کریم و یاسمین تک خواهرم

0 views
0%

داستانی که میخوام تعریف کنم مربوط به تنها خواهرمه ما تو یه خانواده 4نفری تهران زندگی میکردیم اسمم کریمه و 30 سالمه به خواهرم دارم یاسمین که 24 سالشه اگه نمیگید دروغه باید بگم یاسمین قدش 165ه وزنش 48 چشمای عسلی زنگ پوست و بدنش سفید سینهاش هم 70 البته قبل اینکه بره ایتالیا وقتی 18 سالش بود یه خاستگار داشت که میخواست با خوابم ازدواج کنه و واسه زندگی برن ایتالیا بر خلاف تمام مخالفتهای پدر مادرم بخاطر موقعیت اجتماعی بابام آخر مجبور به رضایت ازدواجشون تن بده یه مراسم مختصر گرفتن و رفتن ایتالیا رم بعد 2سال هواپیمایی که بابام و مامانم از اصفهان برمیگشتن سقوط کرد هر جفتشون فوت میکنن هرچی سعی کردم با یاسمین تماس بگیرم و بگم بهش نتونستم پیداش کنم چون ظاهرا از اونجا رفته بودن آخرین خبری که ازش داشتیم مال 4ماه پیش بود که 4ماه هه حامله بودش بگذریم 2سال پیش یه نمایشگاه ماشین تو تخت طاووس تهران زدمو کار کاسبی خوب بود پنج شنبه بود اشتباه نکنم دی ماه بود بارون می اومد رفتم خونه داشتم شام درست میکردم که آیفون زنگ خورد رفتم نگاه کردم یه دختره دم در بود گفت منزل آقای نوذری گفتم بله گفت ببخشید میشه چند لحظه بیاید دم در رفتم پایین اول نشناختمش خدای من یاسمین بود از ماشین فرودگاه حدس زدم کلا عوض شده بود پوستش رو سولار کرده بود قدش بلند شده بود سینه ها و باسنش رو پروتز کرده بود گونه گزاشته بود و اینا گفت کریم یه خبر از تنها بجنون تو بابا اینا نباید بگیرید بله گاوم زاییده اونم 2قلو حالا کی میخواد جریان بابا اینا رو بگه ساک هاش رو برداشتم اومدیم تو باهم شام خوردیم و سراغ مامان رو گرفت با سلام و صلوات براش تعریف کردم بغضش ترکید اومد بغلم شروع کرد به گریه کردن آرامش کردم گفتم دییوث چیکار کردی با خودت بابا مانکن ندزدند گفت بیخیل داداش یه سیگار روشن کرد گفتم راستی چرا بدون شوهر بچت اومدی اونا کجان گفت کریم داداش دست رو دلم نزار جداشدم ازش واسه چی شوخی میکنی بچه ت چی گفت حرکت زاده پامون که رسید رم با دوستش و دوست دخترش رفتیم تو یه خونه بعد یه مدت برگشت به زنش میگه یاسمین 4تایی که زندگی میکنیم دوست دارم میخوام باهم 4تایی شبا سکس ضربدری بکنیم میفهمی به تازه عروس 18 ساله بگن یعنی چی گفتم نگه از رو جنازم ردشی نتونستم زیاد مقاومت کنم من و داد زیر رفیقش و خودش اون دختره هرزه رو انتخاب کرد چاره ای نداشتم داداشی دختر جون تنها تو غربت بی کس تحمل میکردم تا زد و حامله شدم فهمیدم معتاد شده و بچه م هم از طریق سکس معتاده مجبور شدم سقطش کنم خواستم طلاق بگیرم برگردم پاسپورت و مدارکم رو نابود کرد شدم یه آدم بی هویت جنسم جور بود آخه دیگه جایی واسه خوابم نداشتم به اجبار مجبور بودم دست به بزنم بیخیال مهم نیس مهم اینه الان پیش حامی م هستم فداتشم گفتم میخوای برو تو اتاق مامان اینا بمون و بخواب اونجا اگه راحتی پاشو لباس عوض کنه وسط سالن مالتوس رو درآورد زیرش یه سوییشرت تنش بود زیرش یه تاپ نیم تنه با یه شلوار استرش تنگ خیلی عادی جونم لباساش رو درآورد و با شورت توری مشکی و سوتین نارنجی واستاد از ساکش یه لباس خواب درآورد تنش کرد رفت رو تخت دراز کشید تا الان اینطوری یاسمین رو بهت ندیده بودم بدنش فوقالعاده سکسی و رو فرم بود وسط کمرش یه ابلیس تتو کرده بود بالای کونش هم یه پروانه زده بود نافش رو هم سوراخ کرده بود به جورایی بد شهوتم زدش بالا به قهوه براش بدون تو اتاق داشت سیگار میکشید بهش گفتم آجی خوبه تو دنیا 1 داداش بیشتر نداری سوغاتی چی واسه داداشت اوردی گفت دورت بگردم داداشی آوردم تو ساک سفیده س برو بردار واسم یه گوشی و ساعت و چند دست تیشرت و اینا آورده بود برداشتمشون زیر تیشرت ها یه چیزی دیدم چهارشاخ گاردون بریدم یه دونه کیر مصنوعی نسبتا بزرگ ژله ای تو ساکش بود برداشتمش رفتم تو اتاق گفتم آجی راجب داداشت چی فکر کردی که این رو واسم آوردی با یاسمین شوخی دارم برگشت گفت کریم بهت گفتم زندگیم رو که چه بلایی سرم اومد واسه یه جایی خواب و 1 ذره غذا مجبور شدم برم خونه تیمی و زیر هر آشغال آفریقایی و عرب میخوابیدم که تا زندگی کنم غریبه که نیستی وقتی اونقدر که بتونم بلیط و بگیرم و مدرک جعلی درست کنم که بتونم برگردم دیگه قید اونکارارو زدم ولی چون طبعم هات و داغه واسه اینکه جسمم رو به هر کثافتی ندم این رو گرفتم که کارم راه بیوفته به نظرت هر کسی ارزش این رو داره که این بدن خواهرت رو بخواد لمس کنه گفتم این که من دیدم هیچ کسی ارزشش رو نداره گفت دیووث بسه زبون نریز داشتم میرفتم بیرون گفتم یاسمین ولی باز گوشتیش و طبیعیش یه چیز دیگس تا این گفت چرا قرار میکنی بیا جوابت رو بدم برگشتم گفت شک نکن گوشتیش 1چیز درگز بشرطی که نمی که 6سال تو اروپا انواع و اقسامش رو ارضا کردم بتونه ارضام کنه سراغ داری واسم گفتم شانس آوردی داداشتم اگه برادرت نبودم بهت میگفتم نشست رو تخت گفت بیا 1لحضه نشستم لب تخت سرش رو گذاشت رو پام گفت کریم از چی میترسونیم من هرچی واسه ازدست دادن ندارم فک کن داداشم نیستی آخه تو بکنی بیا ببینم چندمرده حلاجی گفتم یاسی این شوخیه یا پیشنهاد سکس باهم جدیه گفت جدی میگم اگه تو خودت میبینی که میتونی یه دختره که سکس کردن رو اروپایی انجام میده رو میتونی ارضا کنی پاشو برو دوش بگیر بیا بوده بودم که داره داداشش رو امتحان میکنه یا جدا میخواد باهم سکس کنیم گفتم باشه ولی خودت خواستی رفتم حموم و کلا بدنم رو با ماشین زدم اومدم تو اتاقش گفت در رو ببند کیفش رو آورده بود رو تخت لباس خوابش رو درآورده بود و با همون شورت و سوتینش دراز کشیده بود رفتم بغلش گفت بزار آقای بکن چندتا چیز رو بگم بهت اینجا وقتی با دوست دخترت یا فک و فامیل میخوای سکس کنی اصولا عاشقونه انجام میدی درسته که معمولا لب بازی از چیزای اندیشه بعد معمولا کس و چوچول و غیره رو میخورن تا اول یبار طرف ارضا بشه بعد شروع به کردن میکنن ولی تو سکس حرفه ای کسی لب نمیخوره و دختر رو اونطوری ارضا نمیکنه معمولا سکس حدودا خشن ه سریع انجام میشه و کاری به ارضا شدن من نداری وقتی ساک زدم واست کیرت سیخ شد هر پوزیشن و مدلی میخوای بگو بشم و تو فقط بکن و تا ارضاشی اگه تا ابت بیاد تونستی ارضام کنی که میشم بردت تا روزی که نخواب منو پس بزنیم اگه نه امشب رو کلا از ذهنت پاک میکنی حله گفتم باشه از کیفش 1 اسپری مشکی درآورد سرش رو کرد تو کسش و یخورده اسپری زد گفتم تاخیریه گفت نه خودت میفهمی اومد روبرویم نشست سوتینش رو درآورد کیرم رو گرفت دستش شروع کرد به سک زدن کیرم و لیس زدنش واقعا حرفه ای ساک میزد کیرم عین سنگ شده بود برگشت گفت کریم خودمونیم کیرت بزرگ و کلفته ها انتظار این کیر رو نداشتم خب چطوری میخوای خواهرت رو بکنی گفتم خم بشه حالت سگی رفتم پشتش کمرش دیونه میکرد ادم رو از پشت کیرم رو گذاشتم لای ازش چند تا ضربه با سر کیرم به سوراخ کسش زدم و کیرم رو کردم توش باورم نمیشد ازش تا این حد تنگ باشه که خایه کردم توی کسش و با یه دست موهای خرماییش رو گرفتم دستم و با دست راستم کمرش رو میمالیدم شروع به تولومبه زدن تو کسش کردم کم کم داشت ااااه و ناله های یاسمین شروع میشد سرعت تولومبه زدنم رو اول کم تر کردم ولی فشارش رو بیشتر کردم حس کردم کیرم داره تو کسش شل میشه گفت مال اسپری س تولومبه نزنی کیرت میخوابه شروع کردم به محکم تو کسش تولومبه زدن صدای ضربه زدنام به کپل های کونش دیونم کرده بود کون بزرگ و گرد ووووای یاسی میگفت اره بکککککن محکمتر جووووون اینه همه کردنت بهم بر خورد موهاش رو کشیدم عقب و بافشار تا ته تو کسش تولومبه میزدم گفت حالا شد اینه کیرم رو از ازش درآوردم گفتم میخوام ایستاده بگو من ت ا شاخ نشی گفت پس واستا یه شربت اورد 1فاشق بعد داد گفت بخور تا بگم بهت به پاش رو گذاشت رو صندلی از پشت کردم با یه حرکت تموم کیرم رو تو کسش وحشیانه تو کسش تولومبه میزدم و سینهاش رو فشار میدادم بلند میگفت جووووون بککککن جرم بدددده وووووای تند تر بکن دیوث با دستش چوچولش رو میمالید منم بدجوری داشتم میکردمش گفت داداش هروقت حس کردی داره این میاد قبلش بگو بهم نیمساعت که حسابی ندیدمش داشت ابم میومد بهش گفتم گفت کیرت رو درار خوابید رو تخت پاهاش رو سمت شونه های خودش جمع کرد گفت بیا روبروم نخواب خیمه بزن بگو تو کسم داداشی نترس رحمن رو درآوردم با خیال راحت بپاش تو ش که ابت رو میخوام کریم رو همونطوری کردم تو کسش و تولومبه زدن 7 8 دقیقه که کردمش ابم داشت میومد کل ابم رو ریختم تو کسش کیرم رو درآورد بیرون از کمر کیرم گرفت دستش شروع کرد تند تند سر کیرم رو فقط میکرد لای کسش و چوچولش سر کیرم هی مالیده مرد به چوچول و لای کسش و چند بار تو سوراخش که هم از کیر من هم از کس خواهرم همینطوری شروع کرد به پاشیدن و اومدن اب جفتمون حس بهم داد که تا الان تجربه نکرده بودم انگار وقتی ارضا میشی اون لذته که زود تموم میشه 4 5 دقیقه بهت حال بده و ابت همینطور بیاد بازی دیونه وار ااااه و نااااله میکرد میگفت اب میخوام ابت رو بریز روم از اون به بع د عین زن و شوهر باهم داریم زندگی میکنیم و پرده خواهر برادری را از بینمون برداشتیم نوشته

Date: March 12, 2020





Leave a Reply

Your email address will not be published.