داستان ارسالی از رضا , سکس وعاشقانه شقایق ومن

0 بازدید
0%

سلام خدمت تمام دوستان شاید بخاطر این داستان را نوشتم که همش از بب وفایی اقایان است و کمتر از بی وفایی خانم ها دیدیم داستان من از سال هشتاد وهشت شروع شد وقتی برکاراموزی به شرکت ما مسول ماایشان را اورد دیدم یک خانم ببست وچهارساله محجبه با چادر ولی چشم های خیلی جداب و هیکل تو پر وسینه های ه شتاد وپنج که هر کسی را مجدوب خودش میکرد ولی تمام کارکنان بخاطر زدن مخش اومدن ولی شقایق همه را محترمانه رد میکرد من که میدیدم از من جوانتر ومجرد هست به اونا جواب نمیده من باید برم پی کارم وللی وقتی دید همه از من سوال میکنند کم کم‌شروع به ارتباطا با من کرد کم کمک ارتباط من او زیاد شد طوری که عصر ها هم با هم تماس داشتیم تا اینکه عید شد وبه مسافرت رفتم واز اونجا مدام بش پیام میدادم تا اینکه با یک کادو از مسافرت برگشتم خلاصه این تماس ها هر روز شد و کم کم‌حرفای خصوصی شد طوری که من بخاطر اینکه صبح ها برسونمش هر روز زودتر میومدم تا ببرمش وعصر هم بیارمش نا اینکه تولدش شد و من چندتا کتاب وعطر براش گرفتم وقتی بش دادم وبدا اولین بار گونه اش را بوسیدم اون بوسه قشنگ ترین بوسه من بود که هنوز خاطرش تو ذهنم مونده خلاصه ارتباط ما رفت تو فاز سکس تا اینکه یک روز بمن گفتم جن مطلقه هستم هم خوشحا ل شدم هم ناراحت که چرا دختر به این خوشگلی را حرام کردن تا اینکه بدا اولین بار اومد تو خونخ دوستم وقتی اومر و مانتوش را در اورد خدایا چی میدیدم سینه های هشتاد وپنج و باسنی که نو عمرم به این قشنگی ندیده بودم ولی چون از سکس با شوهرش خاطره خوبی نداشت شرط کرده بود فقط حال کردن باشد بدون سکس کامل ولی وقتی من تاپش را در اکردم کرست مشکی با پوست سفید وشلوار لی که باسنش را قشنگ ترین کرده بود منم شروع به لب گرفتن کردم ولی وقتی سینه هاش را در اوردم خدایا چقدر زیبا وگرد بود شروع به خوردن کردم که دیدم چشمای خوشگلش خمار شد دست بردم شلوارش راوپایین بیارم که دیدم هیچ مقاومتی نکرد وقتی در اوردم خدایا چی میدیم بخدا قشنگ ترین باسنی که دیده بودم شروع کردم به ماساژ دادن که دیدم صداش در اومده بکد منم خیلی خوب ماساژ میدادم تا اینکه شرتش را در اوردم وشروع به لیس زدن کونش و چوچولش کردم که دیدم شروع به فریاد کردن کرد فقط میگفت بکن که من گفتم قول دادم ولی وقتی دیدم دارد التماس میکند یواش کردم تو کوسش اینقدر تنگ بود که به زور رفت ولی اینقدر اب انداخته بود که فقط التماس میکرد‌منم شروع به کردن کردم که دیدم بدنش شل شو وارضا شد منم چون قرص خورده بودم هنوز اماده ارضا شدن نبودم شروع به تلمبه زدن کردم که دیدم مجدد ارضا شد ومنم با تلاش زیاد ارضا شدم وبهترین سکس زندگیم بود این ارتباط نه سال طول کشید وبهترین دوران زندگیم بود ولی حیف که اون من را بخاطر پول ول کرد یکنفر اومد و با پول اون را از من برد بعد هز رفتنش در یه ماه پانزده کیلو کم کردم اینقدر برام سخت بود رفتنش ومن از رفتنش داغون شدم چون واقعا دوستش داشتم الان یکسال از رفتنش گذشته روزی نیست که بش فکر نکنم هرجا که میرم هرچی که میخورم اون جلویم میاد بعد از اون دیگه هیچ دختر وزنی را حدیدم به خوشگلی و زیبایی اون ندیدم وبجز اون هیچ زنی مانند اون برای من نیست ای کاش کسی که میدوند یکنفر عاشقش است چرا اینطوری بخاطر چول ولش میکنند دوستش داشتم دارم وخواهم داشت و تا وقتی بمیرم عشقش را فراموش نمیکنم حتی اگر نبینمش روزها تو ماشین مینشستم که فقط هز دور ببینمش چون واقعا عاشقش بودم د

Date: April 9, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.