ما اونم با این که باهم خوب بودیم اما چون نمیتونست قبول کنه من با اون یه شب تنها باشیم گفت نه میرم خونه بابام پیش بچه ها خلاصه من اصرار کردم که الان همه خوابن و فردا هم که میخوای به جای مامانت بری بیمارستان و خودم میبرمت که دیدم شل شد گفت نمیدونم و دیگه منم گازشو گرفتم و رفتم خونه تو راه از خوشحالی که دارم یه شب با طاهره تنها میشم انگار عروسیم بود خلاصه رسیدیم خونه در رو باز کردم و وارد خونه که شدیم بازم پشیمون شد و گفت کاش منو برده بودی خونه بابام منم بهش گفتم حالا یه شب که صد شب نمیشه امشب و به هر سختی هست تحمل کن تو دلم میگفتم حالا این همه شوهرت کردتت یه شب ما جرت بدیم بهش گفتم برو تو اتاق خواب بخواب من همین جا پای تلوزیون میخوابم دستشویی هم تو اتاق هست دیگه رفت تو اتاق خواب روی تخت دراز کشید در هم انداخت رو هم که من رفتم پشت در میخواستم سرزده برم که شاید کونش یا سینه هاش یا یه جاییش رو دید بزنم اما با خودم فکر کردم که اگه سرزده برم احساس راحتی نمیکنه و بعدش در رو شاید قفل که خلاصه در زدم خودش رو جمع و جور کرد گفت بیا تو رفتم تو چند تا از لباسهای راحتی زنم رو بهش دادم گفت شب رو با اینا بخواب اونم گفت ممنون و وقتی خواستم برم بیرون واسه اینکه یهو در رو قفل نکنه وقتی سرگرم لباسها بود کلید رو اهسته از در برداشتم و رفتم پای تلوزیون دراز کشیدم اما همه ی فکرم پیش طاهره بود یه نیم ساعت گذشت رفتم پشت در اتاق خواب گوش وایسادم دیدم هیچ صدایی نمیاد فهمیدم خواب رفته واسه اینکه مطمین بشم از لای در سرک کشیدم که با اون صحنه مواجه شدم یه کون خیلی خوش فرم توی شلوار لی که مانتو از روش کنار رفته بود لباسهای زنم رو نپوشیده بود اونقدر مانتو بالا رفته بود که میشد یه کم از بدن سفیدش رو دید حالا اون چیزی که چن سال ارزوش رو داشتم دم دستم بود باید چیکار میکردم موضوع جدی شده بود از فکر خیال کون و کس و بدن خوشکل طاهره رسیده بود به واقعیت ینی جرعت دارم برم نزدیک اگه برم چی میشه خوب پس ولش میکنم اما نه نمیتونسم ولش کنم نمیتونستم از سر کون به این نرمی بگذرم دل رو زدم به دریا گفتم میرم اروم پیشش میخوابم اگه بیدار شد با ناراحتی و موش مردگی میگم اخه تنها خوابم نمیبرد حالا یا دلش میسوزه یا نمیسوزه اگه هم نسوزه به کسی چیزی نمیگه با یه کیر خوابیده از استرس اما پر از شهوت بخاطر چند ماه نزدیکی نداشن گفتم امشب باید جای خوهرت رو پر کنی خلاصه دستام و پاهام از ترس یخ زده بود اروم اروم رفتم توی اتاق و خیلی اروم خوابیدم کنارش رو تخت تا خوابیدم کنارش چرخید و پشت به من شد داشتم سکته میکردم فکر کردم بیدار شده اما دیدم نه فقط تکون خورد خلاصه بعد از چن دقیقه که استرسم کم شو خودم رو خیلی اروم چسبوندم به کونش واااای عجب کون نرمی داشت یه کون رویایی کیرم شق شد اروم از رو شلوار گذاشتم لای پاش که دیدم یه تکون کوچیک خورد دیدم نمیشه همش استرس داشته باشم به خودم گفتم فوقش بیدار میشه کاری که نمیکنه مجبوره امشب کس بده خلاصه با این جملات جرعت پیدا کردم یواش یواش یه کم مانتوش رو دادم بالا دیدم کامل چرخید به طرفم منم نامروی نکردم دکمه شلوارشو اروم باز کردم بعد پاشدم اروم شلوارشو یه کم کشیدم پایین خیلی سفت بود واااای یه کون نرم سفید عین یه پورن استار بعد شلوار خودم رو کشیدم پایین و بازم کنارش دراز کشیدم و کیرم رو از رو شرتش گذاشت لای پاش ااااه یه کم جلو عقب کردم از بس ناز بود منم شهوتی بودم میخواست ابم بیاد دیدم اینجور زیاد حال نمیده شرتشو کامل کشیدم پایین از زنم شنیده بودم خوابش سنگینه اما نمیدونسم تا این حد سنگینه یه کس دست نخورده من نمیدونم با این که 2 تا بچه داره اینقدر هم تا حالا کس داده چرا اینقدر کسش دست نخورده به نظر میرسید یه کس سفید و جذاب کیرم رو گذاشتم دم کسش واااااای داشتم دیوونه میشدم اینجوری نمیشد باید میکردمش بعد از چن لحظه که کیرم دم کس گرم و نرمش بود و حال میکردم دیدم کیرم خیس شد فهمیدم از کسش داره اب میاد منم از فرصت استفاده کردم و یه کم سر کیرم رو دادم داخل وای داشتم میمردم بعد از چند ماه سکس نداشتن حالا کس خواهر زن زیر پات مگه میشه مثل خواب بود خلاصه یه کم دیگه کیرم رو دادم تو تقریبا تا نصفه رفت تو کسش یه نگاه به کس شکاف خوردش کردم نتونستم شهوتم رو کنترل کنم یه کم جلو عقب کردم که دیدم یهو تکون خورد با ترس پاشد به نگاه کرد گفت چیکار میکنی گفتم هیچی نگاهش افتاد به کیر راست من و بعدم شلوار خودش که پایینه گفت داشتی چیکار میکردی اشغال منم که دیدم کار از کار گذشته گفتم داشتم یه کم میکردمت گفت گم شو بیرون و شلوارش رو داد بالا دید من نمیرم پاشد که خودش با عجله بره که بهش گفتم صبر کن کارم تموم شه من یه عمر ارزوی تو رو داشتم مقصر خودتی که اینقدر با من خوب بودی گفت برو کنار عوضی و منو یه هل داد که من گرفتمش و خوابوندمش رو تخت گفت باید یه امشب با من باشی خواهش میکنم نذار ارزو به دل بمیرم دیدم فایده نداره شلوارشو از پاش کشیدم بیرون خیلی مقاومت میکرد برگردوندمش ودکمه های مانتوش هم جر دادم و اوووه تازه سینه های ناز و سفیدش رو دیدم بهش گفتم دلت میاد منو محروم کنی دیگه یه کم اروم تر شده بود سوتینش رو در اوردم شروع کردم به خوردن سینه هاش چنان میخوردم که انگار چن روز بود گرسنه بود دیدم کمتر دست و پا میزنه فقط پتو کشیده روی سرش کم کم از سینه هاش رفتم سراغ کسش وااااای شروع کردم به بو کردن و لیسیدن داشتم از شق درد میمردم که با حالت مظلومیت و خایه مالی بهش گفتم طاهره تو که خیلی خوبی و از هم خوشکل تری مگه چی میشه بذاری ما هم یه کم بهره ببریم دیدم با لحن اروم و با ناز و حالت قهر گفت خیلی بدی منم که دیدم داره راه میاد همین طور که کسش رو میمالوندم پتو از روی صورت خوشکلش کنار زدم و گفتم خواهش میکنم التماس میکنم اصلا اگه تو بگی نکن نمیکنم که دیدم گفت خوب اگه راست میگی نکن منم دیدم که حسابی شهوتی شده و بدش نمیاد یه کیر جدید رو تجربه کنه الکی گفتم باشه پاشدم برم بیرون که گفت حالا بیا ولی بشرطی که ابت رو بیرون بریزی منم که تحملم دیگه سر اومده بود فوری برگشتم و گفتم چششششم و فوری کیرم رو با تمام پر رویی گذاشتم رو لباش اونم شروع کرد به خوردن واقعا ماهرانه میخوردش بعد از چند لحظه خواست ابم بیاد هیچی بهش نگفتم تمام ابم رو ریختم توی دهنش ناراحت شد و گفت این چه کاری بود گفتم ببخشید دست خودم نبود با خنده گفتم یه امشب رو جای خواهرت پر کن اخه چند ماهه نزدیکی نداشتیم اونم گفت خوشبحال خواهرم عجب کیر بزرگی داره بهش گفتم قابل شما نداره باخنده گفت ممنون حالا که این ابش اومد داره کوچیک میشه چجوری قابل من رو نداره بهش گفتم این فقط کافی هست برسه در کست میشه عین دسته بیل اخه کس شما استثنایی هست خانم گفت امتحان کن ببینم راست میگی منم که هنوز یه ذره از شهوتم کم نشده بود یه راست رفتم سراغ کس طاهره خانم یه چن تا لیس زدمش دیدم داره خیلی حال میکنه کم کم ابش در اومده بود صداش هم همراه ابش در اومده بود با صدای گرم اه و نالش کیر ما از خواب بیدار شد بهش گفتم خوشکل خانوم دید اینقدر صدا دادی که از خواب پاشد گفتم حالا باید خودت راضیش کنی داره گریه میکنه اونم گفت خوب بیارش تو بغلم عزیزم منم تا اینو گفت افتادم روش کیرم با دو سه ضرب تا ته کردم توی کس نازش که دیدم یه جیغ کوچیک زد گفت ارووووم منم گفتم ببخشید جیگر این کس تنگ رو که دیدم از خود بیخود شدم به شوخی بهش گفت نکنه شوهرت دلش نمیاد بکنتت گذاشته واسه دکور خونش که اینقدر تر و تازه مونده خندید و گفت اگه سایز کیر تو رو داشت حتما تا حالا گشاد بودخلاصه چن ثانیه همون طوری که کیرم تو کس نازش بود روش خوابیدم و اروم جلو عقب کردم تا جاش باز شه اخ معلوم بود عادت نداره یواش یواش تلمبه هام رو تند کردم که دیدم اه و ناله که هم معلوم بود داره کیف میکنه هم یه کم دردش میاد شروع شد منم دیگه داغ شده بودم انچنان توی این کس تنگ تلمبه میزدم که دیدم بعد از 5 دقیقه دوباره داره ابم میاد بهش گفتم به پشت بخواب به حالت سگی خوابید و منم دوباره اروم کیرم رو گذاشتم لای پاش تا ته کردم تو کسش و دوباره شروع کردم تلمبه زدن که بعد از دو دقیقه دیدم لرزید فهمیدم ارضا شده خودم هم داشت ابم میومد کیرم رو با اینکه دلم نمیومد از کس تنگش اووردم بیرون و با انگشت و اب دهن سوراخ کونش رو خیس کردم با انگشتم کردم تو سوراخش میچرخوندم تا اماده بشه معلوم بود تا حالا کون نداده اخه خیلی تنگ بود گفت داری چیکار میکنی گفتم ابم داره میاد میخوام سوراخ کونت رو گرم کنم که دیدم گفت نه من تا حالا از پشت ندادم منم بهش گفتم هر چیزی یه اولی داره خواهرت هم اولش همین رو میگفت گفت پس اروم منم سر کیرم رو گذاشتم در سوراخش و یه کم فشار دادم که دیدم یه اه کرد و گفت خواهش میکنم نکن اما نمیشد از سر کونش گذشت یه کم دیگه فشار دادم بیشتر کیرم رفت تو کونش یه جیغ زد شروع کردم تلمبه زدن عجب کونی بود یاد روزهای اول ازدواج که سوراخ زنم تنگ بود افتادم کیرم از گرمی داشت اتیش میگرفت اونم داشت از حال میرفت که ابم اومد و تمام ابم رو با فشار ریختم نو کون تنگ طاهره خانم اون شب رویایی تموم شد و تا حالا دیگه تکرار نشده امیدوارم لذت برده باشید حتما نون زیر کباب رو امتحان کنید نوشته

Date: August 26, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.