دختر خاله جنده

0 views
0%

با سلام خدمت تمامی دوستان من اسمم مازیار هستش نه هیکل دارم نه قیافه کیرمم والا تا حالا سانت نکردم داستان ما از اونجایی شروع میشه که یک روز نزری داشتیم مادرم گفت بره خاله ایناتم ببر خالم یک میلان با ما خونشون فاصله داره منم شروع کردم به رفتم رسیدم دم در خونشون دیدم لیلا دختر خالم از یک ماشین سمند پیاده شد شک کردم یکم نگاه نگاه کردم دیدم بعله طرف یک بچه سوسول عوضیه که پشت ماشین نشسته منم چون دختر خاله رو جزع کسایی که باید روش غیرت داشته باشم نمیدونم بیخیال شدم فقط تنها کاری گه کردم یک عکس انداختم بعد رفتم دم درو در زدم خالم امد دم در گفت بیا داخل گفتم نه خاله کار دارم فعلا رفتم خونه هنو لباسارو در نیاورده عکسو واس دختر خالم تل فرستادم بعد زیرش ریپلای کردم ایشون کی باشن بعد دیدم فورا جواب داد سلام مازیار جونم اقا مارو میگی تعجب کرده بودیم این مارو محل نمیزاره بعد الان میگه مازیار جونم بعد براش نوشتم خوبی جنده خانوم جواب داد عوضی با کیی منم یک دستی بهش زدم گفتم والا از اولی که رفتی سوار ماشین این پسره شدی داشتم تعقیبت میکردم رفتین تو خونه چه غلطی کردین با خودم گفتم الان میگه چرا کص میگی ولی کسخول جواب داد از صبح دنبالم بودی منم نوشتم نه سایم بود ردت میومد تا رفتی تو اون خونه نوشت مازیار جون خاله به کسی نگو و فلان و اینا منم گفتم شرط داره شرطشم درد داره توله سگ نوشت دردشم دعوا داره چی میخوای عوضی منم گفتم فکر کن من اون پسره ام نوشت منظور نوشتم عه یعنی بیا به منم بده دیدم جواب نداد نوشتم چیه زرد کردی نوشت نه دیوانه داشتم فکر میکردم کی وقتم خالیه گفتم خواهر و مادر تخم سگ مگه تو جنده عوضی که داشتی فکر میکردی کی وقتت خالیه نوشت نه دیوث ولی این روزا کار دارم باید برم دانشگاه اخر هفته حرف میزنیم منم گفت مفته زیاد اسرار نکنم فردا پس فردا بیا اقا ما تا اخر هفته صبر کردیم ماشلا اونجوریم نیستم که بگم تا اخر هفته مردمو زنده شدم از سکس بدم نمیاد ولی از نظرم چیز تخمییه به هر حالا اخر هفته شد پهش پیام دادم توله کجایی گفت مامان اینا دارن میرن روستا بیا خونمون منم نوشتم خر خانواده شما با خانواده ما میرن بیا گم شو خونه خودمون گفت باشه اقا مایم یکم به خودمون رسیدم پایین مایینارو اصلاح کردیم ساعتای ۲ بود زنگ در خورد درو زدم امد بالا اولش امد داخل سرش پایین بود منم گفتم گناه داره دست کشیدم رو سرش گفتم چی شده خوشگل خانوم بعد گفت الهی فدات بشم مازیار تو که انقدر مهربون نبودی اگه توی توله بهم محل میدادی با اون پسره عوضی دوست نمیشدم منم گفتم بسه بسه کصشر تحویلم نده بدبخت ناراحت شد امد داخل یکم باهم چایی و این چرت و پرتا خوردیم یک قلیون زدیم بعد دیدم سرش گیج رفته گفتم چیشده لیلا جون گفت مازیار شروع کن دیگه منم گفتم یک پوستی ازت بکنم گفتم چی رو گفت عه ازیت نکن گفتم جدی گفت باید حتما رک بگم بیا منو بکن منم خندم گرفت گفتم اصلا ازت خوشم نمیتد پاشو گم شو بیرون حیف کیرم که به تو کون تو جنده گفت چرا کونم گفتم نکنه پرده نداری تخم سگ گفت افرین زدی حدف گفتم مادرتو گاییدن لیلا جون مازیار گفت اره به جون مامانم میخوای ببینی منم گفتم نه برو گم شو بیرون گفتم که نمیکنمت بدم میاد ازت اونم بهش بر خورد لباس و شالشو برداشت بره بیرون هم درو وا کرد دستمو بردم لا پاش بغلش کردم گفتم کجاآآآا هنو باهت کار دارم بردمش تو اتاق انداختمش رو تخت خودمم سریع لباسامو در اوردم بعد گفت مازیارم گفتم الکی عاشقانش نکن من مازیارم گفت عوضی چرا هی میرینی تو احساساتم منم گفتم دیگه کص گویی بسه لباساشو در اورد گفت بدووووووو که سالار منتظره بدوووووو بخورش اونم گفت ای به چشم قربون سالارت برم تخم سگ همچین ساک میزد میگفتی یک عمره تو کاره یک ۵ دیقه ای ساک زد گفت عوضی عجب کیری داری گفتم دوسش داری گفت اره خیلی گفتم از این به بعد مال خودت گفت حالا نوبت تویه منم گفتم گم شو عنتر من لبمو به کصی یه جنده نمیزنم تا امد بگه عه منم میخوام گفتم گل بگیر سریع برش گردوندم از پشت گزاشتم تو کصش چنان اهیییییی گفت گفتم همسایه الان میام هر تلمبه میزدم کونش میلرزید چه حالی میداد حدودا ۲ دیقه کردمش بعد گفتم لیلا گفت جوووووووووووونم گفتم خوب کونی داری هآآ گفت مال خودت گفتم جدی دردت نیاد پاره بشی گفت نه قبلا افتتاح شده منم گفتم ای مادرتو امدم طلافی کنم یک تف زدم یکسره کیرمو کردم توش چنان دادی زد گوشام هنو کره گفت نامرررررررررررد سوختم گفتم تو باشی دیگه حاظر جوابی کنی شروع کردم تلمه زدن تفلک بد بخت اصلا اه اه نمیکرد فقط داد میزد و جیغ میزد بعد یک ۵ دیقه ای ابم امد گفتم لیلا میخوری یا بریزم توشششش گفت بریز توش منم ریختم داخل بی حال افتادم رو تخت کنارش گفتم حالا که بهم حال دادی بیا یک بوست کنم امدم لپشو بوس کنم گفتم گناه داره لبشو بوسیدم بعد بهم با حالت ناراحو گفت مازیار گفتم جان گفت من که ارضا نشدم گفتم ای مادرتوووووو الان چیکار کنم گفت تک خوری کردی نامرد دیدم خیلی غم گینه گفتم پاشو گفت نمیخوام دوباره بغلش کردم بردمش تو حموم شیرو باز کردم کصشو قشنگ شست منم شروع کردم به خوردن تا ارضا شد یک دور دیگه ام تو حموم کردمش بعدم که امدیم بیرون گفتم لیلا امشب تو زن منی لباساتو بپوش ببرمت رستوران اقا جاتون خالی رفتیم رستوران یک پرس جوجه ام زدیم بعدش شبم امد جام خوابید مادر گفته بود بره جا دوستش اونم امد جا من شبم خوب ترتیبشو دادم از اون روز تا الانم زیاد کردمش حساب اون مرتیکه بی خاندانم رسیدم چند وقتیه خونشونو بردن یکم رابطم باهش کم شده ولی هنوزم میبینمش نمیگم دوسش دارم ولی دختر خوبیه اگه جنده نبود شاید خوب شرمنده سرتونو درد اوردم اگر غلط املایی بود یا هر کسشر دیگه ای من نه ننم نویسنده بوده نه بابام اینم حوصلم سر رفته بود نوشتم ایشالا کیراتون پر اب کصاتون ردیف خداحافظتون عزت بالا همتان خوش نوشته

Date: August 23, 2018





Leave a Reply

Your email address will not be published.