سکس سه نفره با دوست همسرم

0 بازدید
0%

من بهمن هستم ۳۷ سالمه قد متوسط البته کیرمم متوسط متاهلم زنم هیکل خوبی داره سینه هاش دخترونه و سفت هست سایز ۷۰ همچین سکس میکنه و حشرش بالاس که ادم میترسه دوست داره ناخنشو فرو کنه تو تخمام اینقدر تخمامو گاز میگیره موقع خوردن کیرم بعد چند روز تخمم پوست اندازی میکنه رابطه ما با هم خیلی خوبه شاید ماهی ۱۲ بار باهم سکس کنیم البته نا گفته نمونه که من بعد از ۱۲ سال تونستم اونو راضی کنم از کون بکنمش اوایل دردش میومد ولی الان خودشم دوست داره و اورگاسم میشه زنم یه دوستی داره که اسمش بهار هست که خوشگل و قد بلنده خیلی هم عشوه و ادا داره و سینه هاش ۸۵ که توجه مردهارو با لباسهایی که میپوشه بخودش جلب میکنه خیلی هم راحت هست تو جمع دوستانه که داریم البته از زندگی خودش راضی نیست تو جمع دوستانه همش به این و اون میچسبه انگار همش تو کفه مرداد ماه بود که شوهر بهار رفت عسلویه ماموریت کارش کنترل خوردگی مخازن بود با رفتن شوهر بهار رفت و امد ما باهم بیشتر شد تا جایی که دیگه خیلی پیش من راحت بود و لباسای حلقه میپوشید بعد از چند ماه که به همین منوال گذشت و شوهر بهار میرفت ماموریت و مرخصی چند روزه میومد کمی اختلاف بینشون افتاد و شوهر بهار دیگه دو ماه یکبار میومد خونه رفت و آمد های ما هم بیشتر و بیشتر میشد و میدیدم که زنم با بهار اغلب در گوشی پچ پچ میکنن و به من نگاه میکنن و میخندن اوایل فکر میکردم حرفای خاله زنک میزنن ولی کمی که گذشت جلو من با هم شوخی میکردن و دستمالی میکردن منم زیر چشمی نگاه میکردم به تصور اینکه متوجه نیستن بعد از چندین بار که دیدم اینا دارن باهم ور میرن از زنم پرسیدم که چرا مراعات نمیکنی با تعجب گفت چیو گفتم خودتو به خنگی نزن بهار رو میگم چرا همش باهم ور میرین مشکلی داری ترسید ولی در حالی که نفسش به شماره افتاده بود گفت که رابطه بهار با شوهرش به سردی رفته و شوهرش تو محل کار با یه همکارش رو هم ریختن گفتم خب با تو باید ور بره زنم لبخند شیطنت آمیزی زد و گفت تو همیشه سکس دوست داشتی گفتم خوب گفت هیچی بهار میگه نمی خوام برای این مورد و رفع نیازم برم تو خیابون و به هر کسی پا بدم حرفشو قطع کردم در حالی که نفسم بند اومده بود گفتم خفه شو اون شوهر داره اصلا حرفشم نزن گفت اونا طلاق عاطفی دارن چند ماهی هست با شوهرش سکس نداشته من جا خوردم ولی ته دلم میخواستم تلافی همه این عشوه و اداهارو سرش در بیارم به زنم گفتم تو چی جوابش دادی گفت یکماه هست ازم خواهش میکنه ولی میترسیدم بهت بگم گفتم نظر تو چیه زنم خندید گفت اگه میخای به شرطی که پسر خوبی باشی یه دفعه مجازی یه شب که خونه تنها بودیم بهار اومد خونمون منم از سر کار رسیدم رفتم حموم دوش بگیرم بعد از حموم اومدم خودمو خشک کنم دیدم حولم نیست زنمو صدا کردم حوله بیاره گفت دستم بنده الان بهار میاره برو تو منو میگی قلبم ریخت سر تخمام بهار اومد لبخند شیطنت آمیزی داشت در اتاق خوابو بست گفت آقا بهمن کجایی گفتم حموم دیگه گفتم حوله رو بزارید بیرون مرسی گفت خانمت گفته حولرو تنت کنم من پی به نقشه اونا بردم ولی خودم زدم به کوچه علی چپ راست میگفت اغلب حوله رو خانمم تنم میکنه گفتم بهار جون زحمتت میشه گفت نه فقط برگردید تا من حوله رو بندازم رو دوشتون عقبی اومدم بیرون اونم حوله تنپوشو انداخت روم داشتم آستین دست چپم رو می پوشیدم که دستشو مالید به باسنم و گفت چه باسن خوشگلی داری راست میگفت باسن خودش تخته ای بود منم به شوخی گرفتم و گفتم قابل شما رو نداره خندید گفت اه خودم یه چیزایی دارم اصل کاری رو بده اگه راست میگی من که داشت کیرم راست میشد گفتم رفیقت الان بیاد حسابمون پاکه خندید و گفت نگران نباش خودش گفت فرصتو از دست ندم اینو گفتو دست انداخت به کیرم قلبم ریخت اومد جلوم شروع کرد کیرمو یه لیس زد یه دفعه همروکرد ته حلقش من دیگه نمی تونستم سر پا وایستم گفتم دارم میوفتم حالیش نبود میترسید نتونه ادامه بده یا من منصرف بشم منم دست انداختم تاپ لیمویی رنگش رو در اوردم بهار همینطور که داشت ساک میزد یه ملچ مولوچی راه انداخته بود زنم از پشت در گفت هوی بهار تموم نکنی بهار همونطور که دهنش پر بود میگفت هوم هی هوم زنم درو وا کرد من خجالت کشیدم بهارو هل دادم کنار و حولرو پیچیدم به خودم زنم گفت اونجا چرا بیاین رو تخت رفتیم رو تخت من دراز کشیدم بهار هم شروع کرد کیرمو ساک زدن زنم بند سوتین بهار رو باز کرد وای سینه ۸۵ میتونستم کیرمو بزارم لای سینه هاش بهار حسابی حشری شده بود من داشتم لبای زنم رو میبوسیدم که بهار اومد جلو نشست روم منم سینه هاشو کمی مالیدم و نوک قهوه ای رنگش رو با زبونم بازی بازی دادم حالا حسابی سر کیف بود دست بردم سر کسش وای از خیسی دستم میسورید زنم به بهار گفت برو کنار منو بلند کرد سر تخت تا کیرمو گذاشت لای سینه های بهار کمی جلو عقب کردم زنم دو تا تف انداخت لای سینش وای چه لحظه محشری بود من از این لذت محروم بودم اولین بار بود خیلی لذت داشت بعد از چند دقیقه که حسابی کیرمو لای سینش بازی دادم زنم دراز کشید منم افتادم روش کیرمو کردم تو کسش اخ که چقدر ابدار بود همینطور که کیرمو تا ته میکردم تو کس زنم با یه دستم داشتم کس بهار رو بازی می دادم با زبونم هم سر سینش رو می لیسیدم بهار حسابی سر کیف بود داشت از حال میرفت منو کشید رو خودش منم رفتم روش کیرم حسابی خیس بود حولش دادم تا ته رفت بهار یه اهی کشید منو بلغ کرد شونمو همچین گاز میگرفت که زنم ترسید گفت روانی یواش تموم نمیشه منم شروع کردم تلمبه زدن یه ۴ دقیقه کردمش بعد گفتم دمر شد مدل سگی عجب کسی داشت باسنشو گرفتم لای دستام کیرمو کردم تو کسش حسابی کردمش اونم داشت با انگشتاش سر کسش رو بازی میداد که یه دفعه گفت برگردیم رو هوا دراز کشید کیرمو کرد تو کسش با دستش سر کسشو بازی داد یه دفعه جیغی زد و ارگاسم شد چه حالی داشت رو تختی رو با دو دستش داشت پاره می کرد تکون تکونایی خورد بی حال شد تا چند دقیقه بی حال بود منم داشتم می کردمش زنم ناخنشو فرو کرد تو تخمام میدونست من کیفم میشه بعد از چنتا جلو عقب کردن منم ابم اومد کیرمو در اوردم پاشیدم رو سینه های بهار وقتی اب داغ کیرم بهش خورد تازه به خودش اومد زنمو بغل کرد و بوسید در حالی که گریه میکرد ازش تشکر کرد هی میبوسیدش و میگفت ممنونم که اجازه دادی بهم یه چشمک هم به من زد بعد رفتیم حموم توی حموم زنم کیرمو اب کشید و یه ساک حسابی زد کیرم که حسابی شق شد جلوی چشای بهار زنمو از کون کردم از تعجب شاخ در اورده بود بعد یه بار دیگه ابم اومد دیگه حال نداشتم از حموم اومدیم بیرون رفتیم اشپزخونه جاتون خالی فسنجون خوشمزه خوردیم بعد از شام بهار آژانس گرفت رفت خونشون جلو در خونه منو بوسید و گفت البته با اجازه موقع رفتن در گوش زنم گفت بازم میتونم بیام طوری گفت که منم بشنوفم زنم خندید و گفت خودم خبرت میکنم به شرطی که مثل من از پشتم بدی اخه بهمن کون کردنو دوست داره بهار که انگار دردش اومده باشه یه اخ نه گفتو خندید و به طرف آسانسور رفت داستان ادامه دارد نوشته بهمن

Date: August 23, 2018

Leave a Reply

Your email address will not be published.