تجربه اولین سکس با پسر

0 بازدید
0%

سلام خاطره ای که میخام براتون بنویسم مال زمان مدرسه دوران راهنمایی بود زنگ ورزش مثل همیشه با دوستان همکلاسی فوتبال بازی میکردیم وتا اون موقع اصلا باهیچ کس رابطه جنسی نداشتم وحتی نمیدونستم خودارضایی چی هست و جلق زدن بلد نبودم خلاصه در حال فوتبال بازی کردن بودیم و من بیشتر دفاع وا میستادم که دوتا از دوستام از تو سالن اومدن بیرون و از جلوی من رد شدن ودر گوشم گفتن اگه کون میخای بیا منم بدون اینکه فکر کنم دنبالشون رفتم انگار بدنم تشنه کون بود برام عجیب بود که چطور اون موقع بدون فکر درخواستشونو قبول کردم خلاصه باهاشون رفتم اون موقع تو حیاط مدرسه یکسری دستشویی های جدید در حال ساخت بود که تقریبا تکمیل شده بود اما یکخورده از کاراش مونده بود وهنوز بی استفاده بود رفتیم اونجا کلا سه نفر بودیم دوستم که قرار بود بهم حال بده لخت کرد اینو بگم که سکسمون در حد لاپایی بود و چون هنوز شاشمون کف نکرده بود آب کمر نداشتیم اما وقتی لاپایی میزدیم ادرار ازمون خارج میشد و کلی حال میداد خلاصه هرسه باهم نوبتی لاپایی میزدیم چند ماه بعد من با دوستم در خانه همین رابطه رو ادامه دادیم و بعدها بخاطر جابجایی دیگه همو ندیدیم ازون به بعد من معتاد سکس شدم بعدش با پسر عمه رابطه برقرار کردیم وچندسالی مکان که جور میشد باهم حال میکردیم تا اینکه چند ماه بعد شاشمون کف کرد و آب کمرمون راه افتاد ازون به بعد کلی از رابطه سکس لذت میبردیم اما همچنان رابطمون در حد لاپایی بود یک شب من رفتم خونه پسر عمم خوابیدم خانوادش خونه بودن از اونجا که منو پسر عمم طبیعی بودیم باهم بخاطر همین شب کنار هم تو حیاط خوابیدیم بطور نامحسوس از زیر پتو کون همو ناز میکردیم و حسابی کیرامون سیخ شده بود و حشری شده بودیم وقتی همه خوابیدن پسر عمم کونشو برام قلمبه کرد اما من چاک کونشو بیشتر از سوراخش دوس داشتم چون هم تپل و گوشتی بود هم نرمو باحال کیرم لاش گم میشدخلاصه رفتم زیر پتو و از پشت محکم بغلش کردم واااای چقد کونش باحال بود شروع کردم به تلمبه زدن لای پاش اینقد زدم تا آبم اوم ریختم لای کونش خیلی شهوتی شده بودم دستمو به کیر پسر عمم زدم دیدم سیخه هوس کردم برگردوندمش و منم کونمو دادم به پسر عمم اونم حسابی باکونم حال کردو صبح قبل از اینکه کسی بیدار بشه به بهانه کار سریع از خونه رفتم چون ضایع بود اگه بیدار میشدن و آبکمر هارومیدیدن بیچاره میشدیم این داستان ادامه داره در داستان بعدی مینویسم نوشته

Date: April 12, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.