تو روستا با دختر عموی سفیدم تانیا

0 views
0%

سلام دوستان خسته نباشید نمیدونم از کجا شروع کنمو چطور بگم ولی خب میگم اسمم امید هست الان نوزده سالمه خوشتیپمو قد بلند کیرمم ١۵ سانته این جریان برمیگرده به دو سه سال پیش که تابستان بود یه دختر عمو دارم اسمش تانیا قدش تقریبا ١٧۵ و وزنش بنظرم شصت میشه و سفید سفید خیلی هم خوشگل واقعا هر چی بگم کم گفتم دو سال ازم بزرگتره خونمون دیوار به دیوار همه میرم سر اصل مطلب ما با هم خیلی راحتیم همیشه با هم تنها ک میشدیم موهامو نوازش میکرد بدنمو لمس میکرد پیشم با لباس راحتی بود منم چیزی نمیگفتمو خودمو ب نفهمی میزدم واقعتش میترسیدم یجورایی تا اینکه یروز عروسی یکی از اقوام مامانش شد که میخواستن برن روستا یادم نیست دقیقا چطور شد ک منم باهاشون رفتم خلاصه رسیدیم روستا و من نشستم پای تلوزیون اخه چیز دیگه نداشتن ایرانسلم انتن نمیداد یکمی نگاه کردم که زن عموم بهم تعارف زد تو نمیای عروسی گفتم نه کسیو نمیشناسمو اینا خلاصه گفت باشه بعد نیم ساعت ک اماده شدن رفتن منم نشستم پای فیلم سوپرام داشتم نگاه میکردم که صدای پا اومد منم قطع کردم دیدم تانیاس پرسیدم مگه نرفتی عروسی گفت ازشون خوشم نمیادو اینا خلاصه چند دقیقه ای پیش هم نشستیم و نوازشم میکرد تا بعد شب شدو رفت تو اتاق بعد مدتی یجوری با عشقوه صدام زد امیییید چیه فیلم داری کلیپ دارم چ مدلی میخوای آموزشی داری نه آموزشی ندارم آموزش مسائل زناشویی میخوام با کمی مکث گفتم نه ندارم باشه میفهمیدم منظورشو ولی خب اخه میترسیدم دیه حرفی نشد تا خونوادش اومدنو خوابیدیم روز بعدشم نزدیک عصر خونوادش رفتن تانیا هم رفت خونه همسایه که دختر همسن خودش داشتن شب بود اومد رفت تو اتاق منم رفتم دم در اتاق نشستم تانیا جاااان تو بهم اعتماد داری خب اره معلومه برو تو زاپیا اولیو بزن باش فیلم سوپرا همشون رو فرستادم براش حله _ اره دستت درد نکنه بعد مدتی هم اومدم که دیه کم کم بخوابم تو حال چون دوتا اتاق بود یکی خونواده تانیا یکی مادربزرگش میخوابیدن منم تو حال دراز کشیده بودم دیدم صدای اههههه و اووووی از تو اتاق میاد سرک کشیدم تاریک بود کمی ولی دیدم داره با خودش ور میره یجوری شدم دوباره برگشتم تو حال دراز کشیدم بعد ده دقیقه ای صدام زد امییید گفتم چیه اومد تو حال کنارم دراز کشید گفت خوابم نمیبره گفتم باشه پ بشین همینجا خم شد کنارم چی نگاه میکنی منم الکی کس چرخی میکردم نشونش دادم داشت نوازشم میکرد دستشو بهم میزد ولی خیلی گرم بود بدنش ازم سوال میپرسید که دوست دختر داری گفتم نه گفت تاحالا با کسی سکس کردی با کمی مکث گفتم نه توچی گفت نه ولی دوست دارم منم تو همین سوال های سکسیش کیر بی محلم راست شده بود دستشو برد از رو شلوارم کیرمو دستش گرفت گفت توام دوست داریااااا من هیچی نمیگفتم دستشو کرد تو شلوارم کیرمو میمالید دیه چشمامو بسته بودم و تو فضا بودم اومد شلوارمو کشید پایین واسم جلق میزد توف انداخت رو دستشو دوباره ادامه داد دیه منم راه افتاده بودم دستمو میکشیدم رو بدنش بدنشو لمس میکردم تاپشو در آوردم بدنش خیلی سفید بود سوتینشو در اوردم سینه هاش گرد و ناز اندازه پرتقال بزرگ بود شروع کردم به خوردن جوری میخوردم و میمکیدم که بچه شیرشو اینجوری نمیخوره انقدر خوردم کل سینه اش قرمز شد خیلی سفید بود رگ هاشم معلوم میشد اونم داشت کیرمو میمالوند شلوارکشو در آورم دیه فقط با یه شرت صورتی ناز جلوم بود گفتم واسم بخور گفت خوشم نمیاد خیلی اصرار کردم گفت یجوریه بشور بیا گفتم باشه رفتم تو آشپز خونه چون نزدیکتر بود شستم اومدم واسم میخورد نفسم تند تند شده بود تو اوج بودم خیلی حال میداد با دستم سرشو گرفتم عقبو جلو میکردم موهاشو از جلو صورتش کنار میزدم پیرهنمو در آوردم واسم تند تند میخورد گاهی تا ته توی حلقش نگه میداشت میاورد بیرون کیرم داغ شده بود داشت آبم میومد گفتم داره میاد دیدم توجه ای نکرد همونجوری تو حلقش ریختم همشو خورد بیحال دراز کشیدم کیرم کم کم خوابید گفت چرا دراز کشیدی نفس زنون یه خنده کوچیک زدم گفت بیا نوبت توئه گفتم باشه عزیزم رفتم شورتشو زدم پایین یه کس ناز سفید تر از همه جای بدنش دیدم انگار شکاف یه تبره ک خورده بهش کنارشم رگو مویرگهاشم معلوم بود انگشت اشارمو گذاشتم لاش انگشت کشیدم خیس بود کسش گفتم جووون گفت بخور دیگه طاقت ندارم سرمو بردم جلو کسشو خوردم که صورتی شد دیگه اهو اوهش بلند شده بود کس نازشو دور تا دورشو لیس میزدم دستامم یکی ب کمرش یکی هم سینه هاشو میمالوندم کسشو باز کردم زبون میزدم داخلش کلشو لیس زدم چپو راست بالا پایین دادش دیه یه ناله و جیغ های کوچیکه با عشوه تبدیل شده بود یه ده دقیقه ای خوردم یه اه بلند کشیدو حس کردم کسش خیلی خیس شده نشستم جلوش گفتم پرده داری گفت اره گفتم دمر بخواب پس دمر خوابیدو کونشو باز کردمو سوراخ کونشو لیس میزدم دیگه تو حال هوای خودم نبودم گفتم سگی بشین نمیفهمید که متوجهش کردم چجوریه و بازم کونشو میخوردم از بس که سفید بود سیر نمیشدم با دستمم کسشو میمالوندم سر کیرمو گرفتم گذاشتم دم کونش فشار دادم تا سرش رفت تو خودشو انداخت جلو دوباره در اومد گفت ک خیلی دردم اومدو دوباره راضیش کردم سگی نشست و کم کم انگشت کردمو گشادترش کردم دوباره کیرم یواش کردم توش تا سرش رفت اهو اووه میکرد کم کم عقبو جلو کردم همینجوری کسشو میمالوندمو با اهو ناله هاش یواش یواش تا ته عقبو جلو کردم اخرم سرعتو تند کردم جیغو اهو ناله هاش تو خونه میپیچید صدا به هم خوردن بدنامونم قشنگ بلند شده بود دیه کونش گشاد شده بود چند دقیقه ای کردمش و بلندش کردم خودم خوابیدم گفتم بشینه رو کیرم نشست کیرشو تنظیم کرد تو سوراخ کونش بازم یواش یواش بالا پایی میکرد تا کم کم سرعتشو زیاد کرد خیلی دوس داشتم اینجوری دستامم به سینهاش میزدمو سعی میکردم بمالونم اونم اهو اوههه میکرد گفتم آبم داره میاد کیرمو از کونش در آورد نشست برام جلق زد تا ابم ریخ رو بدن خودم اب زیادی نبود ولی خب اومد جلو بوسیدیم همدیگه رو دستمال اورد پاک کردم خودمو بعد برام تعریف کرد که با دختر همسایشون نقشه کشیده بودن ک چطور باهام رابطه برقرار کنه و اینجوری شد امیدوارم خوشتون اومده باشه نوشته

Date: August 23, 2018





Leave a Reply

Your email address will not be published.