گایش خاله جون

0 بازدید
0%
سلام من حمید هستم داستانی رو که براتون میخوام تعریف کنم مربوط میشه به اولین سکس منهر کسی تو زندگیش از یکی خوشش میاد که دوست داره با اون سکس داشته باشهمن هم عاشق خاله جووووووووونم شدممن خاله دارم که هر چی از خوشگلی این حوری بگم کم گفتم.خاله من 35 سال سن داره ولی عین دختر مونده .شما خودتون تجسم کنیدقد بلند پوست سفید,عضلاتی کشیدهسینه هایی بزرگ ,کون قلمبه,موهایی مشکی ولخت وبلند.شوهر خاله من با خاله ام چیزی حدود 25 سال اختلاف سن دارند یعنی شوهر خالم چیزی حدود 63 سال سن داره(حیف همچین زنی براش )خلاصه همین موضوع باعث شد که من شیطنتم گل کنه با خودم گفتم همچین زنی با این خوشگلی رو چه جوری این پیرمرد می تونه ارضا ش کنه همش تو همین فکر بودم که تصمیم گرفتم خودمو بیشتر به خالم نزدیک کنم شاید یه چیزی نصیبم شداز اون روز دیگه رفتم تو نخ خالم.هروقت که میشد و موقعیت بود جوری خودمو به بدن خالم میرسوندم.وقتایی که تو ماشین بودیم من عمدا کاری میکردم تا کنار خالم باشم خلاصه یواش یواش متوجه شدم خالم هم بدش نمیاد و اونم سر و گوشش میخاره ولی جرات اینکه بهش بگم را نداشتم. 1 روز تو خونه تنها بودم تا اینکه صدای زنگ اومد درو که باز کردم دیدم خالمه بعد از سلام و احوال پرسی خالم گفت مامانت هست؟ گفتم نه رفته خرید ولی زود میاد حالا بیا تو خاله وخستگی در کن.اونم اومد تواول مانتوشو درآورد و نشت رو مبل . 1 لباس آستین بلند داشت که آستیناش توری بود و قشنگ میشد زیرشو دید. 1 دامن بلند هم داشت من هم شربت براش درست کردمو آوردم و عمدا نشستم دقیقا کنارش طوری که پام به پاش چسبیده بودخالم هیچی نگفت و از جاش تکون نخورددستمو گذاشتم روی شونه هاش و با لاله گوشش که گوشواره داشت بازی بازی کردم طوری که تابلو نباشه هیچی نمیگفتکم کم دیدم اونم داره خوشش میاد ولی به روی خودش نمیاورددست کردم کش موهاشو باز کردم (موهاشو دم اسبی بسته بود). بعد گفتم بزار خودم موهاتو ببندمخالم هیچی نگفتچون روی مبل بودم و پشت خالم به طرف من بود مسلط نبودمخالم خودش فهمید و پشتشو چرخوند به طرف منمن هم پاهامو باز کردم طوری که کون تپلش بین پاهام قرار گرفت کیرم داشت از شق درد می ترکیددیدم خیلی ضایعه و کیرم به کون خالم گیر می کنه اونو دادم لای کش شورتم و سرگرم بازی با موهاش شدم نمیدونید چه حالی میداد .یه لحظه موهای خالمو کشیدم که یه دفعه آهی کشید که نزدیک بود همون جا آبم بیاد تصمیم گرفتم دلمو بزنم به دریا و از پشت سینه هاشو بگیرم و بچسبونمش به خودم ولی از بد شانسی من یهو صدای زنگ اومدخالم خیلی حول شده بود و زود از وسط پام پاشد نشست اونور منم رفتم درو باز کردممامانم بود .خیلی اعصابم خورد شد از این جریان 2 , 3 ماهی گذشت و هر روز علاقه من به خالم بیشتر میشد ولی جرات نمیکردم بهش بگم تا اینکه اون شب بیاد موندنی رسید شوهر خالم رفته بود مسافرت و چون خالم تنها بود من رفتم پیششموقع خواب که شد خالم رفت رختخوابا رو پهن کرد جای من و پسر خالمو که 12 سال از من کوچیکتر بود کنار هم پهن کرد و جای خودشو یه ذره اونورتر پهن کرد وقتی چراغا خاموش شد من همش حواسم به خالم بود اصلا خوابم نمیبرد بعد از ساعت دیدم همه خوابیدن منم خیلی حشری شده بودم طاقت نیاوردم پاشدم رفتم کنار خالم که پشتش به من بود یکی دو بار صداش زدم تا مطمئن بشم خوابیده خوابه خواب بوددستمو گذاشتم روی کونشوایییییییییییییییی…… چه کونی بود نرمه نرمهمینطوری کنارش دراز کشیدم و یواش یواش خودمو بهش میمالیدم پتو رو کنار زدم و کیرمو رو شیار کونش بالا پایین میکردمنمیدونید چه حالی داشتمزیر دامنش شلوارک داشت که خیلی نازک بود و از زیرش میشد شورتشو دید .اصلا نمیفهمیدم دارم چی کار میکونم شلوارمو کشیدم پایین و کیرمو درآوردمگذاشتمش لای پاهاش وهی عقب و جلو می کردم .. لای پاش داغ بود خیلی لذت می بردماصلا قابل وصف نیست دیگه طاقت نیاوردم و همه آبمو ریختم لای پاشخیلی ترسیدم گفتم الانه که بیدار بشه ولی بیدار نشدپاشدم و اومدم سر جام دراز کشیدم ولی هنوز حشری بودم هر جوری بود خوابیدم صبح ساعت 6:30 بود که با صدای خداحافظی پسر خالم که داشت میرفت مدرسه از خواب بیدار شدمولی چون خیلی خسته بودم باز خوابیدمداشتم چرت میزدم که یهو 1چیز جالب دیدم.1 لحظه خالمو دیدم که اومد توی اطاق فقط شرت با کرست داشت فکرکردم خواب میبینمولی بیدار بودم فکر کردم میخواد لباس عوض کنه خودمو به خواب زدم که یهو دیدم چیزه نرمی بهم چسبید ؟؟؟؟؟ خالم لخت اومد منو از پشت بغل کرد و منو صدا کرد حمید حمید جان پاشو خاله برات صبحانه آوردم؟؟؟!!! منم که دیگه خواب از سرم پریده بود برگشتم و رومو بهش کردم شهوت تو صورتش موج میزد . 1 دفعه لباشو گذاشت رو لبام و منم بوسیدمشمن که چندین سال منتظر همچین صحنه ای بودم ولش نکردم و با تمام توان لباشو می مکیدمزبونشو تو دهنم می چرخونددست کردم تو موهاش و از پشت موهاشو کشیدم عقب تا گلوش بیاد بالارفتم رو گلوش و گلوشو خوردم رسیدم به سینه هاش وای ……. باور نمی کردم بعد از این همه انتظار بتونم سینه هاشو ببینم با دیدن کرستش وحشی شدم و کرستشو کشیدم طوری که پاره شد خیلی لذت برد رفتم رو سینه هاش و با تمام توان سینه هاشو گاز گاز میکردم و می بوسیدم خالم که داشت پرواز میکرد .جیغ میکشیدحدود ربع فقط سینه هاشو خوردم که دیدم 1جیغ بلند کشید ارضا شده بودبرام جالب بود زنی با این سن نباید به این زودی ارضا بشه ولی بهش حق میدادم چند سالی میشد که حال درست و حسابی نکرده بود آخه شوهرش پیر بود کم کم به هوش اومد من هنوز داشتم سینه هاشو می خوردم با اشاره گفت برم رو کسش .شرتش رو در آورد عجب کسی بودسفید سفید بدون ذره مو شروع کردم به لیسیدن خیس خیس بود آبه کسش همینجوری میومد مزش خیلی خوب بودزبونمو تا ته میکردم تو کسش و در میاوردم خالم فقط نفس نفس میزد .
دفعه پا شد و اومد جلو و کیرمو گرفت تمام کیرمو کرد تو دهنش مثل کیر ندیده ها می خوردش نمیدونید چه جوری کیرمو میخورد .تخمامو میکرد تو دهنش و لیس می زدمن داشتم پرواز میکردم خالم ول کن نبود و همینجوری میخورد گفتم خاله بسه .گفت خفه شو؟!! تو هم اگه تو این چند سال با کیر خوابیده حال میکردی به من حق میدادی همش میگفت جووووون چه کیری مال خودمه…..دیگه داشت آبم میومد گفتم خاله داره میاد دیدم سرشو تکون داد منم تمام آّبمو تو دهنش خالی کردم تمامشو تا آخرین قطره خورد لباشو دور کیرم حلقه زده بود خالم هنوز داشت با کیرم ور میرفت کیرم دوباره بلند شددیدم خالم پا شد و وسط پا هام نشست و کیرشو گذاشت لای سینه های بزرگش لای سینه هاش از عرق خیس خیس بود و همین باعث شد که بیشتر لیز باشه دست کردلای پاش و کم ازآب کسشو لای سینه هاش مالید وکیرمو گذاشت لای سینه هاش(پیشنهاد می کنم حتما امتحان کنیدسینه هاش خیلی نرم بودن چند دقیقه گذشت می خواستم کسشو بلیسم ولی خالم دیگه طاقت نداشت ,همش می گفت حمید کیر میخوام زود باش … منم دیدم این طوریه درازش کردم و پاهاشو باز کردم کیرمو گذاشتم دم کسش ولی نمیکردم تو,هی می مالیدم به کسش داشت دیونه میشد جیغ می کشید التماس می کرد تا اینکه خودش کیرمو گرفت گذاشت تو کسش وایییییی ….چقدر لیز و گرم بود خیلی عالی بود اوج لذت بود .همین طوری روش دراز کشیدم سینه هاشو می لیسیدم و لباشو می خوردم بعدش خالم بر گشت و به حالت سگی درازکشید کیرمو گذاشتم تو کسش و همینطوری که کسش رو جر میدادم از عقب خم شدم و انگشتمو تو دهنش کردم اونم خوشش اومد و اونو لیس میزد انگشتمو از دهنش در آوردمخیس بود کردمش تو سوراخ کونش کونش زیاد تنگ نبود ولی گشاد هم نبود یه کم که بازی کردم باز شد بهش گفتم میخوام بکنم تو کونت گفت هر کار میکونی فقط زود کیرمو از کسش در آوردم .کیرم خیس خیس بود گذاشتمش دم سوراخ کونش و با فشار تا آخر رفت تو. 1 آهی از ته دل کشید شروع کردم به تلمبه زدن بعد ازچند بار تلمبه زدن این خالم بود که خودشو عقب و جلو می کردبعد از حدود 15 دقیقه دیدم داره آبم میاد خالم فقط جیغ میکشید گفتم خاله داره میاد .زود کیرمو از کونش کشید بیرون و برگشت گفت بریز تو کسم تا کردمش تو خالم جیغ بلند کشید .اونم ارضا شد .آبم با شدت ریخت توش .خیلی حال دادهمینطور روش خوابیدم کیرم هنوز تو بودتو بغل هم خوابمون بردمن با بوسه های خالم بیدار شدم وقتی چشامو باز کردم خالم گفت صبحونه خوش مزه بود خاله؟؟؟؟؟؟؟؟ هر دو زدیم زیر خندهاز اون روز به بعد هر وقت فرصت میشه خالم بهم زنگ میزنه که صبحونه آماده زود بیا؟؟؟؟!!!!!!!
Date: January 27, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.