کون دادن من به علی

0 views
0%

با صدای زنگ گوشی بیدار شدم سریع مثل همیشه رفتم حموم تا دوش بگیرم توحموم چشمم به ژل افتاد یه نگاه به کسم انداختم نیاز به اصلاح داشت سریع ژل مالی کردم با خودم گفتم بد نیست یه دستی کلا به پایین تنه بکشم بعد چند دقیقه اب باز کردم و یه دوش اساسی گرفتم و رفتم تو اتاق تو آینه کسم و بررسی کردم یاد سکس با شوهرم افتادم برگشتم تو آینه کونمو یه نگاهی کردم هنوز سایزش فرقی نکرده بود ساعت ۷ شده بود دیگه وقت نداشتم لباسهامو پوشیدم و رفتم شرکت به محض رسیدن کامپیوترو روشن کردم خانم احمدی کارای جدید ترجمه رو داد دستم اما من همش تو فکر اون نامرد بدون که زنگدیمو ریخته به هم اون اگه معتاد نبود منم الان آنقدر حشری نمی شدم تو این فکرها اون روز به پایان رسید بعد از رسیدن به خونه با یه چای و سیگار رفتم تو تراس هنوز چند پک از سیگار نزده بودم که صدای زنگ موبایلم توجه منو به خودش جلب کرد رفتم تو پذیرایی مهندس سعادت آلو بفرمایید سلام خانم بهجت سلام آقای مهندس خوبین بفرمایید شرمنده مزاحم شدم خواستم یه قرار کاری با شما داشته باشم من در خدمتم ساعت ۸ تو غذاخوری میدان ونک میبنمتون بعد از خداحافظی با خودم گفتم دیوانه چرا قبول کردی چاره نداشتم ساعت ۷ بود ومن باید سریع آماده میشدم رفتم سر کمد بهترین مانتو و شلوار وکیف برداشتم پوشیدم یه آرایش ملایم با آژانس رفتم ونک وارد غذاخوری شدم مهندس سر میز نشسته بود از ظاهرش معلوم بود خیلی اظطراب داره بعد از احوال پرسی نشان سر میز و گپ شروشد کلا مهندس سعادت خیلی با ادب و شیک پوش بود اون روز هم بو اودکلنش خیل جالب بود تو وسط غذا خوردن مهندس شروع به صحبت در مورد کار کرد شرکت ایتالیایی حاضر شده به نمایندگی بده فردا قرار هست پیش قرارداد برامون فکس کنند شما لطفاً سریع ترجمه کنید و بیارید دفترمن وقتی این خبر را داد فهمیدم خیلی خوشحالم بلاخره قرار بعد از شام تموم شد مهندس سعادت ازم خواست تا خونه منو برسونه منم قبول کردم راستش ازش بدم نمیومد رسیدن دمه خونه مهندس سعادت با من پیاده شده و ازم کلی به خاطر امشب تشکر کرد و اخرسرهم گفت شما خیلی خوش تیپ و جذاب هستین با شنیدن این حرف خودم گم کردم انتظار چنین برخوردی نداشتم خداحافظی کرد و رفت اون شب به پایان رسید و فردا رفتم شرکت شروع به کار کردم ساعت ۱۱ مهندس سعادت همه را جمع کرد تا در مورد کار صحبت کنه خیلی زود رفت سر اصل مطلب از امروز خانم بهجت به عنوان مدیر داخلی خواهند بود و تمام هماهنگی ها با ایشان هست و امور مالی زیر نظر ایشان کار خواهد کرد با شنیدن این خبر دوباره شوک بهم وارد شد این حرکت مهندس باعث شد رابطه ما وارد مرحله جدیدی بشه بعد از چند ماه با مهندس سعادت یه قرار کاری گذاشتیم تو همون رستوران اون شب مهندس صحبت ها ش فرق داشت با بقیه قرار ها شام تموم شد و رفتیم سوار ماشین شدیم تا منو برسونه تو راه بهم گفت خانم بهجت اگر شما مشکلی با سفر خارجی ندارید دوست دارم به عنوان مترجم ومدیر داخلی برای اخذ نمایندگی همرام باشید من ناخواسته قبول کردم و قرار شد پاس تهیه کننم بعد از یک ماه پاس آماده شد ومن پاس رو جهت اخذ ویزا دادم به مهندس بعد از مدتی ویزا آماده شد تو این چند ماه من واقعا یه جوری بهش وابسته شده بودم بدون اینکه خود بدونم یه هفته مانده وسط ظهر مهندس اومد پیشم و ازم خواست تا نهار بریم بیرون سر نهار مهندس شروع کرد به صحبت و گفت خانم بهجت راستش من از شما خیلی خوشم اومد واگر برای شما مشکلی ندارد قبل از سفر بصورت موقت ازدواج کنیم تا بعد از سفر به دایمی تبدیل بشه با موافقت من رفتیم محضر و کارا انجام شد بعد از اتمام کار تو محضر ازم دعوت کرد بریم خونه تا هونشو ببینیم بعد از رسیدن و بررسی خونه علی رفت تا دوش بگیره منم یه ذره به خودم رسیدم علی کارش تموم شده بود و تو آشپزخونه داشت کلنجار میرفتم علی چی کار می کنی دارم واسه عشقم به چیزی میارم چی الان میگم وقتی برگشت تو دستش یه کادو بود و با احترام بهم داد باز کردم یه انگشتر گرون قیمت بود خیلی خوشحالم کرد سریع رفتم تو آغوش علی و شروع کردم از لب گرفتن علی گفت صبر کن و ازم جداشد رفت سراغ یخچال و یه شیشه مشروب آوردم و باهم چنتا پک زدیم من تو فزا بودم که گرمی آغوش علی رو احساس کردم با هم رفتیم تو اتاق خواب علی دیوانه وار لباس منو در آورد و خودش لخت شد بعد از طلاق تا الان هیچ سکسی نداشتم و شدیداً نیاز به سکس داشتم با وله همه بدنم خورد دیگ داشتم می مردم کسم حساب زیره دست علی خیس شده بود تا خداگاه دستم رفت به سمت کیر علی وا چشم هامو باز کردم بله کیر علی ۳۵ سانتی بود وقتی تو دستم بود انگشتام به هم نمی رسید هاج و اج مونده بودم علی سریع اومد روم و پاهامو داد بالا علی یواش باشه باشه نترس ماله تو خیلی بزرگه نترس یواشکی میکنم کیروشو گذاشت ازلب کسم میترا چه گویی داری عزیزم ما خودته گلم آرم فشارش به کسم زیاد می شد آه وا آه آه داشتم یه ریز ناله میکردم که احساس کردم تخم های چسبیده به کسم علی جون مردم در بیار الان جر میخورم آه صبر الان درست میشه و آرام آرام شروع به تلبمه زدن کرد وقتی صورت علی نزدیک صورتم بود دستامو بردم دور کمر علی شدت تلبمه های علی داشت بیشتر میشد همه جام عرق شده بود سرعته علی بیشتر شده بود من با صدای بلند داشتم زیرش می گفتم ای ای بعد چند دقیقه من ارضا شدم و علی متوجه شد دیگه تلمبه نزد خیلی آروم از روم بلند شد و منو به شکم خوابوندم و شروع کرد به روغن زدن وماساژ پشتم هنوز نیاز جنسیم بر طرف نشده بود و داشتم با این کارش حال میکردم کونتو بار بالا صبر کن حالا بخواب روش الان خوب شد با قرار دادن بالشت زیر شکمم کونمو حسابی بالا اومد بود تو فکر بودم که شاید علی میخواد تو کونمو بزاره می خواستم بهش بگم که این کارو نکنه اما نایی گفتنشو نداشتم و همون لحظه رو دارکشید گرمایی کیرش لایی لپهای کنم خیلی بهم حال میداد خیلی آرام دایناسور برد زیرک و سینه هامو گرفت و آرام کیروشو روی کونم حرکت میداد احساس کردم علی خیلی از این کار لذت میبره هنموز تو فکر بودم آخه من با شوهر قبلی فقط یه بار سکس مقعدی نصفه نیمه داشتیم تازه کیرش یک چهارم کیر علی بود که با داد و فریاد من ناتمام مانده بود علی از روم بلند شد وکنارم نشسته بادستش چنتا سیلی روی لپهای کونم زد تو اون موقع فهمیدم کونم حسابی حال اومده علی گفت عزیزم عجب هیکلی داری امشب من فکر کنم از دست کونتو بمیرم کمر ۳۸ و کونه ۴۴ درست اونیه که من دوست دارم ما خودته گلم با شنیدن این حرف علی ازم خواست تا لپه ای کونم بگیرم و به طرف بیرون بکشم تا سوراخ کونم کامل و مشخص بشه اومد روم وپاهشو گذاشت بیرون پاهام کیروشو گذاشت رو سوراخم تو اون لحظه نمی دونستم چه جوری ازش بخوام این کار و نکنه با خودم گفتم اگه تو نره شاید خودش ازکردن کونم منصرف بشه یا اینکه من یه زره پیاز داغشو بیشتر کنم تا ارضا بشه تو این فکر ها بودم که یه هو احساس کردم سوراخم دار جر میخوره سریع داستما از کونم کشیدم بردم سمت پا های علی وبا نوک انگشتان پاهام رو تشک تخت فشار می آوردند تا از زیر سنگین در رم اما نمی شد علی تو رو خدا بسه جر خوردم علی علیییییییی وای نکن تو رو خدا داشتم بهش التماس میکردم اما علی دست بر دار نبود چند دقیقه ای تلاش کرد اما نرفت تو کونم از روم بلند شد رفت شیشه مشروب رو دوباره آورد و با درد نشستم پیشش و شروع کردیم به خوردن بعد چند تا پک کاملا مستقل شده بودم با همین حال ازش پرسیدم کون خیل دوست داری گفت آره خیلی اونم بصورت وحشیانه بااین حرفش ناخداگاه خندم گرفت وقتی از مست بودنم مطمئن شد دستمو گرفت و رفتیم رو تخت این بار منو به پشت خوابوند و بالشت رو گذاشت روی کونم و پا هامو کاملا داد بالا ازم خواست ارنجامو بندازم پشت پاهام اومد جلوی کونم نشسته وکیرشو به سوراخم مالوند و بهم میگفتی میترا جان کوتاه من باید حتماً امروز جربدم و آرام فشار رو شروع کرد با شروع درد دستامو از پاهام کشیدم و گذاشتم رو سینه علی اییییییی یواش یواش ای دردش نسبت به قبل کمتر شده بود اما هنوز قابل تحمل نبود به شدت داشتم داد میزدم خوبه سرش رفته تو تموم نخور تا یه کم جا باز کنه اوه عجب کونی کاملا تنگه میترا کونتو با دستش پاهامو گرفته بود و بالا نگه داشته بود و من همچنان ناله میکردم باورم نمیشد سر کیر به اون بزرگی تو کونم باشه علی بعد از چند دقیقه میخواست یکم دیگه از کیرشو بفرسته تو که من با همون حال مستی دستمو بردم سمت کیرش وار کنم بیرون کشیدم با دیدن این اتفاق علی پاهامو ول کرد و رفت من دارکشید رو تخت ولو بودم و نایی باز کردن چشامو نداشتم با صدای علی فهمیدم کنارم ایستاده ازم خواست دوباره رو شکم دراز بکشم وقتی دراز کشیدم بالشت بزرگتر گذاشت زیر شکم من و بالشت زیره سرمرو برداشت احساس کردم یه چیزهایی داره میزند به پاهام وقتی برگشتم دیدم بله پاهامو به حالت باز بسته به پایه تخت تو اون موقع فهمیدم که چه در انتظارم هست با ناراحتی پرسیدم داری چی کار می کنی لبخند تلخی زد و گفت الان مفهومی عزیز م و بعد دستامو بست به پای جلوی تحت دیگه اصلا نمی تونستم تکو بوخرم دوبار شروع کرد به روغن مالی کونم و گاهی انگشتان شو میکرد تو کونم که با ناله مستانه من تمایلش بیشتر به ادامه کار میشد بعد از مدتی دست از روغن مالی کشید و پشت کونم نشست شروع کرد به زدن لپه ای کونم با هر سیل علی صدای بلند من در میومد الان جرت میدم یه کاری میکنم ابمو بخوری صبر کن با شنیدن این حرف ها وحشت تمام وجودم و فرا می گرفت بلند شد و به حالت دستشویی رو کونم نشست با دست چپ لپ کونم فشار میداد و با دست راستش کیروشو به سوراخم فشار میداد می دونستم التماس فایده ندارد وباید علی رو ارضا کنم درد و گرما رو تو کونم احساس می کردم آه علی امروز میمیرم از دستت اییییییی تو ناله کردن بودم که تخمهای علی چسبید به کونم فهمیدم کیرش کاملاً رفته تو کنم اما درد شدیدی داشتم و اصلأ لذتی نداشت برام اما چون علی رو دوست داشتم سعی میکردم بهش خیلی حال بدم تا سیرابش کنم بعد ورود کامل کیر علی توکونم روم دراز کشید و چند دقیقه ای تکان نمی خورد و فقط نفس نفس میزد و قربون صدقه کونم وخودم می رفت احساس می کردم کیرش تا زیر شکمم اومده دستامشو از زیر رسوند به سینه ام تا دردم کمتر بشه ومن هم لذت ببرم چه سینه های کوچیک خوش فرمی وای کلا بدن ریز اما خوش فرمی داری ومن با اینکه احساس سوزش رو داشتم به ناله و مستی گفتم من مال توام عزیزم کم کم علی فهمید بود که دردم کمتر شده ودارم از سکس مقعدی لذت میبرم دستامشو گذاشته کنار سنهاو رو زمین وخدشو کمی بلند کرد آروم آروم عقب و جلو میکرد چه حالی میداد مشخص بود کونم کاملاً باز شده کم کم کیرشو بیشتر بیرون می کشد و تو میداد تا جای که سر کیرشو نزدیک سوراخم می آورد و بعد کاملا بداخل فشار میداد با افزایش سرعت تلمبه زدن علی ناله های من هم زیاد تر میشد آه اییییییی بعد ۱۰ دقیقه علی ویساد فکردم ارضا شده اما انگار خیلی کار داشت کلا کمرش مثل بتون بود و با اومدن آبش کاری نداشت پاهشو از روی پاهام برداشته و کنار کونم گذاشت انگار تو دستشویی نشسته با دست چپ موهای رنگ کرده بلندمو تو دستش گرفت و دست راستشو رو شونم گذاشت و شروع به تلبمه زدن کرد سرعت شو رفته رفته زیادتر کرد با زیاد شدن سرعتش مو هامو دیوانه وار میکشید و سرم کاملا به عقب خم شده بود چنان تخمهاش و به کونم می کوبیدند که داشت دیوانم میکرد تا حالاحتی کوسم نیز چنتا حالی بهم نداده بود با ناله های من کم کم علی داشت ارضا می شود یه دفعه علی دیگه تلمبه رو قطع کرد دست شو از رو شونم برداشت و مو ها ول کرد دستامو باز کرد وازم خواست لپهای کونم بگیرم و بطرف بیرون بکشم با انجام این کار دوباره شروع به تلبمه زدن کرد با شدت هرچه تمام تر علی بهم گفت دوستاری ابمو بخوری یا دوباره به یه روش دیگه جرت بدم من که دیگه نمی خواستم بیشتر از این جر بخورم گفتم نه میخورم بخدا میخورم بعد یکم ازم خواست تا لپهای کونمو تا جای که جا دار بکشم وقتی این کارو کردم آرم کیرشو ازکونم درآورد اما نذاشت دستامو از کونم بردارم بهم گفت کونم چقدر خوب باز شده الان ازش عکس میگیرم تا خودت ببینی بعد از گرفتن عکس دستمو برداشتم و علی پاهامو باز کرد از دستم گرفت تا منو بلند کنه اما درد کنم مانع بلندشدم میشود بلاخره با هر زحمتی بود بلند شدم و از تخت اومدم پایین ازم خواست با زانو رو زمین بشینم رفت پشت سرم و هر دو دستمو از پشت به بست گفت های بسه دیگه گفت من هنوز ابم نیومده اومد جواب سروم فهمیدم که باید کیر علی رو بخورم تا ارضا بشه موهام که ریخته بود رو صورتم مرتب کرد و انداخت پشت سرم دستشو گذاشت رو سرم و بادست راستش کیرشو برو کرد تو دهنم یه کم بیشتر از سر کیر علی رفت تو دهنم آخه کسی نبود بهش بگه کیر باین بزرگی مگه تو دهن جا میشه بوی خیل بدی داشت حالم کم مونده بود بهم بریزه بلاخره شرو کرد به تلمبه تو دهنم زدن که یه دفعه فشار دستش روی سرم و کیرش تو دهنم زیاد شد نمی تونستم سرمو عقب بکشم یکباره دهنم از منی داغ های پر شد قورتش بده زود باش آه آه آه بعد قورت دادن منی کیرشو کشید از دهنم بیرون میخواستم بالا بیارم که دیدم انگار شلنگ آب باز کرده مابقی آبشو ریخت تو صورتم آه آه آلیدار شدنه اوف اوف همانطور وایساده بودم تا کار علی تموم بشه های روزمی دار کشید و دستمو به سختی باز کرد از شدت درد منم دراز کشیدم کنارش بهم گفت فکر نمی کردم یه خانم ۲۵ ساله ظریف زیرم دوام بیاره ولی تو کم نیاوردی ببخش که اذیت کردم همیشه میخوای این جوری سکس بکنی نه عزیزم الان فرق میکرد با خودم گفتم چند دقیقه بعد میرم حموم و چشامو بستم با حرکت دست علی رو صورتم به خودم اومد داشت منی خاش از رو صورت با مهربانی پاک میکرد با بیدار شدن من علی دوباره شروع به تمجید از من کرد قربون چشای خمارت برم خیلی عذیت شدی دیگه همچین سکسی رو نمی بینی خوب معذرت که خواستم ازت آه جبران میکنم یه دوش بگیر حالا به سختی بلند شدم رفتم حموم وقتی بیرون اومدم علی دوتا آب پرتقال گذاشته بود روی میز صبحانه خوری بیا عزیزم بخور تا حالت جابیاد رفتم جلو خواستم بشینم رو صندلی اما درد شدید کونم نذاشت اجباراً سر پا خوردم رفتم لباسامو پوشیدم برگشتم حاضر شدی بریم بیرون کمی مست بودم هنوز ولی قبول کردم رفتیم تو طلا فروشی و یه سرویس محشر برام خرید تا جبران کرده باشه اما تمام مدت رفت و برگشت من به سختی تو ماشین نشسته بودم با دین این وضعیت علی تو خونه یه پماد بهم داد تا دردش کمتر شه بعدها ما باهم ازدواج کردیم و الان هر وقت سفر خارج داریم به محض رسیدن به کشور خارجی باید به علی کون بدم تا سیراب بشه نوشته

Date: August 23, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.