کیر ناز صاحب مغازه

0 views
0%

سلام دوستان دفعه قبل داستان لاپایی دادن به صاحب مغازه ای که توش کار میکردم رو نوشتم براتون الان میخام ادامه دادنم رو به اون بگم اول بگم اسم من حمیدرضاست اون موقع 17 سالم بود و الان سی سالمه و اسم صاحب مغازه مهدی بود و سنش حدودا 35 بود از وقتی که منو لاپایی کرد همیشه بهم تیکه مینداخت مثلا میگفت بچگیات کجا بودی و چاقال شخصیه منی و حقیقتش اون روزی که منو لاپایی کرد میخاستم از مغازش برم و رفتم که باهاش صحبت کنم ولی تا دیدمش دست زد به کونم و قند تو دلم آب شد به خاطر همین موندم و اونم بعضی وقتا منو انگشت میکرد خلاصه بعد چند روز که تو مغازش بودم یهو گفت میری بالا ظرفا رو بشوری امشب مهمون دارم نمیرسم کارا رو بکنم خونش طبقه بالای مغازه بود من نمیدونستم چه خبره حدود ساعت 11 صبح بود قبول کردم و با هم رفتیم بالا درو واسم باز کرد رفت مغازه و گفت کارت تموم شد زنگ بزن حدودا سه روز از لاپایی دادنم گذشته بود من ظرفا رو شستم و حقیقتش بدم نمیومد بیاد بالا بکنه منو واسه همین سریع شستم و بهش زنگ زدم و گفت الان میام بالا بعد چند دقیقه اومد و گفت چرا لباست خیس شده گفتم آب ریخته گفت صبر کن خشک شد بریم پایین گفتم چشم گفت بیا بشین پیشم رفتم اون قدش حدودا صدو هفتاد و وزنش حدود صد کیلو بود و کیرش کلفت و 18 سانتی بود پیشش که نشستم دستشو انداخت گردنم گفت اهنگ بزارم واسم میرقصی گفتم بلد نیستم گفت پشتتو بکن به منو کونتو تکون بده و یواش یواش لخت شو گفت نه آقا مهدی بدم میاد گفت مثل دفعه قبله قبول کردم یکم رقصیدم و شلوار و تی شرتمو در اوردم آهنگ که تموم شد گفت بیا اینجا جلوش دو زانو رو زمین نشستم گفت شلوارمو در بیار در اوردم کیرشو گرفتم دستم گفتم میخای بخورم گفت آره شروع کردم لیس زدن واسش خایه های گندشم لیسیدم بهترین مزه بود یهم گفت بخاب رو زمین خابیدم ازم پرسید با تف بکنم یا کرم گفتم هر چی میخای گفت بگو وگرنه میکنم تو کونت گفتم تف یه تف انداخت رو سوراخم با لپای کونم بازی کرد بهم گفت با دستات لپای کونتو باز کن گفتم چرا گفت میخام ببینم خوب فکر کردم راست میگه اینکارو کردم گفت تا زور داری باز کن و تا نگفتم ول نکن گفتم چشم بازه باز کردم خابید روم کیرشو تا ته کرد توم و نگهداشت از درد مردم اولش نتونستم نفس بکشم بعد چن ثانیه گفتم در بیار یادمه گریه کردم ولی در نیاورد گفت زود تموم میشه ولی شل کن خلاصه پنج دقیقه تلمبه زد ترکیدم زیرش تا اب نازش در اومد ریخت تو کونمو کیرشو در اورد باور کنید بهترین حس دنیا وقتیه که کسی که میکنتم وقتی ابش میاد عضله های شکمش رو کمر منقبض میشه و حس میکنم اون اولین بار بود که حس کردم خلاصه بلند شد و گفت به خونت زنگ بزن و بگو ظهر ناهار مغازه ای گفتم ناهار خرید خوردیم گفت یکم استراحت کن بیا مغازه یه ساعتی خابیدم رفتم مغازه از درد پله ها رو نمیتونستم بیام پایین اومد مغازه مشتری بود تا رفت گفت چاقال شخصیم چطوره منم نگاش کردم رفتم پاشو بوس کردم نمیدونم چرا ولی میخاستم این کارو نوشته

Date: March 19, 2019





Leave a Reply

Your email address will not be published.