هنوز وقتی به یاد اون لز میفتم کسم میخاره

0 views
0%

سلام این اولین داستان منه داستانم بر میگرده به چند سال پیش اون موقع من 19 سالم بود و فقط یه بار از پشت سکس داشتم سر همون ماجرا سکس از کون که البته یه جور تجاوز توسط دوست پسرم بود از مردا متنفر شده بودم من اسمم سمانست الان بیست و سه سالمه بدنم بد نیست اما خیلی سکسی نیستم سایز سینه هام شست و دور کمرم چهل قدم صد و شست پوستمم یه ذره سبزست من یه دوست داشتم به اسم سمیرا اون دختر بدی نبود اما با پسرا زیاد دوست میشد بدنشم خیلی خوب بود سینه های درشت و بزرگ باسن برجسته یه بار برام تعریف کرده بود که پردشو دوست پسرش زده بود و از اون به بعد دیگه خیلی راحت سکس میکرد با دوست پسراش منو سمیرا بعضی وقتا با هم شوخی دستی میکردیم منو سمیرا دوستای خوبی شده بودیم یه روز بهم زنگ زد گفت سمانه کجایی گفتم خونه گفت الان باید ببینمت گفتم چرا زد زیره گریه گفتم بیا خونه من تنهام تا چند ساعت دیگه اومد خونمون حالش زیاد خوب نبود تا اومد داخل بغلم کرد و شروع کرد گریه کردن نشوندمش رو صندلی رفتم براش آب آوردم زنگ زدم مامانم گفتم که سمیرا اینجاست اونم گفت باشه منو باباتم تا یک ساعت دیگه میرسیم خونه رفتم پیش سمیرا نشستم گفتم میشه بگی چی شده برام تعریف کرد که با دوست پسرش قرار سکس داشته وقتی رفته خونه دوست پسرش دیده که با چهار تا از دوستاش مست تو خونه منتظر اونن بعد هر چهار تاشون بهش تجاوز میکنن اونم یه راست از اونجا اومده بود خونه ما بهش لباس دادم گفتم بره دوش بگیره رفت حموم تو حموم بود که مامانم و بابام اومدن مامانم سراغ سمیرارو گرفت گفتم حمومه سمیرا اومد بیرون مامانم از بیرون پیتزا گرفته بود خوردیم سمیرا میخواست بره خونه نزاشتم گفتم شب بمون فردا برو کجا میخوای بری با این حالت زنگ زد به مامانش گفت که شب میمونه پیش من شب اومد تو اتاق رو تخت پیش من خوابید یه کم با هم صحبت کردیم و خوابیدیم صبح از خواب پا شدیم رفتیم بیرون سمیرا رفت خونشون منم اومدم خونه اون موقع تازه با این سایت آشنا شده بودم و فقط داستاتارو میخوندم و فیلم از اینترنت دانلود میکردم یه بار یه فیلم خود ارضایی دانلود کرده بودمو از روی اون فیلم برای اولین بار ارضا شدم تازه میفهمیدم سکس چه حالی داره بعدا چند روز بعد یه فیلم خودارضایی با دیلدو دیدم میخواستم همون کارو با هویج انجام بدم اما پرده داشتم یه بار یه فیلم لزبین دیدم که بعد اون فیلم واقعا از مردا متنفر شده بودم و به زنا علاقه بیشتری پیدا کرده بودم خیلی دوست داشتم لز تجربه کنم اما میترسیدم که به کی پیشنهاد بدم و چجوری پیشنهاد بدم به فکر سمیرا افتاده بودم چون اون بعد اون اتفاق از پسرا متنفر شده بود خیلی حشری بود یه روز مامانم و بابام رفته بودن کرج به مامانبزرگم سر بزنن و قرار بود که شب بمون منم زنگ زدم سمیرا گفتم بیاد خونمون که هم شب تنها نباشم هم نقشمو عملی کنم بعد رفتم دوش گرفتم و موهای کسمو زدم ساعت هفت بود که اومد خونمون لباساشو درآورد و زیر مانتوش یه تاپ مشکی پوشیده بود و یه ساق مشکی من وقتی سی نه هاشو دیدم یاد اون فیلما افتادم و حشری شدم اما جلو خودمو گرفتم نشسته بودیم و داشتیم چیپس میخوردیم و ماهواره نگاه میکردیم من زدم یه شبکه سکسی بعد گفتم آخ هواسم نبود زدم رفت که برگشت گفت نه بزن قشنگه که من زدم و داشتیم نگاه میکردیم یه زنه بود که هی سینه هاشو تکون میداد من خیلی حشری شده بودم و دیدم داره منو نگاه میکنه من رفتم سمتش لباشو بوس کردم اونم همکاری کرد باورم نمیشد منو سمیرا رو مبل داشتیم لب میگرفتیم و هم دیگرو میمالیدیم سمیرا دستشو برد زیر شلوارک منو کسمو از رو شرت میمالید خیلی داغ بودمو کسم خیس خیس بود منم مثل فیلما شروع کردم تاپشو درآوردن سینه هاش خیلی بزرگ بودن سوتینشو باز کردم وای چی میدیدم دوتا سینه بزرگ و گوشتی نوکشو لیس زدم و کردم دهنم اونم شلوارکمو در آورد بعد شرتمو در آورد و شروع کرد به مالیدن کسم من دیگه آه آه بلند شده بود صدام کل خونه رو پر کرده بود سرمو از رو سینش زد کنار رفت شروع کرد کسمو خوردن منم ساق و شرتش و در آوردم و شروع کردم کسشو مالیدن کسشو آورد رو صورتم حالا دیگه به حالت 69 بودیم من داشتم کس اونم لیس میزدم ومیخوردم اونم داشت کس منو میخورد دیگه جفتمون داشتیم جیغ میزدیم از شهوت من یه جیغ بلند زدمو ارضا شدم خیلی حس خوبی بود تاحالا اینجوری ارضا نشده بودم بیحال شده بودم اما سمیرا مونده بود رفتم روشو شروع کردم به خوردن کسش بعد چند دقیقه ارضا شد بعد دوتایی بیحال افتادیم رو هم بعد از اون شب بازم با حم لز داشتیم هنوزم با هم هستیم من الان پرده ندارم و با هویج و دیلدو لز میکنیم با هم اگه نظراتتون خوب باشه داستان بقیه لزامم میزارم خداحافظ نوشته

Date: August 23, 2018





Leave a Reply

Your email address will not be published.