سکس با عشقم سارا

0 views
0%

اسم من هومن هست و29سالم هست من پسربا198سانت قد و90کیلو وزن داستان من کلا واقعی است داستان از جای شروع میشه که من مدت 4 ساله با عشقم هستم ولی از هم دور هر دومون عاشق هم بودیم یک روز که تلفنی با هم حرف میزدیم قرار گذاشتیم هم دیگر رو ببینیم وبرای خانوادهامون نقشه کشیدیم وقرار شد که برج2 سال94 تهران هم دیگر رو ببینیم روز موعود رسید که من از این ور سوار اتوبوس شدم وراهی تهران شدم و عشقم بنام سارا با140سانت قد و65کیلو وزن از این ور سوار قطار شد قرار مون تو ترمینال بود من صبح ساعت 6 رسیدم تهران ولی عشقم دیر میرسید ساعت4 من تو ترمینال منتظرش موندم وساعت سه بهم زنگ زد که رسیدم بهش ادرس دادم با ازانس اومد وسوار ماشین شدیم وسمت خونه حرکت کردیم من تهران خونه داشتم تو ماشین هم دیگر رو بغل کردیم بعد 4سال هم دیگر رو میدیدم ورسیدیم خونه وسوار اسانسور شدیم ورفتیم طبقه ششم من دررو باز کردم و رفتیم تو خونه در رو ازپشت بستم و عشقم اومد تو بقلم و گفت دوستت دارم من گفتم منم دوستت دارم سیر از هم لب گرفتیم وبقل کردم بردم تو اتاق خواب وانداختم رو تخت مثل گشنه ها لب هم دیگر رو میخوردیم بعدش کل لباسشو در اوردم وده دقیقه ای لباشو خوردم بعد گردن و وپایین رفتم تا به کوسش رسیدم وای چی میدیدم کوچولو وابدار پاهاشو باز کردم افتادم به جون کوسش و سیر لیس زدم و اه وناله عشقم تمام فضای اتاق رو گرفته بو د و قربون صدقم میرفت وبا موهام ور میرفت بعد من اومدم رو تخت دراز کشیدم وعشقم کیرم رو تو دستش گرفتم برام ساک زد و برای کیرم اسم گذاشته بود هی میگفت جکی فدات بشم سیر لیس میزد و میخوردم نذاشت از جلو بکنم چون پرده بکارت داشت ومجبور شدم ازپشت بکنم برای همین با کونش ور رفتم لیس زدم با با انگشت بازش کردم میگفت درد داره بعد افتادم روش پاهاشو باز کردم وسوراخ کونش رو با نرم کننده نرم کردم وسر کیرم رو گذاشتم دم سوراخ یواش یواش کردم توش وتکون میخورد میگفت هومن درد داره با این حرفش حشری میشدم میکردم تو کونش بعد چند دقیقه گریه اش به اه اه اه اه اه اه واوه اوه ا تبدیل شد وهی میگفت عشقم جرم بد وبد جور حشریی شده بودیم وبعد نیم ساعت داشت ابم میومد که با تمام فشار ریختم تو کونش بعد بیحال افتادم کنارش و اومد سرش روگذاشت رو سینم کمی باهم حرف زدیم بعدش با هم رفتیم حموم یک بار هم تو حموم سکس کردیم وعشقم رو ارضا کردم بعد اومدیم توحال نشستیم کمی لب هم دیگر رو خوردیم بعدمن بلند شدم رفتم بیرون شام ومیوه گرفتم اومدم وبراش یک شاخ گل گرفتم بهش تقدیم کردم باز بقلم کرد بعد نشستیم شام خوردیم بعدش برام میوه پوست کرد رو پام نشست وباهم فیلم تماشا کردیم هی لب هم رو میخوریم که یک دفعه دیدم جلو تلوزیون شورتم رو کشید پایین به قول خودش جکی من رو لیس میزد که من بعد جو حشری شدم و خوابوندم باز از کون کردم وجرش دادم باز ابم رو ریختم توش وبعد تو بقل هم خوابیدم ومدت سه روز تهران موندیم وده بار باهم سکس کردیم حسابی سوراخ کونش رو جکی من باز کرد بود چون کیرم کلفت بود و روز برگشتومن رسید وصبح که میخواستیم بیایم ترمینال باز سکس کردیم ودوش گرفتیم راه افتادیم و از هم جدا شدیم بعد جور حالمون گرفته شده بود نمیخواستیم از هم جدا بشیم این بود داستان من وعشقم بچه ها اگه بد هم بود ببخشید چون اولین بارم هست که داستان واقعیم رو براتون نوشتم دوستت تون دارم نوشته

Date: August 11, 2022

Leave a Reply

Your email address will not be published.