زندگی رویا نیست واقعیته ۲

0 بازدید
0%

8 2 9 86 8 8 8 1 9 88 8 8 7 9 86 8 8 3 8 9 88 8 7 9 82 8 9 8 8 9 87 1 قسمت قبل سلام خدمت دوستان مرسی از نظرات اول اینکه تمامی داستان بدون کم و کاست گفته شد وعین کلمات در داستان اومده هیچ گونه گزافه گویی درش نیست و اینکه فقط قسمت اول داستان خوندی دوست عزیز پس اسم داستان هنوز بازگو نشده باز ممنونم ادامه با صدای مداوم زنگ اتاق بیدار شدم نگاه ساعت گوشیم کردم دیدم ساعت ۱۰ صبحه با کلی زحمت بی حالی درو باز کردم دیدم ارش سامان معلوم هست کجایی _سلام تا صبح بیدار بودم بابا چی شده حالا مگه جنگ شده اینجوری اومدی در می زنی ارش بابا از فضولی دارم پاره میشم بگو ببینم چی شد دیشب تو اتاق اونا بذار یه سرویس برم زده زیر چشام اجازه می دی ارش یهو زد زیر خنده و گفت بیا برو تو اینجوری که تو مشروب می خوری جان ۲۴ ساعت اون توعه عین این ندید بدیدا همش در حال خوردنی ابرومونو بردی پیش این ترکای کسکش رفتم و اومدم که دیدم نشسته رو تخت و میگه خوب چی خوب اه بگو دیگه چی شد گفتم هیچی مگه باید چیزی میشد ای لاشی معلومه سیر کردیا که نا نداری همچین میگی کردی خوبه همون اول تو حموم دیدی داشتم می کردم که اره بابا منظورم جفتشون با همه دیدم ضایس بهش بگم اره می خوره تو ذوقش که طرف به من نداد تنهایی اونوقت دابل سکس رفتن با سامان نه بابا آرش سمیرا اصن تو این فازا نیست ویرجین دختره همون بهتر که توام اصرار نکردی اره من دیشب سریع فهمیدم که اینکاره نیست این ولی بدن خوبی داشت بیخیال حالا بذار اماده شم بریم پایین یه چیزی بخوریم دارم میمیرم از گرسنگی تایم صبحونه تموم شده حواست کجاست باس تا ۱۱ وایسی تا میان وعده حالا بریم یه چای که میتونیم بخوریم نشستیم رو صندلی های بار تو حیاط و مشغول خوردن چای یه سیگار روشن کردم آرش سامان الان بیان چی کار کنیم هیچی اگه خودشون اومدن سمتمون که مثل دیروز گرم برخورد می کنیم بعد خوردن میان وعده سرم تو گوشیم بودو ارش رفته بود اب جو بگیره که یکی اومد سلام کرد عه سلام چطوری آیدا خوب خوابیدین سمیرا کجاست اره اصن نفهمیدیم کی خوابمون برد سمیرام پیش مامانم تو لابی هتل تو کی رفتی من ۶ نشده بود رفتم دیگه طبق قولی که دادم اهان به آرش چیزی نگفتی چیزی نپرسید چرا گفت چی شد که منم گفتم هیچی فقط خوابیدیم آرشم رسید سلام کردنو نشسته بودیم که سمیرا اومد پایین سلام سمیرا خوبی سلام سامی سلام ارش ارش سلام سمیرا سمیرا ایدا زودی بیا بالا الان بابات میاد پایین ببخشید بچه ها ولی باید بریم من اوکی مشکلی نیست برید تا نیومده ایدا سامان ساعت ۶ جلو بار می بینمت اصن یه چیزی شمارتو بده بهم تو تلگرام پی ام میدم زمان دقیق شو وای فای هتل رایگان بود و من خطم انتن نمی داد هیچ جوره من باشه عزیزم شمارمو دادمو با ارش رفتیم دوباره تو اب ساعت ۷ بود که ایدا پی ام داد سلام کجایی سلام تو اتاقم دارم میرم پایین تو بار ۱ ساعت دیگه دنس هتل شروع میشه باشه پس من تو بار حیاط منتظرتم ای بابا باباتم که شده یه داستانی واسه ما کی مچمونو بگیره خدا می دونه باشه عزیزم رفتم پایینو تنها بودمو آیدا و سمیرا اومدن واووو چه تیپی زدین شماها بابا اصن الان فقط باید نگاتون کرد ایدا یه لباس شب قرمز با یقه نسبتا باز گرد موهای قهوه ای شم فر کرده بود و باز با یه کفش مشکی پاشنه بلند سمیرا هم یه لباس لخت سفید با گل های ریز قرمز و ابی تا زانو تنش بود و موهاشو مثل دیشب ساده درست کرده بود با یه کفش قرمز مجلسی یهو خندم گرفت و گفتم مگه میخوایم بریم عروسی اینقد تیپ زدین نه میخوایم بریم دیسکو جا رزرو کردیم با هماهنگی هتل بهترین دیسکو مارماریس افرین پس میخواین برین خوش بگذرونین باشه برین خیلی خوبه اتفاقا واسه توام رزرو کردیم بیا بریم خوب خره نمیتونستی تو اتاق بودم بگی لباس درست درمون بپوشم یه شلوارک صورتی کوتاه با یه تی شرت و یه کتونی نیو بالانس می خواستم سورپرایز شی تو دلم گفتم ای کیرم دهنت نمی دونی ما پسرا چقد کونمون گشاده الان کی حال داره بره لباس عوض کنه ای جوون باشه عزیزم الان میرم زودی اماده میشم میام یه پیراهن روبرتو کاوالی مشکی با یه شلوار کرم کنز و یه کفش مشکی براق رفتیم دیسکو کلی خوش گذشت و کلی رقصیدیمو اومدیم تو اتاق خودم که راحتتر باشیم ایدا سامان ما بریم لباسامونو عوض کنیم و بیایم که موقع رفتن اذیت نشیم باشه عزیزم برین بیاین یه نیم ساعتی طول کشید تا اومدن جفتشون اروم اروم اومدن سمتم شروع کردیم از هم لب گرفتن ۳ تایی اروم لباسای همو در می اوردیمو الکی می خندیدیم اونا منو زودی لخت کردنو انداختن رو تخت ایدا اومد رومو شروع کردیم لب گرفتن سمیرا هم اومد کنار تختو سینه هاشو می مالید در حال خوردن لبای ایدا بودم که دست سمیرا و گرفتمو کشوندمش جلو صورتش که نزدیک شد بهشون گفتم امشب می خوام شما لز کنید منم تو کردن فقط کمک می کنم دوست دارین ایدا که پایه همه چی بود سریع لباشو گذاشت رو لبای سمیرا منم اروم بلند شدم و اینا افتادن رو تخت و همو می مالیدن تو اوج شهوت بودن و سمیرا رفته بود بین پاهای آیداو داشت کسشو حسابی می خورد از پشت سمیرا و گرفتمو شروع کردم به خوردن کسشو زبونمو میکشیدم تو شیار کس صورتیش حسابی خیس شده بود و یواش یواش ناله های ریزش در حال خوردن کس ایدا بلند شد خودمو کشیدم عقب و کیرمو با اب کسش خیس کردمو اروم گذاشتم رو سوراخ کونش یواش یواش فشار دادم تو اروم اروم کیرمو بیشتر تو کونش می کردم که دیگه تا ته رفت خیلی به خودش فشار اورد که جیغ نزنه داشت کس ایدا و با لذت بیشتری می خورد آیدام چشاشو بسته بود و فقط ناله می کرد اروم شروع کردم به تلنبه زدن و سرعتشو یواش یواش زیاد کردم دیگه صدای سمیرا حسابی بلند شده بود و نمیتونست کس آیدارو بخوره ایدا اومد جلو شروع کرد از سمیرا لب گرفتن محکم زدم در کونش که بلند گفت ایییییی چیه سمیرا کیرم خوبه حال می ده بهت کلشو تکون داد به نشانه رضایت کیرمو دراوردمو زدم در کون سمیرا و گفتم تو بسته خندید و رفت جاشو با ایدا عوض کرد اومد داگی بشینه که نذاشتم و گفتم نه دراز بکش می خوام پاهاتو بالا بگیرم و ببینمت کیرمو شستمو سریع اومدم و گذاشتم رو کسشو همشو تا ته فشار دادم تو نفسش حبس شدو منم امون نمیدادمو با قدرت می کردم تمام بدنش تکون می خورد و سینه هاش بالا پایین می شد سمیرارو کشید رو خودشو شروع کرد به خوردن کسش منم لبام با لبای سمیرا گره خورد با شدت از هم لب می گرفتیم کس ایدا به قدری داغ بود که به اوج رسونده بودم اینقد صحنه واسم لذت بخش بود که ابم داشت میومد سریع کشیدمش بیرون تمام ابم با شدت ریخت رو بدن ایدا دیگه نا نداشتم ولو شدم کنار ایدا که خندیدنو ایدا گفت چی شد دیشب قویتر از این صحبتا بودی سمیرام گفت من هنوز می خوام عجبا من یه کیر دارم با یه کمر مگه فیلم سوپر که جفتتونو جواب بدم دیشبم اینقدر مشروب خورده بودم تکون نمی خورد سمیرا جون شرمنده عزیزم توانم همینه دیگه از اونام نیستم که هنوز ارضا نشده یه بار دیگه می کنن ۳ تایی بی اختیار زدیم زیر خنده ادامه دارد نوشته

Date: June 23, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.