کون گرم مصطفی

0 views
0%

سلام داستانی که براتون مینویسم مربوط به یه هفته قبله این کونی که کردم اولین کون پسری بود که کردم امید وارم دوست داشته باشین من سبحانم و 18 سالمه و امسال پیش میخونم مصطفی همونی که کونش گذاشتم این سایتو یه سال پیش بهم معرفی کرد منم داستان زیاد میخونم و تصمیم گرفتم خاطره مو براتون داستان کنم من و مصطفی هم کلاسی هستیم تقریبا دوستی مون خوبه قضیه مربوط میشه به یه هفته پیش که من باید با مدرسه هماهنگ میکردم و از مدرسه میرفتم چون یکم کار داشتم خلاصه یکم زود رفتم و دیدم در مدرسه بازه و سفور مدرسه هم داره میره در پارکینگ مدرسه رو باز کنه یه اتاقک اونجاست که معمولا میره اونجا میخوابه هوا یکم سرد بود منم رفتم تو کلاس و رو میز نشستم یکم با گوشیم ور رفتم که دیدم صدای در سالن اومد مدرسه ما کوچیکه کلا یه سالن و ۵تا کلاس با یه دفتر و یه ابدار خونه جوریه که بقیه کلاسا و داخل سالن رو میشه از شیشه در دید نگا کردم دیدم مصطفی هستش مصطفی از روستا میاد و یکم روستاشون دوره برا همین سرویسشون زود میره دنبالشون و معمولا مصطفی زود تر از بقیه میرسه بچه های کلاس خیلی دلقکن و همیشه به شوخی همو انگولک میکنن منم از این قاعده مستثنی نیستم جوریه که هم تشویقه هم شوخیه هم سر زنشه هم شادیه هم کار معمول کلاسه وقتی معلم نمیاد خلاصه مصطفی اومد جلو دست داد و سلام کردیم خواست کیفشو بزاره رو میز که من یه چک زدم در کونش معمولا عادی بود که تلافی کنه ولی بی تفاوت نشست حالا دیگه فقط منو اون تو مدرسه بودیم منم منتظر مدیر بودم که کارمو راست و ریست کنم همیشه تو کلاس حرفای مسخره ای مثل بیا منو بکن بیا بریم بذارم کونت کیرم دهنت کونت خیلی خوشگله تو کلاس ما زده میشه و همه فوق العاده اهل شوخی هستیم منم حوصله سر رفت و به مصی گفتم نه کونی هست بکنیم و نه کسی هست بکنتمون مصطفی از جا رفت و خندید و گفت بیا خودم بکنمت منم پاشدم و گفتم بیا مصطفی کمربندشو باز کرد و منم گفتم اول من به مسخره پشتشو کرد به من و گفت بیا اگه میتونی نمیدونم چی شد یه لحظه چشمم به کونش افتاد خیلی حشری شدم جیک ثانیه کیرم شق شد مصطفی رو از پشت گرفتم به خیالش که من عین همیشه شوخی میکنم ولی واقعا خیلی حال داد گفت حالا نوبت منه بهش گفتم حالا بمون فهمید که چه خبره گفت ول کن دیگه محکم گرفتمش و گفتم اگه نکنم خواست خودشو ول کنه که محکم تر گرفتمش و گفتم یه دیقه بمون خیلی حال میده گفت یکی میبنتمون ابرومون میره گفتم بریم لب پنجره کسی اومد تو محوطه ببینیمش کشوندمش سمت پنجره و دستاش رو گذاشت رو سکوی پنجره شلوارشو دادم پایین و داشتم کمر بندمو باز میکردم که گفت گوه نخور دیگه خواست برگرده گفتم بمون ترو خدا و محکم گرفتمش کیرمو گذاشتم لای پاش کونش مو داشت یکم ولی گرم و نرم بود و رنگ سبزه ای که داشت ادمو دیونه میکرد یکم کیرمو عقب جلو کردم حال میداد سر کیرمو خیس کردم گذاشتم دم سوراخش گفت نکن بی شعور درد داره محکم گرفتمش و گفتم یه لحظه اس کونش به نظر یکم گشاد تر از کون دختر میومد عجیب بود انگار همیشه کون داده بود سر کیرمو فشار دادم که یه اخ گفت و یه تکونی خورد حالا دیگه خودش اروم مونده بود یکم با کونش ور رفتم تا جا باز کرد آروم سر کیرمو دادم تو از قیافش معلوم بود داره دردش میاد یکی دو دیقه طول کشید تا کیرمو کامل فرستادم تو کونش گرم و تنگ بود واقعا حالاد میفهمم چرا هم جنس بازی طرفدار زیاد داره این قدر شهوتی بودم که دوست داشتم کیرمو فشار بدم تو کونش تلنبه زدم خیلی داشت بهم حال میداد انگار یه حلقه در کونش بود که خیلی تنگ بود داخل که میرفت گشاد تر میشد همینش خیلی حال میداد گفت زود باش الان یکی میاد یکی دو دیقه تلنبه زدم کم کم داشتم ارضا میشدم گردنشو یکم گاز گرفتم نا خود اگاه تلنبه زدنم تند تر شده بود داشت ابم میومد که بی اختیار شروع کردم اه و اوه کردن ابم اومد و ریختم تو کونش حدود ده بیست ثانیه کیرم همونجور تو کونش بود اینقدر حال کرده بودم بی جون شدم که یهو صدای در حیاط اومد سریع کیرمو کشیدم بیرون و شلوارمو بالا کشیدم اونم همینطور و رفت سمت دست شویی ها منم رفتم و کیرمو شستم کم کم بقیه بچه ها هم اومدن مدیر هم اومد و منم رفتم باهاش حرف زدمدو از مدرسه خارج شدم تا شب همش تو فکر کونش بودم لامصب خیلی حال داد فردای اون روز مصطفی رو دیدم تا حالا خیلی رابطمون بیشتر شده و خیلی با هم خوب شدیم ولی من هنوزم تو کفِش بودم خیلی بیشتر از دختر کردن حال میده یه هم کلاسی دیگه هم دارم که از وقتی مصطفی رو کردم خیلی دوست دارم اون رو هم مورد لطف قرار بدم کوتاه مختصر مفید نوشتم فحش آزاده ولی شخصیت خودتونو حفظ کنید امید وارم دوست داشته باشید بازم براتون داستان از دیگر سکس هایم میذارم پایان نوشته

Date: August 23, 2018





Leave a Reply

Your email address will not be published.