حال اساسی با کیرکلفت ها

0 views
0%

سلام من یه نامزد دارم به اسم بهنام که کیرش زیاد کلفت نیست و خیلی هم سکسی نیست اما آبش دیر میاد ولی اکثر مواقع خوب ارضا نمیشم العان 2 ساله باهمیم اما نمیدونم با این مشکلش چیکار کنم تا اینکه 4 ماهه پیش توی شیراز رفتیم خونه یکی از دوستاش که مهمونی داده بود اما خودمونی بود زیاد شلوغ نبود به جز من البته چند تا دختر دیگه هم بودن یکم مشروب خوردیم ولی کم خوردم من یه مقدار هم حرف زدیم و من یه ساپورت نازک با یه دامن کوتاه پوشیده که اگه پاهام باز میشد شورتم کاملا معلوم میشد و یه تاپ طرح دار که جلوش خیلی باز بود بهنام بعضی وقتها میومد یه لب ازم میگرفت بعضی وقتهام طولانی بعد از یکی دوبار توجه کردم یه پسره خیلی منو نگاه میکنه البته 4 شونه و به نظر قوی میومد بازوهای تقریبا بزرگی هم داشت که بعدا فهمیدم رزمی کاره دخترا میدونن یه پسر قوی و حشر چه حالیه بعد از یه مدت دیگه زیاد و با لبخند نگام میکرد منم یه نگاه دزدکی به کیرش کردم دیدم شلوارش بدجوری باد کرده دیگه توی این حالت ها بودم که بهنام یه بار دیگه اومد با یه پیک هم دستش از بغل چسبید بهم لبمو کرد دهنش منم از فرصت استفاده کردم پا هام رو از هم باز کردم که بتونه ببینه کفشم هم پاشنه بلند مشکی بود چند بار پاهام رو باز و بسته کردم هی وول خوردم که دامنم بیاد بالاتر دیگه تا دمه شرتم بالا بود یعنی شرتم هم معلوم بود دیگه از قصد لبام رو لب بهنام نگه داشته بودم که نره و طول بکشه واییی بهنام یه لحظه حتی یکی از سینه هم رو گرفت فشار داد منم از قصد دیگه هی تکون خوردم یه عالمه بهنام که رفت دوباره توی شلوغی دیدم پسره زل زده بهم مخصوصا رو کسم یهو لم داد کیرش از رو شلوار اومد بالا واییی دیگه کاملا معلوم بود اگه کسی میدید قشنگ یه دست کشید به کیرش که بزرگیش رو به رخ بکشه و همین کارش باعث شد کس من پر از آب بشه یه لحظه بلند شد اومد نزدیکم گفت بیا طبقه بالا 5 دقیقه دیگه طوری که کسی بو نبره هیچی در جوابش نگفتم ولی شکل کیرش از رو شلوار از نظرم محو نمیشد همش جلو چشمم بود وای نمیدونم کی این 5 دقیقه گذشت به بهنام گفتم میرم لباس عوض کنم و یکم استراحت کنم زود رفتم بالا حس میکردم همه میدونن کسم خیسه رفتم تو همون اتاقی که گفته بود در زدم رفتم تو دیدم جلوم وایساده تند درو بستم قلبم بدجوری تند میزد تو یه لحظه هلم داد رو تخت تو توی یه لحظه به خودم اومدم دیدم تنم لخته لخته حتی شورت و ساپورتم در آورده بود چشماش رو سینم بود خوابید روم سینه هام رو کرد دهنششش دیگه از حال رفتم بد جورررر وای خیلی حرفه ایی بود واقعا عالی میخورد من هیچی جز حشر نمیفهمیدم صدای ناله هام دیگه خیلی بلند شده بود حتی حواسم به بهنام نبود که مثلا اگه یهو بیاد یا حتی یکی از مهمونا انقدر حشر و خیس بودم که واسم مهم نبود یهو گفت یواشتر یه محله صدات میره گفتم دسته خودم نیست از خوردن توا رفت سراغ کسم یه لیس از وسطش که زد یه لحظه یه جیغ زدم که شانس آوردم پایین صدای موسیقی بود حالت بدی بودم گفت چیه چته گفتم کیررر کیررر میخوامم گفت وایسا در خدمتتون هستتمم فقط یواش تا دوس پسر جونت نشنیده صدات رو گفتم وای عیب ندارهه اونم بیاد 2تایی بگاین منو واقعا حالیم نبود چی میگم گفتم اصن همه مهمونا بیان واییی یهو گفت اون چرا بیاد من که هستم کیر اضافه هم هست واسطون دیگه توجه نکردم چی گفت اومد بالا روم حس کردم تنش خیلی بزرگه کیر کلفتشو گذاشت دمه کسم یهو از جلو داد تو وایییییی عملا حس کردم جرم داد کیرش رفت تو شکممممم تا خواستم جیغ بکشم از جلو یه دستشو گذاشت رو دهنم محکم تکون میخوردم ولی زیر اون کاملا بی فایده بود اونم هی بیشتر فرو میکرد با دست میکوبیدم رو تنش ولی واسه اون نوازش بود وایحتی پاهام تکون نمیخورد هیچ وقت فکر همجین سکسیو نمیکردم دیگه کاملا خوابیده بود روم داشت تلمبه میزد دهن منو ول کرد منم شرو کردم به ناله چشام بسته بود اونم تلبه میزد از دردو حشر هیچی نمیفهمیدم فقط عقب جلوی یه چیز کلفت تو کس تنگو خیسم رونای تپلم دوره تنش میلرزید گفت چیههه مثکه بدجوری داری حال میکنی صدام در نمیومد گفتم وای جر خوردم آروم بزن توروخدا ولی صدام حشرو با ناز بود وحشی ترشد گفت حالا همین کیر بسه یا ماله بقیه هم میخوای گفتم وای دارم با همین میمیرمممم کشتیممم یکم پاشو تورو خدا ازروم گفت ساکت حرف نزن انقدر اختیاری از خودم نداشتم باز چشمام رو بستم فقط میگفتم آخ جرم دادی آروممممم آخ تورو خدا کشتیممم یواشش کسم داغون شد یهو دستام رو از بغل گرفت تا بخوام چشامو باز کنم یه کیر کلفتتتت رفت تو دهنممم وای حتی نمیدیدم کی بود وای نفسم به زور میومد قابله توصیف نیست یه کیر کلفت تو کسم بود یکیم رفت تو دهنممم سرم رو گرفته بود از بغل تخت بالای سرم وایساده بود سرم رو گرفته بود تو دهنم عقب جلوش میکرد انقدر بزرگ بود باور کنین حتی نصفش هم جا نمیشد تو دهنم خیلی واسم مهم بود کیه که کرده دهنم حس میکردم دیگه همه فهمیدن من این بالا دارم گایده میشم همه اینا از فکرم میگذشت هی دیگه بی حال شده بودم توی این مدت 3 بار ارگاسم شدم کسم بدجوری خیسو نمناک بود نمیدونستم چرا اینا ارضا نمیشدند هیچ پسری نبود که منو گایده باشه و دیر ارضا شه آخه منم وزنم 67 سینه هام بزرگه و رونای صاف و کلا تنم بی مو و کسم خیلی با نمک و خشکله یکمم تپله که لای رونام خیلی سکسی میشه تو خیابون یا مهمونی ها اگه ساپورت بپوشم رونام کاملا میزنه بیرون حالا لرزشش بماند حالا یه همچین تن و بدن و کس با حالی رو داشتن 2 نفر وحشیانه میگایدن که حتی نمیشناختمشون وای دیگه داشتن میکشتنم رسما 2تا آدم قوی تو یه لحظه کیراشونو کشیدن بیرون تازه فرصت شد یه لحظه اون یکیو ببینم همینجوری که از کیرش معلوم بود پوست تیرو سبزه داشت مثه کیر سیاهش البته کیرو خایه هاشم یکم بو میداد اسمش عیسی بود بچه جنوب که البته اینها رو هم بعدا فهمیدم یه نگا تو چشای خمارم کرد و گفت حیف تو دسته اون پسره باشی حمید هم نفر اولی اومد بلندم کرد به پشت خوابند رو خودش به عیسی گفتم تو از کجا پیدات شد گفت تو سالن که تابلو بود حشریی بدرقم حمید هم گفت بیام بالا پشته کمد اتاق تا باهم زحمت دوس پسرت رو ما بکشیم دستای سیاهشو میکشید رو تنه لختم خودم که میدیدم حشر میشدم وای به حاله اون گفتم فکرش رو میکردی یه همچین تیکه ایی رو بگای گفت آره من دوس دوختر و نامزد اکثر دوستام رو گاییدم گفتم پس مشتری زیاد داری گفت آره پر از دختر و زن حشر که بهشون کیر نمیرسه من جبران میکنم حمید توی اون فاصله از پشت نوک سینه هام رو میمالید حمید دوباره جاشو درست کرد میدونستم میخوان چیکار کنن ولی نای مقاومت نداشتم دیگه حمید از زیر کیرشو که از قبل با کرم لیز کرده بود گذاشت روی سوراخ کونم شروع کرد فشار دادن عیسی هم از جلو اومد پاهام رو گرفت نگه داشت حمید هی بیشتر فشار میداد و من از درد دستو پا میزدم و آرزو میکردم دهنم رو ول کنه دیگه از درد چشام سیاهی میرفت که حس کردم نصفش تو کونمه گفت جوننن تو همه جات تنگه مثل اینکه یهو عیسی هو اومد از جلو کیرش رو که بزرگتر از حمید بود حتی کرد تو کسم فشار داد داخل واییی هردو چسبیدن بهم اروم اروم شروع کردن به تلمبه زدن وای لای تنشون داشتم میمردم از حشرو درد داشتم پرس میشدم وسط 2 تا پسر هیکلی 2 کیراشون تو کوس و کونم بود منم بی دفاع بودم دهنم رو حمید گرفته بود صورتم هم جلو صورته عیسی عوضی بود محکم گاییده میشدم که توی این حین یهو شنیدم صدای در زدن میاد این 2 تا همزمان تلمبه زدن رو متوقف کردن تخت به حالت عمودی بود نسبت به در یعنی کسی درو باز میکرد صورت نمیدید اما مارو از پشت میدید دیگه وای یهو آروم در باز شد حمید از زیر گفت کیه برید بیرون بابا اینو بلند گفت یهو من صدای بهنام رو شنیدم که گفت ببخشید فکر کردم نامزدم اینجاست و در رو بست داشتم میمردممم از ترس صورت و تنم رو ندید چون وسط تن اون 2 تا بودم ولی سوراخام و پاهام کاملا معلوم بود تا درو بست این 2 تام شروع کردن گاییدن من دوباره با خودم گفتم کاش نمیرفت بیرون واییی بعد از 1 ساعت گایدنن و جر دادنم ابشون اومد حمید که ریخت توی کونم عیسی ول کن نبود انقدر گایید که گوشام صدای نمیشنید بعد آبش رو ریخت رو سینه هام به زور لباسام رو تنم کردن یواشکی فرستادنم دستشویی بعد پایین بهنام یهو اومد گفت کجایی چرا این شکلی شدی 1ساعته دنبالتم گفتم مشروب حالم رو بد کرد توی دست شویی بالا اوردم زیر بغلم رو گرفت و رسوندم خونه فرداش گفت برم بیرون انقدر سوراخام درد میکرد گفت باشه بعدا خلاصه چند روز بعد گفت آره من اومدم بالا توی اتاق ها دنبالت یهو در یه اتاق رو باز کردم دیدم 2 تا آدم گنده دارن یکیو ناجور میکنن گفت یه لحظه موندم کیراشون توی سوراخا معلوم بود داشتن جر میدادن بد بخت رو یهو گفت راستی پاهاش خیلی شکل تو بود آیدا گفتم وا شکل من گفت آره یک لحظه دیدم ولی پاهای دختره مثله تو بود بعد گفت بیچاره گفتم بیچاره چرا از خداشم باشه 2 تا مرد اینجوری گاییدنش گفت مثکه بدت نمیادا گفتم خیلی ها دوست دارن اینجوری پاره شن بعد خواستم یکم شیطونی کنم گفتم اصلا خوش به حالش کاش من جاش بودم واییی گفت وا دیوونه شدی مثل اینکه دیگه میمیری خره گفتم ارزشش رو داره با خنده شیطنت گفتم خیلیم خوبه اصن توام بیای منو ببینی لای تا مرد دارن جرم میدن گفت مثکه خیلی خوشت اومده گفتم آره کاش منم میومد باهات میدیدم اونجارو سرتون رو درد نیارم 4 روز بعد عیسی یهو زنگ زد که شمارت رو پیدا کردم بعد چند بار رفتیم بیرون گفتم دیگه نمیتونم به 2 نفر بدم گفت حمید دیگه نیست برگشت شهرشون منو میخوای باهم باشیم یه کیر سیاه وحشی گفت تو خوانواده ما داداشم همه با خودی ازدواج کردن عروس سفیدو تپل مثل تو نداریم گفتم وای پس اگه من بیام میخواین خانوادگی جرم بدین خلاصه یواشکی چند بار دیگه هم با عیسی سکس داشتم انقدر من رو توی این مدت گایید که کونم حسابی بزرگ و تابلو شد بهنام چند بار گفته چرا کونت هی بزرگ میشه یه بارم گفت کس و کونت حسابی گشاد شده گفتم چرت نگو یکم چاق شدم ایه بارم از تنم عکس گرفت واسه پسر عموش فرستاد که قرار شده بیاد ببینتم خدا به دادم برسه بعد از یه مدت دیگه جواب عیسی رو ندادم و ترجیح دادم تموم شه بوسی نوشته

Date: June 28, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.