بالاخره بهم داد

0 views
0%

سلام خیلی وقته عضو سایت هستم و داستان هارو می خونم راست و دروغ شون مهم نیست جذابیت اوناست که مخاطب رو به دنبال کردن داستان وادار می کنه پارسال خونه رو جابجا کردم اودم یه ده واحد یه خانمی تقریبا ۳۵ ساله طبقه چهارعقب بود که بدجور تو کفش رفتم سینه های بزرگ حداقل۸۵ و ایستاده ای داشت اندامش ورزشکاری بود بیشتر مواقع ساپورت سیاه با مانتوی کوتاه می پوشید و سینه هاش بیرون زده بود به هر بهانه ای جلوش سبز میشدم و باهاش سلام می کردم اونم خیلی سرد جواب میداد و اصلا تحویل نمی گرفت هفت و هشت ماهی همینجور گذشت تا بهمن ماه که پمپ آب مشکل پیدا کرد و منم که پیگیر شدم و به بهونه چک کردن فشار اب رفتم در خونه اش اولش قبول نکرد برم تو و وقتی دید مجبوره در باز کرد یه چادر رنگی که همه چیز از زیرش پیدا بود سرش کرده بود واقعا سینه هاش چشم نواز بود و وقتی راه می رفت پاهای گوشتی و البته خوش فرمش دل رو می برد متوجه نگاهم شده بود اولش بهش برخورد ولی بعدش انگار بدش نیومد و همکاری کرد باهاش گرم گرفتم موقع رفتن یه فرم بهم داد که فهمیدم مشاور پوست و محصول ارائه می کنه شماره اش رو پایین برگه نوشته بود منم از خدا خواسته برگه رو گرفتم فرداش بهش توی تگرام پیام دادم خودمو معرفی کردم بیچاره فکر می کرد می خوام چیزی ازش بخرم با چرب زبونی از هر دری حرف زدم و اون روز یه مقدار امادش کردم چند روز بعد بهش گفتم می خوام شب بهش پیام بوم کنجکاو شد و بعد از کلی اصرار قبول کرد ساعت ۱۲ بهش پیام دادم جواب داد بعد از مقدمه چینی بهش گفتم محصولات جنسی هم داری که بعد از کلی مکث گفت نه فکر کردم ناراحت شده ادامه ندادم و بعد خودش گفت مگه مشکلی داری دیگه مهلت ندادم و از سکس و مدت زمان و کیفیت نحوه شروع و پایان براش گفتم هیچی نمی گفت و فقط پیام رو می خوند فهمیده بود برا چی دنبالشم اون شب گذشت که دیدم فردا شب خودش پیام داد ازم خواست از سکس براش بگم بهم می گفت ببرم فضا منم سیر تا پیاز رو براش با جزئیات کامل گفتم گفت اگه شوهرم باشی باهام چیکار می کنی من گفتم اول بغلت میکنم بعد دست می کشم تو موهات آروم آروم لبات رو می بوسم گردنت و لاله گوشتو می مکم سینه هاتو چنگ میزنم و وقتی یکی از سینه هات تو دستمه اون یکی رو با زبون مک میزنم بعد از لای سینه هات تا نافتو زبون میزنم وقتی چشمات از شهوت پر شد با زبون چوچوله مک میزنم و لای کستو زبون میزنم آروم آروم انگشتمو می کنم تو سوراخ کونت و وقتی داغ داغ شدی کیرمو می کنم تو کست و اینقدر تلمبه میرنم تا اب همه وجودت از کست بیرون بزنه وقتی پیام تموم شد تا یه ربع جوابمو نداد و بعدش بهم گفت با حرفام خودشو ارضا کرده دیگه هر چند شب کارم همین بود تا اینکه ازش خواستم واقعی ببرمش فضا خیلی مقاومت کرد لیلا خانم می ترسید کسی متوجه بشه یک ماه وقت برد تا قبول کرد وقتی پسرش رفت مدرسه پیام داد برم پیشش در واحد رو باز گذشته بود صداش کردم وقتی امد باورم نشه تا چند لحظه گیج بود یه حوری جلوم ایستاده بود یه سوتین مشکی توری که سینه ها توش می درخشیدن همراه با یه شورت مدل دار که معلوم بود زیرش بهشت گمشده پنهان شده از سلام کردنش به خودم امدم و دستش رو اورد جلو منم دستش گرفتم و کشیدم طرف خودم محکم بغلش کردم تمام بدنم گر گرفته بود ضربان قلبم رو هزار بود هرچی بیشتر فشارش میدادم کمتر سیر میشدم لیلا هم داغتر از من بود یاد سکس تل افتادم دستمو بردم تو موهاش لباشو مکیدم طعم رژ صورتیش رو کامل چشیدم خمار خمار شده بود دیگه همدیگرو نمی دیدیم سرمو گذاشتم لای سینه هاش سوتین رو کشیدم پایین دو تا سینه ۸۵ با نوک صورتی جلوی چشمام خود نمایی می کردن با زبونم شروع کردم مکیدن مثل یه نوزاد گرسنه خوردم و خوردم لیلا از شدت شهوت جیغ میزد بهم می گفت برو پایین دیگه طاقت ندارم کیر می خوام وقتی شورت از پاش کنار زدم تا چند لحظه به کوسش خیره شدم تنگ تمیز و تازه خصوصیات کامل یه کوس خوردنی زبونم بردم لاش با اولین لیسش دستاشو گذاشت رو سرم و فشار داد چوچولشو گاز گرفتم یه جیغ کوچولو زد و لرزید آبش راه افتاد التماس می کرد کیرمو بزارم منم دیدم همه چی آماده است و کیرم با یه فشار کوچیک روانه بهشت گرم شد با هر بار عقب و جلو کردن فشار رو بیشتر می کردم ده دقیقه همین جور ادامه دادم که خودش خواست حالت رو عوض کنیم به پشت خوابندمش کیرمو از لای پاش بردم سمت کوس و شروع کردم به تلمبه زدن احساس کردم آبم داره میاد ازش سوال کردم داخل بریزم که گفت می ترسم حامله بشم و منم کیرمو کیشدم بیرون همه ابمو رو کمرش خالی کردم و بی حال افتادم کنارش یه ربع گذشت و وقتی به خودم امدم دیدم لباس پوشیده برام چای ریخته بعد از اون فقط سکس تل می کنیم و هنوز موقعیتش جور نشده دوباره برم پیشت و فکر کنم تا پایان تعطیلات عید باید منتظر باشم نوشته

Date: July 21, 2019





Leave a Reply

Your email address will not be published.