پشیمانی از سکس با همکلاسی

0 views
0%

سلام اولین بارمه مینویسم پس اگه بد شد ببخشید من اسمم رضا هستش اسم ها عوض شده قدم ۱۸۲ و ۷۰ کیلو ام کلاس ششم ک بودم با بد بختی و ب سختی مدرسه نمونه دولتی قبول شدم اونجا یه پسر بود ب اسم علی اون یه پسر با قیافه یه کوچولو دخترونه بود ابرو پیوندی علی یه پسر مغرور و لارج بود و از همون کلاس ۷ با بقیه فرق داشت واسم ۲ سال گذشت و آخرای مدرسه بود ک من ب سرم زد یه کم رفاقتمو با علی بیشتر کنم یه مدت همش این ور اون ور باهاش بودم که شمارشو گرفتم و رابطمون دیگ خیلی صمیمی شده بود و من بقیه رفیقامو کلا بیخیال شده بودم یه روز بهم پی ام داد ک بیکاری گفتم اره چطور گفت ک تنها خونس و ازم خواست برم پیشش ساعتای ۲ ظهر بود منم گفتم الان ک نمیشه ولی اگه تا ۵ و اینا تنهایی اون موقع میام ک بحثو سکسی کرد خیلی کم پیش میومد حرف زشت و این چیزا بگه همش میگفت میخواد منو بکنه منم فکر میکردم شوخی میکنه با خنده جوابشو میدلدم و الکی میگفتم اگه کردی یواش بکن و این حرفا ک گفت رضا داشتم شوخی میکردم و بسه منم ادامش ندادم ۲ هفته گذشت و باز شروع کرد ب اون حرفا رو زدن ولی این بار تاکید داشت که واقعی حرف میزنه کم کم فهمیده بودم از اون ادماس ک اگه حشری شه کلا رفتارش عوض میشه انگار مست میشد و بهم گفت خونتون خالی شد بگو بیام منم چون یمورایی دوسش داشتم و نمیتونستم رو حرفش حرف بزنم اول یه کم ناز کردم و بعدش قبول کردم ساعتای ۶ پی ام داد ک خونشون خالیه منم زود پریدم رفتم خونشون وقتی در رو باز کرد میشد شهوت رو تو چشماش دید ولی من اصلاا حشری نیودم چون پیاده هم رفته بودم خسته بودم تا در رو بستم دستشو گزاشت رو کیرم ولی من شق نکرده بودم گف چ کوچیکه منم دست زدم دیدم مثه سنگ سفت شده کیرش گفت درش بیار گفتم واسه من شق نیس تو در بیار ک زود کشید پایین و کیرش از من بزرگ تر بود منم گفتم بزار شق شه در میارم ک اصرار کرد و منم اون کوچولو رو ک البته هنوز بزرگ نشده بود در اوردم و گفت این چیه گفتم عزیز دلم راست نیس چیکار کنم بعد همونجا تو راه رو نشستیم اگه مارو تو راهرو میدید جرمش کمتر بود شروع کرد ب مالیدنم منم مثه کیر داشتم نگاش میکردم ک گفت شوالت رو در بیار منم گفتم تو اول یه کم بحث کردیم گفت بیا بریم تو گفتم بریم یه کم عمدا طولش داد ک من از جلو برم و یه کم انگشتم کرد و رفتیم تو شلوار هامون رو ک در اوردیم یهو پرید پشتم و کیرشو گزاشت رو سوراخم گفتم کص کش چ گوهی میخوری ک گفت دراز بکش منم دراز کشیدم و رفت یه دستمال اورد و شروع کرد ب مالیدن تا میخواست بکنه توش فرار میکردم ک فهمید قرار نیس تو سوراخ بکنه یه کم لاپایی زد تا ابش اومد وقتی پا شد بره دستشویی من دیدم هنوز راس نکردم یه جورایی هنوز هم دوس نداشتم من با اون حال کنم چدن تو این مدت رفاقت خیلی ها میگفتن واسه بچه بازی و این حرفا باهاش دوست شدم منم بدم میومد وقتی برگشت بهم گفت تو میری جق میزنی ک منتطر بود بگم بخواب نوبت منه ولی من گفتم من تو خونه جق زدم واسه همینم راس نمیشه بعد یه کم دیدم شهوتش خوابید باز مثه قبل شد و همش میگفت اشتباه کردیم و این حرفا و معلوم بود خیلی عداب وجدان گرفته وقتی رفتم بیرون پی ام داد ک کلا بیا دربارش حرف نزنیم و دوستیمون مثه قبل باشه فرداش رفتم دنبالش باهم بریم امتحان یه جوری بودیم انگار خجالت میکشید حرف بزنه باهام کونمون گذاشته بود ناراحتم بود از امتحان ک برگشتیم پی ام داد ک بیا کلا باهم حرف نزنیم و این حرفا منم خیلی منت نکشیدم حالا از اون موقع هنوزم خیلی افراطی اون پسر رو دوست دارم و همش دنبال یه بهونم ک باهاش اشتی کنم بعضی وقتا هم از خودم میپرسم ک عایا همجنس گرام یا نه اگه میشه یه کم راهنمایی کنین مرس نوشته

Date: November 16, 2018





Leave a Reply

Your email address will not be published.