نازی حشری

0 views
0%

بیا اینجا ببینم جونم قربون لبای قلوه ایت کشیدمش سمت خودمو لب پایینشو کشیدم تو لبام عین گربه خودشو کش میدادو باهام ور میرفت تا رسیدیم به دور برگردون خواستم یکم از خلوت بودن استفاده کنم و ازش لب بگیرم یهو منو تکیه داد به یه ماشین گفت درش بیار کیا گفتم نازی نکن اینجا بگیرن چوب تو کونمون میکنن توام هنوز شوهرداری دیوونه بازی در نیار با همون حال حشریش یه گریه الکی کرد که نشون میداد واقعا تشنست خودش میگفت بعد از رفتن شوهرش دیگه سکس نداشته هنوز خیلی جوون بود واسه طلاق و این مصیبتا اما فوق العاده لجباز بود و حرفش دوتا نمیشد چاره ای نداشتم دکمه های شلوارمو باز کردمو کیرمو در اوردم داشتم سکته میکردم نه از ترس آدمایی که از تو کوچه ممکن بود رد بشن نه از پاسگاه گوهردشت که سر کوچه معلوم بود از دیدن کیرم تو اون حالت توی اون شلوار تنگ انقد تحت فشار بین کمربندو فاق شلوارم بود که از همیشه بزرگتر شده بود احساس کردم نازی هم حال منو داره ولی انقد شهوت داشتم که دیگه برام مهم نبود اگه نازی راه میداد همونجا کسشو جر میدادم گفتم بشین نبیننت بخور زود باش گفت چجوری بخورم این خفم میکنه اما من سرم نمیشد مجبورش کردم نشست رو پاهاش لیس میزد که اعصابم بهم ریخت مقنعشو از پشت گرفتم و سرش فشار دادم تا بالاخره کرد تو دهنش فشار دادم دیگه نمیتونست تحمل کنه کشید بیرون و یه نفس کشید که یه صدایی شنیدم نازی تند از جاش پرید ای لعنت به این شانس یه مرد 50 60 ساله اومده بود اشغالاشو بزاره دم در که مات مونده بود کیسه تو دستش خشک شده بود نازی عقب عقب رفت من کیفشو که دستم بود گرفتم جلوی شلوارمو با ترس از ماشین کندم و راه افتادم توی دلم خدا خدا میکردم که طرف دنبالم نیاد نازی میرفت و هی میگفت بیا کیا داره میاد با تمام قدرتم کیرمو کردم تو شلوارم تا رسیدیم سر ملکشاه عقبمو نگاه کردم دیدم خشکش زده دیگه وقت نبود فقط میدوییدیم تا جلوی دانشگاه که رسیدیم یه ماشین نگه داشت سوار شدیم هنوز حشری بودم اما چنان ترسی کرده بودم که نمیتونستم حرف بزنم نازی میخندید گفتم درد پدر سگ میگرفتنمون جفتمون کونمون پاره بود گفت چقد داغ بود خندم گرفت گفتم برو وگرنه کون سالم برات نمیذارم بی شرف بین راه خدافظی کردمو رفتم سمت خونه مهمون داشتیم حوصله نداشتم اومدم پایینو بهش زنگ زدم کجایی پتیاره دم در خونه مامانم کیر اسبیه من خندم گرفت گفتم کونت باز میخاره گفت میخوام یه کاری کن چقد دیگه صبر کنم کثافت گفتم خب میگی چیکار کنم جایی ندارم بریم میخوای بیای خونمون مهمونم هست چندتا کیر دیگم بندازم به جونت گفت من فقط تورو میخوام دارم میام گفتم جدی گوشیرو قطع کرد عجب کس خولیه ها اما یه حسی میگفت کاش بیاد داشتم فانتزی تو زهنمو میساختم اگه میومد کجا میکردمش تو ماشین پشت موتورخونه داشتم با خودم تو ذهنم حال میکردم کهزنگ زد گفت جلو درم باز کن یه لحظه جا خورم ولی به روی خودم نیوردم اومد تو پارکینگ عادی دست دادم گفتم بریم رو پشت بوم روی زمین نشستیم جفتمون با همون لباسای دانشگاه مقنعشو زدم بال رفتم زیرشو خط سینشو لیس زدم دکمه هاشو باز کردم اولین بار بود بدنشو لخت میدیدم خجالت میکشید زن عجیبی بود وسواسی فوق الاده با معرفت حشری و پاچه پاره انقدتو طول دوستیمون ازش سیلی خوردم و زدم که شمارش از دستم در رفته نوک سینه هاشو گرفتم لای لبام بدن سفید آخرت نرم اما خوش فرمی داشت دستمو کردم تو شرتش اما انقد حالتمون بد بود که به هیچ جا نرسیدم یه زیر انداز پیدا کردم انداختم زیرشو شروع کردم مکیدن بدنش هنوز مقنعه سرش بود مانتوش باز بود اما شلوارشو در آورده بودم نشوندمش رو پله تو فیلم زیاد دیده بودم اما کاملا بی تجربه بودم باکره نبودم اما سکس با دوست دخترم نداشتم که خیلی چیزارو یاد بگیرم رفتم لای پاهاشو شروع کردم زبون مالیدن به کسش کل کسشو میکردم تو دهنم به خیال خودم داشتم بهش حسابی حال میدادم گفت کیا دلم کیر میخواد گفتم نمیخوری گفت نه بکن دستاشو گذاشت رو دور چین دیوارو گفت زودباش کیا دارم میمیرم نمیتونستم قدمو تنظیم کنم باید یکم زانوهامو خم میکردم اعصابم ریخته بود بهم اصلا نمیدونستم دارم چیکار میکنم با آب دهنم کیرمو خیس کردم یکم زانومو خم کردم فشار دادم سمت کسش یهو کیرم تو فشار شکستو رفت تو کس خیسش انقد حس خوبی داشت که نمیفهمیدم بخاطر تنگیشه یا خیسیش که انقد با جنده ای که چند سال قبل کرده بودم فرق داشت کیرم که جا رفت یه نفس کشید و روشو برگردوندو با غیض گفت د بکن کیا حرصم نده کثافتتتت یکم که تلمبه زدم آبم داشت میومد انقد تو حال خودش بود که به حرفم اهمیت نداد اگه میکشیدم بیرون دیوونه میشدم کسش حرارت باحالی به تخمام داده بود سینه هاشو گرفتمو محکم کوبیدم جیغ میزد هر لحظه ممکن بود یکی از ساکنین کیری این 12 واحد بیاد بالادهنشو گرفتمو تلمبه زدم ترس باعث شد آبم دیرتر بخواد بیاد دستمو برداشتم گفت تورو خدا نازی ساکت باز شروع کرد دیدی خدا بالاخره مال من شد میبینی کیر خوشگلش تو کسمه داره جرم میده میبینی کثافت دیدم دیگه داره کس میگه دهنشو گرفتم چندتا محکم کوبیدم تو کسشو تمام آبمو خالی کردم توش نشست رو پاهاشو شروع کرد ساک زدن میگفت چرا آوردیش زود باش گفتم بابا صبر کن مگه آدم آهنیم نفسم بالا نمیومد تازه فهمیدم کس خوب یعنی چی سکس خوبو درک کردم انقد خورد تا راستش کرد منو نشوند رو پله میخواست بشینه روش ولی من اصلا نمیدونستم چطوری بمونم نشد که نشد هی در میومد دوباره قمبل کرد کردم تو کسش که پر آب منو خودش بود دولا شدم روشو لباشو کشیدم تو دهنم سرش تو بد حالتی چرخیده بودو از طرف دیگه بخاطر تلمبه هام نفسش بالا نمیومد میخواست از دست لبام در بره اما نذاشتم ولش که کردم یه نفس بلند کشیدو با دو تا دستم بین کون و پهلوهاشو گرفتم و محکم تلمبه زدم عاشق کونش شده بودم سفیدو گرد و خوش فرم من عاشق آلتا اوشنم پورن استار سکسی و خوش هیکلیه نازی کلا بهش خیلی شباهت داشت اما خب اون اروپاییه و پورن استار حرفه ای انقد کردم تا موقع اومدن آبم کشیدم بیرونو پاشیدم رو دیوار کنار پله برام عجیب بود که هنوز کمرم پره چون بار اول کلی آب تو کسش خالی کرده بودم اما مگه این جنده خانوم سیر میشد دیگه نمیتونستم وایسم نشستم روی زیرانداز اومد روم به لبه پشت بوم خیلی نزدیک بودیم گفت راستش کن کیا داری اعصابمو کیری میکنی یه نگاه به کیرم کردم دیدم ازش 5 سانتم نمونده شروع کرم باهاش ور رفتن کلی خودمو کشتم تا یکم بزرگ شد اما وقتی با اون کس آتیشش نشست روش سفت تر شد تو اون حالت 10 دقیقه بالا پایین کرد منم انقد لبو سینه هاشو خوردم که لبامم خسته شد دوباره آبم اومد بازم ریخت تو کسش شاید اگه از همسایه ها از تو کوچه یا آپارتمانای روبروکسی نگاه میکرد بالا پایین رفتن نازی رو میدید لبامو بوس کرد و گفت عاشقتم کیا دورت بگردم عشق کوچولوی من زیر پیرهنمو در آوردم تمام تنشو خشک کردم کیرمم پاک کردمو انداختم تو اتاق آسانسور تا بعد بندازم تو سطل زباله لباسامونو پوشیدیمو و آروم تو پله هارو نگاه کردم دیدم خبری نیست رفتیم پایین از در که رفت بیرون یه نفس راحت کشیدم رفتم رو پشت بوم یادآوریشم حشریم میکرد حتی همون لحظه یه سیگار روشن کردم تازه دوزاریم افتاد که در پشت بوم باز بوده خدارو شکر کردم که کسی نیومد یا اگه اومده مرد بوده که رفته و صداشو در نیاورده دوستان سلام داستانم واقعی بود اولین سکس با دوس دخترم بود مدتها بود میخواستم بنویسم اما از نظرات میترسیدم الان عاشق نظراتتونم توی این داستان روابط رمانتیکمو نیوردم نمیدونم میپسندید یا نه همه نظراتو میخونم انتقاد کنید فقط به پدر و ناموسم فحش ندید همه بچه های شهوانی رو میبوسم ببخشید که خوب نبود اگه عمری باشه جبران میکنم نوشته کیا بی

Date: آگوست 12, 2018