سکس با محارم طنز ۱

0 views
0%

سکس من و مامانم با سلام به دوستان عزیز من اولش نمیخواستم داستانهای سکس خودم با محارمم رو بنویسم اما یهو با این سایت اشنا شدم فهمیدم که سکس با محارم یک چیز غیر طبیعی نیست و خلاصه همه از این کارها میکنن و تصمیم گرفتم که داستان خودمو بگم از خودم براتون بگم من اسم محسن قدم 180 185 با اینکه یکروز باشگاه نرفتم هیکلم توپ و ورزشکاری پوستم سفید گاهی سبزه و مهمتر اینکه اندازه کیرم بین 18 22 و خیلی هم کلفته و خیلی هم خوشتیپ هستم جوری که هر دختری منو ببینه دوست داره یک شب با من بخوابه چه برسه به محارم اما مشکلم اینه خجالتیم و نمیتونم با دخترها دوست باشم و رابطه داشته باشم و همش مشغول دانلود فیلم از اینترنت وجق زدنم اول از همه بگم که خانواده ام خیلی مذهبی ولی مادرم و خواهرام خیلی لباس ازاد میپوشن همه با تاپ و شلوارک میگردن چون میگن توی خونه غریبه که نیست همه محرمن ولی فامیل میاد خیلی پوشیده میشن پدرم که بخاطر مخارج و گرونی زندگی شغلش چند تاس مثلا راننده ماشیینه یا شیفت اداره اس یا سه ماه ماموریت خارجه اس خلاصه شغل های که نمیتونه دائم خونه باشه و وقتیم که خونه اس مشفول کتک زدن مادرمه اول از همه سکس با مادرمو براتون میگم مادرم یک زن سفید با چشمانی آبی سینه سایز 75 85 کون فوق العاده بزرگ و هیکل فوق العاده توپه طوری که هرکی ببینه دوست داره یک شب باهش بخوابه چه برسه به من و اینکه فوق العاده مذهبی طوری که هیچکی بدنشو ندیده ولی جلوی ما کاملا ازاده چون میگه بچه ادم محرمه ادمه و فوق العاده حشری چون وقتی بابام هست هرشب با هم سکس میکنن من اصلا توی فکر سکس با محارم نبودم یکبار که مثل همیشه داشتم فیلم سکسی دانلود میکردم چشم به یک کلیپ سکسی قشنگ خورد که نوشته بود سکس با مامان خلاصه اون فیلم دانلود کردم و کلی باهاش جق زدم بعد یک دفعه توی ذهنم سکس با مامانمو تصور کردم و بی اختیار یک جق دیگه زدم از اون بعد مادرم به یک چشم دیگه نگاه کردم خلاصه موقعهای که کسی نبود میرفتم سراغ شرت کرستش وقتی میرفت حموم با اینکه هیچ حمومی ندیدم که سوراخ داشته باشه و حموم ماهم سوراخ نداشت از لای سوراخ بدن مادر مو نگاه میکردم چطوریش بماند همین که از لای سوراخ بدن مادرم می دیدم چشمتون روز بد نبینه پستونهای درشتشو دیدم که نوک صورتی قهوای داشت ادم دوست داشت کیرشو بزار لای پستونهاش و هی عقب جلو کنه بعد کوسش دیدم که یک ذره مو نداشت منم با دیدن بدنش و این صحنه ها کرستشو توی دستم گرفتم وداشتم جق میزدم که یهو نمیدونم چی شد یهو در واشد گفت داری چه غلطی میکنی کثافت گمشو برو بیرون منم از ترس رفتم بیرون تا شب نیومدم خونه گفتم شاید اروم شه شب که برگشتم خواهرم خونمون بود گفت کجا بودی شام نخوردیم منتظرت بودیم اونوقت خیالم راحت شد که مادرم به کسی چیزی نگفته شب یک لحظه تنها شدیم به من گفت داشتی چیکار میکردی گفتم ببخشید دست خودم نبود اخه من و مامانم که باهم خیلی راحتیم گفت بجای که کوس کون مامانتو دید بزنی برو یک دوس دختر پیدا کن منم گفتم اخه هیچکی هیکله تورو نداره و هیچکی مثل تو نمیشه و خلاصه کلی خایه مالی کردم و گفت بخشیدمت ولی دیگه از این کارها نکن فردا شب دیدم مامانم یک لباس کاملا باز پوشیده بود طوری که نوک سینه هاش از زیر لباس معلوم بود و کون قلنبش کاملا نمایان بود یکدفعه خشکم زد گفت چی دیشب تو لخت منو توی حموم داشتی نگاه میکردی حالا به چی زل زدی گفت الهی من فدات شم هیچی قربونت برم خیلی خوشکل شدی گفت خوبه خوبه دیگه پرو نشو خلاصه موقع شام من همش داشتم زیر چشمی سینه هاشو نگاه میکردم بعد از شام یهو مادرم گفت پشتم خیلی درد میکنه دارم از درد میمیرم من چون هفت مدرک ماساژ دادن حرفه ای داشتم و همه بهم میگفتن محسن ماساژور خلاصه هرکی ماساژ میخواست من ماساژش میدادم گفتم خودم ماساژت میدم اولش گفت نه ولی بعد گفت باشه خلاصه شروع کردم به ماساژ دادنش روی تخت وداشتم کمرش ماساژ میدام که یهو یک فکری به سرم رسید گفتم برم روغن زیتون از یخچال بیارم گفت باشه گفتم لباستو که در نیاوردی خیلی براش سخت بود چون از یک طرف مذهبی بود وخجالت میکشید لباسشو در بیاره از طرفی چون حشری بود و چند وقت بود با بابام سکس نکرده بود خودش گفت باشه یهو دیدم لباسشو در اورد بدن سفیدش باعش شد کیرم سیخ بشه یکم ماساژ دادم که گفتم مامان کرستت اذیت میکنه میشه درش بیار اولش جواب نداد بعد گفت باشه منم تو یک موقعیت سینه هاشو می مالیدم بعد گفتم پاتو ماساژ بدم گفت باشه بعد گفتم شرتتو در بیارم گفت بیار بعد از یکم مالش گفتم دیگه این موقعیت پیش نمیاد بزار کوسش بمالم یک دسته بردم روش که یکدفعه بدنش کمی لرزید فکر کنم ارضا شد بعد کیرم که سیخ شده و از روی شلوار زده بود بیرون روش میکشیدم که یکدفعه گفت بسه دیگه پاشو برو بیرون میخوام لباس بپوشم منم که کیر خورده بودم و توی کف بودم با اینکه اتاق داشتم و خالی بود رفتم توی دستشوی گاهی حموم و یک دست جق زده و خالی شدم خلاصه فردا شب من همش توی کف بود که چطوری مامانو بکنم رسیده خونه دیدم بازم مامان لباس های بازتری پوشیده بود و من داشتم با چشمان میخوردمش یکدفعه گفت پسرم من میرم حموم چند دقیقه نگذشت که یهو مامانم گفت میای پشتمو بشوری منم مثلا میگ میگ رفتم داخل حموم مامان خند گفت چته یواش یکدفعه مامانم اب حمام باز کرد و روی لباسهام ریخت و من خیس شدم گفت عیب ندار لباستو در بیار تو هم حموم کن من اولش خجالت میکشیدم ولی بعد لخت شدم در حالی که کیرم سیخ شده بود خندید گفت این بدبخت چطور اینجا جا شده بعد پشتشو میشتم دیدم داره کون خودشو بهم میماله منم سریع یک دست گردم سینه اش و گردنشو میبوسیدم نمیدونم چطور مامانمو لخت کردم اولش تن تن شروع کردم به لب گرفتن بعدش سینه هاشو میخوردم بعدش کوسش که مثل عسل بود خوردم و بعدش کیرمو کردم توی کوسش و اونم همش اه اه میکردم نمیدونم یک ساعت بود سه ساعت بود که داشتم عقب جلو میکردم یکدفع ابم داشت میمود که گفت من قرص خوردم همشو بریز توش عزیزم بعد کیر داشت می خوابید که سریع درش اورد و شروع کرد به ساک زدن و دوباره مثل رستم قرص و محکم شد و بعد میخواستم از کون بکنمش و مثلا همه داستانها گفت من از کون به باباتم ندادم ولی گفتم من فرق دارم اولش بزور رفت ولی بعد رفت خیلی حال میداد کون بزرگ و تپلی که خیلی تو کفش بود حالا کیرم داشت داخلش فرو میرفت اونم حسابی حال میکرد و بعد از اینکه اونم ارضا شد منم ابم اومد و این بود داستان سکس من و مامانم ادامه دارد نوشته

Date: March 17, 2019

One thought on “سکس با محارم طنز ۱

Leave a Reply

Your email address will not be published.