من و رعنا

0 views
0%

سلام اسم من حسام 27 سالمه مه این داستان سکسی منه که باحاله مربوط به دوران خدمتم میشه که 22ساله بودم ما یه مستاجرداریم که خیلی باهاش راحتیم 5ساله که با ما تو یه ساختمونه اسمش رعنا خانومه خیلی خوشگل توپر لب قشنگ هیکل متوسط سفید براق خلاصه دهنتو نو اب نندازم من همیشه دوست داشتم اینو الس کنم بقل کنم ولی جرعت نداشتم میترسیدم همیشه تو کفش بودم براش جق میزدم انقدر باهال بود من با رعناشوخی میکردیم باهم خانوادگی هم بیرون رفته بودیم بدنش دید میزدم خلاصه یه روز از خدمت برگشتم خونه داشتم میرفتم بالا دیدم در اتاق رعنا باز اونم دراز کشیده جلوی تلویزیون داره شو میبینه یه شلوازه قرمز جزب تی شرت سبز خوشرنگ تنش بود دستشم او شلوارش بود داشت تکونی میداد منم 5دقیقه داشتم دید میزدم داشتم میمردم صدا امد جلدی رفتم بالا دیدیم کسی خونمون نبود لباسمو در اوردم راحتی پوشیدم تو خونه داشتم با خودم کلنجار میرفتم که برم بهش پیشنهاد بدم خلاصه بهد از چند دقیقه رفتم پایین دیدم داره فیلم مینی مبینه اروم رفتم بالا سرش گفتم سلام مثله جن زدها پرید بالا گفت کی اومدی من نفهمیدم دستشو زود دراورد گفتم در زدم متوجه نشدی اومدم بالا سرت دیدم سرت گرمه نمیخواستم بترسونمت اونم از حولش نه روسری نه چادر نه مانتو هیچی بر نداشت چه بدنی چه پستونی بزرگ خوردنی چه رونای توپلی داشتم میموردم یه دفه گفت چی میخوای چیزی لازم داری مادرت چیزی میخواد گفتم مادرم خونه نیست همینکه شنید ترسید رفت عقب منم ترسیدم ولی گفتم اگه الان نگم دیگه نمیشه خلاصه دلو زدم به دریا گفتم رعنا جان من تو رو واقعا دوست دارم میشه با هم خلوت کنیم اونم جا خورد گفت من و تو نه هرگز گفتم چرا زیاد نه فقط لب لب بازی اونم گفت نه اومدم بالا ناراحت بودم شاکی از خودم چقدر چولمنم رفتم جلوی کامپتوتر داشتم اهنگ گوش میکردم در اتاق باز بود تنها بودم مادرمینا رفته بودم خونه مادر بزرگم شام اونجا بودیم منم شب میخواستم برم بعد از 1ساعت دیدم رعنا اومد بالا گفت مادرت نیومد با بی عتنایی گفتم نه نمیاد گفت چرا گفتم خونه مادر بزرگمه شام اونجاییم رعنا گفت رسول شوهرش اونم اضافه کار داره نمیاد شب تنهام گفتم برو خونه مادرت گفت نه خونه خالی میمونه اصلا هواسم به حرف زدنش نبود چون پکر بودم اومد بالا سرم گفت میای پایین لوله بخاری درست کنی گفتم برو منم میام رفتم پایین دستم نمیرسید صندلی رو برداشتم گذاشتم زیر پام رفتم درست کنم رعنا اومد جلوی من واستاد دهنش جلوی کیرم بود تو دلو گفتم وای در میاوردم میکردم تو دهنت تواین فکرا بودم دیدم یه چیزی داره روی شلوارم حرکت میکنه نگاه کردم دیدم دست رعنا گفت کارتو بکن منم سریع رفتم تو کار رعنا خیلی اروم داست با کیرم بازی میکرد منم رفتم تو حس گفتش برم درا رو ببندم کسی نیاد منم قفل کرده بودم باورم نیشود داشتم بال در میاوردم اومد گفتم بیام پایین گفتش نه دوست دارم سر پا باشیم منم اون بالا موندم چهارپایه کوچیک زیر پام بودنیم متر ازش بالاتر بودم خلاصه اروم شلوارمو در اورد شروع کرد به ساک زدن منم داشتم حال میکردم بازبونش داشت سر کیرمو بازی میداد میکرد تو حلقش معلوم بود خوب بلده چجوری حشری کنه منم داشتم اروم سینشو بازی میدادم3 دقیقه که گذشت گفت نوبت تو منم پریدم پایین سریع شلوازشو در اوردم وای چه شلواری تنگ خوش بو بزو کشیدم پایین لاپای درشت سفیدی داشت زل زده بودم بهش گفت مال تو شروع کن خیلی وقته کیر میخوام منم شروع کردم به لیسیدن ای لیس زدمااونم داشت بال در میاورد گفت از کجا بلدی اینجوری لیس بزنی گفتم از بس فیلم دیدم خندید گفت بزن که طبیعی طبیعی منم ادامه دادم داشتم میزدم رعنا گفت کیرتو بده بازم برات ساک بزنم سریه 69شدم اون میخورد من میخوردم بلند شد گفت دوست داری چه جوری بکونی سریع گفتم بیا روم چون میخواستم هم کس بکونم هم پستونشو بخورم همزمان اونم با ناز اشوه اومد وای سر کیرمو گرفت برد دمه کسش استرس منو گرفته بود اروم کرد تو ئای چه داغ بود کیرم سوخت زد دراورد هی تکرار میکرد تا گشاد کنه منم داشتم زیرش حال میکردم طبیعی شود راحت بالا پایین میرفت گفتم رعنا پاشو به بغل بخواب اونم چرخید اومدم روش زدم رفت تو کمی داد زد ترسیدم گفتم چی شود گفتش هیچی اینموری کیرت بیشتر درد داره میخئاستم در بیارم نزاشت گفت دوست دارم درحال میده منم مشتی تلبه زدم حسابی عرق کرده بودم ابم نمیومد گفتم رعنا میزاری از کونم بکنمت گفتش نه نه به تو نه به رسول نمیدم بهم بر خورد ولی داشتم کسشو میکردم تو فکرو خیالم کونشو چند دقیقه زدیم رعنا پاشود گفت میخوام ارضا شم ابتو تو نریزی منم گفتم باشه گفتش نمیخوای ارضا شی گفتم نه اومد روم اروم خودش تلمبه میزد با سینش بازی میکرد منم بهش نگاه میکردم حال یدفه تندش کرد شروع کرد به لرزیدن همینه لرزدی منم تحریک شدم ابم امد تمامشو ریختم تو کسش وای چه حالی میداد بلند شد گفت ریختی تو گفتم اره یدفعه شد نگران بودم گفت نترس قرص میخورم منم پا شدم بیام بالا حموم که رعنا گفت تنها نرو حموم بیا توحموم ما منو صابون بزن منم رفتم تو دوتای داشیم دوش میگرفتیم همدیگرو دستمالی میکردیم یه دفعه سوالش یادم اومد پرسیده بود خیلی وقته کیر میخوام منم پرسیدم مگه با رسول سکس نمیکنی رعنا گفت رسول خسته میاد میگیره میخوابه هر 2هفته 1بار سکس میکنیم گفتم حیف تو این همه تجربه خودم میکنمت اونم هروز رعنا بلند بلند میخندید دوش گرفتیمو اومیدیم بیرون ایرم داشت دوباره بلند مشد تا رعنا دید گفت عجب کیری داری خواهش کردم دوباره برام ساک بزنه منو برد رو مبل نشوند حساب از ته دل برام ساک زد 20دقیقه طول کشید ولی چیزی نگفت ابمو هم خورد از اون روز به بعد هر فرصتی گیرم میاد میرم پیشش اونم نه نمیگه حال اساسی میکنیم نوشته

Date: August 23, 2018





Leave a Reply

Your email address will not be published.