کون اتفاقی

0 بازدید
0%

تو یه دوره ۴ ساله من تو یه مجتمع مسکونی بزرگ زندگی میکردم که کلی آپارتمان داشت و فضای سبز و همیشه درگیر کاربودم و گاهی فرصت دور زدن با ماشین دوچرخه سواری و یا قدم زدن تو مجتمع رو داشتم اما هر وقت میرفتم بیرون یه سوژه پیدا میشد که سرگرمم کنه یه بار داشتم رکاب میزدم که گوشیم زنگ زد صدای باد تو هندزفریم میپیچید و برای همین زدم کنار و مامانم بود و اونم وقتی از شهرستان زنگ میزنه ول کن نیست و همه چی رو باید چک کنه از غذای من تا غذای سگ و پرداخت قبوض خونه و شسته شدن لباسا و خلاصه منم داشتم دونه دونه جواب سوالاشو با حوصله میدادم و توضیح میدادم که چی میخورم و چیکار میکنم و کجا میرم ۳تا دختر تو فضای سبز نشسته بودند و قلیون میکشیدند و اول ندیده بودمشون صدای خنده هاشونو میشنیدم و در پایان مامان توصیه همیشگیشو گفت که پسر برو زن بگیر و این حرفا و منم الکی گفتم چشم مامان حتما ازدواج میکنم و یه دختر خوب پیدا میکنم و چشششششم وقتی مکالمه تموم شد دیدم دخترا دارند بهم میخندند و یکیشون با خنده بهم گفت حرف مامانتو گوش کن و منم لبخند زدم و یه شکلک با صورتم درآوردم دعوت به قلیونم کردن و من رفتم جلو یکیشون آروم به اون یکی گفت سما داداشم تو محوطه هست و شاید بد بشه ولی من به روم نیاوردم کمی کشیدم و سرفه و اونا میخندیدن و صحبتمون گرم شد و کلا ادم خوش مشرب و مودبی هستم ذغال کم بود و گفتم من تو آپارتمانم دارم و گفتم حالشو ندارم تنها برم که یکیشون که اتفاقا از برادرش میترسید و کمی پر و تپل بود گفت دوچرخه داری و زود برو بیار دیگه خیلی پرررو بود و زبون دراز و البته به خوشگلی دوستاش نبود ولی هیکلش پر و سینه هاش و کونش سفت به نظر میرسید و قد بلند بود به قول معروف درشت بود گفتم بیا با هم بریم و من قلیون خودمم میارم و در ضمن کادو هست و اهل قلیون هم نیستم و مال شما دیدم خانوم که از داداشش میترسید گفت بریم و زودی برگردیم تو مسیر کوتاه راه کمی حرف زدیم و از کارم و ماشین و این چیزا پرسید و تقریبا فهمیدم چه جور دختریه و کمی هم به شوخی گیر داد که مامانت راست میگه همه چی داری جز زن رسیدیم جلوی بلوکمون و گفت پایین وایمیستم و گفتم بیا بالا تا دم آپارتمان و با کمی تردید اومد و وقتی کلید انداختم که برم تو یه لحظه دیدم نگاهش کنجکاوانه از لای در به داخل خونه هست گفتم بفرما و گفت نه همینجا منتظر میمونم تا اینجاش برنامه خوب پیشرفته بود و رفتم داخل و بهش گفتم بیا تو که درو ببندم که سگم نره بیرون و به بهانه دیدن سگ اومد تو من کلی کتاب و فیلم تو آپارتمانم دارم و با دیدن قفسه های کتاب و فیلمها با تعجب دهنش باز مونده بود و داشت نگاشون میکرد باهاش حرف میزدم و قلیون و آت آشغالاشو تو یه کیسه پلاستیکی میریختم سرمو بلند کردم دیدم روسریشو انداخته وخم شده داره رو میز منو مرتب میکنه دیدم وای چه کونی داره گرد و تپل موهاش مش روشن بود اومدم سمتش و گفتم زحمت نکش عزیزم و پرسیدم یه پیک مشروب میخوره که بعدشم بزنیم و بریم گفت آره فقط زودتر که دیر نشه کمی از مشروب رو مزمزه کردیم و من اروم پشت دستاشو ماساژ میدادم و اون اعتراضی نداشت بعد اومدم کنارش نشستم و اروم دستمو رو شونش گذاشتم و به خودم چسبوندمش و دیدم چیزی نمیگه و سرمو چرخوندن و نفسم اروم به گردن و گوشش میخورد و اروم لبامو به گردن و گوشش تماس دادم ریسک بود دیدم پوستش قرمز شده و اعتراض نمیکنه پیک رو دستش دادم و سر کشید و بعد صورتشو چرخوندم و شروع به لب گرفتن کردم و لباشو میخوردم و همزمان دستام رو بدنش میچرخید و و گودی کمرش و سینه هاشو و روناشو به آرومی لمس میکردم و کاملا هات شده بودیم دستمو لای پاهاش گذاشتم و از روی شلوار جینش اروم کسشو ماساژ دادم صدای نفساشو میشنیدم و گفت کافیه ولی من ادامه دادم با دستش دستمو رو کسش بیشتر فشار میداد ونفس نفس میزد ولی میگفت بسه دستشو اروم گذاشتم رو کیرم و شروع به مالوندن کرد و جلوش وایسادم و بند شلوار ورزشیمو بازکردم شلوارمو کشیدم پایین سرشو بلند کرد و لبخندی بهم زد و از رو شورت کیرمو آروم گاز گاز میزد و لباشو به کیرم فشار میداد خیلی حشری شده بودم و خواستم شرتمو بکشم پایین که دستمو پس زد و کارشو ادامه دادو آروم سر کیرمو از شرتم درآورد و با نوک زبونش خیسش کرد با زبونش و لباش با کلاهک کیرم بازی میکرد بعد از چند ثانیه کل کیرمو در آورد و همشو کرد تو دهنش خیلی خوب بود همه کیرمو تا ته کرد تو دهن و حلقش جوری که خایه هام به لباش میخورد در میاورد و خایه هامو لیس میزد و دوباره با مهارت ساک میزد تلفنش که رو اپن بود زنگ خورد و یهو گفت دوستامن و باید بریم و رفت جواب تلفنو بده دیدم نمیتونم بیخیالش شم رفتم از پشت بغلش کردم و صدای دوستاش میومد که گفتن کوشی پس و ما داریم میریم خونه و این حرفا گفت صبر کنین میام من از پشت بغلش کرده بودم سینه هاشو میمالوندم و سفتی کیرمو رو کونش حس میکرد و اروم تو بغلم سمت اتاق خواب بردمش میگفت دیره و گفتم مهم نیست و چیزی نگفت زود لباساشو دراوردم وای چه کونی داشت چه سینه هایی و چه قوس کمر قشنگی به روشکم خوابوندمش و از پشت گردنش شروع به بوسیدن و لیسیدنش کردم تا خط کونش داشت به خودش میپیچید و دستش زیر بدنش بود و کسشو میمالوند لپ کونشو باز کردم چه سوراخ کون خوشگلی داشت یه حالت قیفی داشت و خوشرنگ و شکاف کسش هم خیس خیس بود کلاهک کیرمو به سوراخ کسش مالوندم و حسابی خیس و لیز شده بود که گفت از جلو نه باور کنین کلی از این حرفش خوشحال شدم و گفتم چشم عزیزم و از کشوی بغل تخت ژل رو برداشتم و سوراخ کونشو حسابی ماساژ دادم و همزمان با من اون کسشو میمالوند و ناله میکرد کلاهک کیرمو به سوراخ کونش فشار دادم و دیدم سخت میره جلو دستشو از رو کسش برداشتم و همونجوری که روش بودم با دستم از زیر بدنش شروع به مالوندن کسش کردم و اون خودشو با سمت کیرم فشار میداد و کیرم بیشتر فرو میرفت نصف کیرم توش بود که کمی مکث کردم و همشو کردم تو کونش تنگ بود و داغ و فشار دیواره های کونش رو رو کیرم حس میکردم آروم تلمبه میزدم و تند کسشو با دستم میمالوندم و موهاشو بو میکردم و گردنشو گوششو میبوسیدم و لیس میزدم بعد از کمی تلمبه زدن کیرمو تا ته تو کونش کردم و همونجوری نگه داشتم و همینجور که کیرم تو کونش بود غلت زدیم و حالا من به پشت خوابیده بودم و اونم به پشت رو من خوابیده بود و حس خوبی از وزنش رو خودم داشتم و یک دستم رو سینه هاش و دست دیگم رو چوچولش بود و میمالوندم و اونم روی من پیچ و تاب میخورد و مواظب بودم کیرم از تو کونش در نیاد دیدم کم کم نفس زدنا و اه کشیدناش داره به جیغ تبدیل میشه و ارضا شد تمام بدنش میلرزید و با یه دستش دستمو محکم رو کسش فشار میداد و با دست دیگش صورتمو نوازش میکرد و بوی موهاشو دوست داشتم چرخوندمش نا نداشت و گفت تمومش کن لطفا دارم میمیرم و انرژی ندارم و گفت کون نه دیگه نمیتونم درد داره برو بشور و بیا از جلو بکن تعجب کردم ولی گفتم نه من همین کونو دوست دارم و چرخوندمش و یه بالش زیر شکم و کمرش گذاشتم و کونش کاملا در اختیار و کنترلم بود راحت تر و عمیقتر کیرم میرفت توش شروع کردن به تلمبه زدن و اونم اخ و اوخ میکرد که دردش میاد و این حشری ترم میکرد و لپای کونشو باز میکردم سعی میکردم عمیق تر تو کونش بکنم و تا خایه توکونش میکردم و هر بارجیغ کوتاهی میزد و من هات تر میشدم اونقدر محکم و سریع میزدم که خیس عرق بودم و کل تخت به سر و صدا افتاده بود و یهویی حس کردم کل انرژیم از نوک کیرم خارج شد و به شدت ارضا شدم و همه آبمو تا قطره اخر تو کونش خالی کردم کیرمو از کونش در نیاوردم و کمی بعد کیرم در حالیکه تو کونش بود خوابید و اونم مثه من نا و توان نداشت یه ردبول خوردیم و دیرش شده بود رفت سریع کمر به پایینشو شست و گفت باید بره و دید چند تا میس کال از دوستاش داره و من گفتم من نمیام و باید دوش بگیرم و کیسه قلیونو گرفت و رفت و منم دوش گرفتم و تخت خوابیدم و بعد اون شب هیچوقت ندیدمش نوشته اس

Date: June 18, 2019

Leave a Reply

Your email address will not be published.