کبرا خانوم

0 بازدید
0%

سلام هفده سالم بود که به خاطره وضع بد مالي مجبور شديم تو يکي از محله هاي پايين شهر خونه اجاره کنيم يه خونه سه طبقه بود که طبقه دومش و ما اجاره کرديم طبقه اولشم يه سوپر بود يه هفته اي ميشد که ساکن شده بوديم پدر مادرم هروز صبح زود مي رفتن و شب دير وقت ميومدن يه روز تابستون حدوداي ظهر بود تو اتاقم دراز کشيده بودم ديدم يه صدايي مياد به گوشه اتاقم که نزديک ميشدم صدا واضح تر ميشد صداي آقا مجيد صاحب مغازه بود گوشه فرش و گرفتم زدم کنار ديدم رو زمين يه دريچه فلزي است يه سوراخ به اندازه يه سکه هم روش بود از سوراخ نگاه کردم ديدم آره مغازه آقا مجيد که قشنگ پشت دخلش قرار دارم تو مغازش پر جنس بود و پشت دخل و هيچ کس نمي تونست ببين يه وي سي دي هم گذاشته بود با تلويزيون که باهاش موزيک گوش ميداد داشتم همين جور ديد مي زدم که ديدم کبري خانوم زن آقا مجيد اومد پشت دخل انگار براش نا هار آورده بود اونا دو تا بچه داشتن يکه يکيش ده سال و يکي سيزده سال داشت کبري يه زن سي و هفت ساله بود مغازه که خلوت شد کبري خانوم يه زير انداز انداخت ناهار آورد که با هم بخورند روسريش و که برداشت من قفل کردم يقه مانتوش باز بود و قشنگ چاک پستوناش معلوم بود پستوناش خيلي درشت بود منم که اين صحنه رو ديدم دستم و گذاشتم رو کيرم هي کيرم و ميماليدم ديدم مانتو شو در آورد داشتم ديونه ميشدم فقط يه تاپ تنش بود سوتينم نبسته بود نوک پستوناش از روي تاپش معلوم بود وقتي راه ميرفت پستوناش بالا پايين ميشد يه دامن مشکي بلند پوشيده بود خيلي پارچه شلي داشت قشنگ کون گرد و گندشو مي تونستم ببينم يه چاک تا زانو داشت که وقتي پاهاش از هم فاصله ميگرفتن ساق تپلش که با يه جوراب مشکي نازک سکسي تر شده بودن رو ميشد ديد من ديگه قاطي کرده بودم کرم و برداشتم ماليدم به کيرم و جق ميزدم غذا آورد وقتي دولا شد غذا رو بزار زمين دامنش رفت لاي کونش و هر لپ کونش که به اندازه يه توپ بسکتبال بود نمايان شد وقتي نشست چهارزانو نشست دامنش و تا وسطاي رون داد بالا خيلي پاهاي تپل و گوشتالودي داشت مخصوصا با اون جوراب ها که ديگه محشر شده بود پستوناي گرد و گندشم که داشت تاپش و پاره مکرد داشتن غذا مي خوردن که يه ذره از غذا ريخت رو پستوناي کبري خانوم دستمال وبرداشت تاپ شو داد پايين يکي از پستوناش کامل معلوم بود همين داشت تميز ميکرد از شهوت زياد آبم زد بيرون اون هي پستونشو ميماليد و تميز ميکرد منم هي با ديدن اين صحنه ها حشري تر ميشدم اون روز توي اون دو ساعتي که کبري اونجا بود سه بار جق زدم شب هم هي يادم ميوفتاد يه هفته اي بود که از اين جور صحنه ها ميديم ديگه انقدر جق زده بودم از خودم بدم اومده بود. پيش خودم گفتم چطور ميشه اين کبري رو کرد ؟؟؟؟؟؟ داشتم فکر ميکردم ديدم تنها راهش تهديد کردن ، ولي يه چيزي بايد جور ميکردم که بتونم اين کارو بکنم ، که فهميدم ، يه دوربين ديجيتال که فيلم هم ميگرفت داشتم ، با اون فيلم ميگريم ، ساعت يک ظهر بود ديدم کبري اومد ولي خيلي سکسي تر به نظر ميومد اومد پشت دخل ديدم آقا مجيد رفت در مغازه رو بست پشت دخل کبري مثل اون روز همون لباس هارو پوشيده بود و دولا شده بود داشت غذارو از تو نايلون در مياورد ديدم آقا مجيد برگشت دستش جلوي کيرش بود همون جوري اومد طرف کبري دامنش و زد بالا ديدم کيرش که شق شق شده بود و کرد تو کس کبري خانوم خيلي کونش گنده سفيد بود با هر تلنبه آقا مجيد کون کبري چنان ميلرزيد که انگار توش ژله ست من کپ کرده بودم خودم هم همونجور که فيلم ميگرفتم لخت شدم از ديدنيه سکس زنده حال ميکردم کبري خانوم هم با اون لهجه شهرستانيش هي ميگفت آخ آروم تر مجيد ، مجيد هم مثل ديونه ها دست انداخت تاپ شو کشيد پايين پستوناي کبري دو تاشم افتاد بيرون با دستاش پستوناي کبري هي ميماليد دو دقيق که گذشت کبري گفت مجيد بيا اين سي دي رو بزار مثل اينا هر کاري کردن ما هم بکنيم ، زير انداز انداختن همون جور نشستن فيلم شروع شد اول زن ساک زد کبري هم همينطور کير آقا مجيد گرفته بود و ساک ميزد آب دهنش هي از بالاي کير مجيد مي ريخت تا به تخماش مرسيد کبري هرت مکشيد تو دهنش بعد مرد کس ليسي کرد باورم نميشد اين شهرستاني ها اينقدر وارد باشن آقا مجيد کبري رو خوابوند دامنش داد بالا بعد از نوک انگشتاي کبري شروع کرد ليس زدن بعد رفت روي ساقش بعد ماهيچه هاي تپل کبري رو ليس ميزد از پهلوي داخلي روناي کبري ليس زد تا رسيد به کسش هميشه فکر ميکردم سياه باشه ولي کاملا اشتباه کرده بودم يه کس صورتي خوشگلي داشت که آب از لب و لوچم آويزون شده بود لبه هاي کسش و با دهن ميک مزد هي چوچوله هاي کبري رو بين لباي خودش سُر ميداد کبري هم هي آخ و اوخ ميکرد در همين حالم پستوناي درشت کبري رو با کف دست ميماليد زبونشو همون جور سُر داد تا رسيد به پستوناي کبري جون نوکشو هي بازبون قلقلک ميداد يا ميمکيد بعضي وقتا هم يه گاز آروم ميگرفت بعد نشست رو شکم کبري کيرش و گذاشت لاي پستوناش کبري هم پستوناشو به هم چسبونده بود مجيدم تلنبه ميزد بعد مجيد نشست رو يه جعبه نوشابه کبري دوزانو نشست جلوش کير مجيد کرد لاي پستوناش کير مجيد تا از بالاي پستوناي کبري ميزد بيرون کبري جون يا ليس ميزد يا ميک ميزد من ديگه داشتم ميمردم که آبم اومد بعد کبري پا شد با کس نشست رو کير آقا مجيد تلنبه زدنا هي تند ميشد پستوناي کبري جونم تکوناي شديد تري ميخورد مجيد همون جوري کبري رو حل داد روزمين کيرش که در اومده بود و کرد تو کسش لنگاي کبري رو داده بود بالا و با دوتا دستاش جفت پاهاي کبري رو از وسطاي روناي گوشتالوش بغل کرده بود و چنان تلنبه ميزد که کبري از زور شهوت دستاي خودش و گاز ميگرفت هي مجيد تلنبه ميزد هي پستوناي کبري شديدتر تکون ميخوردن هر از گاهي لباي کبري رو ميخورد پستوناشو بادست محکم ميماليد من دوباره راست کردم تو همين هين کبري چشاش بسته شد يه آهي هم کشيد که داشت آبم ميومد کبري ارضا شده بود، بعد آقا مجيد کيرشو در آورد وايستاد جلوي کبري ، کبري هم با اون پاهاي تپلش که همون جوراب هاي مشکي بلند نازک سکسي پاش بود و يه برق خاصي رو ،روش ميشد ديد براي مجيد جق ميزد مجيد هيچ کاري نميکرد کير آقا مجيد بين کف پاهاي کبري که هي عقب جلو ميشد بود تا آبش اومد کبري هم با ديدن آب مجيد هي آخ اوخ ميکرد ميگفت جوووووون بريز روم اونم تمامشو ريخت رو شکم و پستوناي کبري ، منم براي دومين بار آبم اومد داشتم قش ميکردم بدم لباس پوشيدن و من تا دو روز فقط فيلم شونو نگاه ميکردم اون روزا آقا مجيد ظهر به بعد ميرفت با موتور کار مي کرد وکبري در مغازه وايميستاد تا عصر يه روز ظهر سي دي شونو برداشتم رفتم پايين فقط کبري بود رفتم سلام عليک کردم صدام ميلرزيد نمي دونستم چه اتفاقي ميوفته سي دي در آوردم گفتم کبري خانوم من دستگام خراب اين سي دي رو برام تست مي کني گفت آره بيا خودت نگاه کن خيلي خلوت بود رفتم پشت سي دي رو گذاشتم کبري رو صدا زدم الکي گفتم اين چي جوري ميره جلو من بلد نيستم اومد دو وجبي جلوي من رو به تلويزيون زد جلو بعد شروع زد تنها کاري که کرد فقط خشکش زده بود دقيقا همونجا بود که کير تو کسش بود خودشم خوابيده بود صورتش قشنگ معلوم بود سريع گفتم تو که دوست نداري اين تو کل محل پخش بشه برگشت هم عصباني بود هم ترسيده بود هم گريه ميکرد گفت خيلي حروم زاده اي من بهم بر خورد دستم و گذاشتم رو پستوناش گفتم نشنيده ميگيرم الان مغاز رو تعطيل ميکني گفت تو خواب ببيني دستم از رو پستوناش زد کنار من گوشيم و در آوردم شماره مهدي دوستم رو گرفتم گفتم مهدي يه سي دي سوپر دستم ايراني اتفاقا براي يکي از زناي محل خريداري رو آيفن بود مهدي گفت آره با زن تو فيلمشم خريدارم ديدم کبري رنگش پريده گفتم باشه من بهت زنگ ميزنم کبري گفت اينجا نميشه گفتم باشه تو تو مغازه بمون من خودم رديف ميکنم رفت توي اتاقم با هزار زحمت دريچ رو باز کردم اون يه چهار پايه بزرگ گذاشت کشيدمش تو اتاقم گريه نمي کرد مانتو شو در آوردم زيرش يه سوتين بنفش پوشيده بود گفتم فکر کن من مجيدم دوست ندارم کم کاري کني کيرم ميماليد شلوارشم در آوردم گفتم اول ساک ميزني بعد لا پستوني کس کش انگار جنده بوده چنان حرفه اي ساک ميزد که آبم اورد گفتم تا قطره آخرش و بايد برام بخوري اونم از روي اجبار خورد با همون دهن آب کيري گفتم حالا انقدر بزن تا راست شه ده دقيقه اي کيرم و راست کرد بعد پنج دقيقه لا پستوني بقيش تو کس ميکردم دو باره آبم اومد بد بخت خسته شده بود پاشدم گفتم با پاهات چنان بايد برام جق بزني که از دفعه قبل زود تر راست شه که همونم شد گفتم از کون ميخوام بزارمت گفت نه نه حلش دادم دمر خوابوندمش بزور سوراخشو پيدا کردم کردم تو يه جيقي زد که داشتم کر ميشدم هي التماس ميکرد منم بد تر حشري ميشدم ديگه آبم تموم شده بود تندش کردم تا ارضا شدم بعد اون ازش ميخواستم که لباساي مورد علاقم بپوشه منم ديگه باهاش مهربون صحبت ميکردم الان با هم خيلي رفيقيم اون روز ميگفت من تو رو مثل مجيد دوست دارم آقا مجيدم که دگه کارش کم شده بود تو مغازه زياد ميموند کبري ناهار که مياورد مجيد ميفرستاد نون بگيره در مغازه رو ميبست من کيرو از دريچه ميدادم بيرون اون برام ساک ميزد هر وقتم تو مغازه سکس ميکنه با صداي بلند تر آخ و اوخ ميکنه ميدونه من خوشم مياد يه بارم رفتم خونشون تو حموم سکس کرديم

Date: فوریه 18, 2018