نیلوفر و پدرشوهر کیر کلفت

0 views
0%

سلام میخوام براتون جریانه اولین سکس با پدرشوهرمو بنویسم قبل از هر چیزی بگم من اسمم نیلوفره 26 سالمه و از نظر عموم زیبا هستم سینه های درشت و رون و باسن پری دارم پدر شوهرم اسمش فریدونه خیلی سکسیه و خیلی خیلی به خودش می رسه از ورزش صبگاهی تا خریدن عطر و کفش گرون و البته دختر بازی خود حاج خانوم هم که مادر شوهرمه کمو بیش خبر داره من با شوهرم آبمون تو یه جوب نمیره معمولا وقتهایی که خونست باهم بحث میکنیم و تا الان که 2 ساله زندگی کردیم همش دعوا میکنیم منو خواهر شوهرم تو یه خونه 4 طبقه زندگی می کنیم اونها طبقه سوم و ما طبقه اول پدر شوهرم همیشه با من مهربون بود و بعضا تو مهمونی ها یا عروسی ها که باهام میرقصید عمدا داد میزد میگفت آهنگ تانگو بزارید و بیخودی خودشو بهم میچسپوند من ذاتا آدم حشری هستم و واسه همینم تو دوستی پردمو زد شوهرم و مجبور شدم باهاش عروسی کنم خود شوهرم کنار پدرش توی طلافروشی کار میکرد و اغلب شبها با دوستاش میرفتن بیرون و حدود 11 شب میومدن اگرچه خانواده پولداری بودند ولی برادرش و خصوصا پدرش خیلی جذاب تر بودند از شوهرم یه بار توی نامزدی برادر شوهرم که توی یه باغ دوستشون تو کرج بود طبق معمول فریدون دستمو گرفت و تو جمع بلند گفت عروسه بزرگتر رو چشم ما جاداره ها یادت نره و بهم چشمک زد و باهم رقصیدیم اولین بار بود که توی نور کم باهم میرقصیدیم حس کردم خیلی بوی خوبی میده عطرش و حاج خانوم چه حالی مبره امشب چه شوهر خوشتیپی همه چیش عالیه یهو دیدم فریدون بت شهوت زل زده به چاک سینه های بزرگم گفتم وا چیه تماشا داره خوب چش چرونی میکنی ها خندید با لحن کشداری گفت دارم حالشو میبرم نمیدونم چر اینقدر خوشم اومد از برندازی که میکرد منو منم با عشوه خندیدم تو یه ثانیه با دستش کمرمو به سمت خودش فشارداد و دستشو شل کرد سریع وااااای باورم نمیشد تو همون یه ثانیه یه کیر کلفت و شق چسپید به زیر دلم خیییییییییییییلییییییییییییی حشری شده بود منم همینطور نتونستم چیزی بگم نمیدونستم حرف بزنم یا نه به روش بیارم یا نه هاج و واج مونده بودم سرمو بالا کردم به صورتش نگاه کردم دو ثانیه ای به عمد نگاهم نکرد بعد واسه یه لحظه نگاهم کرد و زیر لب با خنده و چشمک کوچیک گفت لعنتی و سریع ازم جدا شد و رفت سمت میز های ته باغ منم دیدم تنها واستادم رفتم سر میزم نشستم کنار حاج خانوم که داشت با دوستش حرف میزد تو دلم هزاربار گفتم عجوزه کوفتت شه اینها همه گذشت و چیز خاصی بینمون اتفاق نیوفتاد بجز نگاه های سنگین و چشمک های کو چیک تقریبا سه ماه بعد از نامزدی توی مراسم تولد دختر 1 سالگی دختر خواهر شوهرم همه خونشون جمع شده بودیم شوهرم طبق معمول از قبل گفته بود که کار داره و نمیاد تولد من یه پیراهن قرمز پوشیده بودم تا روی زانوم و موهای مشکیمو باز گذاشته بودم که روی یقه هفت باز لباسم حسابی خوشگل شده بود سینه هام خیلی تو اون لباس خود نمایی میکرد منم عاشق اینم که خودنمایی کنم شرت لامبادا پوشیده بودم که از روی پیراهن زشت نباشه توی تولد همه کلی خندیدن و رقصیدن منم سعی میکردم باهاشون هم پا بشم ولی خیلی شهوتی بودم غیر مستقیم به کیر برادرشوهرم نگاه میکردم یکم از روی شلوار معلوم بود بعد رفتم تو کف فریدون یه چندباری دید زدم ولی خبری نبود مثله همیشه شلوارش یکم قلنبه بود همش خودمو لعنت میکردم که چرا شوهر من نباید اینجا باشه همه با شوهر هاشونن من نه ساعت حدود 9 بود موبایل فریدون زنگ خورد و رفت توی اتاق که ساکت باشه بتونه حرف بزنه حاج خانوم زیر چشمی نگاه میکرد بعد دوسه دقیقه از اتاق اومد بیرون و گفت کاری پیش اومده باید بره و رفت همه کلی غر زدن منم که حسابی شهوتی شده بودم و خسته عذر خواستم که برم پایین به شوهرم زنگ بزنم ببینم کجاست و کی میاد و باز برمیگردم ولی میخواستم برم یه حالی به چوچولم بدمو برگردم اخه خیلی سفت شده بود رفتم پایین طبق عادت همیشگی برق راهرو رو روشن گذاشتم در رو نبستم حتی کفش هام رو هم تو نیاوردم چون میخواستم زود برگردم بالا رفتم تو اتاق خواب برقهای خونه رو هیچدوم روشن نکردم همیشه تاریکی برام جذابنره موقه سکس جلو آینه میز توالت وایستادم و سینه هامو با زحمت از توی یقه پیراهن آوردم بیرون و نوک های سفتشو میمالیدم از نگاه کردن به سینه هام سیر نمیشدم خیلی حال میداد شروج کردم به درآوردن سکس نویز آروم که بیشتر برم تو موود بعد لبه تخت نشستم پیراهن رو دادم بالا و آروم همون لبه تخت خوابیدم و با چوچولم از روی شرت بازی میکردم داشتم کم کم میرفتم توی حس که صدای در واحد رو شنیدم انگار باز شد فهمیدم شوهرم اومده تو دلم گفتم اینکه گفته بود نمیاد لابد نظرش عوض شده عمدا یکم صدامو بردم بالاتر که بشنوه و بیاد بکنتم خیلی خوشحال بودم که به موقع رسیده پا هامو جم کرده بودم تو شکمم یه دستم از روی شرت رو کسم بود و یه دستم نوک سینمو بازی میداد حشرم زده بود بالا حس میکردم دمه در اتاق وایستاده و داره از توی تاریکی به کسم که دقیقا رو به روش بود نگاه میکنه خودمو زدم به نفهمی و بیشتر با کسم ور رفتم شرتم خیس بود صدامم یکم بیشتر بردم بالا چشمامو بسته بودم پیشه خودم گفتم ای بابا چرا نمیاد کیرشو بلیسم براش با یه دست شورتمو زدم کنار و با اونیکی دست آب کسمو میمالیدم درش و چندتا ضربه زدم رو کسم دیگه آروم زمزمه میکردم کیر میخوام کیر میخوام تو همین لحظه حس کردم اومد سمتم یهو یه دهن چسپید به کسم وای چه به موقع بود آآآتیشم زدن همونطور که چشمام بسته بود آه میکشیدمو جون جون میگفتم با با زبونش لیس بستنی میزد کسمو بعد زبونشو سفت میکرد میکشید رو چوچولم منم آه آههههه جووووووون میکردم با لبهاش چوچولمو میگرفت با دوتا انگشت میکشید رو لبه های کسم انگشتشو آروم لیزداد تو کسم و شرو کرد آروم گاییدن اونجا بود که انگار برق منو گرفت وقتی دستشو حرکت میداد صدای بند ساعت فلزیش میومد واااای این صدار و میشناختم ای وااای تازه فهمیده بودم این صدای ساعت فریدونه ولی اونقدر شهوتی شده بودم که اگه جای فریدون خر هم بود تکون نمیخوردم بیشتر داغ شدم با انگشتش خوب میگایید و لبهاشو حرفه ای رو چوچوله سفتم تکون میداد منم براش آههه آهههه میکردم حدود ده دقیقه تو بهشت بودم لبهاشو برداشت از رو کسم من همه مدت چشمم بسته بود یه دست روی دهنمو گرفت یکم خودشو کشید روی تخت چشممو باز کردم خودش بود فریدون تو تاریکی خیلی معلوم نبود ولی موهاش آشفته بود و صورتش قرمز لبخند کوچیکی رو لبهای خیس و نیمه بازش بود و چشماششششششش چشمهای جذابش اونقدر شهوتی بود که نمیشد مستقیم نگاهش کرد انگشتشو از تو کسم در آورد من با دهمه بسته یه آه کشیدم سریع زیپ و دگمه شلوارشو باز کرد و همونطور که یه دستش رو دهنم بود شلوارو شورتشو باهم کشید پایین اولین بار تو عمرم بود چنین کیر کلفتی میدیدم شق کرده بود برام کیرشو پیروزمندانه و با افتخار تو دستش به من نشون میداد واقعا افتخارم داشت واسه همین بود دخترا دست از سرش بر نمیداشتن یکی دو بار کیرشو نوازش داد با دستش وقتی دید من از ابتدا هیچ ممانعتی نکردم همون دستی که روی دهنم بود رو گزاشت زیر گردنم و به حالت نشسته لبه تخت برم گردوند خودشم به حالت ایستاده جلوم برگشت قبل از اشاره یا هیچ حرفی کیرشو گزاشتم تو دهنم واااای جا نمیشد که صدای نفس هاش و آه کشیدنهاش خیلی سکسی بود از زیر خایه هاش میلیسیدم تا نوکش زبونمو بازی میدادم رو کلاه کیرش که مسه سنگ سفت بود آآآآه آآآآآآآآآه میکرد منم بیشتر فرو میکردم تو حلقم تبحر خودمو تو ساک نشون میدادم و با دهنه پر لذتمو نشون میدادم با نویز اوووووومممممم اووممممممم یکی دو دقیقه ای بیشتر نشد کیرشو کشید بیرون از تو دهنم کتفمو هول داد که بیوفتم روی تخت پاهامو جمع کرد تو شکمم و زیر رونهامو فشار میداد کیر کللللفتشو گذاشت در ک آروم هل داد تا کلاه من تو عرش بودم میگفتم جووووون آه جوووون کیر میخوام جوووون آهههههههه کشید بیرون دوباره کیرشو تا کلاه فشار داد من آههههه کشیدم آخخخخخخخخخخ آههههههه بعد با سرعت فشار داد تا دسته باورم نمیشد کیر پدرشوهرم ته کسمه خیلی کلفت بود خیلی خیلی کلفت بود واااای چجوری به زور جاش کرد تو کسم آآآآآه دستاشو گذاشت زیر لمبرهای کونم و کسمو کشید بالا و شرو کرد به گاییدن ریتم متوسط ولی ضربه ای میزد تو آسمون بودم حسابی آهه و ناله میکردم آه آه آه جون جون آه آه کلفته آآآآه کللللفته آخ آخ آخخخخ آآآه آه آهههههه جوووون آخ آخ دیدم دارم آتیش میگیرم اونم میکوبید تو کسمو ناله شهوتناک میکرد جووووووون جووووووووونم گایییدم کستو دختر آی جوووووون سرعتشو زیاد کرد صدای خایه هاش که به کونم میخورد صدای شالاپ شولوپ کیرش کلفتش تو کسم که داشت جر میخورد یکی دوباز سینمو زبون زد و نوک سینمو میمکید میگفت آههههه جووووون گاییدمت جووووون گاییدمت جوون چه کسه تنگی جووون من هی ناله میکردم از خودم بیخود شده بودم یه لرزش کوچیک تو کس و چوچولم احساس کردم و یهو با چند تا آخ بلند شدید ارگاسم شدم آآآآخ آآآخ آخخخخخخ چقدر لذت داشت فریدون از حرکت واینستاد من تقریبا داد میزدم ولی کسو کونم تو دستاش و بینه بازوهاش بود کاری نمیتونستم بکنم کیرشو با سرکت بیشتر میزد تو کسم صورتش قرمز شده بود با یه حرکت کیرشو کشید بیرون و با لرزش و آه کشیدن آبشو خالی کرد رو شکم و پیراهنم بعد کنارم تو لبه تخت افتاد هردومون نفس نفس میزدیم سریع جمع کرد رفت تو سرویس بهداشتی زود اومد بیرون و دوید کتشو که دمه اتاق خواب افتاده بود برداشت یه نگاه به من که همونجور ولو و با لنگ بازو کس جرخورده رو تخت بودم کرد یه چشمک زدو با خنده گفت لعنتی و رفت بهترین گاییده شدن عمرم بود تا الان چند بار باهم سکس داشتیم اگه وقت بشه مینویسم براتون نوشته

Date: July 16, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.