فانتزیی که تحقق یافت

0 views
0%

_خیلی دیوونه ای میدونستی دیوونه توام نمیدونستی _واااااااای عالیه هیچ وقت این کارتو فراموش نمیکنم این لحظه هایی ک برام میسازیو هرگز فراموش نمیکنم قسم میخورم تا آخر عمرم هر لحظه بیشتر عاشقت بشم تو ک دیوونه تری _کاراته ک منو دیوونه میکنه خب آقایی واسه بزم عاشقونت نیم ساعت وقت میدی فقط نیم ساعت بیشتر شد نشدا _قوله قول سریع پریدم تو حموم تو اتاق خوابمون ی دوش سبک گرفتم و زدم بیرون موهامو همینجوری دوس داشت و اجازه نمیداد نه رنگ گنم نه کوتاه خودمم عاشق موهام بودم و از اینک اونم حس منو داره لذت میبردم کلا درباره هرچیزی درباره من ی تعصب خاصی داشت جوریک خواهراش و حتی مادرش جرات نمیکردن درباره کارای من نظر بدن و از این طرف منم جرات نمیکردم بدون اطلاعش کاری انجام بدم و انقدر عاشقش بودم انقدر منو ذره ذره به خودش و محبتاش وابسته کرده بود ک من طاقت ناراحتیشو نداشتم و هیچ کاریو بدون نظرش انجام نمیدادم و خدا وکیلی هم ک هیچ وقت مانع پیشرفت من تو هیچ زمینه ایی نشد و حتی کمک حال بود و من عاشق این حس قدرت توام با همدلی و همفکریش بودم چیزی ک باعث شده بود منی ک سالها مزه اسایشو نچشیده بودم و روحم بی قرارو سرگردون بود تو تمام این چند سالی ک باهم بودیم ی ارامش عمیق و عالی رو احساس میکردم حس خواسته شدن حس توجه داشتن محبت عمیق و واقعی چیزی ک هر زنی بهش احتیاج داره و من اینارو از همون لحظه اول توی رفتارش میدیدم هرچند ک اوایل نامزدیمون خیلی خیلی کمرنگ بود اما به تدریج با شناخت پیدا کردنمون از هم پررنگ شد و هرلحظه عمیق ک حالا هردو به نفس هم بند باشیم و برای خوشحال کردن هم از هیچ کاری دریغ نکنیم کاری ک اون امشب برای بار صدهزارم انجام میداد و اینبار یکی از فانتزیایی ک چند روز پیش براش گفته بودمو برام واقعی کرده بود و من وقتی صحنه رو دیدم آنقدر ذوق زده شدم ک مث بچه کوچیکا از گردنش اویزوون شدم و بوسه بارونش کردم و بعدم واکنش بالا موهامو ک مرتب کردم پر عطرشون کردم و نوبت لباس پوشیدن بود ک براش تعریف کرده بودم ک این فانتزی رو دوس دارم با ان لباسی ک اون روز تو مغازه دیدیم داشتم به این چیزا فکر میکردم و حولم هنوز دورم بود ک اومد داخل اتاق با ی جعبه خیلی خوشگل تو دستش _بدون اینا ک فانتزیت کامل نمیشد خانوم خانوما چشمام برق زد بدو رفتم جعبه رو گرفتم از دستش و گذاشتم رو تخت همون ست لباس زیر بود به علاوه ی شرت مردونه همرنگ عالییییییییییییییی بود هرچند فقط شلوارک پاش بود ولی کمک کردم بپوشه و اونم بند سوتینو برام بست و رفت طرف پذیرایی خونمون منم مرحله اخر کارمو انجام دادم ی رژ قرمز پررنگ کشیدم رو لبام و بعد پاکش کردم جوری ک ی قرمز خیلی قشنگ رو لبام موند و عالی شده بود چهره ام رفتم سمت پذیرایی ک مشغول روشن کردن شمعا بود ی قلب بزرگ با رز پرپر شده و شمع وسط خونه شامپاین و مایی ک اماده ی شب عالی بودیم همینطوری نگاهش میکردم غرق خواستنش بودم لمس تنش بوی تنش وای خدای من معنی نقطه ارامش ک میگن اینه خدایا صدهزار بار شکرت واسه فرشتت خدایا عاشقتم خدایا انقد غرق شکر خدام بودم ک نفهمیدم کی چشمام بسته شده بودنو کی تو حال خودم غرق شده بودم با حس تنیدن دستاش دور تنم مث برق گرفتگی شک شدم _هی دختره غرق کدوم دنیا بودی ک صدامو نشنیدی واااااااای واقعا غرق بودم خوب نجاتم دادی و یکم رو پا بلند شدم و چونشو بوسیدم و زیرگلوشو لیس زدم _ببین دختره خودت میخوای ک من باهات وحشی میشم دستشو کشیدم و بردمش وسط قلب و نشستیم و خودم رفتم تو بغلش پاهامو انداختم دور کمرش دستامم دور گردنش جواب دادم عاشقتم وحشی آقا عاشق وحشی بازیاتم وحشی آقا دستاش دورکمرم حلقه شدو بود و باز منو بخودش فشارمیداد اینبار اون زیر گلومو ی مک محکم زد منم ک منتظر این بودم ک شروع کنه اه بلند کشیدم ک صدای جووون گفتن حشریش اومد خوبه موفق بودم و اینو بیشتر از شومبول خوشگل دوست داشتنیش ک داشت بین پاهام جون میگرفت بیشتر میفهمیدم عموما نمیزاشت مشروب بخورم خودشم هرجا ک بود من نبودم نمیخورد و اینو بمن ثابت کرده بود و جاهایی ک هم ک باهم بودیم بیشتر دوسه پیک نمیزد و کلا تو هرکاری تا حد خیلی خوبی پیش میرفت و حدشو نگه میداشت بجز سکسمون ک هیچ محدودیتی توش قایل نمیشد ومنو انقد خام خودش کرده بود این قضیه ک شاید مهم ترین دلیل مطیع بودن من تو باقی زمینه ها همین سکس عالی بود و من همیشه راضی و خوشحال گیلاس شامپاینی ک ریخته بودو برداشت خووووب میخوام جوجومو به ی بوسه عاشقونه دعوت کنم جووووووووووووون ی قلپ شامپانی ریخت تو دهنش و لباشو قنچه کرد و منم ک خوب منظورشو فهمیدم لباشو کردم تو دهنم و اونم از شامپاین تودهنش میریخت تو دهنم واااااااای عالییییییییییییییی ترین مشروبی بود ک خوردم و بعدش گفت اینبار نوبت توا خودش شامپاین ریخت تو دهنم و من لبامو گذاشتم تو دهنش و اونم شروع کرد مک زدن لبام و منم کم کم شامپاین میریختم تودهنش لبامون ک جدا شد اومدم گیلاسو بردارم دستمو گرفت ترمز ببینم دس ممنوع برا امشب بسته عشقمممممممممم میخوااااااااااام _غلط اضافی و منو خوابوند زیرو خودش افتاد روم ک جیغم رفت اسمون _ایییییییییی وحشییییییییییی چته داری میگی دیگه وحشی بهتم بگم ک امشب وضعیت وحشی بازیه نه بابا و چشمک زدم بهش و هوس الود خندیدم ای دختره هار ورپریده نـشونت میدم امشب _اوووووووف جووووووووووووون دستاش زیر کمرم حلقه بود و با کیرش ک حالا دیگه سفته سفت شده بود محکم رو کسم فشار میآورد وگردنمو واقعا مث وحشیا میمکید و باللی سینه هامو محکم گاز میگرفت نمیدونم چقد اینکارو میکردیم ولی منم یکم ک گذشت با میل و رغبت کسمو میمالیدم و به کیرش و اه میکشیدم کرستمو باز کن توروخدا _جووووووووووووون حشری شدی و کرستمو تو دو ثانیه باز کردو انداخت کنار اول با دستاش سینه هامو گرفت ک من باز دستاشو هل دادم طرف کمرم دوباره همونطوزی شدیم و اینبار من خودم سینه هامو میکردم تو دهنشو سرشو فشار میدادم بهشون اونم با همه وجودش گازم میگرفتو میمکید و منم جیغ جیغم اسمون بود کم کم رفت پایین شرت ظریفی ک پام بودو خیلی سریع کشید پایین و پاهامو کاملا باز کرد جووووووووووووون چ خیس کردی و دستشو محکم کشید روش ذقیقا میدونست نقطه ضعفم کجاست جیغم دراومد یکی دوبار دیگه دستشو کشید ک دیگه من انقد بیحال و سست شده بودم ک فقط اه و اوه اروم از دهنم دراومد یهو سه تا انگشتاشو محکم کرد توش اینکارو ک کرد انگاری برق گرفتتم نیم خیز شدم و جیغ زدم ک دید خیلی جیغ جیغام ابروریزیه افتاد سرم و لبامو کرد تو دهنش و با دستاش عملا داشت میگاییدم و انقد سریع و محکم دستشو تکون میداد و شروع کردم لرزیدن و بعدش با شدت هرچی اب تو کسم بود ریخت بیرون و لبامو ول کرد وقتی ولم کرد به نفس نفس افتاده بودم کشیدم تو بغلش حشری من دوس داشتی انقد حال نداشتم جوابشو بدم ک فقط سرمو تکون دادم یکی از بهترین ارگاسمای زندگیم بود واقعا بلند شد رفت از پیشم و با ی لیوان شربت خنک برگشت و دستمو کشید نشوندم بهت گفتم کم میاری تازه هنوز اصل کاریش مونده و باسر به شرتش اشاره کرد شربتو گرفتم ی نفس سر کشیدم انگاری ک جوون تازه دادن بهم خنک شدمو حالم جا اومد ی چند دیقه ای بی حرف نگاش کردم و بعد بی حرف نگامو بین کیرشو لباشو چشماش حرکت میدادم و کاملا بی مقدمه هجوم بردم طرفش و خوردن لباش و از اون ورم دستمو بردم شرتشو کندم و کیر داغشو تو دستم گرفتم دیگه اونم دستشو برد طرف کسم و روشو مالید ناخودآگاه پاهام باز شد و دستمو گذاشتم رو دستش به معنی ادامه بده و اونم حرکت دستشو محکم تر کردو منم همینطوری هی رفتم پایینتر سینه هاش گردنش شکمش و همزمان دستامم میکشیدم به کمرش ی چند دیقه ک ادامه دادم دیدم باز کیرش سفت شده وقت تلافی بود دستاشو از کسم زدم کنارو و رو خوردنش تمرکز کردم و میمکیدمش لیس میزدم و هروخ میخواست بلندم کنه نمیزاشتم سر کیرشو چنتا مک محکم زدم ک اهش غلیظ تر شد اینبار عمیقترو محکم تر مک زدم و روش بالا پاینن کردم ک فهمید هدفم اینه ک ابشو بیارم و خودشو کشید عقب ای جنده حالا میخوای منو اذیت کنی و تلافی کنی نشونت میدم و همونطوری ک من داشتم به حرفاش میخندیدم برم گردوند سگیم کردو کیرشو تا خایه هاش کرد تو کسم و تلمبه های وحشی میزد ک من با هرکدومش چند سانت میرفتم جلوتر ایییییییییی ارووووووووم اومدجلو صورتمو گرفت ولبامو ی مک محکم زد و زد رو کونم گفتم مث وحشیا میکنمت حالا مونده فاتحه خودمو خوندم چون وقتی اینطوری میشد دیگه من تا دو روز بدن درد میکشیدم ولی خب ی جورایی هم انقد برام لذت بخش بود سکس باهاش ک اعتراضم در همین حث میموند و خودم بیشتر طالب سکس میشدم خوابوندم اینبار از پشت کرد تو کسم و محکم میزد و دستشو اورد جلو شروع کرد مالیدنمو انقد همونطوری کردو مالیدم ک من بازم ارضا شدم و کسم بازم لیز تر چرخید روم و مث همون چند دیقه ی اول وای اینبار کیرش تو کسم بود و محکم تلمبه هاشو میزد توش و دوتامون دوباره جیغو داد میکردیم و صدای اون رفت بالاتر و منیشو تو کسم و بین پاهام حس کردم نمیدونم چقد گذشت ک چشمامو باز کردم تو بغلش بودم ولی نه شب بود فهمیدم ک فقط بیحال بودم وبعد این سکس وحشتناک گشنم شده بود وحشتناک گشنمهههههههههه منم گشنمهههههههههه زنگ بزن پیتزا بیارن پاشدم گوشیو دادم دستش و دستمو با گوشی گرفت و فوری زنگ زد دوتا پیتزا با مخلفات سفارش داد و زودی قطع کرد وایسا باهم بریم خندم گرفت کجا حمام دیگه به قهقهه خندیدم پس پاشو و دستشو کشیدم نیم ساعت تا اومدن غذا وقت داشتیم فوری دوش گرفتیم دوتایی و زدیم بیرون شام اومد خوردیم و ی خواب عالی صبح ک بیدار شدم رفته بود سرکار نامه اش کنارم رو بالشتش بود توش نوشته بود با خط قشنگش عاشقتم عشقم مرسی از اینک همه جوره تحملم میکنی ای دیوونه ای بارش کردمو نامه رو بغل کردم و دوباره خوابیدم نوشته

Date: August 29, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.