پسری که ABDL بود

0 بازدید
0%

من اسمم سمانه است سی سالمه و بخاطر بچه دار نشدن شوهرم منو پنج ساله طلاق داده منم بعد طلاق با کارم ازدواج کردم و دیگه به ازدواج فکر نمیکنم من تو داروخانه قسمت بهداشتی کار میکنم حدودا یک سال پیش یه پسر تقریبا 18 19 ساله هر چند وقت به چند وقت میومد میموند سرم خلوت بشه و پستونک یا شیشه شیر و سرشیشه و پوشک بزرگسال میخرید اوایل واسم عادی بود ولی بعدش بهش شک کردم آخه یه جوری بود انگار واسه خودش میخواد تصمیم گرفتم بفهمم چه خبره یه روز که اومده بود داروخانه پستونک و شیشه بخره ازش پرسیدم چقدر واسه بچه پستونک و شیشه میخری واسش خوب نیست بچه خودته گفت نه گفتم نکنه واسه خودت میگیری صورتش قرمز شد و از در رفت بیرون منم دنبالش رفتم بیرون پشت سرش رفتم کوچه کنار داروخونه خونشون بود داشت میرفت تو صداش کردم گفتم چرا قهر کردی منظوری نداشتم گفت بیا تو رفتم تو خونش منو برد تو اتاقش تعجب کردم یه اتاق بچه بود تو کمد بچه پز از شیشه شیر و پستونک بود گفت منو مسخره نکن من هستم گفتم یعنی چی گفت میل به پوشک شدن و پستونک و شیشه شیر دارم البته نه همیشه بخاطر همین از پدر مادرم جدا زندگی میکنم بابام خرجو میده و من هر وقت بهشون سر میزنم دلم از موقعی که شما رو دیدم هر وقت میام ازتون شیشه یا پستونک میخرم تصور میکنم شما داری نوازشم میکنی و بهم شیر میدی واسه همین زود به زود میومدم داروخونه یه لحظه احساس مادر بودن کردم و بغلش کردم گفتم اسمت چیه گفت دانیال 20 سالمه گفتم من از امروز میشم مامانت گفتم لباساتو عوض کن پوشکت کنم بعد بهت شیر بدم دیدم خجالت میکشه شلوارشو کشیدم دیدم یه کیر کوچولوی ختنه نشده داره گفتم وای تو ختنه نشدی گفت آره پوشکش کردم در کندشو باز کردم پر پستونکو و شیشه شیر بود یه پستونک گذاشتم دهنش پرسیدم شیر میخوری سرشو تکون داد گفت تو یخچال هست از تو کمد شیشه شیر برداشتم و شیر ریختم توش پستونکو از دهنش در آوردم و بهش شیر دادم با لذت منو نگاه میکرد انگار به آرزوش رسیده بود شیرش که تموش شد دوباره پستونک گذاشتم دهنش گفتم بخواب از فردا هر روز میام پیشت الان دوساله همش باهاشم و شده پسر کوچولوی خودم به اصرار من یکماه پیش بردمش دودولشو ختنه کردم دنی جون خودمو همه جای جهان چنین کسایی پیدا میشن همشم از کمبود محبت تو کودکی شروع میشه نوشته سمانه

Date: June 29, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.