خاله دیوث

0 views
0%

من دختر تپلی هستم و سینه های بزرگی دارم و 23 سالمه خاله مطلقه ای دارم که با پسرای جوون تر از خودش دوسته و صیغه اونا میشه از طریق اون خاله با نامزدم آشنا شدم اسمش مهدیه و 26 ساالشه از بچگی حدود 14 یا 15 سالگی عادت داشته مشروب بخوره و همه جور زنی هم از زیر دستش گذشته اوایل کم مصرف الکل داشته اما این چند سال آخر مصرفش بالا بوده که به نظر خودم علت گرم مزاج بودنشم اینه من نمیخواستم با این آقا ازدواج کنم و تنها علتشم همین مشروب بود تا اینکه یه شب خونه خاله ام دیدمش خیلی پا پیچ من شد و همه اش میپرسید چرا منو انتخاب نمیکنی که بهش گفتم علتش اینه که دائم الخمره و بهش بر خورد کنار اون و خالم و شوهر موقتش نشستیم و داشتیم بازی جرات یا حقیقت میکردیم که همه خسته شده بودن به من نمیافتاد که من بخوام مجازات بشم یا انتخاب کم اما به مهدی افتاد و خاله منم که خیلی آقا مهدی رو دوست داشت ازش پرسید جرات یا حقیقت ومهدی جرات رو انتخاب کرد و خاله عاشق من که البته مست هم بود گفت خواهر زاده من خیلی شیطونه ببینم میتونی 15 دقیقه باهاش تنها بمونی خلاصه ما رو کرد تو یه اتاق و درو رومون قفل کرد و مهدی که مست بود و به گفته خودش از وجود من کنارش دیوونه شده بود مانتو جلو باز سورمه ای رنگ منو در آورد تا خواستم اعتراض کنم بطری مشروب رو کرد تو دهن منو منم لاجرء سر کشیدم اما بعد هم نفسم گرفت و هم تلخ و بد بو بودش فکر کنم دو یا سه قلپ خوردم و بقیه اش ریخت رو زیر سارافنی سفیدم که خیس شد و چسبید به سینه هام و اونو تحریک کرد چسبید بهم و خودشو بهم سسفت فشار داد اون موقع حس کردم که کیرش سفت شده ترسیدم و جیغ زدم خاله که فقط صدای خنده های بلند و مستانه اش می اومد مهدی منو گرفت و پرتم کرد روی تخت هم هیکلش درشت بود زورم بهش نمیرسید و هم مست شده بودم بدنم شل بود لباسمو از تنم در آورد و شروع کرد به لب گرفتن ازم که دیگه مقاومت نکردم آخه اون واقعا هم خوشگله و هم جذاب با هاش همراهی می کردم که سوتینمو در آورد و جفت سینه هامو تو دستش فشار داد و بعد صورتشو فشار داد بین دوتاش تا این که نفسش گرفت و اومد بالا و دوباره بطری مشروبو برداشت و کرد تو دهنم و باز من چند قلپ ازش خوردم یکمی هم خودش خورد و ته بطری رو هم خالی کرد رو سینه من و شروع کرد به مک زدن و خوردن نوک سینه هام هم میخورد و هم میمالیدشون بعد زبونشو از بین سینه هام کشید پایین و شلوار لی منو در آورد و منم بیجون تر ازاینا بودم که بتونم مقاومت کنم و البته نمیتونستمم لخت شد و کیرشو از رو شورت چسبوند به کسم اونجا بود که خیس خیس شدم و دید که اعتراضی ندارم شورتمو کشید پایین و پاهامو با دست گرفت و به صورت 7 باز کرد و با گفتن جووووووووووووون شروع کرد به خوردن و یکمی که خورد گفت حالا آماده ای عشقم و بعد سر کیرشو گذاشت تو تا کرد تو دردم گرفت وفهمیدم تو نمیره بکارتم بود که تو نمیرفت ترسیدمو خودمو کشیدم عقب تر که مهدی افتاد روم و گفت کجا گفتم تو رو خدا نکن درد داره گفت قول میدم بدون درد باشه برای اولین بار بهش اعتماد کردم و اون کمی بدنمو ماساژ داد و بعد با یه ضرب کارو تموم کرد یکم دردم گرفته بود اما دلم میخواست ادامه بده و ادامه داد آبش که اومد ریخت تو و بعد محکم و تند تر تلمبه زد بعد ایین که آبش اومد التماسش کردم اما دست بردار نبود واین بار یه متکا زیر شکمم گذاشت و بعد به منو چرخوند و محکم تلمبه میزد که هم میخورد ته شکمم و هم لپ های کونم تو دستش بود و میمالوند و گاهی از هم بازشون میکرد بعد ارضا شدن در آورد و ریخت روی کمرم و تا صبح همونطور خوابیدیم تا اینکه من مستی از سرم پرید و حالا یه دختر بوددم بدون بکارت و اما شب خوبی بود نوشته

Date: August 26, 2018





Leave a Reply

Your email address will not be published.