سکس پیمان و مانی

0 views
0%

سلام مدتها بود كه دنبال يه سكس فانتزي بودم كه تا بحال امتحان نكرده باشم حتي يه كوچولو هم به سرم نمي زد كه با همجنس خودم سكس داشته باشم يكي از دوستام سايت شهواني رو بهم معرفي كرد رفتم و عضو شدم واو ديدم چه خبره پيش خودم فكر كردم دروغه رفتم تو انجمن و كنجكاويم گل كرد و رفتم تو گروه گي ديدم كلي چيز گذاشتند حال خوندن نداشتم يه چند تا درخواست رو خوندم و يه درخواست مشابه گذاشتم چشمتون روز بد نبينه ايميل پر شده بود از درخواست واسه سكس يكي از درخواستها مربوط مي شد به كرج با اون طرف كه ماني باشه شماره رد و بدل كرديم و قرار شد من برم خونشون مي گفت يه نفر تنهايي هست و به تنهايي زندگي مي كنه منم قرار گذاشتم و رفتم رسيدم سر كوچه داشتم از ترس ميمردم داشتم خداييش ميلرزيدم تا اينكه ديدم بهم زنگ زد و ديدمش يه پسر جوون در حد 20 سال دلم قرص شد با هم سلام عليك كرديم و گفت بريم اصلا ترس نداشت واقعا طبيعي برخورد مي كرد رسيديم خونش يه خونه كوچيك در حد 50 متر نشستيم و علايقم رو گفتم بهش اما بهش گفتم كه از اين موضوع حسابي مي ترسم و مي ترسم كه تنها نباشه اونم رفت چايي درست كنه و به من اجازه داد كل خونه را ور انداز كنم بعد اين ماجرا گفت تختم تو اونم اتاقه بريم گفتم بريم رفتيم تو تخت و يواش لختم كرد داشتم ميمردم تا بحال اين كارها رو نكرده بودم كلي ترسيده بودم رفت يه راست سراغ اصل موضوع بابا بابابا داشت برام ساك مي زد داشت ديونم ميكرد كل بدنم رو ليسيد و گفت بيا كونم رو ببين واو چه كون سفيدي داشت زبونم چسبوندم به كونش و يه ليس از سوراخش زدم و گفت بكن تو ديگه دارم ديوونه ميشم منم يواش يواش كردم تو كلي عذاب مي كشيد گفت بذار خودم بشينم روش اصل حرفه اي بود نشست روش و براحتي رفت تو آخ چه حالي مي داد داشت بالا و پايين مي كرد هي بهم مي گفت كه كيرت به قيافت نمياد يه چيز عجيبي كه اينجا بود اين بود كه اون بيشتر از من داشت حال مي كرد خوابوندمش و نوبت من شد حسابي مي كردم تو و در مي اووردم بيرون بهم گفت يه خواهشي ازت بكنم نه نمي گي گفتم نه گفت آبتو بريز گوشه لبم گفتم خب كثيفه گفت تو بريز شدت كردن تو هاي من بيشتر شد و داشت آبم ميومد راستش حرفه اي بود فهميد و نشست و كيرم رو كرد تو دهنش شروع به ساك زدن كرد و منم چشام رو بسته بودم و آبم اومد چشام رو باز كردم ديدم آبمو ريخته تو دهنش و من با اكراه نگاش مي كردم اون داشت با آبم بازي ميكرد و رفت ريخت تو دستشويي و ازم بابت اين سكس تشكر كرد و منم توبه كردم كه ديگه با هيچ پسري سكس نكنم اما راستش نشد براي چندمين بار ماني رو كردم حتي يه روز يكي از دوستاش رو هم دعوت كرده بود و دوتايي ماني رو كرديم بعدا فهميدم اين به درخواست دوستش بوده و به ماني پول داده بوده كه يه سكس فانتزي رو داشته باشه و تماشا هم بكنه البته واقعا حال داد الان كه نگاه مي كنم مي بينم با چند تا پسر خوشگل رابطه داشتم و همه ما از اين موضوع راضي بوديم و هستيم ماني هم زن گرفته و الان دو ساله نديدمش الان هم با اجازتون با كسي نيستم نمي دونم با هر كي كه رابطه بر قرار مي كنم بعد يه مدت زن مي گيره خدا مي دونه اميدوارم از اين داستان لذت برده باشيد البته اين رو بگم هنوزم اونها دوستاي صميميه من هستند در پناه حق باشيد نوشته

Date: August 23, 2018





Leave a Reply

Your email address will not be published.